روز آفتابيست، غفار وثريا مسابقه چستان گويی دارند. غفار چستان می گويد: آن چيست که به چشم ديده می شود، اما در آب تر نمی شود. ثريا پس از فکر کردن جواب درست نمی دهد، دراين وقت بنجاره والا رسيده، بعد از سلام عليکی چستان را دوباره تکرار می کند. ثريا با نشانی های بنجاره والا که می گويد انسا ن، حيوان وهرچيز از آن دارد". سر انجام جواب درست را که "سايه " است، به غفار می گويد. بنجاره والا از اطفال می خواهد با دوستانشان مسابقه چستان دهند و خود راهی کوچه دگر می شود. کوچه ِدگر  | | | نوريه و خيبر با خسته های زرد آلو ضرب وزبانی 4 را کار می کنند. |
نوريه و خيبر با خسته های زرد آلو ضرب وزبانی 4 را کار می کنند. هردو از يک تا شش درست کار می کنند، اما در عدد هفتم بند می مانند که بنجاره والا رسيده آنها کمک می کند. او ذريعه چهارمغز ضرب زبانی چهار را ازعدد هفت تا شماره ده با اطفال کار می کند. خيبر و نوريه ضرب زبانی را کار می کنند که گاهی اشتباه می کنند که به کمک بنجاره والا تصحيح می شود. |