ميرآقا و وژمه مصروف اجرای حرکات سپورتی اند، که بريالی و خاله گاديران رسيده از اجرای همچو حرکاتی در سر کس ياد می کنند. بريالی دختری را می شناسد به اسم فاضله که در در مرکز سرکس در کابل کار می کند. بعد همه با هم سوار گادی جادويی شده به سرکس می روند. پس از رسيدن به مرکز، فاضله در مورد سرکس می گو يد:"سرکس حرکاتيست،تعجب آور، مانند بازی با توپ، کلب، بشقاب و امثال آن. " فاضله با نشانی يکی از همصنفانش و به کمک پدرش توانست شامل سرکس شود. وی در اين مرکز تياتر، ترانه، ميناتوری و خياطی آموخته است.  |  فاضله برای نمايش سرکس به دنما رک، جرمنی و جاپان سفر کرده است.  |
او از هشت صبح تا 1يک بعد از ظهر در مرکز می باشد، بعد مکتب می رود. فاضله از کودکی علاقمند سرکس بود، ديدن سرکس در تلويزيون برايش لذت بخش بو د. بعد عملاً به اجرای حرکات سر کس را به خواهش اطفال می پردازد. نخست بازی سر کس برای فاضله دشوار بود، اما حا ل ساده شده است. او با دوستانش برای نمايش سرکس به دنمارک، جرمنی و جاپان سفر های هم داشته است. همه باهم درنمايش سرکس اشتراک می کنند. حميد روهان استاد مرکز سرکس به خاله گاديران می گويد: "اطفال در مرکز سر کس، تياتر، ترانه و خياطی می آموزند:.  | | | سرکس حرکاتيست، که مردم را به تعجب می ندازد، مانند بازی با بشقاب، تو پ و امثال آن. |
وی می گويد: فاضله از چهار سال بدين سو مصروف کار درسر کس است. او استعداد و علاقه فراوان دارد و زود تر از همه حرکا ت را می آموزد. در نمايش بريالی و وژمه با يکی از اطفال تماشاچی صحبت می کنند. طفل می گويد به تماشای سر کس آمده و خيلی برايش لذت بخش است . در خاتمه خاله گاديران همه را متوجه وقت ساخته، بعد همه با هم ذريعه گادی جادويی راه خانه هايشان را در پيش می گيرند. |