|
چهره ها و جاها: بندر حيرتان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
الياس از پدرش به فريبا می گويد، که به خاطر آوردن تيل، حيرتان رفته است. فريبا تعجب می کند، که در حيرتان تيل از کجا می شود. در همين وقت خاله گاديران رسيده، می گويد بندر حيرتان يکی از مشهور ترين بنادر افغانستان است، که برق، کشتی و خط ريل دارد. بعد آمادگی رفتن به بندر حيرتان را گرفته، در گادی جادويی راه می افتند. پس از رسيد ن به آنجا، از ريس بندر حيرتان در مورد منفعت بندر می پر سند. ريس می گويد: "اموال مردم از همين بندر وارد می شود، اکنون حدود ١٠٠٠ نفر مصرو ف کاراند و٨٠ فيصد نفت افغانستان از همين بندر اکمال می شود." "بندر حيرتان ٣٦ کيلو متر خط ريل دارد که عملا٢٤ کيلو متر آن فعال می باشد. اموال از آسيای ميانه، چين وايران از طريق واگون ها داخل بندر می شوند." همچنان وی پيرامون ظرفيت نگهداری اموال می گويد: "در سه پورت ما گنجايش١٥٠ هزار تن اموال دولتی و تاجران را دارد. قبل از سال ١٣٥٢ بندر در منطقه تاش گذر بود، بعد اين جا انتقال يافت. در سال ١٣٦٢ پل ساخته شد که اموال توسط ريل انتقال می يابد." بعد اطفال و خاله گاديران با کارگری به اسم فريدون می بينند که در همان بندر کار می کند و خانه دارد. محمد طاهر، تاجر در مورد انتقال اموالش می گويد: "برای وارد کردن اموال ام آمده ام، که شامل سيخ گول، آهن باب و قير می باشد و سمنت را صادر می کنم."
مسافری در مورد پل می گويد: "پل دو خط ريل،و دو سرک رفت و آمد و دو سمت پياده رو دارد." دخترکی خودش را منيژه معرفی کرده می گويد: "آن طرف دريا، شهرکی به نام ترمز است، که مربوط سرخان دريای کشور از بکستان می شود." درخاتمه خاله گاديران، اطفال را متوجه وقت ساخته و همه باهم به سمت گادی جادويی حرکت کرده راه خانه هايشان را در پيش می گيرند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||