|
خورجين بنجاره: شغال | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مجيد باديدن چارمغز هانزد شريفه در مورد حق خودش می پرسد، شريفه می گويد حق چارمغزهای همه ما در اين شامل است و جمعا 40 دانه چارمغز است. مجيد 10 دانه چارمغز را گرفته می گويد 35 دانه دگر می ماند، ولی شريفه قبول نمی کند. درهمين حال بنجاره والا رسيده از اطفال می خواهد تا تمام چارمغز ها را بشمارند که کلا 40 دانه است يا نه. اطفال پس از شمارش چارمغز ها را 40 می خوانند. بنجاره والا می گويد: "اگر از 40 دانه چارمغز دو دانه آن کم شود چند ديگر می ماند"؟ شريفه جواب می دهد 38 دانه ديگر. بنجاره والا می پرسداگر از چهل دانه چارمغز چهار ديگرهم کم شود، چند ديگر ميماند؟ مجيد پس از اشتباه می گويد34 دگر. به همين ترتيب اطفال به کمک هم از چهل تا سی تفريق را می آموزند. دراخير بنجاره والا برای آنها گُدی و موترک پلاستيکی تحفه داده خود به کوچه دگر می رود. کوچهِ دگر
طاهر به خاطره درمورد شغال می گويد که چوچه مرغ شان را برده بود. دراين وقت بنجاره والا رسيده پس از اطلاع يافتن از موضوع اطفال را روی آئينه جادويی به تماشای شغال می برد. اطفال می خواهند بدانند شغال ها در يک سال چند چوچه می دهند؟ شغال می گويد سالانه اضافه تر از 2 تا 3 چوچه می دهند. خاطره در مورد خوراک شغال می پرسد. شغال از مار، چوچه های مرغ، خرگوش، ماهی و امثال آن نام می برد. با بسته شدن آئينه جادويی برنامه هم خاتمه می يابد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||