|
خورجين بنجاره: بازی 10،20،30 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نبی , شريفه وزرغونه می خواهند با خواندن ده، بيست ،سی ، معلوم کنند که بايد چشم هايش را ببندد و همه شروع به بازی چشم پتکان کنند . نبی، ده، بيست، سی را درست نمی خواند، زرغونه متوجه اشتباه او می شود و اعتراض می کند، ولی نبی پافشاری می کند که درست خوانده، اما زرغونه در مورد نمی داند. بنجاره والا، سر رسيده و از آنها می پرسد که موضوع از چه قرار است؟ کودکان از خواندن ده، بيست، سی ياد می کنند. بنجاره والا از زرغونه ،می خواهد تا ده، بيست، سی را بخواند .
زرغونه شمارش 10، 20، 30 را تا 100 به صورت درست می خواند، ولی نبی، درخوانش آن دچار اشتباه می شود. بنجاره والا، نبی را کمک می کند تا درست بخواند، به اين ترتيب شمارش تکرار می شود و کودکان همه می دانند که با خواندن ده ،بيست ،سی شمارش از 10 تا 100 را ياد گرفته می توانند. بنجاره والا، يک، يک ساعت پلاستيکی به آنها تحفه داده خود روانه کوچه ديگر می شود. رکوچه ديگر عزيز وفريده نزديک قريه خود استند، آنها از يک ديگر سوال می کنند که مال ها ی خود را کجاببريم تا خوب سير شوند؟ دراين وقت صدای انفجار بلند می شود. عزيز وارخطا شده در مورد انفجار می پرسد. فريده، از قول پدرش حکايه می کند که ماين پاک ها، چندی پيش ماينی را پيدا کرده و امروز آن راانفجار داده اند .
عزيز، از سبزه های فراوان همان سمت، که ماين منفجر شده، ياد می کند و می خواهد تا با گوسفند هايش به همان جا برود، ولی فريده او را نمی گذارد زيرا ممکن آنجا ماين دگری هم موجودباشد. عزيز می خواهد در مورد علاماتی بداند که نشاندهنده موجوديت و يا عدم موجوديت ماين در محل باشد او از فريده می پرسد آيا جايی که ماين دارد، با نشانه های خاصی نشانی می شود؟ فريده خود نمی داند اما می گويد "ماين پاک ها، هر آن جايی را که از وجود ماين پاک کنند، شايد با کدام رنگ نشانی کنند ." بنجاره والا رسيده از عزيز، در مورد رنگ های می پرسد که برای نشانی محل استفاده می شود. عزيز در مورد چيزی نمی داند. بنجاره والا می گويد: "رنگ سرخ رنگ خطر است، در جايی که ماين موجود باشد، با رنگ سرخ نشانی می شود" آبی هم رنگ خطر است. جای که به رنگ آ بی نشانی شده، آنجا امکان موجوديت مواد مفجر ناشده می رود و جايی که با رنگ سفيد نشانی شده باشد،محليست که از خطر ماين پاک است .
فريده ، می گويد سنگ های را در دامنه های کوه نزديک قريه شان ،به رنگ سرخ ديده است و عزيز از قلعه که ديوار هايش، به رنگ آبی نشانی شده، ذکر می کنند. بنجاره والا تذکر می دهد که در محلات مشکوک، ديوار ها، سنگ ها، درخت ها و حتی پايه های برق را هم نشانی می کنند. بنجاره والا، بعد از دادن تحفه به اطفال ،خداحافظی کرده و در خم کوچه باغ دگری از نظر ناپديدمی شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||