|
خورجين بنجاره: جنتری (تقويم) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بنجاره والا با شعر گونه خود داخل کوچه شده ، ساحل وسارا را متوجه خود و خرگوشکی می سازدکه با خود آورده است. اطفال از ديدن بنجاره والابا خرگوش خوش شده و خرگوش از خورجين برای آنها يک يک دانه جنتری تحفه می هد. خرگوش با بنجاره والا ،در مورد جنتری بيتی را می خوانند : من جنتری سال ام - با هر کسی خوشحالم
اطفال ترانه را با دو سه غلطی تکرار می کنند.بنجاره والا آنها را تشويق نموده می خواهد که بار ديگر ترانه را بخوانند. بنجاره والا ميخواهد که برود، سار ا متوجه زيبا شده او را صدا می کند. او از بنجاره والا می خواهد، تا يک جنتری برای زيبا بدهد. زيبا می گويدکه جنتری را غرض ديدن عکس هايش خوش دارد،ورنه چيز به درد بخوری ندارد. بنجاره والا، اطفال رامتوجه گپ های زيبا نموده واز سارا وساحل می پرسد که آنها از جنتری چی استفاده می کند؟ سارامی گويد: به وسيله جنتری، از روز ، ماه و سال آگاه می شويم ، بنجاره والا گپ های او را تاييد می کند . بنجاره والا از باخبر شدن روز های عيدوروز های رخصتی نيزياد می کند. خرگوش آنها را متوجه عيدو کالا ی عيدی و عيدانه می سازد. بنجاره والا همان جنتری های را که قبلا برای اطفال داده ،تحفه از جانب خود می داند. همين که بنجاره والا می خواهد برود،ساحل او را معطل ساخته و فکاهی راکه ياد دارد، می گويد:
روزی، يک نفر جنتری می خريد، پِيش دوکاندار رفت وگفت :"جنتری کاردارم ."دوکاندار پرسيد :"چی گونه جنتری ؟" او گفت: "جنتری که رخصتی هايش وروز های جمعه اش، زياد باشد." همه به شمول بنجاره والا،می خندند و بنجاره والا با تکرار تکيه کلام ، همراه با خرگوش اش، رهسپار کوچه ديگر می شود . |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||