|
يک قصر و هزاردريچه: عيد با نوجوانان! | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فاطمه ورضا را در صحن قصر می بيند و به وی لباس های نواش را که به مناسبت عيد تيار کرده، تبريکی ميدهد. در همين وقت لالو ماما می آيد ،فاطمه و رضا همراهی لالو ماما عيد مبارکی می کنند و هر سه با هم داخل قصر می روند . در داخل قصر رضا، متوجه می شود که بالای ميز ميوه های زياد گذاشته شده است . لالو ماما برايشان می گويد: "هر روز عيد نمی شود که کلچه بخوريد، فاطمه ورضا می خندنند. لالو می گويد: اين ميوه ها را شاه ،به خاطر مهمانان که در روز های عيد می آيند، آماده کرده است و آنها را به خوردن آن دعوت می کند. مهمانان قصر، از لالو ماما ميخواهند تا دريچه را در مورد عيد باز کند، لالو ماما هم دريچه را ميگشايد . دريچه : مهمانان، خبر رسانک قصر را داخل دريچه می بينند که با شنونده ها، عيد مبارکی می کند و در جمعی از نو جوانان است و از آنها می پرسد که عيد چی معنی ؟ نوجوانان معنای کلمۀ عيدرا نمی فهمند و می گويند که به نظر آنها عيد يک خوشی است . خبر رسانک ، جهت بهتر فهماند کلمه عيد ، نزدپژوهشگر و نويسنده افغان« رهنورد زرياب» ميرود و از وی معلومات می خواهد. زرياب می گويد:« عيد کلمه عربی بوده و به معنای برگشت می باشد .
در اصطلاح جشنی را می گويند که عرب ها تجليل می کردند و در اسلام هم دو عيد است ، يکی عيد فطر يا رمضان و ديگر عيد اضحی ياقربان .» اين که مردم در عيد کدام آماده گی ها را می گيرند و عيد را چه قسم تجليل می کنند، شگوفه با شنده ولايت لغمان می گويد: « در ولايت ما در پهلوی اينکه مردم لباس های نو می پوشند، خانۀ دوستان خودهم می روند. وقتی اطفال برای مبارکی عيد به خانۀ ما می آيند ،برای شان ميوۀخشک و تخم جو شانده ميدهيم و چيزهای ديگرهم عيدی می دهيم. وقتی که دختر نامزد می شود، ما رواج داريم که در پهلوی ديگر چيزها، يک رسيمان برای گاز خوردن، برايش می فرستيم، او در روز عيد ، گاز می اندازد و گاز می خورد . با همين گفته دريچه هم بسته می شود. رضا ، می گويدکه سال گذشته، به ولايت باميان، خانه ما مايش رفته بود. در روز عيد جهت ميله، به بند امير رفته بودند. فاطمه از لالو می پرسد که باميان هم ميله جاها دارد ؟. ودر همين مورد هم از لالو ماما خواهان دريچه می شود. لالو هم در اين مورد دريچه را می گشايد . دريچه : فاطمه از بزرگی بندامير ياد می کند که بسيار برزگ است و آب بسيار صفا و آی رنگی دارد. لالو ،توضيح می دهد که بند امير در يکاولنگ و در فاصله ٧٥ کيلو متری باميان قرار دارد که بسيار بزرگ است. متشکل از شش بند است و هر کدام نام های جدا گانه دارند مانند بند غلامان ، بند قمبر ، بند هيبت ، بند پنير ، بند پودينه و بند ذوالفقار .
لالو می گويدکه بند امير در ارتفاع ٣٠٠٠ متر، سطح بحر واقع است و پديدۀ کم نظيری محسوب می شود. از همين رو همه ساله تعداد زيادی جهانگر دها، راه باميان رادر پيش می گيرند. تا سال ١٣٥٦ عمق آب بند امير را هيچکسی نمی دانست، ولی در همين سال آببازان چکی(کشور چک ) بعد از سه روز تحيقيق دانستند که عمق آب های بند امير به ٣٠ متر می رسد و در بعضی قسمت ها بيشتر از اين نيز است . |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||