از درامه های آموزشی بی بی سی برای افغانستان
|  |
 | | | تمام نشدن پروسه لابراتوار ميتر و تمديد برق برای نجيبه مشکل آفريده است. |
سکينه پس از باز ديد کارخانگی، هارون را تشويق کرد، اما بقيه کارخانگی که با قلم سرخ چليپا شده بود، هارون آن را به زبيرنسبت داد. شام است و زبير در بانت موتر عباس نشسته، او را با روشنی اريکين رهنمايی می کند که ناگه به زمين می افتد. بی بی متوجه می شود که گلدسته برای شب غذايی نپخته است و از منتوی مادرش که قبلا آورده بود به بی بی مژده می دهد، اما ديگ منتو گم شده است. پيکی ديگ منتو را که شب گذشته گم شده بود به گلدسته می دهد ، گلدسته متعجب شده و در گم شدن ديگ بی بی را مقصر می داند. گلدسته برای بردن ديگ منتو به خانه مادرش از بی بی اجازه می گيرد ، بی بی با ديدن ديگ منتو متحير شده احساس شرمندگی می کند . نجيبه که برای آوردن ميتر برق خانه شان به مديريت برق رفته بود، دست خالی به خانه باز گشته از تمام نشدن پروسه لابراتوار ميتر شکايت کرد.  | | | گلدسته برای بردن ديگ منتواجازه می گيرد، بی بی با ديدن ديگ می شرمد. |
شب نوروز و جمال در پارک قصد خوابيدن دارند، اما نبود پتو و بالش آنها را با مشکلات مواجه کرده است. جمال از راهنمای معاملات برعلاوه بردن بستره اش از رحمن می خواهد تا معاش باقی مانده اش را پرداخت کند، اما وی نمی پذيرد. |