اميد فراستی28/09/2006, 11:10 AM
يکی از خوبی های وبلاگ اينه که اشتباهاتت رو به خوبی می بیينن و تو رو وادار می کنن اون رو اصلاح کنی و حواست رو بيشتر جمع کنی. به قول "پسر فهميده"، ديشب يک بار ديگر فاجعه ای در بی بی سی فارسی رخ داد! و يکی از مطلب ما با اشتباهاتی فاحش منتشر شد. طبيعتا لطف پسر فهميده باعث شد، مطلب رو اصلاح کنيم و خوشحال باشيم که اگر نصف شب چشم هايی برای ديدن در خود بی بی سی کم هستند، در بيرون چشم ها به خوبی می بينند. راستش خودم هم گاهی تجربه کار کردن در شب رو داشته ام و بارها پيش اومده که جمله ای را با اطمينان ترجمه کردم و بعد متوجه شدم اصلا درست اون رو نخونده بودم. اين اتفاق در روز که پيش می آد، علاوه بر اديتور، کلی همکار ديگه هم هستن که اصلاحت می کنن يا خودت که مشکوک می شی ازشون می تونی بپرسی. خصوصا در حوزه هايی که چندان باهاشون آشنايی نداری. به هر حال اين ها رو برای توجيه بروز خطا نگفتم، فقط خواستم بگم چه جوری ممکنه پيش بياد.
باز هم ممنون از پسر فهميده، اميدوارم همه مطالبمون را به همين دقت بخونيد و خطاها رو گوشزد کنين تا اصلاح کنيم.



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
اميد فراستی26/09/2006, 04:02 PM
هفته پيش مشغول کار بوديم، رئيس بخش فارسی بی بی سی، اندرس ايلوس دم در ايستاد تا مثل هميشه گپی بزند. در ميان صحبت فهميديم که عازم استونی، سرزمين مادری اش است. کمی بعد اعتراف کرد، برادر بزرگش نامزد مقام رياست جمهوری اين کشور است. در حال حيرت و تعجب بوديم که گفت البته چندان شانسی ندارد و در سيستم انتخاباتی اين کشور رای مردم تاثير مستقيم ندارد. پيش بينی می کرد نهاد تصميم گير محافظه کار تر از آن است که او را به عنوان رئيس جمهور بپذيرد. ظاهرا برادرش هم چندان تمايلی نداشته ولی به اصرار هم حزبانش تن داده. به شوخی گفتيم مثل خاتمی که با خنده تاييد کرد.
گفت که به بی بی سی موضوع را گفته تا از نظر "تضاد منافع" (Conflict of interest) مشکلی پيش نيايد. گفتيم پس اگر برد، خبر اول می زنيم ... و تيترش را می ذاريم "برادر رئيس بخش فارسی بی بی سی، رئيس جمهور استونی شد". خنديد.
خلاصه روز شنبه ديديم که آقای ايلوس برنده شده، اتفاقا شبيه آقای ايلوس ما هم هست. هر چه گشتيم عکس هر دو را پيدا نکرديم، فقط گوشه يکی از عکس ها (سمت چپ همين عکس اول مطلب) بخشی از صورتش ديده می شد. خبر در بخش فارسی پيچيده بود و بچه ها به شوخی می گفتند، يک پلاکارد بزنيم که "مقدم برادر رئيس جمهور ....".
به هر حال، رئيس بخش فارسی سر جايش خواهد ماند و پستی هم در حکومت برادرش نخواهد گرفت، هر چه هم در مورد اوضاع سياسی آتی استونی بپرسيد اولش قيد می کند که "البته برادرم است و من بی طرف نيستم، ولی ....".



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
اميد فراستی21/09/2006, 06:22 PM
انوشه انصاری دقايقی پيش به صورت زنده با سی ان ان مصاحبه کرد. ماجرای پرچم هر چه بود، او لباسی با پرچم ايران و آمريکا به تن داشت! و در پاسخ به سوال خبرنگار سی ان ان هم گفت که همه در ايران دنبال صلح اند. البته در همين حين ظاهرا سفينه از محدوده دريافت تصوير خارج و تصوير او هم قطع شد.



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
اميد فراستی15/09/2006, 07:24 PM
روزنامه واشنگتن پست در شماره امروزش گزارشی از مصاحبه اختصاصی خبرنگارش با بوش را چاپ کرده که در آن، از رئيس جمهور آمريکا سوال شده اگر شانس ارتباط مستقيم با ايرانيان را داشته باشد چه می گويد.
خبرنگار واشنگتن پست نوشته، از محتوای پاسخ ها چنين بر می آيد که دولت بوش با صحه گذاشتن بر نقش ايران در خاورميانه به عنوان ملتی مهم، قصد دارد بحران اتمی ايران را از راه های ديپلماتيک حل کند.
ظاهرا بوش به سرعت و بدون آنکه از روی متن بخواند گفته:
من به ملت ايران خواهم گفت: ما برای تاريخ شما احترام قايليم. ما برای فرهنگ شما احترام قايليم. ما توانايی های کارآفرينی مردمتان را تحسين می کنيم. به مردم ايران خواهم گفت که من اهميت حق حاکميت ملی شان را درک می کنم -- که شما ملتی سربلنديد، و آينده ای مثبت برای شهروندانتان می خواهيد. در زمينه مسئله هسته ای، من درک می کنم که فکر می کنيد دستيابی به انرژی هسته ای به نفع -- منفعت ملی و حق مسلم -- شماست. من اين را می فهمم. اما به مردم ايران خواهم گفت، نگرانی عميقی در مورد نيت برخی دولتمردان شما وجود دارد که بخواهند از دانش هسته ای برای ساختن سلاحی استفاده کنند تا بتوانند اهداف اعلام شده برخی رهبران (برای حمله به اسرائيل و تهديد ايالات متحده) را تامين کنند. و به مردم ايران می گويم که من می خواهم در راستای يافتن راه حلی که به خواسته به حق شما در دستيابی به انرژی صلح آميز هسته ای منجر شود، قدم بردارم. من به مردم ايران می گويم، هيچ علاقه ای به درگيری نداريم. ...
حرف های بوش همانطور که ستون نويس واشنگتن پست هم گفته، حاکی از چرخشی جدی در لحن و نحوه نگاه دولت بوش به ايران است. آيا سخنان بوش را بايد به درخواست مکرر رهبران ايران از جمله احمدی نژاد و خاتمی در "تغيير لحن خصمانه" آمريکا نسبت داد؟
- متن کامل تر اين مصاحبه و مصاحبه ای با گزارشگر واشنگتن پست را در سايت بی بی سی فارسی بخوانيد



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
اميد فراستی14/09/2006, 10:15 AM

اين که در عکس می بينين دارن بالا می برن، بيش از يک تن وزن داشته و اندازه اش هم چيزی شبيه دو تا يخچال بزرگ بوده. عکس رو همين موقع ها در سال 1956 گرفته اند، دقيقا 50 سال پيش. اسم اين دستگاه، 305 RAMAC، بوده و محصولی از شرکت آی بی ام. عجب دنيايی شده ها، حوصله تون رو سر نمی برم، اين اولين هارد ديسک کامپيوتر است و از همه جالبتر حجم داده هايی است که می شده توش حفظ کرد. حدس می زنين؟ يا بگم؟ 5 مگابايت! مقايسه کنيد با الان که ديگه دوربين های معمولی هم در بدترين حالت حداقل 8 مگابايت رو خودشون دارن و هر بچه مدرسه ای کيفشو بگردي، 1 گيگابايت همراهشه. از هارد ديسک های کامپيوترها نمی گم که خودتون بهتر می دونين، ديگه 250 گيگابايت استاندارد شده. اما جالبه که فن آوری به شکل تصاعدی پيشرفت می کنه و ديگه هر سال که نه هر ماه فاصله اش با ماه قبل غير قابل باور است.



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
اميد فراستی13/09/2006, 01:54 PM
نوشته بابک تورانی
قسمت اول این نوشته یک بحث گسترده را ایجاد می کند. جدای از محیط فعالیت و ترس از تعطیلی و خطوط قرمز و سبز، رسانه ای که بدون اتکا به سوبسید فعالیت می کند، مجبور است ساختاری بی رحم تر داشته باشد.
مدیریت صحیح را می توان اینگونه تعریف کرد که هر جزء سیستم، بطور مستقیم، سود یا زیان حاصل عملکرد کل سیستم را احساس کند. تحت چنین مدیریتی، حرفه ای گری - که بالقوه تلاش برای بقا در یک فعالیت اقتصادی است، اجازه نمی دهد که هر جزء، انحراف یا خطای جزء دیگر را تحمل کند؛ چون هر خطا، بخشی از مخاطب (بخوانید درآمد) را در معرض تهدید قرار می دهد.
رسانه ای که بر اساس سوبسید اداره می شود، گرچه می تواند بواسطه بی نیازی اقتصادی، اصل عرضه و تقاضا را نادیده بگیرد و بگوید که مخاطبی عام دارد، اما لزوما در آن، حداقل بخاطر اهمیت "اسم" (Brand) رسانه، نمی توان تنها برای "دورهم بودن" ارزش قائل شد.
در هر موسسه، برای تبدیل "دورهم بودن" به یک "فعالیت رسانه ای"، باید به ارزشهای بنیادی آن موسسه پایبند بود، هر چند که اعتراف و اذعان می کنم، کج خلقی نمی تواند انحراف را تصحیح کند.
شاید فرهنگ ایرانی، بیش از اندازه به "خواهش می کنم" و "قربان شما" و "استدعا می کنم" و "البته صحیح می فرمایید" وابسته شده باشد، اما بالاخره تغییر باید از جایی آغاز شود.



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
امير نامدار11/09/2006, 05:28 PM
روزنامه شرق پس از سه سال فعاليت توقيف شد.
اين روزنامه در دوره فعاليت خود، مشی ميانه رو داشت و اگرچه از نظر کيفيت کار، روزنامه ای حرفه ای محسوب می شد اما در اين راه آن چيزی را که تا کنون به عنوان خطوط قرمز جمهوری اسلامی خوانده می شد، کاملا رعايت می کرد.
از اين بابت می گويم "آن چيزی که تا کنون خطوط قرمز خوانده می شد" که ظاهرا حيطه و گستره اين خطوط قرمز تغيير می کند و در عين اينکه اين خطوط قابل ديدن نيستند، می توانند بازتر يا بسته تر هم بشوند. از اين بابت شايد بتوان به روزنامه شرق تبريک گفت که سه سال در شرايطی که برخی روزنامه ها در همان شماره اول توقيف شده اند به کار خود ادامه داد.
در همين روز دوشنبه که خبر توقيف شرق منتشر شد، خبر توقيف مجله "نامه" هم آمد، مجله ای با تحليل های عميق و گزارشهای تحقيقی. توقيف موقت دو نشريه هم دائمی شده و چند روز پيش هم خبر آمده بود که وزارت ارشاد دستور داده روزنامه ها از چه خبرگزاری هايی می توانند استفاده کنند و از چه خبرگزاری هايی نبايد استفاده کنند.
اينها را که کنار هم می چينيم می بينيم خطوط قرمز آنقدر توی هم رفته که "فضای سبز" ميان آنها که از قرار بايد فضای کار رسانه ها باشد ديگر چندان قابل ديدن نيست.



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
اميد فراستی 9/09/2006, 01:22 PM
حالا که ويديوهای ما با کيفيت بهتر هم در سايت قرار می گيرند، فکر کردم شايد بهتر باشد در برخی موارد به جای دوبله يا صدا گذاری، از زير نويس استفاده کنيم. خصوصا زمانی که حس و حال فرد اهميت دارد و صدا گذاری همه آن حس را از بين می برد. البته اين کار در فيلم های خبری رايج نيست، ولی خب، چشم رئيسم را دور ديدم و يک نمونه کار کردم. برای ديدن نتيجه، گزارشی در مورد تحقيقات اخير سنا پيرامون ارتباط صدام با القاعده رو ببينيد.
- همکارم، آقای دکتر، پيشنهاد می کند که زير نويس ها را کوتاه تر و يک جمله ای بنويسيم. تا خواندنشان آسان تر شود. من استدالال کردم که جملات طولانی اگر تکه تکه شوند، خواننده را گيج می کنند. به هر حال حق با اوست و خواندن جملات بلند سخت تر است. سعی می کنم دفعه بعد اين طور عمل کنم. هرچند بايد در جمله بندی ها بيشتر دستکاری کرد.



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
اميد فراستی 7/09/2006, 04:34 PM
مدتهاست می خوام اينو بنويسم يادم می ره. نمی دونم شما هم متوجه شدين که هيچکس در هيچ سازمان و نهادی از غذاخوری يا کانتين يا رستورانش راضی نيست؟ حالا "هيچکس" رو با اين قاطعيت معمولا نمی شه در بی بی سی گفت، ولی خب تو همين مايه ها. در ايران که دانشجو بودم همين سناريو برقرار بود و از روز اول همه از غذاخوریش بد می گفتن و البته بی راه هم نبود، بعدا سر کار اين داستان تکرار شد و حالا هم در بی بی سی، چند هزار کيلومتر دورتر از ايران ادامه داره. مختص ايرانی ها هم نيست و بقيه هم همينطور گله مندن. حالا فک کنم يه بخشيش به خاطر تکراری شدن غذا بعد از يه مدت است، کما اينکه خودم هم مدتی طول کشيد تا به غرغر بيافتم. خلاصه همين، می خواستم بگم حکايت نهار خوردن های ما اينجوری است و دم ظهر که می شه باز اين سوال لعنتی تو کله مبارک است که خب امروز چی بخورم. تنلبی هم هست البته چون دور و بر بی بی سی پر رستوران و اغذيه فروشی است. هرچند چون منطقه توريستی است کمی بايد بيشتر از جيب مايه گذاشت.



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
اميد فراستی 3/09/2006, 07:55 AM
اين هفته کتابی حاوی جوک هايی که در دوران حکومت نازی ها بر آلمان ساخته شده، منتشر می شه. پنجشنبه، روزنامه تايمز لندن به اين بهانه گزارش جالبی چاپ کرده بود. ظاهرا اوايل، هرچند نقد رژيم ممنوع بوده اما محاکم قضايی مجرمان رو تنها به اخطار يا پرداخت جريمه محکوم می کردن. اما بعدتر يک جوک می تونست به قيمت جان گوينده اش تمام بشه و برای مثال يک کارگر برلينی به خاطر تعريف کردن اين جوک اعدام شده:
گورينگ و هيتلر بالای برج راديو برلين نشسته بودن. هيتلر می گه: می خوام کاری کنم که مردم برلين رو به وجد بياره. گورينگ پيشنهاد می کنه: چرا همين حالا نمی پرین پايين؟
تايمز چند تا جوک ديگه هم نوشته که بامزه است. مشابه يکيش رو ما هم به فارسی داريم:
يه روز هيتلر از يه ديوونه خونه بازديد می کرده. هر جا رد می شده همه مريض ها بهش سلام می دادن و هايل هيتلر می گفتن. تا اينکه می رسه به يکی که سلام نمی ده. هيتلر ازش می پرسه: چرا مثه بقيه ادای احترام نمی کنی؟ طرف جواب می ده: قربان من پرستارم، ديوونه نيستم!
يه جوک بانمک ديگه پروژه اصلاح نژاد آلمانی ها رو به سخره گرفته:
نژاد جديد، لاغر مثل گورينگ، بلوند مثل هيتلر و قد بلند مثل گوبلز خوهد بود!
گورينگ چاق بود، هيتلر تيره و گوبلز هم کوتاه قد. آخرين جوک هم خيلی باحاله:
دو تا برلينی اوايل سال 1945 به هم می رسن. يکیشون می پرسه بعد از جنگ چيکار می خوای بکنی؟ طرف می گه: بالاخره می تونم برم تعطيلات و می خوام آلمان بزرگ رو بگردم. اون يکی می پرسه: خب، بعد از ظهرش چيکار می خوای بکنی؟
به قول تايمز، الان ديگه بعد از 60 سال گفتن اين جوک ها خطری نداره! ظاهرا رودولف هرتزوگ (پسر ورنر هرتزوگ) نويسنده کتاب (و فيلم)،قصد داشته اين ايده که مردم آلمان در دوران هيتلر چنان هيپنوتيزم شده بودن که شقاوت و پوچی نازی ها رو نمي ديدن زير سوال ببره.



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
اميد فراستی 1/09/2006, 12:21 PM
راديو دويچه وله (صدای آلمان) از سال 2004 طی مسابقه ای بين المللی بهترين وبلاگ ها را در چند زبان و موضوعات متنوع به انتخاب مردم معرفی می کند. از همان ابتدا وبلاگ های فارسی نيز در اين مسابقه شرکت کردند. امسال هم اين مسابقه برگزار می شود و علاقمندان می توانند وبلاگ منتخب خود را معرفی کنند. مطابق آنچه در سايت اين مسابقه آمده:
اهدای جوايز اين مسابقه روز يازدهم نوامبر در شهر برلين صورت ميگيرد. در هر پانزده موضوع مسابقه يك برنده از سوى هيئت داوران انتخاب ميشود. به برنده بهترين وبلاگ يک کامپيوتر Apple MacBook به عنوان جايزه اهدا می شود.
برای شرکت در اين مسابقه يا رای دادن به وبلاگ های مورد علاقه خود به سايت مسابقه مراجعه کنيد.



| بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست
بی بی سی مسئول محتوای وبسايت های ديگر نيست