|
دولت اولمرت جان سالم به در برد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
انتشار گزارش نهایی کمیته وینوگراد نیز نتوانست سبب سقوط دولت اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل شود. کمیته وینوگراد که برای بررسی دلایل ناکامی ارتش اسرائیل در جنگ با حزبالله لبنان در تابستان سال ۲۰۰۶ شکل گرفته بود، گزارش نهایی خود را چهار شنبه گذشته منتشر کرد. این گزارش که آقای اولمرت آن را "شدید و پیچیده" توصیف کرده است، ضمن بررسی تفصیلی دلایل ناکامی ارتش اسرائیل در جنگ با حزبالله لبنان، از نسبت دادن مستقیم ناکامیهای جنگ به شخص نخست وزیر خودداری کرده است. پس از این جنگ، ابتدا دان حاولتس رئیس ستاد ارتش اسرائیل به دلیل ضعف در طراحی و فرماندهی عملیات جنگی از مقام خود استعفاء داد و پس از آن، در پی انتشار گزارش مقدماتی کمیته وینوگراد، عمیر پرتز، وزیر دفاع اسرائیل و رهبر وقت حزب کارگر از مقام خود کناره گرفت. پس از کنارهگیری آقای پرتز از وزارت دفاع، موقعیت او در درون حزب کارگر نیز به خطر افتاد به طوری که در انتخابات درون حزبی برای انتخاب رهبر حزب، از اهود باراک شکست خورد. آقای باراک در جریان مبارزات درون حزبی، وعده داد که با انتشار گزارش نهایی کمیته وینوگراد، حزب کارگر را از دولت ائتلافی اهود اولمرت خارج خواهد کرد تا بدین وسیله نخست وزیر را وادار به استعفاء کند. رهبر حزب کارگر اسرائیل اما روز یکشنبه ضمن یادآوری وعده خود مبنی بر کناره گیری از دولت ائتلافی آقای اولمرت تاکید کرد که شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده است. آقای باراک، چالشهای پیش روی اسرائیل را علت اصلی عدم خروج از کابینه آقای اولمرت اعلام کرد، چالشهایی که وی آنها را نوار غزه، حزبالله لبنان، ایران، سوریه و ضرورت تجهیز و آموزش ارتش اسرائیل بر شمرد. تصمیم آقای باراک مبنی بر باقی ماندن در کابینه آقای اولمرت با انتقاد شدید احزاب چپ و راست اسرائیل و شماری از اعضای حزب کارگر مواجه شده است، گرچه حزب حاکم کادیما و شمار موثری از اعضای حزب کارگر از این تصمیم استقبال کردهاند. در میان احزاب راستگرا، حزب لیکود و حزب اتحاد ملی، آقای باراک را به ترجیح منافع شخصی بر منافع دولت اسرائیل متهم کردهاند و همزمان حزب چپگرای مرتز نیز عدول رهبر حزب کارگر از وعده قبلیاش را به زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی تعبیر کرده است. در درون حزب کارگر نیز در باره تصمیم آقای باراک برای ادامه حضور در دولت ائتلافی اهود اولمرت اختلاف نظر بروز کرده است، به طوری که شاخه جوانان حزب از هزینه بالای تصمیم آقای باراک برای حزب کارگر اظهار نگرانی کرده، اما رهبران کیبوتضها (جوامع اشتراکی اسرائیل) ادامه حضور حزب کارگر در کابینه آقای اولمرت را برای ادامه گفتگوهای صلح با فلسطینیها ضروری و لازم دانستهاند. به نظر میرسد آنچه سبب شده است که اهود باراک وعده خود را مبنی بر کناره گیری از دولت آقای اولمرت عملی نکند، موقعیت ممتاز او در داخل کابینه و نیز نگرانی از آینده اسرائیل در صورت سقوط دولت کنونی است. اهود باراک در مقام وزیر دفاع اسرائیل عملا به تصمیم گیر اصلی امور دفاعی اسرائیل تبدیل شده است و می کوشد تا از این موقعیت برای جبران ضعفهایی که کمیته وینوگراد در ارتش اسرائیل کشف کرده است، استفاده کند. با این حال، نگرانی از پیچیده شدن اوضاع سیاسی اسرائیل در صورت کناره گیری حزب کارگر از ائتلاف حاکم دلیل مهمتری برای تصمیم آقای اولمرت است.
در واقع، آقای باراک هیچگاه قول نداده بود که در صورت انتشار گزارش نهایی وینوگراد، دولت تحت رهبری حزب کادیما را ساقط خواهد کرد، بلکه او از ضرورت کناره گیری آقای اولمرت از مقام نخست وزیری سخن گفته بود. برای وادار کردن آقای اولمرت به استعفاء، دو راه پیش روی آقای باراک بود، راه نخست این بود که حضور حزب کارگر در کابینه را به کنارهگیری آقای اولمرت از رهبری حزب کادیما و در نتیجه از مقام نخست وزیری، مشروط کند و راه دوم هم این بود که با خروج از کابینه، دولت را ساقط و زمینه برگزاری انتخابات زود هنگام پارلمانی را فراهم کند. راه نخست تا اندازه زیادی به رقابتهای درونی حزب کادیما بستگی داشت. قاعدتا اگر یکی از چهرههای برجسته حزب کادیما مانند زیپی لیونی وزیر خارجه اسرائیل، برای تصاحب پست نخست وزیری به رقابت با آقای اولمرت بر میخاست، در آن صورت آقای باراک نیز میتوانست با حمایت از خانم لیونی، آقای اولمرت را به استعفاء وادار سازد. این در حالی است که در روزهای اخیر، اعضای حزب کادیما صفوف خود را متحد کردهاند و به جای رقابت با آقای اولمرت به حمایت از وی برخاستهاند، که این، راه نخست را بر روی آقای باراک بست. راه دوم یعنی درخواست برگزاری انتخابات زود هنگام پارلمانی هم روشن نیست که به چه نتیجهای منجر خواهد شد. در طول سال گذشته نتیجه نظر سنجیها در باره موقعیت رهبران احزاب یکنواخت نبوده است. برای نمونه، پس از جنگ لبنان، بنیامین نتانیاهو رهبر حزب راستگرای لیکود، محبوبیت بالایی در افکار عمومی اسرائیلی ها به دست آورد و به همان نسبت موقعیت رهبران حزب کادیما و کارگر سقوط کرد. برکناری عمیر پرتز از رهبری حزب کارگر اما به تدریج موقعیت این حزب را در افکار عمومی بهبود بخشید و سبب افزایش محبوبیت اهود باراک در بین اسرائیلی ها شد. موقعیت اهود اولمرت نیز پس از حمله اسرار آمیز جنگندههای اسرائیلی به خاک سوریه در تابستان گذشته، بهبود یافت به طوری که در روزهای اخیر محبوبیت وی به رغم انتشار گزارش وینوگراد به حدود ۳۰ درصد رسیده است. به هر حال، در صورت برگزاری انتخابات زود هنگام پارلمانی در اسرائیل، مشخص نیست که ترکیب مجلس آینده، بیشتر به سود حزب کارگر و احزاب نزدیک به آن باشد. با چنین چشمانداز ناروشنی از آینده، طبعا آقای باراک برای به خطر انداختن آنچه اکنون که از آن برخوردار است، تمایلی ندارد، بخصوص آنکه انحلال پارلمان و سقوط دولت، روند مذاکره با فلسطینیها را برای ماهها به حال تعلیق در میآورد، روندی که از نگاه ائتلاف حاکم و متحدان اصلی اسرائیل بویژه آمریکا، ادامه آن یک ضرورت استراتژیک در شرایط حاضر است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||