یهودستیزی هنوز آلمان را رها نکرده

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, استفن اوانز
- شغل, بی بی سی، برلین
جامعه یهودیان آلمان چه برداشتی از تیترهای اخیر روزنامهها و مجلات درباره یهودستیزی چشمگیر در این کشور دارند؟ آنها چگونه به طرح انتشار گزیدهای از کتاب "نبرد من" واکنش نشان میدهند؟
آنها ساکن سرزمینی هستند که هولوکاست را رقم زد، سرزمینی که یک تحقیق دانشگاهی معتبر میگوید دست کم یکی از هر پنج آلمانی، نفرت "نهفته" نسبت به یهودیان دارد.
ناشری بریتانیایی قصد داشت که گزیدههایی از مانیفست هیتلر را در دکههای روزنامهفروشی قرار دهد و تنها با مداخله دادگاهی در باواریا از این امر باز ماند.
احتمالا انتظار واکنشی خشمگین را دارید، شاید اشتباه کرده باشید. بیتردید گروههایی لب به اعتراض گشودهاند، اما بیشترشان بیرون آلمان بودند.
لحن درون خود کشور شمردهتر است. در پس عناوین روزنامهها پیچیدگیها و ظرافتهایی نهفته است.
باید یادآور شد که آلمان جمعیت یهودی رو به رشدی دارد، در واقع سریعترین رشد جمعیت یهودیان در اروپا متعلق به آلمان است.
بسیاری از مهاجران از روسیه هستند اما بسیاری نیز از اسرائیل میآیند-کسانی که آمدهاند تا بر زمین پدرانشان زندگی کنند، در سرزمینی که پدرانشان را به نیستی کشاند.

منبع تصویر، BBC World Service
اینها تاریخشان را میدانند-چهطور ممکن است که ندانند؟ با این حال اینجا زندگی میکنند و روزگار میگذرانند.
چنان که رافائل سلیگمان به بیبیسی میگوید: "مساله عمده این است که شخصیت مثبتی داشته باشید، نه این که مدام بگویید عموی من را کشتند."
او به تازگی، روزنامه جدیدی را برای یهودیان در برلین منتشر کرده است، صدایی یهودی از آلمان.
سلیگمان میگوید: "مردم حس میکنند که هویت گرفتن از هولوکاست کافی نیست، میکوشیم تا نشان دهیم هویت یهودی، گسترهای بیش از این دارد و با فرهنگ، تاریخ و سیاست درآمیخته است."
آینده روشن
حال برداشت او از تحقیقی که میگوید ۲۰ درصد آلمانیها شکلی از یهودستیزی را در دل دارند، چیست؟
او میگوید: "این یعنی ۸۰ درصد آنها چنین حسی ندارند. باید خوشبین بود."

منبع تصویر، BBC World Service
از نظر سلیگمان، گذشته بیگمان هولناک بوده و باید به یادش آورد و از آن آموخت، با این حال اکنون و آینده هنوز امیدبخشند.
هیچ یک از گروههای یهودی در آلمان با شدت، تبلیغات پیشنهادی "نبرد من" را محکوم نکردهاند، البته که به آن بدگمان هستند اما کمتر خشمگین بودهاند.
دیتر گرومن، رییس شورای مرکزی یهودیان آلمان میگوید: "بلی، بهتر بود که چنین چیزی انتشار نمییافت. اما اگر بنا بر انتشارش است میباید توضیحات مورخان نیز در کنارش بیاید."
انتشار "نبرد من" غیرقانونی نیست، اما حقوق آن متعلق به حکومت ایالتی باواریا است که مخالفتش را نیز ابراز کرده است.
روشن است که برخورد با یهودیان در آلمان اهمیت زیادی دارد، اما آنان که نژادپرستی را مطالعه میکنند در بستری کلان به این مساله مینگرند. خصومت -و عدم خصومت- نسبت به گروههای بسیاری وجود دارد.

منبع تصویر، BBC World Service
سال گذشته دانشگاه بیلهفیلد مطالعه جامعی در سراسر اروپا انجام داد درباره برخورد با نه فقط یهودیان بلکه سایر گروههایی که قربانی "خصومت گروهمحور" هستند، نظیر مسلمانان.
نتیجهگیری مطالعه چنین بود که "خصومت گروهمحور در هلند در پایینترین حد و در مجارستان و لهستان در بالاترین حد اروپا است."
محققان گفتند که یهودستیزی در لهستان و مجارستان شدیدتر بوده است و این که "در پرتغال، به همراه آلمان، یهودستیزی از سایر کشورهای اروپای غربی برجستهتر است."
در فرانسه و ایتالیا رفتارهای یهودستیزانه در مجموع محدودتر از میانگین اروپا است، در حالی که شدت آن در بریتانیا و هلند کمتر است.
تنشهای اقتصادی
باید به صراحت گفت که در سراسر اروپا احساساتی علیه مهاجران و مسلمانان به چشم میخورد که با وجود گستردگی شامل اکثریت اروپاییها نیست و از این کشور به آن کشور تفاوتهای اندکی دارد. اما یهودستیزی در شرق اروپا نسبت به غرب آن افزایش مییابد، منهای پرتغال در غرب که نرخ نسبتا بالایی دارد.
به نظر میرسد که این تعصبات وخیمتر هم میشوند. ویلهم هیتمیر، جامعهشناسی از دانشگاه بیلهفیلد، مشکلات اقتصادی را مقصر این مساله میداند.
او در ده سال گذشته این رفتارها را مطالعه کرده و هر ساله نتایجش را در کتابی با عنوان شرایط آلمان منتشر کرده است.
روش تحقیق او قرار دادن مجموعهای از گزارهها پیش ۲۰۰۰ نفر پرسششونده بوده است: "برای حفظ نظم و قانون باید آشوبگران مزاحم و اجنبیها را ادب کنیم"، "من گاهی احساس میکنم که در کشور خودم غریبهام، از بس که در آلمان مسلمان داریم"، "بسیاری از یهودیان از گذشته آلمان نازی استفاده میکنند تا منافعشان را تامین کنند و آلمانیها را به تقبل هزینههایش وادار کنند".
او چنین جمعبندی میکند که بیگانههراسی، به ویژه پس از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸، در حال افزایش است.
او همچنین میگوید که این عداوت تنها متوجه بیگانگان، یا آنانی که بیگانه انگاشته میشوند، نیست.
او شکلی از خصومت را که "دیگریگریزی گروهمحور" مینامد متوجه نه فقط مسلمانان و یهودیان و سایر گروههای نژادی بلکه نسبت به بیکاران طویلالمدت نیز میداند.
در آلمان این "دیگریگریزی گروهمحور" نسبت به همجنسگرایان و زنان افزایش نیافته است اما علیه کسانی که برای مدت زیادی بیکار بودهاند بالا گرفته است، چنین روندی در مورد اقلیتهای نژادی نیز دیده می شود.

منبع تصویر، BBC World Service
انگار که با سختی روزگار، آلمانیها خشمشان را متوجه دیگران میکنند.
بیتردید آنها در این کار تنها نیستند.
اما در آلمان امر دیگری هم درباره برخورد با دیگری هست که در بعضی کشورهای دیگر به چشم نمیخورد.
در کشورهای مهاجرپذیری مثل بریتانیا و ایالات متحده، تعریف هویت ملی با نژاد گره نخورده است.
برای ملتی ساکن یک جزیره، با پیشینه بیش از هزار سال مهاجرت، تشخیص این که کی دقیقا از چه کسی نسب میبرد دشوارتر است.
تا همین اواخر شهروندی آلمان به "نسب خونی" وابسته بود. شما آلمانی بودید اگر والدینتان آلمانی بودند.
قانون تنها هنگامی تغییر کرد که حضور جمعیت بزرگی از ترکتباران زاده آلمان آن را غیرقابل دفاع ساخته بود. تا چند نسل میشود که مردمانی در کشوری زندگی کنند و اما شهروند آن محسوب نشوند، چون والدینشان شهروند آن کشور نبودهاند؟
اما به نظر میرسد که نوعی هشیاری نسبت به نژاد در میان بسیاری از آلمانیهای معمولی به جا مانده است.
نویسندهای به نام تیلو سارازین کتابی پر فروش با عنوان "نابودی آلمان به دست خویش" منتشر کرده است.
او از "ژن یهودی" سخن میگوید و آن را به موفقیت ربط میدهد.
این شیوهای از نگرش به جهان است که شاید در بسیاری از کشورهای دیگر عجیب و غریب باشد.











