چرا مشارکت زنان خاورمیانه در بازار کمتر از بقیه دنیاست؟
- نویسنده, نادره شاملو
- شغل, مشاور ارشد سابق بانک جهانی
این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست YouTube
در مصاحبهام با برنامه به عبارت دیگر بیبیسی فارسی درباره آثار جهانی کووید۱۹، این سوال مطرح شد که چرا در خاورمیانه در مقایسه با میانگین جهانی، مشارکت نیروی کار زنان کمتر است - به طور خاص در ایران که ۱۸ درصد است و از جمله کمترینها در جهان است.
من به سه عامل اشاره کردم: جمعیتشناختی، تبعیض ضمنی بابت هنجارهای اجتماعی، و شماری از موانع قانونی واضح که بر مشارکت اقتصادی زنان تاثیر میگذارد.
بهطور کلی کشورها از شیوههای سازمان جهانی کار، آیالاو، برای برآورد نرخ مشارکت استفاده میکنند. یعنی تقسیمکردن شمار آنها که در بازار کار فعال هستند بر کل جمعیت کاری ۱۵ تا ۶۴ سال. مشارکت فعال یعنی اشتغال پارهوقت یا تماموقت، و بیکار که به دنبال کار است. این شامل بخشهای اقتصادی رسمی و غیررسمی، و کارگران کسبوکارهای خانوادگی که دستمزدی نمیگیرند؛ مثلا زنی که در کسبوکار شوهرش کار میکند هم میشود.
بر این اساس، تعریف سازمان جهانی کار شامل طیف گستردهای است و فراتر از کسانی میرود که کار دارند.

چرا مشارکت زنان خاورمیانه در بازار کمتر از بقیه دنیاست؟
عوامل متعدد بر مشارکت پایین زنان در خاورمیانه تاثیرگذار است، آنطور که در این ارقام پیداست؛ نسبت به بقیه مناطق، تعداد خیلی کمتری از زنان در سنین جوانی وارد بازار کار میشوند.
زنان زودتر از این بازار خارج میشوند. سن بازنشستگی در خاورمیانه و در ایران ۵ تا ۸ سال کمتر از اغلب دیگر کشورهاست و بهطور متوسط برای زنان ۵ سال زودتر از همین است؛ معمولا حدود ۵۵سالگی. در مناطق دیگر بخش بزرگتری از ۵۵ تا ۶۴سالهها در بازار کار فعال میمانند.
ازدواج و بچهداری فشار خیلی بیشتری بر زنان خاورمیانه میگذارد که از بازار کار خارج شوند. آمار نشان میدهد که نرخ مشارکت در حدود سن ۳۰سالگی کاهش پیدا میکند. گفته میشود این بابت ازدواج و فرزندآوری است.
قطعا زنان در همهجای دنیا ازدواج میکنند و مادر میشوند. اما چهطور آنها با نرخی بالاتر از خاورمیانه در بازار کار باقی میمانند؟
بخشی از پاسخ در هنجارهای اجتماعی است که در این بخش از جهان بیشتر بر زنان تاثیر میگذارد و به تبعیض معتنابهی در بازار کار منجر میشود. این اظهارنظر بهتکرار شنیده میشود که با کمبود شغل، مردان باید در اولویت قرار بگیرند. غیرمعمول نیست به آگهیهای شغلی بربخوریم که صریح میگویند زنان درخواست ندهند، یا قوانین استخدامیای که میگوید زنان فقط در صورتی استخدام میشوند که درخواستکننده مرد وجود نداشته باشد؛ فارغ از صلاحیتهایشان.
بیشتر بخوانید
در نهایت، و مهمتر از همه، در بسیاری از قوانین و مقررات در حوزه اقتصادی تبعیضهای ضمنی مبتنی بر جنسیت وجود دارد. محیطهای کاری و اقتصادی برای مردان هم دشوار است، ولی زنان با مشکلات مضاعفی روبهرو هستند.
بخش «زنان، تجارت و قوانین» در بانک جهانی یک پیمایش جهانی دورهای انجام میدهد درباره مقرراتی که تاثیرشان بر فرصتهای اقتصادی زنان متفاوت از مردان است. در این تحقیق جهانی، کشورهایی که اکثریت آنها مسلمان هستند بالاترین نرخ موانع جنسیتمحور را دارند. بر اساس جدول، حتی در کشورهای مسلمان هم تفاوتهای عمدهای وجود دارد، که یعنی این موانع مبتنی بر شریعت نیستند چون خیلی از کشورهای مسلمان راههایی برای رفع این موانع پیدا کردهاند.
چرا این مهم است؟ و چرا در دوره کووید۱۹ مهم است؟ یک پژوهش اخیر صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که قوانین برابرتر، مشارکت زنان در بازار کار را تقویت میکند. و همانطور که خانم کریستین لاگارد، رئیس سابق این نهاد گفته است، برای تقویت رشد باید زنان بیشتری استخدام کرد.

منبع تصویر، Tabnak
در واقع کمبود شغل در منطقه خاورمیانه، که خودش به تبعیض بیشتر علیه زنان جویای کار منجر میشود، در مشارکت پایین زنان ریشه دارد. این یعنی خانوادههای بیشتری صرفا به درآمد یک نفر اتکا میکنند و بیشتر در معرض این خطر هستند که در دورههای شوک مانند کووید۱۹، با درگذشت یا بیکارشدن آن یک نفر که درآمد دارد، به زیر خط فقر بروند.
شواهد از کشورهای مختلف نشان میدهد که برابرکردن زمین بازی برای زنان همچنین نابرابری درآمد را کاهش میدهد، همانطور که تنوع صنعتی و صادراتی را افزایش میدهد. اینها قطعا از چالشهای اصلی تمامی کشورها در جهان پسا-کووید۱۹ برای مبارزه با فقر و تقویت است.











