|
يک دهه با گروه بين المللی بحران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گروه بين المللی بحران که مؤسسه ای تحقيقاتی فرامليتی است، دهمين سالگرد تاسيس خود را در حالی جشن گرفت که چهره های برجسته جهان نقش اين سازمان را در ارتقای آگاهی دولتمردان درباره مناقشه های جاری و بالقوه ستوده اند. اين گروه که فعاليتش را در آوريل ۱۹۹۵ در دفتری در لندن با تنها دو کارمند آغاز کرد، در دهه گذشته حدود ۵۰ بحران واقعی و احتمالی را در ۲۵ نقطه جهان پوشش داده و اکنون به يکی از معتبرترين نهادهای مستقل و غيردولتی برای ارايه اطلاعات، تحليل و مشاوره به دولتها درباره مسايل مناقشه برانگيز تبديل شده است. گرت ايوانز مدیر گروه بين المللی بحران می گويد: "گروه بحران را جمعی از متخصصان سياست خارجی تاسيس کردند که از قصور جامعه بين الملل در برخورد کارآمد با بحرانهای سومالی، بوسنی و رواندا آشفته شده بودند." به گفته وی، هدف اين گروه از کارشناسان ايجادی سازمانی جديد و کاملا مستقل از نفوذ دولتها بود تا بتواند به دولتها، سازمانهای بين المللی و جامعه جهانی کمک کند تا از مناقشه های مرگبار جلوگيری يا حداقل آنها را مهار کند. اين سازمان در گزارشی که به مناسبت ده سالگی خود منتشر کرده، نوشته است که گروه بين المللی بحران در ده سال گذشته روند صلح در کنگو، بروندی، سودان و ليبريا را تسهيل کرده، به شناسايی ريشه های حملات ۱۱ سپتامبر از اندونزی گرفته تا خليج فارس پرداخته، موجی از فشار به دولتهای خودکامه آسيای ميانه براه انداخته و به تبيين استراتژی های روشن برای حل مناقشه اتمی کره شمالی و ايران کمک کرده است. لرد پتن، رييس هيات امنای گروه بين المللی بحران می گويد: "آنچه گروه بحران انجام می دهد، رفع نياز سياستگذاران ملی به تحليلهای هوشمندانه و صادقانه و پيشنهادهای عملی برای جلوگيری از فاجعه، يا دست کم تعديل عواقب آن است. ما اغلب حرفهايی را بيان می کنيم که دولتها مايلند بيان کنند ولی بيانش برای آنها دشوار است." از خاکستر بوسنی مورت آبرامويتس، رييس صندوق کارنگی برای صلح بين الملل در ژانويه ۱۹۹۳ در بازگشت از سارايوو که در شعله های جنگ می سوخت، در هواپيما کنار مارک مالوچ براون نشسته بود که بعدا رييس برنامه توسعه سازمان ملل شد.
آن روزها برای ملت بوسنی سياه بود، زيرا جامعه بين الملل کماکان از مهار بدترين خونريزی در اروپا از زمان جنگ جهانی دوم طفره می رفت. از بحث اين دو مسافر درباره اين مناقشه ايده ای نو شکل گرفت: ايجاد سازمانی مستقل تا در کشورهای بحران زده، چشم و گوش مردم دنيا باشد. آقای آبرامويتس برای پيشبرد اين انديشه يک تيم کوچک را سازماندهی کرد. همان موقع بود که يک مهندس آمريکايی و امدادگر کهنه کار به نام فرد کانی به اين مجموعه پيوست. آقای کانی در خلال جنگ بوسنی با احداث تصفيه خانه ای در يک تونل متروکه کوهستانی به تامين آب آشاميدنی سارايوو کمک کرد. ابتدا قرار بود تيمهای گروه بين المللی بحران از کارشناسان حوزه های حفظ صلح، امدادرسانی، مهندسی، پشتيبانی و پزشکی تشکيل شود، اما سپس اين بحث درونی درگرفت که آيا اين گروه بايد خود در عمليات مهار بحران شرکت کند يا صرفا از بيرون گود، جامعه بين الملل را به اقدام ترغيب کند. اين بحث به درازا کشيد ولی در ۱۷ نوامبر ۱۹۹۴ صندوق کارنگی اعلام کرد که مجدانه در فکر براه اندازی يک گروه جديد بين المللی مهار بحران با سه کارکرد اصلی است: ارزيابی، توصيه و حمايت. ' چماق طلايی ' در نيمه دوم سال ۱۹۹۴ استيو سولارز، نماينده سابق کنگره آمريکا به ۲۰ کشور سفر کرد تا ضمن ترويج ايده تشکيل گروه بحران، کمک مالی گردآوری کند. اما گاهی اوقات او با استقبال سرد مواجه می شد. وزير خارجه يک کشور اروپايی به آقای سولارز گفته بود: "شما می خواهيد ما به شما يک چماق طللايی بدهيم تا برای واداشتن ما به انجام کاری که تصميم گرفته ايم انجام ندهيم، با آن بر سرمان بکوبيد." اما نسل کشی رواندا عزم آقای سولارز را راسختر ساخت، اما در آوريل ۱۹۹۵ خبر هولناکی رسيد: آقای کانی که انتخابی طبيعی برای سمت رييس عمليات گروه تلقی می شد، در چچن به قتل رسيد.
در ۱۹۹۵ جورج ميچل، رييس سابق اکثريت سنای آمريکا به عنوان اولين رييس هيات رييسه گروه بين المللی بحران برگزيده شد و نيکولاس هينتون مدير عامل شد. آقای هينتون به مدت ده سال رييس سازمان "نجات کودکان بريتانيا" بود و توانسته بود بودجه آن را هفت برابر کند. سيرالئون به عنوان اولين عمليات گروه بحران انتخاب شد و دو تحليلگر به فری تاون، پايتخت اين کشور آفريقايی، اعزام شدند. اين سازمان کوشيد حمايت بين المللی برای برگزاری انتخابات در سيرالئون را گردآوری کند. نتيجه برنامه تبليغاتی بين المللی بحران جمع آوری ده ميليون دلار برای اين رای گيری بود. گروه بين المللی بحران در فوريه ۱۹۹۶ اولين حضور ميدانی خود در بالکان را آغاز کرد. ظرف يک ماه شمار زيادی از کارشناسان به خدمت گرفته شدند و اولين گزارش خود را که عمدتا درباره تعيين معيارهای اجرای توافقنامه صلح ديتون بود، منتشر کرد. در اوت ۱۹۹۶ گروه بين المللی بحران گزارشی چاپ کرد که خواستار به تعويق افتادن زمان برگزاری انتخابات بوسنی شد. اگرچه هيچکدام از پيش نيازهای انتخابات آزاد موجود نبود، جامعه بين الملل اصرار داشت رای گيری در اين کشور در همان اکتبر ۱۹۹۶ برگزار شود.
افشای تخلفات گسترده انتخاباتی، اثبات کرد که دغدغه اين سازمان بجا بوده است. بحران سازمانی در ژانويه ۱۹۹۷ آقای هينتون، مدير عامل اين گروه در جريان بازديدش از بالکان دچار حمله قلبی شد و جان سپرد. اين واقعه سبب شد گروه بين المللی بحران با يک بحران سازمانی مواجه شود. پس از جستجويی طولانی آلن دستشه، سناتور بلژيکی و دبيرکل پزشکان بدون مرز، جانشين آقای هينتون شد و بدين ترتيب دفتر مرکزی اين سازمان از لندن، به بروکسل انتقال يافت. اين تصميم همچنين بدين دليل گرفته شد که نشان داده شود گروه بين المللی بحران سازمانی واقعا بين المللی است، نه آمريکايی-انگليسی. بين المللی بحران چندين هفته پيش از بروز جنگ داخلی در کوزوو در مارس ۱۹۹۸ در گزارش مفصل با عنوان "بهار کوزوو" هشدار داد اين استان يوگسلاوی سابق در مسير بحران حرکت می کند. همزمان با توسعه دامنه فعاليت گروه بين المللی بحران در جهان، اختلافات داخلی در آن بالا گرفت و در اوايل اکتبر ۱۹۹۹ آقای دستشه استعفا کرد تا به حرفه سياسی خود بپردازد. در نتيجه گرت ايوانز، وزير خارجه سابق استراليا و مارتی آختيساری، رييس جمهور سابق فنلاند به ترتيب به عنوان مدير عامل و رييس هيات مديره برگزيده شدند. آقای ايوانز که پيشتر در چند ابتکار عمل بين المللی از جمله پيمان صلح کامبوج نقش داشت، عقيده داشت که گروه بين المللی بحران بايد وظايف يک "وزارت خارجه خصوصی" را ايفا کند. وی و هيات مديره در سال ۲۰۰۰ به اين نتيجه رسيدند اين سازمان برای جلب مخاطبان جهانی بايد منتقدان بيشتری از تمام قاره ها داشته باشد. در نتيجه شمار کارکنان اين سازمان پنج برابر شد. در اوت ۲۰۰۰ اعتبار گروه بين المللی بحران بخاطر انتشار گزارشی درباره صربستان خدشه دار شد. اين گزارش به نقل از تحليلگران ادعا کرد "اسلوبودان ميلوسويچ برای مدت نامعينی در مسند قدرت باقی خواهد ماند." نويسندگان همچنين تحريم انتخابات آتی فدرال از سوی احزاب مخالف را مورد حمايت قرار داد. اما احزاب مخالف آقای ميلوسويچ که قبلا پراکنده بودند، ناگهان پشت سر ويسلاو کوشتونيتسا متحد شدند و او را به پيروزی رساندند.
در عوض اين سازمان در همان سال ۲۰۰۰ گزارشی را منتشر کرد که محل اختفای بسياری از جنايتکاران جنگی بالکان را فاش ساخت، امری که از سوی جامعه بين الملل دشوار ذکر شده بود. در جهان اسلام بعد از حملات يازده سپتامبر، گروه بين المللی بحران که از ديرباز برنقش دولتهای معيوب مانند طالبان در اشاعه تروريسم تاکيد کرده بود، بودجه کافی برای گشودن يک دفتر در اسلام آباد دريافت و پروژه های تازه ای را در خاورميانه و شاخ آفريقا آغاز کرد. دفتر خاورميانه ای اين سازمان نيز در امان افتتاح شد تا مسايل ايران، عراق، اسراييل، فلسطين، سوريه، لبنان و کشورهای عرب خليج فارس را با جديت پيگيری کند. گرت ايوانز در آن زمان اعلام کرد: "ما می دانيم که ديگر نمی توانيم مسايل جهان عرب و اسلام را ناديده بگيريم يا زمانی مورد توجه قرار دهيم که عرضه نفت به خطر افتاده است." به نظر می رسد گزارشی که اين سازمان در اوايل سال ۲۰۰۵ درباره تنوع فعاليت مبارزاتی شيعيان و اهل سنت منتشر کرد به مرجعی برای درک اين دو فرقه اسلام تبديل شود. تصميم آمريکا برای حمله به عراق برخلاف نظر سازمان ملل شديدترين جنجال را در گروه بين المللی بحران براه انداخت. اين گروه هيچ موضعی درباره اين جنگ اتخاذ نکرد، فقط ديدگاه های موافق و مخالف را گردآوری کرد. امروزه اين سازمان ۱۱۰ کارمند تمام وقت از ۴۰ مليت مختلف دارد که به ۵۰ زبان سخن می گويند. اکنون بودجه گروه بين المللی بحران ۱۲ ميليون دلار در سال است که ۴۰ درصد آن را دولتها و ۴۵ درصدش را بنيادها متقبل می شوند. کارشناسان اين گروه ساليانه حدود ۸۰ گزارش منتشر می کنند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||