|
نفوذ ايران در عراق: تصويری مبهم با آينده ای خطرناک | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گروه بين المللی بحران (ICG)، يک مؤسسه تحقيقاتی مستقل که مقر اصلی آن در بروکسل، پايتخت بلژيک است، با انتشار گزارشی ويژه، به بررسی ميزان نفوذ ايران بر اوضاع عراق پرداخته است. در مقدمه اين گزارش آمده است که نفوذ ايران در عراق يکی از بحث برانگيزترين و در عين حال مبهم ترين وجوه اوضاع پس از جنگ در عراق بوده است. اين گزارش می افزايد، تهران در موقعيتهای گوناگون توسط واشنگتن متهم به دخالتهای نابجا و مخرب در امور عراق شده اما متهم کردن ايران تنها به آمريکا ختم نشده و همسايگان عرب عراق نيز گاه و بيگاه تهران را متهم به تلاش برای استقرار يک جمهوری اسلامی ديگر در عراق کرده اند. برخی مقامهای شاخص عراق نيز مدعی شده اند ايران مشغول کارهايی از دخالت در انتخابات گرفته تا تشويق شورشها بوده است. اما گروه بين المللی بحران در گزارش خود آورده که در واقعيت و طبق يافته های تحقيقاتی اين گروه که در ايران و عراق صورت گرفته، شواهدی دال بر دخالت ايران در جهت ايجاد بی ثباتی در عراق هنوز بسيار محدودتر و مبهم تر از آن چيزی است که ادعا می شود. البته گروه بين المللی بحران تاکيد می کند بدون شک ايران منافع حياتی در عراق دارد. بر اساس اين گزارش، اين نيز روشن است که ايران تا به حال بکارگيری نفوذ خود را در عراق در حد محدود نگه داشته و اين واقعيت را نيز نبايد از نظر دور داشت که ايران ظرفيت و توان عمل بسيار گسترده تر و منفی تری در عراق دارد. نقش ايران در بهبود اوضاع عراق از نظر گروه بين المللی بحران، برای به حداکثر رساندن شانس عراق در عبور موفقيت آميز از دوران انتقالی فعلی، همکاری مشترک تهران و بغداد در مورد مسايل امنيتی از يک طرف و تلاش ايالات متحده آمريکا برای ممانعت از تيرگی بيشتر روابط اين کشور با ايران، حياتی است. قيام مقتدا الصدر (روحانی تندرو شيعه) در آوريل 2004 موجب افزايش نگرانی ها درباره احتمال حمايت ايران از شورشها عليه نيروهای تحت رهبری آمريکا شد. ايران همچنين متهم به نقش داشتن در قتل برخی مقامهای عراقی و حمايت از برخی گروه های تندرو مانند انصارالاسلام شده است. در عين حال پيروزی ائتلاف احزاب شيعه نزديک به ايران در انتخابات مجمع ملی انتقالی عراق، ديدگاه کسانی را توجيه کرد که به تلاش ايران برای روی کار آوردن يک دولت مذهبی وفادار به جمهوری اسلامی، مظنون بودند. اين تصور که ايران مصمم به بی ثبات کردن عراق و شکل دادن اوضاع سياسی به نحو دلخواه خود (از طريق خرج کردن پول يا اعزام صدها هزار نفر به داخل عراق) يا حاکم کردن دولتی همفکر اين کشور است، به طور گسترده ای در عراق، جهان عرب و ايالات متحده آمريکا رواج دارد. اما بر اساس گزارش گروه بين المللی بحران، در واقعيت، هيچ نشانه ای از اينکه موضوع دستکاری انتخابات عراق توسط ايران چيزی بيش از يک گمان باشد يا اينکه پيروزی شيعيان در انتخابات دليلی غير از در اکثريت قرار داشتن آنها (از لحاظ جمعيتی) داشته باشد، در دست نيست. همينطور هيچ شاهد محکمی مبنی بر اينکه ايران به طور عملی در حال تشويق شورشها يا بی ثبات تر کردن اوضاع عراق است ارائه نشده است. اين گزارش سپس نتيجه می گيرد که اقتدار ايران در عرصه ای ديگر است. دستگاه های اطلاعاتی ايران به خاطر جنگی که هشت سال بين دو کشور ادامه داشته به خوبی با اوضاع عراق آشنايی دارند و می توانند حضور اطلاعاتی مستمری در جنوب عراق، بغداد و کردستان داشته باشند.
دامنه نفوذ ايران شامل شبکه گسترده ای از خبرچينان، عوامل سپاه پاسداران و نهادهای تبليغات مذهبی می شود. با اين وجود، گروه بين المللی بحران معتقد است مهمتر از اينها اين است که ايران سعی کرده از طريق حمايت از مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق (گروه شيعه تحت حمايت ايران) در اوضاع سياسی عراق اعمال نفوذ کند. حتی در اين شرايط و با وجود اينکه وقايع دو سال گذشته از وجود انگيزه قوی در ايران برای دخالت در عراق حکايت دارد، بازتابهای گسترده ای از نفوذ ايران در عراق مشاهده نمی شود و تاثيرات آن نيز چندان بر جامعه عراق چشمگير نبوده است. دليل اين وضع از ديد گروه بين المللی بحران، بدبينی عميق و غيض گروه هايی از عراقی ها نسبت به همسايه شان، ايران، است. گروه مذکور در ادامه گزارش خود به تشريح آنچه به عنوان منافع ايران در عراق مطرح است و ممکن است ايران را ترغيب به اعمال نفوذ در عراق کند می پردازد و می نويسد اولويت نخست ايران اين است که از ظهور دوباره عراق به عنوان يک تهديد، چه نظامی، سياسی و حتی مذهبی جلوگيری کند. از سوی ديگر، چه شکست عراق و درگرفتن جنگ داخلی در اين کشور و يا حتی موفقيت قطعی آن و استقرار نظامی موفق که بتواند به عنوان يک نمونه مطرح باشد نيز از ديد جمهوری اسلامی تهديدآميز خواهد بود. اين گزارش سپس استدلال می کند که ايران از طرفی خواهان تماميت عراق است، از طرف ديگر از تشکيل حکومتی در آن که تحت تسلط شيعيان مورد اعتماد ايران باشد حمايت می کند و مهمتر از همه، مايل است آمريکا همچنان در آن گرفتار باشد. به همين خاطر ايران به سمت استراتژی سه جانبه ای رفته است. اين استراتژی از ديد گروه بين المللی بحران، شامل دفاع از انتخابات عمومی که در واقع پيروزی شيعيان در آن به خاطر جمعيت بيشتر آنان بديهی است، تشويق "نا آرامی های قابل کنترل" که بی نظمی های مداوم اما قابل کنترلی ايجاد کند و سرمايه گذاری بر روی بازيگران سياسی متنوع و حتی گاه رقيب در عرصه سياست عراق به طوری که امکان هرگونه پيشبينی دقيق درباره آينده اين کشور را به حداقل برساند، می باشد. گروه بين المللی بحران اينطور ارزيابی کرده که علايق و استراتژی هايی که شرح آن رفت، دلايل رفتارهای بعضا متناقض ايران را که از سويی از برخی نا آرامی ها در عراق حمايت می کند و از سويی ديگر روابطی نزديک با برخی چهره های داخل حاکميت عراق دارد که مايل به ثبات آن هستند، روشن می کند. نهايتا، از ديد گروه بين المللی بحران، همين علايق و استراتژی ها عامل اصلی حمايت فعلی ايران از بهبود اوضاع عراق بجای مخالفت و زير سوال بردن آن است. اما اين ديدگاه ممکن است برای هميشه ادامه نيابد زيرا به طرز معنی داری به نوع روابط تهران و واشنگتن بستگی دارد. مادامی که روابط اين دو کشور بحرانی باشد، ايران ممکن است اوضاع عراق را يک رقابت مرزی با آمريکا بداند که حضوری گسترده در مرزهای آن دارد و به فکر تغيير حکومت در ايران است و در نتيجه گزينه دخالت گسترده تر در اوضاع عراق برای ايجاد بی ثباتی بيشتر را برای خود محفوظ بدارد. گروه بين المللی بحران سپس به بررسی خط مشی آمريکا در عراق پرداخته و نتيجه گرفته که آمريکا با بنا کردن سياست خود بر همکاری با شيعيان در عراق و تحت فشار گذاشتن حاکمان در ايران، همزمان در دو راه متفاوت به پيش می رود که به سرانجام رساندن آن شديدا دشوار به نظر می رسد. گروه بين المللی بحران سپس راه پيشنهادی خود را مطرح و پيشنهاد می کند بهترين راه پيش رو، توافقی بين ايران و آمريکا است که طی آن، نگرانی های دوطرف مطرح شود. از يک سو برنامه های اتمی ايران، رويکرد اين کشور به روند صلح اعراب و اسرائيل و حمايت آن از حزب الله لبنان و از سوی ديگر حضور نظامی آمريکا در منطقه، تحريم هايی که اين کشور عليه ايران اعمال کرده و دارايی های مسدود شده ايران در آمريکا بايد مورد رسيدگی قرار گيرد. اگرچه چنين معامله بزرگی در کوتاه مدت غير قابل حصول به نظر می رسد. اين گروه سپس به آمريکا توصيه کرده با تغيير لحن در مقابل ايران و حمايت از گفتگوهای اروپا با ايران و دادن امتيازهايی به ايران در صورت همکاری آن با جامعه بين المللی، به تغيير وضع کمک کند. توصيه ها اين گروه در خاتمه به صورت فهرست وار توصيه هايی را خطاب به کشورهای مختلف و جامعه جهانی مطرح کرده است. توصيه ها به دولتهای ايران و عراق - آغاز مذاکرات مشترک برای پايان دادن به مشاجره بر سر خط مرزی دو کشور در شط العرب (اروند رود) و امضای پيمان صلح برای پايان دادن قطعی به جنگ (دو کشور از زمان پايان جنگ در حالت آتش بس به سر می برند و پيمان صلح امضا نکرده اند) - اقدام مشترک جهت بسط نظارت بر مرزها، شامل تبادل اطلاعات مربوط به تحرکات گروه های شورشی و نقل و انتقال پول و امکانات و قطع حمايت از گروه های خشونت طلب ضد کشور متقابل (شامل گروه مجاهدين خلق ايران و گروه هايی مانند انصار الاسلام). - تشويق سرمايه گذاری در دو سوی مرز و تبادلات فرهنگی بين دو کشور. توصيه به دولت ايران - افزايش نيروهای مرزبان و همکاری بيشتر با مرزبانان عراقی. - توقف پناه دادن و کمک به جنگجويان عضو گروه انصارالاسلام و ساير گروه های خشونت طلب در عراق. توصيه به دولت عراق و گروه های سياسی اين کشور - خوداری از طرح اتهامهای بی اساس درباره رفتارها و اقدام های ايران. - اقدام در راستای جلوگيری از فعاليتهای خشونت طلبانه گروه مجاهدين در ايران و تحت حصر نگهداشتن اين گروه در پايگاه اشرف در مرکز عراق و عدم حمايت از گروه های کرد ايرانی مخالف جمهوری اسلامی. - تمرکز بر نظارت بر مرزها. توصيه ها به جامعه جهانی - کمک به عراق در بازسازی نهادهای اطلاعاتی، گمرکات و ساير سازمانهای نظارتی آن. توصيه به دولت آمريکا - حمايت بيشتر از تلاش های اتحاديه اروپا در جهت حل ابهامها درباره برنامه های اتمی ايران، ترجيحا از طريق پيوستن به مذاکرات و ارائه مجموعه ای از امتيازهای قابل توجه و همچنين تنبيهاتی بازدارنده که مقابل تهران گذاشته شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||