|
ايران در نيمه راه قطعنامه سوم؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به دنبال بی اعتنائی ايران به اجرای مفاد قطعنامه ۱۶۹۶ شورای امنيت سازمان ملل که ۳۱ ژوئيه سال ۲۰۰۶ به تصويب رسيد، قطعنامه شماره ۱۷۳۷ شورا در تاريخ ۲۳ دسامبر همان سال عليه ايران صادر شد. بر خلاف قطعنامه پيشين که در متن آن تنها مفاد خواسته های شورا از ايران داير بر تعليق غنی سازی اورانيوم و فعاليتهای مرتبت مورد اشاره قرار گرفته و در قبال طرح خواسته های مطروحه، کمکهای قابل ملاحظه ای نيز به ايران پيشنهاد شده بود، قطعنامه دوم با استناد به بند ۴۱ از فصل هفتم منشور ملل متحد تنظيم شده و صرفاً دارای ماهيت تنبيهی است. به موجب قطعنامه ۱۷۳۷ ايران در فاصله شصت روز مکلف به اجرای کليه خواسته های شورای امنيت مندرج در قطعنامه ۱۶۹۶ از جمله ترک غنی سازی اورانيوم شده وهمزمان، کليه کشورهای جهان نيز از همکاری با ايران در زمينه های حساس فعاليتهای هسته ای و موشکی قانوناً منع شده اند. علی رغم لحن ملايم و تنبيهات قابل تحمل قطعنامه که به نظر می رسيد بيشتر از هر عامل ديگری نتيجه مقاومتهای تاکتيکی روسيه و چين در مقابل فشارهای آمريکا و متحدانش باشد، صرف تصويب آن عليه ايران بر اساس اتهام "خطرناک بودن در قبال صلح و امنيت جهانی" اقدام ناخوشايندی بود که دولت محمد خاتمی، رئيس جمهور پيشين ايران پرهيز از آن را سرفصل سياستهای هسته ای و امنيت ملی خود قرار داده بود. نکته قابل توجه در در اين زمينه مرتبط ساختن دو قطعنامه و در نتيجه علی رغم ملايمت ظاهری قطعنامه دوم افزايش فشارهای تصاعدی عليه ايران است. در حقيقت، ادامه روند در پيش گرفته شده است که می تواند ايران را بتدريج در موضع فوق العاده دشواری قرار دهد. تغيير سياست اتمی دولت آقای احمدی نژاد که ابتدا از حمايت وسيع کليه اصولگرايان در داخل نظام سياسی ايران برخوردار بود، پس از قرار گرفتن آقای لاريجانی در منصب دبيری شورای عالی امنيت ايران و تمرکز بيش از پيش سياستگذاری و کنترل برنامه هسته ای در آن شورا، بسرعت از سياستهای تعامل و سازش دولت قبلی فاصله گرفت و ابتدا با عملياتی ساختن کارخانه توليد گاز هگزا فلوئوريد اورانيوم در اصفهان و بعد، آغاز محدود غنی سازی اورانيوم در نطنز، عملاً در مسير تقابل با آژانس بين المللی انرژی اتمی و شورای امنيت سازمان ملل گام نهاد. تصويب دو قطعنامه متوالی در کمتر از شش ماه در شورای امنيت عليه ايران و حمايت روسيه و چين از هر دو قطعنامه ايران بوضوح نشان داد که پشتيبانی دو کشور ياد شده از ايران تا حدودی ادامه خواهد داشت که بر منافع عمده تر آنها لطمه ای وارد نسازد. به علاوه، هر دو کشور چين و روسيه در گذشته مخالفت خود را با ادامه غنی سازی اورانيوم در ايران اعلام کرده بودند. علی رغم آگاهی از مواضع روشن چين و روسيه در اين زمينه، آقای احمدی نژاد نمی تواند برای قناعت به حمايت نيمبند روسيه و چين و اجرای سياست خارجی "نگاه به شرق" حساب خاصی گشوده باشد. تفاوتهای چشمگيرسياستهای هسته ای دولت سابق و دولت کنونی و همچنين پيش بينی رويکردهای متفاوت آنان در مقايسه ای که آقای لاريجانی در گذشته از تعليق غنی سازی اورانيوم توسط دولت خاتمیدر قبال دريافت کمکهای امنيتی اقتصادی و فنی از غرب به عمل آورده بود مستتر است. ايشان در مقايسه مشهور خود غنی سازی اورانيوم را "گوهری" خواند که دولت آقای خاتمی به گفته او با "آب نبات" کمکهای اروپا مبادله کرده بود. دولت تازه با دل شستن از احتمال رسيدن به سازش جدی و پايدار امنيتی با امريکا، از ابتدا مصمم به دست يافتن به فناوری غنی سازی اورانيوم و به دست آوردن چرخه سوخت هسته ای و در نتيجه تبديل شدن به قدرت هسته ای بود. بر اين اساس و در مسيرتحقق هدفهای برشمرده، سياستهای هسته ای ايران در عين اعلام وفاداری و تأکيد برادامه ماهيت صلح اميز آن، عملاً تغيير کرد. تيرگی رابطه با آژانس اولين نتيجه اين تغيير در روابط خارجی ايران ظاهر و منجر به قطع مذاکرات هسته ای ايران و سه کشور بزرگ اروپايی شد. در گام بعدی، رابطه ايران با آژانس بين المللی انرژی اتمی نيز بحرانی شد. طی اين دو تحول قابل ملاحظه، حمايت نسبی اروپا و آژانس که در گذشته همواره مايل به گشوده نگاه داشتن باب مذاکره و تعامل با ايران بودعملاً از دست رفت. اين تحول، همزمان به تقويت مواضع مخالفان برنامه هسته ای ايران انجاميد و اروپا را در کنار آمريکا قرار داد. اعلام سياست "نگاه به شرق" در روابط خارجی ايران با اين هدف صورت گرفت که تا حد امکان مانع انزوای سياسی بيشتر جمهوری اسلامی شود و در بهترين شرايط از راه ايجاد تعادل تازه در صف دوستان و مخالفان ايران فشار فزاينده خارجی را خنثی سازد. برای دست يافتن به هدفهای سياست نگاه به شرق، ايران تنها می توانست به پشتيبانی روسيه و چين دلگرم باشد. برای جلب پشتيبانی اين دوعضو ثابت شورای امنيت، ايران آماده پرداخت هزينه های چشمگيری نيز شد، از جمله پيشنهاد ساختن راکتورهای اتمی بيشتر به روسيه و قطعی ساختن قرارداد خريد سيستم دفاع ضدهوائی موسوم به تور- ام ۱. در ارتباط با چين نيز علاوه بر قبول تأمين بخشی از نيازهای چين به گاز مايع وارداتی، دست چين را برای بهره برداری از حوزه نفتی يادآوران پس از امضای موافقت اصولی با آن کشور بازگذاشت. علی رغم پرداختن هزينه های ياد شده، حمايت روسيه و چين از مواضع ايران بخصوص در زمينه پرونده هسته ای از مرز حمايت رسانه ای و حداکثر چانه زنی با غرب در جهت تقليل تنبيهات مصوب فراتر نرفت. با انقضای نيمی از مهلت شصت روزه شورای امنيت به ايران، ارائه گزارش تازه ای از سوی آژانس بين المللی انرژی اتمی داير بر تمرد از موارد مورد اشاره در قطعنامه های ۱۶۹۶ و ۱۷۳۷يا پذيرفتن آنها توسط ايران غيرقابل اجتناب به نظر می رسد. در اين فاصله، ايران نه تنها بر ميزان همکاری با آژانس بين المللی انرژی اتمی نيفزوده، که با خودداری از قبول ۳۸ بازرس شورا سطح همکاری با آژانس را به نحو چشمگيری کاهش داده است. همزمان و علی رغم افزايش انتقاد های داخلی از عملکرد دولت در زمينه فعاليتهای هسته ای، منوچهر متکی وزير خارجه ايران ضمن تائيد خبر ارسال نامه ای حاکی از گله مندی و اعتراض به چهارده عضو شورای امنيت با دفاع از سياستها و تأکيد بر حقوق قانونی ايران بر ادامه فعاليتهای هسته ای به روال گذشته تأکيد کرد. توسعه فعاليت هسته ای احتمال می رود با اعلام خبر جشن بزرگ هسته ای که رئيس جمهور ايران نويد آن را داده، در نيمه بهمن گام تازه ای در جهت توسعه فعاليت هسته ای ايران برداشته شود. انتظار می رود در اين ايام افزايش تعداد سانتريفوژهای عملياتی که ظرفيت غنی کردن اورانيوم را افزايش خواهند داد اعلام گردد. به اين منظور نمايندگانی نيز از کشورهای خاور ميانه و جنبش عدم تعهد برای شرکت و حضور در جشن يادشده به ايران دعوت شده اند. به اين ترتيب در فاصله کمتر از يک ماه تا انقضای مهلت شصت روزه جاری، تمامی قرائن موجود حاکی از ادامه رويارويی شورای امنيت و ايران و غيرقابل اجتناب بودن تصويب قطعنامه سوم شورا عليه ايران است. به منظور افزايش فشارهای سياسی و اقتصادی ناشی از اعلام تحريمهای شورای امنيت عليه ايران، آمريکا به تحرکات نظامی چشمگيری نيز مبادرت کرده که اعزام ناو هواپيمابر جان سی اشتنيس با ۳۲۰۰ خدمه به خليج فارس از جمله آنهاست. حضوراين ناو که قادر به حمل هشتاد فروند هواپيماست، شمار ناوهای هواپيمابر آمريکايی در منطقه خليج فارس را برای اولين بار از سال ۲۰۰۳ تاکنون به دو فروند افزايش می دهد. طی اقدام ديگری وزارت دفاع امريکا از ارسال سيستمهای ضدموشکی پاتريوت برای يکی از کشورهای حاشيه خليج فارس اعزام خبر داد. پاتريوت دفاعی است در برابر موشکهای کوتاه برد از نوعی که ايران ممکن است برای حمله به پايگاههای آمريکايی در اين منطقه از آن استفاده کند. ايران طی روزهای جاری و در جريان مانورهای منطقه گرمسار موشک انداز های فجر ۵ و موشک انداز زلزال را مورد استفاده تمرينی قرار داد. در کنار تحرکات نظامی، فعاليتهای سياسی نيز با شدتی بيشتراز گذشته در حال انجام گرفت است. بر گزاری کنفرانس دوروزه ای در فاصله نهم تا يازدهم فوريه در مونيخ با حضور وزرای خارجه آمريکا و کشورهای عمده اروپايی و همچنين وزيرخارجه و دبير شورای عالی امنيت ملی ايران به منظور بررسی تحولات مربوط به پرونده هسته ای ايران از جمله آخرين تلاشهايی است که به منظور پرهيز از بحرانی جدی صورت می گيرد. |
مطالب مرتبط دلائل ايران برای جلوگيری از ورود بازرسان آژانس26 ژانويه، 2007 | ايران آژانس اتمی از ايران خواست مانع ورود بازرسان نشود25 ژانويه، 2007 | ايران 'ايران ميان بازرسان آژانس تبعيض قائل می شود'23 ژانويه، 2007 | ايران 'ایران تابع مقررات آژانس بین المللی انرژی اتمی است'23 ژانويه، 2007 | ايران جلوگيری از ورود بازرسان آژانس انرژی اتمی به ايران22 ژانويه، 2007 | ايران اتحاديه اروپا خواستار اجرای فوری تحريم عليه ايران شد22 ژانويه، 2007 | ايران اتحادیه اروپا از اوائل فوریه ایران را تحریم می کند22 ژانويه، 2007 | ايران آمريکا 'در صدد گسترش تحريم ها عليه ايران'21 ژانويه، 2007 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||