BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 16:16 گرينويچ - يکشنبه 17 آوريل 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نگاه وبلاگستان به انتخابات رياست جمهوری ايران

مکعب روبيک انتخابات طرح از نيک آهنگ کوثر
معمای انتخابات ايران - طرح از نيک آهنگ کوثر
نوشتن در باره انتخابات در وبلاگستان بسيار دشوار است. يک دليل ساده اش اين است که بتدريج انتخابات دارد به موضوع اصلی در بسياری از وبلاگ ها تبديل می شود و حجم نوشته ها به طور روز افزونی افزايش می يابد.

بنابرين هر تلاشی برای به دست دادن حتی چشم انداز ممکن است شماری از نوشته ها يا وبلاگ های قابل بحث را از قلم بيندازد. اين نوشته ادعايی برای به دست دادن چنان چشم اندازی هم ندارد بلکه نگاهی است به چند بحث اساسی در باره نامزدهای رياست جمهوری ايران و انتخابات آتی در وبلاگهای فارسی.

رسانه وبلاگ رسانه جوانی است (هنوز چهارساله هم نيست) اما بسرعت نقش مهمی برای خود در صحنه "ارتباطات ايرانی" پيدا کرده است. از آنجا که اين رسانه بازترين فضای فردی ممکن برای ارتباط را عرضه می کند حساسيت های زيادی در سطح سياسی ايجاد کرده است چنانکه سال گذشته شماری از وبلاگ نويسان در ايران بازداشت شدند اما به پشتيبانی جامعه وبلاگی- که خود نشان ديگری از نقش سياسی آنهاست- مدت زيادی در زندان نماندند. وبلاگ که در آغاز نقش يک رسانه فردی داشت امروزه يکی از سياسی ترين رسانه هاست.

با ورود رسانه وبلاگ به عرصه هر موضوع عمومی، به طور طبيعی و به دليل واکنش های پياپی در وبلاگ ها نوعی بحث عمومی شکل می گيرد. انتخابات رياست جمهوری ايران در سال ۱۳۸۴ تفاوتهای مهمی با انتخابات های پيشين دارد و يکی از آنها اين است که برای اولين بار اين انتخابات از ماهها پيش زير نگاه وبلاگ نويسان بوده است و در حال حاضر به يکی از جدی ترين بحث های وبلاگستان در عمر کوتاه اين رسانه تبديل شده است.

گرچه نامزدهای رياست جمهوری ايران متعدد اند اما در وبلاگستان فارسی چند نامزد بيش از همه مورد بحث قرار می گيرند. در واقع از نظر وبلاگستان نامزدهای مطرح سه نفر بيشتر نيستند: مصطفی معين وزير سابق آموزش عالی، اکبر هاشمی رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام (گرچه هنوز رسما وارد کارزار انتخاباتی نشده است) و اين اواخر محمد باقر قاليباف فرمانده مستعفی نيروی انتظامی. نام ديگران بخصوص علی لاريجانی رئيس پيشين صدا و سيما و گاه محمود احمدی نژاد شهردار فعلی تهران بيشتر در ميان بحث ها و در مقايسه نامزدهای اصلی تر -از نظر وبلاگ نويسان- با آنها مطرح می شود.

نامزد وبلاگ نويس

پيش از همه اين طرفداران مصطفی معين بودند که بحث از انتخابات را وارد وبلاگستان کردند ( مثلا وبلاگ پرخواننده الپر که از وبلاگ های داخل ايران و از طرفداران جدی و سرسخت انتخاب معين است). در ميان نامزدهای اعلام شده برای انتخابات گرايش بسياری از وبلاگ ها اکنون به سمت معين است. اين البته به خودی خود عامل تاثيرگذاری بر انتخابات نمی تواند به حساب آيد زيرا جمع وبلاگ نويس و وبلاگ خوان به نسبت جمعيت ايران جمع کوچکی است اما از جهت روابط عمومی و افکارسازی خالی از اهميت نيست.

به همين جهت است که ستاد انتخاباتی معين برای ديداری با وبلاگ نويسان داخلی فراخوان داد که با شرکت شماری از آنها اين روزها برگزار شد. نويسنده وبلاگ کوچه که گزارشی وبلاگی و خودمانی و در عين حال انتقادی از اين جلسه داده است می گويد که در آن يکی از معاونان وزارت خارجه، محمد علی ابطحی مشاور رئيس جمهوری و نويسنده وبلاگ وب نوشت، عيسی سحرخيز و مصطفی تاج زاده و چند تن ديگر از اعضای ستاد معين شرکت داشته اند و قرار است اين جلسات ادامه يابد. وبلاگ محل پيوند سياسيون با جوانان شده است.

اهميت ديگر گرايش به معين در شمار زيادی از وبلاگ ها، اهميت اجتماعی است. يا در واقع پيوند اجتماعی و طبقاتی وب نويسان و او. چه معين انتخاب شود چه انتخاب نشود قشر وبلاگ نويس به دليل تعلق خود به طبقه متوسط شهرنشين نامزد مهم ديگری را در ميان نامزدهای موجود نمی بيند تا به او توجه کند. به همين دليل است که نظر اغلب هواداران معين در وبلاگستان اين است که بايد به او رای داد چون گزينه ديگری -برای اقشاری که آنها از آن نمايندگی می کنند- موجود نيست.

گويا خود مصطفی معين هم بنا به همين همدلی اجتماعی است که وبلاگ نويس شده است. خود او در وبلاگش دريادداشتی در باره اينترنت و زندگی جهانی نوشت که "مسئله IT و امکانات ارتباطی جديد از جمله مسائلی است که هميشه دغدغه ذهنم بوده است". آقای معين همچنين رويکردی دوسويه را در برخورد با اينترنت توصيه می کند:

"سعی نکنيم بيهوده در مقابل تکنولوژی جديد مقاومت کنيم. اين هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی است. می‌توانيم توقع داشته باشيم که اينترنت يا هر امکان جديد ارتباطی را تا حدی با فرهنگ بومی و ملی خود سازگار کنيم، اما برای نيل به يک حضور مؤثر در عرصه تعاملات جهانی بايد کمی خود را نيز تغيير دهيم."

او تنها نامزد انتخابات است که وبلاگ می نويسد و يکی از تازه ترين شخصيت های سياسی در عرصه اين رسانه پس از محمد علی ابطحی و عطاالله مهاجرانی است. در واقع وبلاگ نويسی امروز به يک "نشانه اجتماعی" تبديل شده است. نشانه ای از قبيل سنجاق سينه اعضای يک باشگاه يا حزب يا قشر اجتماعی. وبلاگ نشانه ای است که وقتی کسی دارای آن شد گروههای معينی از جامعه او را بجا می آورند و از خود می شمارند. اما هر کسی برای بدست آوردن اين نشانه تلاش نمی کند. تنها کسانی که به نسل جوان نزديک ترند يا شناخت بيشتری از رسانه های جديد دارند، رغبتی در خود برای صاحب شدن اين نشانه می يابند. در مقابل، نسل جوان وبلاگ نويس هم با آنها همدلی بيشتری نشان می دهد.

محدوده های همدلی با معين

اما اين همدلی هم محدوديت های خود را دارد و مطلق نيست. خورشيد خانم که وبلاگش از وبلاگ های پرخواننده است و تازه ۱۰ ماه است از ايران به آمريکا مهاجرت کرده است می گويد: "ايده آل های من فرسنگ ها دوره از اون چيزی که خاتمی يا معين يا هر کانديدای به اصطلاح اصلاح طلب ديگه بتونه انجام بده." ولی با اين وجود باز در دفاع از معين قلم زده است و می نويسد نمی خواهد "اشتباه رای ندادن" در انتخابات شوراها تکرار شود: "سر انتخابات شورا ها رای نداديم، گفتيم هيچ فايده ای نداره، اصلا شايد اگه شهرداری از خودشون بشه برای تبليغ و خود شيرينی بهتر کار کنن. اين اتفاق نيفتاد."

او معتقد است در وضع فعلی بايد همان حداقل های به دست آمده را حفظ کرد:

"من دلم می خواد وقتی افسانه نوروزی داشت اعدام می شد، يا وبلاگ نويس ها رو گرفتن، يکی مثل آقای ابطحی باشه که حداقل بتونيم ازش بخوايم پيگيری کنه. دلم می خواد يکی باشه که فضا رو از اينی که هست بد تر نکنه. من دلم نمی خواد کشورم دوباره برگرده به دوران دهه شصت. من دلم نمی خواد اين روزنه کوچيکی که باز شده بسته شه. من دلم می خواد باز هم کتاب های خوب چاپ شه، تئاترهای خوب روی صحنه بياد، صدای زن تو موسيقی سنتی حتی به صورت همون همخوانی اجازه پخش پيدا کنه، مطبوعات بتونن حداقل از کار دولت انتقاد کنن، حالا که کار ديگه ای نمی شه کرد..."

الپر که اولين کسی بود که دلايل خود را برای هواداری از معين شرح داد نيز به همين مسئله اشاره داشت:

"ما دو تجربه تلخ در انتخابات شوراها و مجلس هفتم داريم که بر اساس آن فهميده‌ايم از دست دادن نتيجه انتخابات و از دست دادن حتی يک کرسی در حوزه رسمی حکومت، يک باخت است و جز کند کردن مسير توسعه و دموکراسی نصيبی نخواهد داشت."

او که ۳۰ دليل برای رای دادن به معين آورده است از منظر سياست انديشانه ای می نويسد:

"تا اطلاع ثانوی، صندوق‌های رأی مهمترين مأمن جمهوريت و (با همه نواقص موجود) نافذترين مجرای تأثير اراده ملت است. تاکنون هيچ راه حل بديلی عرضه يا تجربه نشده که در شرايط فعلی مؤثرتر و راهگشاتر از همين صندوق‌های نيم‌بند و کم‌تأثير فعلی باشد. هيچ جايگزين مشخصی برای استراتژی کلان اصلاح‌طلبی وجود ندارد. توهماتی همچون نافرمانی مدنی و رفراندوم قانون اساسی، هيچ‌گاه از يک نظريه ذهنی به يک استراتژی واقعی و عملی تبديل نشده‌اند."

الپر نيز مانند بسياری از جوانان نگران آزادی های اجتماعی است و فکر می کند رای دادن به يک نامزد اصلاح طلب می تواند از يکدست شدن حاکميت جلوگيری کند. او می گويد من برای اين به معين رای می دهم:

"برای اينکه يک دختر و پسر جوان بتواند در جامعه آزادانه راه برود و کسی متعرض او نشود، برای اينکه يک NGO بتواند مصون از برخوردهای امنيتی و سياسی و بوروکراتيک به فعاليت خود ادامه دهد، برای اينکه يک وبگرد نوجوان بتواند با خيال راحت به اينترنت وصل شود و کمتر با علامت فيلترشده و ممنوع است روبرو شود، برای اينکه يک طلبه يا دانشجو بتواند آزادانه درباره عقايد مختلف تحقيق کند و کسی ممانعت نکند، برای اينکه وضعيت سانسور کتابها به دوران ميرسليم بازنگردد که حتی کلمه «رقص مورچه‌ها» هم از کتاب حذف می‌شد! برای اينکه دانشگاهها سرکوب و آزادی‌ها ممنوع و فعالان عرصه‌های مختلف قلع و قمع نشوند، نبايد قدرت را «يک کاسه» به دست کسانی سپرد که اينقدر تماميت‌خواه و سيری‌ناپذير هستند."

مخالفان معين و نا اميدان از رای

با اينهمه از آنجا که دنيای وبلاگی دنيای متکثری است کسانی که مخالف رای دادن باشند هم کم نيستند. يکی از آنها نويسنده وبلاگ گوشزد است که فرق زيادی بين نامزدها نمی بيند:

"اگردکتر معين و دکتر لاريجانی را به عنوان دو سر طيف کانديدا ها در نظر بگيريم هر دو به اسلام، انقلاب، قانون اساسی، اصل مترقی ولايت فقيه، رعايت پوشش اسلامی، عدم آزادی در انتخاب دين، حرام بودن مشروبات الکلی، دخالت حکومت در حوزه خصوصی در حد اکثر ممکن، ضديت با آمريکا و جهان غرب، ضديت با مدرنيته به عنوان شالوده نظام بشری و... هزاران موضوع ضد حقوق بشر ديگر اعتقاد والتزام دارند."

گوشزد که معتقد است "آزموده را آزمودن خطاست"، شرکت در انتخابات را نمی پسندد و اعتقادی به بهبود اوضاع از راههای درون نظام ندارد. نويسنده وبلاگ شبح نيز با گوشزد هم عقيده است. او با اشاره به انتخابات شوراها می نويسد:

"انتخابات شورای شهر و روستا در اسفند هشتاد و يک هر چند آزادترين انتخابات دهه های اخير بود و نيروهای حاشيه‌ رژيم مانند نهضت آزادی هم در آن حضور داشتند و دايره گزينش آن بسيار فراختر از انتخابات قبلی بود اما با تحريم گسترده‌ی مردم روبه‌رو شد."

او در چرايی اين عدم شرکت معتقد است مردم زمانی رای می دهند که پشت نامزد خود قدرت اجرايی ببينند. او می پرسد: "معين بدون مجلس، بدون شورای شهر، بدون مطبوعات فعال، بدون پشتوانه‌ی بيست ميليونی می‌تواند کاری انجام بدهد و قدرت اجرايی داشته باشد؟ معين وقتی رياست جمهوری با او بود، وقتی مجلس با او بود وقتی قشر وسيعی از مردم با او بودند نتوانست در وزارت‌خانه‌يی دوام بياورد حالا چگونه انتظار داريد يک تنه بار رياست جمهوری را بکشد تازه در زمانی که آن اتفاق و اتحاد موجود آن سال‌ها هم در جريان موسوم به دوم خرداد وجود ندارد؟"

شبح با تاملی در معنای رای دادن راه حل خود را اينچنين بيان می کند:

"تا وقتی مردم قدرت و اراده‌ی خود را به حکومت تحميل نکنند وضع همين است می‌خواهد هر کس رئيس‌جمهور يا حتا رهبر باشد. اگر تصور می‌کنيد می‌توانيد رای بدهيد و بعد در خانه‌ها بنشيند و اتفاقی خواهد افتاد اشتباه می‌کنيد اگر هم قرار است رای بدهيد و بعد برای حمايت از منتخب‌تان به خيابان‌ها بريزيد و قدرت خود را ديکته کنيد که خب اکنون برای برگزاری انتخابات آزاد اين کار را بکنيد وگرنه دوباره همان بلايی سرتان می‌آيد که خاتمی آورد."

حداکثر طلبی در مقابل حفظ حداقل ها

اگر اين راه حل را نوعی حداکثر طلبی بناميم که رای دهنده را ميان رای ندادن و انقلاب کردن مخير می کند نمونه کامل آن را نويسنده وبلاگ نقطه ته خط به دست داده است. او در نوشته بلندی با فهرست کردن همه مشکلات بزرگ اجتماعی و اقتصادی ايران می گويد بايد از نامزدهای رئيس جمهوری خواست تا تضمين دهند اين مشکلات را حل می کنند و گرنه انتظار رای گرفتن از مردم نداشته باشند. مشکلاتی که او فهرست می کند از اين شمار است:
■ بحران جمعيت و توليد مثل بی‌رويه
■ گرانی، تورم و بحران اقتصادی
■ بيکاری و فقر
■ فساد اداری و ديوان‌سالاری
■ فرار مغزها
■ اعتياد
■ فحشا و مشکلات جنسی
■ تبعيض و مشکلات قومی
■ بحران‌های سياسی خارجی و داخلی

در عوض، اميد ميلانی در وبلاگ خود نظری حداقلی برمی گزيند و می نويسد نبايد از قدرت رای خود صرف نظر کنيم همانطور که نبايد برای ايجاد تغييرات بزرگ به پای صندوق های رای برويم. او به گزينش کسی که انتظارات حداقلی را هم برآورده کند راضی است:

"انتظار نداريم رييس دولت «گزينش‌شده» در فرايند رييس‌دولت‌گزينی‌ای که در آن شرکت کرده‌ايم تغييرات بزرگی بدهد. به طور خاص، در مسائل سياسی، بايد توجه داشته باشيم که رييس دولت به هر صورت رييس دولت اين حکومت است، و بی‌جاترين انتظار خواهد بود از او بخواهيم در مقابل بقيه حکومت بايستد."

رواج اين بحث ها در وبلاگستان بخوبی نشان می دهد که جوانان فعال سياسی مايلند رخوت موجود در مردم و مخاطبان خود را نسبت به انتخابات هدف گيرند و به آنها هشدار دهند که در صورت عدم مشارکت ممکن است وضع به نحوی غيرقابل تحمل بدتر شود. وبلاگ نويسی که نام وبلاگ تازه گشوده خود را "من رای می دهم" انتخاب کرده است در اين باره می نويسد:

"به نداهای گنگ و مبهم که راه چاره ای به جز تحريم عرضه نمی کنند گوش ندهيد. بسازيد آنچه را که امروز می توان ساخت وبا قدمهای مصمم و شمرده به سوی آن دموکراسی که نمايندگان ملت در آن ، به علل حضور و به وظايف خود آگاه هستند ، گام برداريد. دادن رأی حق طبيعی انسان قرن بيست و يکم می باشد و آنهايی که اين حق را به دست آورده اند وظيفه دارند از آن استفاده کنند . چه اگر به آزمون انتخابات وارد نشويم فقط باعث تقويت نيروهای مخالف می شويم."

حمايت از اصلاح طلبان، انتقاد از اصلاح طلبان

اما اگر اصلاح طلبان مهمترين جناح سياسی مورد بحث وبلاگستان در مورد انتخابات هستند و اين "نيروهای مخالف" در واقع نيروهای مخالف اصلاح طلبان اند، تندترين انتقادها نيز با صراحت هر چه تمام تر از همين اصلاح طلبان انجام می شود.

طرح از نيک آهنگ کوثر
نقدهای نيک آهنگ کوثر اوايل در قالب طرح ظاهر شدند

در اين زمينه يادداشت های نيک آهنگ کوثر کاريکاتوريست ايرانی که زمانی در روزنامه های موسوم به دوم خردادی کار می کرد و روابط نزديکی با اصلاح طلبان داشت سر و صدای زيادی راه انداخته است. لحن اين يادداشت ها که در قالب سوالهايی از اصلاح طلبان امروز و گاه دست اندرکاران سياسی دوره رياست جمهوری رفسنجانی نوشته می شود شبيه افشاگری است و از موضعی تند دوستان و مديران سابق او يا مقامات پيشين را هدف می گيرد و عمدتا به باز کردن پرونده خطاهای سياسی آنها توجه دارد او در آخرين رشته از سوالات خود از جمله اين سوالها را مطرح کرده است:

"بپرسيم که نقش دفتر تحکيم وحدت در حذف بسياری از دانشجويان در دهه شصت چه بوده؟
بپرسيم که معيارهای گزينش در ساختار کشور، چند صد ميليارد دلار به کشور آسيب وارد کرد؟
بپرسيم که بعد از هشت سال جنگ، چگونه فهميدند که امکان ادامه دفاع مقدس وجود ندارد؟
بپرسيم که سهم بعضی از آقايان در بازار ارز قاچاق دوران جنگ چه بوده؟
اصلاح قانون اساسی در سال ۶۸، برای اصلاح بود يا تمرکز قدرت؟
بپرسيم که نظارت استصوابی در کدام مجلس تصويب شد و خِر کدام گروه را گرفت؟
بپرسيم که سکوت افراد قدرتمند در برابر حذف بسياری از نمايندگان مجلس سوم به دليل مصلحت بود يا چيز ديگری؟"

اين رشته سوالها بازتاب گسترده ای در وبستان پيدا کرد. اما يکی از اولين جوابهايی که به او داده شد از طرف يکی از دوستان او بود که مثل خود او اکنون در کانادا اقامت دارد. ياسر کراچيان در وبلاگ خط قرمز نوشت:

"نيک‌آهنگ، دقيقا به همان دليلی که حضرت‌عالی در کانادا هستيد، بعضی‌ها هم در ايران بعضی حرف‌ها را نمی‌زنند، هر چند به آن اعتقاد داشته باشند. مثلا اگر يک نفر در ايران از اعدام‌های سال ۶۷ انتقاد کند، يک کار انتحاری و بنابراين احمقانه انجام داده است. هيچ اصلاح‌طلبی را به خاطر اين که حرف‌های خيلی تند نمی‌زند نمی‌توان سرزنش کرد. آدم‌ها عوض می‌شوند. همه‌ی ما عوض می‌شويم. آره، اصلا فرض کنيم مشارکتی‌ها کلی در گذشته کارهای اشتباه کرده‌اند. همين کارهايی که شما می‌گوييد را کرده‌اند. ولی الان بنده‌خداها می‌خواهند آدم‌های خوبی باشند. دارند تلاش هم می‌کنند. حالا حتما بايد اين‌ها بروند زندان و برای کارهای گذشته‌يشان مجازات شوند تا شما راضی شويد؟"

نيک آهنگ که از قرار معلوم ديگر در شرايط امروز ايران به کسی باور ندارد و در عالم خود به نوعی توهم زدايی از تاثير اين و يا آن شخصيت سياسی رسيده معتقد است که هزار و يک دليل برای رای ندادن دارد. اما ياسر کراچيان در مقابل معتقد است:

"اين طور نيست که الان يک سری آدم‌ ِ ماه و کاردرست کانديدای رياست‌جمهوری شده باشند. يک عده هستند يکی از يکی بيخودتر. من اگر از معين حمايت می‌کنم از ترس ِ لاريجانی و احمدی‌نژاد است. آره‌، بين بد و بدتر انتخاب می‌کنم. تا اوضاع اين طوری است انتخاب می‌کنم. محکوم ِ به اين وضعيت هستيم. کار ديگری نمی‌شود کرد. حالا شما بيا و بگو تا اصلاح‌طلبان عذرخواهی نکنند رای نمی‌دهی. رای ندهی اول تو چشم خودت می‌رود. برای خودت و آينده‌ی پيش روی خودت بهتر است که رای بدهی!"

به نظر بهمن کلباسی نويسنده وبلاگ شهروند نصف جهانی که با هر دو طرف اين بحث آشنا ست و هر دو را در تورنتو می بيند " چيزی که توی همه اين حرفها داره گم ميشه اين پرسش برای طرفداران رای ندادن است که آلترناتيو آنها چيست؟ اگه همه نشستيم خونه و [ کسی] با ۱۰ ميليون رای رييس جمهور شد، آيا ذره ای ما به هدفمون که عقلانی کردن حاکميت و بهبود وضعيت مردم است نزديک شده ايم؟"

رفسنجانی خبرساز

با آنکه نيک آهنگ کوثر فشار اصلی کار خود را بر افشا کردن سابقه اصلاح طلبان امروزی گذاشته است تقريبا کس ديگری با او همسو نيست. بيشتر افشاگری های ديگر که در آستانه انتخابات در ايران امری معمول شده است در باره هاشمی رفسنجانی صورت می گيرد.

البته رفسنجانی از سالها پيش موضوع افشاگری بوده است ولی موقعيت فعلی او طوری است که بسياری از محافل سياسی بويژه محافظه کاران مايلند که او در انتخابات شرکت نکند. زيرا حضور او تعادل فعلی را بين نامزدها به هم می زند و بخت نامزدهای محافظه کار را برای پيروزی کاهش می دهد. بنابرين حساسيت فوق العاده ای به هر حرف و نظر او يا عمل هوادارانش وجود دارد. در عين حال آنچه در مورد هاشمی رفسنجانی گفته می شود معمولا خارج از عرصه وبلاگ ها ست (گرچه در سايت های فروان اينترنتی مطرح می شود). هر چند که ادعای خريدن روزنامه نگاران برای تبليغ به نفع او يا همکاری با ستاد انتخاباتی او نخست بار در دو وبلاگ داخل ايران مطرح شد.

از نگاه خبری و سياسی، اگر ارزش حرفهای نيک آهنگ کوثر به اين است که او امضای خود را به طور مشخص پای مطلبش می گذارد، بيشتر کسانی که ادعاهايی را عليه اين يا آن نامزد و بخصوص هاشمی مطرح می کنند با نام مستعار می نويسند. امری که تعيين موضع واقعی نويسنده و صحت و سقم ادعای او را دشوار می سازد.

وسوسه آگهی های تبليغاتی

در عين حال، گروهی از وبلاگ نويسان داخل ايران علاقه خود را برای برخورداری از سهمی از پولی که هزينه تبليغات انتخاباتی می شود پنهان نمی کنند. آگهی مستقيم البته هنوز در وبلاگ ها ديده نمی شود اما موضوع آگهی های غير مستقيم از طريق آگهی برای يک خبرگزاری تازه تاسيس در وبلاگ ها که گفته می شود وابسته به يکی از نامزدهای مطرح است، بتازگی سروصدای زيادی به پا کرده است.

کسانی مانند نويسنده يک بلاگر آشکارا گفته اند که مانعی برای تبليغ نامزدهايی که به آنها اعتقادی ندارند نمی بيننند زيرا آگهی وبلاگی مثل آگهی روزنامه ای است و لزومی ندارد بين ناشر و موضوع تبليغ رابطه ای اعتقادی وجود داشته باشد. پرستو دوکوهکی نيز در وبلاگ زن نوشت می نويسد:

"سال‌هاست مجله زنان درباره‌ اين می‌نويسد که برده لوازم آرايشی نباشيم اما در بهترين جای مجله برای روژ لب فلان مارک، تمام‌رنگی، آگهی چاپ می‌کند چون اعتقاد دارد مخاطبانش فرق آگهی و مواضع مجله را می‌دانند. از مجله زنان مثال زدم چون سال‌هاست برايش کار می‌کنم و مرتب از جنس همين اعتراض‌ها را ديده و شنيده‌ام. وقتی کنار وبلاگم خورده: ad ، يعنی آگهی. اين‌قدری شجاعت دارم که اگر به سايت يا گروهی علاقه داشته باشم و بخواهم برايش تبليغ کنم، روراست مطلب بنويسم و لينک بدهم."

اما رضا نصری در يادداشتها اين گرايش را با اين استدلال نقد کرده است که اگر فضا فضای انتخاباتی نبود اين آگهی ها تنها آگهی تجاری محسوب می شد. شايد هم اگر در کنار اين آگهی، آگهی های ديگر هم در وبلاگ ها می ديديم مسئله کمتر حساسيت برانگيز بود اما "ظاهرا دوستان بجز اين آگهی های تبليغاتی فعاليت تجاری ديگری در وبلاگ هاشان ندارند".

در حال حاضر وبلاگستان در اين موضوع دچار شکاف ديدگاه است. ولی اين امر دست کم در مورد پرشين بلاگ که سرويس دهنده اصلی به وبلاگ های فارسی است، سابقه دارد. پرشين بلاگ در انتخابات پيشين مجلس، برای نوار آگهی خود که به صورت اتوماتيک در همه وبلاگ هايی که از سرويس آن استفاده می کنند ديده می شود، آگهی گرفت. بنابرين حتی در وبلاگ هايی که از تحريم انتخابات سخن می گفتند نوار آگهی پرشين بلاگ رای دادن به نامزدی خاص را تبليغ می کرد. در انتخابات ۸۴ نيز، پرشين بلاگ برای همين نوار آگهی کار خود را با تبليغ مصطفی معين و مهدی کروبی رئيس پيشين مجلس و نامزد ديگر اين انتخابات آغاز کرده است.

رئيس جمهور نظامی آری يانه؟

از قرار يکی از محبوب ترين نامزدهای محافظه کار در ميان وبلاگ نويسان قاليباف فرمانده نيروی انتظامی است که بتازگی از سمت خود استعفا داد و از روز دوشنبه ۱۱ آوريل رسما وارد رقابت های نامزدی در انتخابات رياست جمهوری شد.

حامد قدوسی که وبلاگ يک ليوان چای داغ را می نويسد و مدتی است از ايران مهاجرت کرده و در وين زندگی می کند، چند روز پيش به شيوه طرفداران معين که دلايل خود را برای رای دادن به او شماره می کنند، ۱۸ دليل برای مطلوبيت رای دادن به قاليباف مطرح کرد. او که يکبار در اوايل بحث های انتخاباتی در نوشته ای استدلال کرده بود که بهتر است بگذاريم محافظه کاران انتخابات را ببرند تا کشور از دوگانگی پرهزينه مديريتی خارج شود، در اين نوشته خود می نويسد می توان به قاليباف رای داد:

"- برای اين‌که اصلاحاتی که ما در روزنامه‌ها ازش حرف می‌زنيم را در عمل در نيروی انتظامی پياده کرد. اگر همان اصلاحات را در کل سيستم قوه مجربه پياده کند وضع مملکت خيلی بهتر می‌شود. نظام اجرايی در ايران نياز به يک خانه تکانی اساسی دارد.
- برای اين‌که کانديداهای اصلاح‌طلبان هيچ ايده‌ روشنی برای اداره کشور ارائه نکرده‌اند و سابقه مديريتی چندان موفقی هم ندارند. اميد چندانی‌هم به رای آوردنشان نيست.
- برای اين‌که عاقل است و می‌تواند عقلانيت را بين جناح محافظه‌کار گسترش دهد. گسترش عقلانيت به نظر من يک استراتژی مهم برای پيشبرد اصلاحات در ايران است.
- برای اين‌که مورد اعتماد مقامات بالای حکومت است و اين اعتماد برای پيشبرد اصلاحات لازم است.
- برای اين‌که تا جايی که من خاطرم هست با پرنسيب و اصولی رفتار کرده است.
- برای اين‌که نشان داده است واقعيت‌های جامعه را می‌فهمد و به جای انکار آن‌ها در پی يافتن راهی ميانه بين خواسته‌های حکومت و مردم است.
- برای اين‌که نظامی بوده است و اقتدار و انضباط نظاميان در شرايطی مثل الان می‌تواند مفيد باشد.
- برای اين‌که سعی کرد پای پليس را از زندگی خصوصی مردم بيرون بکشد. اين نشان می‌دهد که ايده‌های توتاليتری ندارد.
- برای اين‌که می‌تواند به عنوان الگوی مديريت موفق برای جوانان محافظه‌کار مطرح شده و جای الگوی تخيلی که از احمدی‌نژاد ساخته‌اند را بگيرد."

نام قاليباف به هر حال برای گروههايی از مردم و همچنين وبلاگ نويسان به عنوان يکی از نامزدهای مطلوب و دارای وجهه مثبت مطرح است. اما معصومه ستوده يکی از نويسندگان انتخاب زنان (و بلاگ گروهی چند زن اصلاح طلب) در اشاره به اينکه عده ای متفق القول شده اند که "قاليباف می تواند کشور را بچرخاند زيرا هم اقتدار دارد و هم توانائی" می گويد مخالفان قاليباف مخالفان رای دادن به نظاميان اند زيرا "در نهايت کشور را با پادگان اشتباه خواهد گرفت". به نظر او که از مباحث يک جمع دوستانه نقل قول می کند "تمام افراد نظامی يک ديسپلين خاص خود را دارند که گاهی حتی برای فرزندانشان نيز قابل تحمل نيست ما که جای خود داريم" و نتيجه می گيرد که "وجود اين نظريه جای خوشحالی دارد و گرنه بايستی فاتحه ای برای دموکراسی قرائت می کرديم و به زمان قبل از مشروطه و حکومت رضاخانی بازمی گشتيم."

بحثهای وبلاگی: واقع بينی در عرصه عمومی

در يک نگاه کلی عرصه وبلاگستان عرصه انتقاد آزاد و بيرحمانه، با زبانی رها و گزنده، از نامزدهاست اما در عين حال عرصه رنگارنگی از تنوع فکری و سياسی هم هست. بحث های وبلاگستان فارسی امروز کمابيش شبيه بحث های خيابانی اوايل انقلاب است. صدها نفر از جوانان انقلابی ( و دست کم انقلاب ديده) با ايده ها و مرام ها و تعلقات گوناگون سياسی و اهداف و زاويه ديدهای متفاوت در حاشيه خيابان انقلاب يا مصدق ( ولی عصر) يا خيابانهای منتهی به محل نماز جمعه وارد بحث می شدند. بحث هايی زنده و پر گير و دار که به نظر می رسيد پايان ناپذير است. اما آنچه واقعا تازه است اين است که بحث کنندگان وبلاگی به حدی از واقع بينی رسيده اند که در تاريخ سياسی ايران در عرصه عمومی کمتر اتفاق افتاده است: آنها که رای می دهند می دانند چرا رای می دهند و می خواهند نماينده ای دموکراتيک برای خود در هرم قدرت داشته باشند و آنها که رای نمی دهند تاريخ انقلاب اسلامی و تجربه های مردان انقلاب را در مقابل دارند و می توانند با انتقاد از خطاهايی که رفته است نااميدی خود را از امکان کارا بودن نتيجه رای دهی بيان کنند. مجموعه اين بحث ها نمی تواند از ديد هيچ "رجل سياسی" که خواهان تکيه زدن بر کرسی رياست جمهوری است پنهان بماند و چه بسا در سمت دهی به سياست های او موثر خواهد افتاد.

---------------------------------------------

صفحه اصلی وبلاگ ها - به ترتيب ارجاع در متن:

66سالگرد ايرانی وبلاگ
وبلاگ ايرانی(6): گفتار ابراهيم نبوی در جامعه شناسی وبلاگ
66سالگرد ايرانی وبلاگ
وبلاگ ايرانی(8): وبلاگ، اسلام و سياست ايرانی - گفتار نسرين علوی
66گزارش
وبلاگ نويسان و 'بمباران گوگلی' به نفع خليج فارس
66سالگرد ايرانی وبلاگ
وبلاگ ايرانی(3): گفتار حسين درخشان در باره تاريخچه سه ساله وبلاگ
66سالگرد ايرانی وبلاگ
وبلاگ ايرانی (2): وبلاگ رسانه اطلاع رسان يا نظر رسان؟
مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران