|
سه سال وبلاگ ايرانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تنها چند روز از انتشار راهنمای ساده ساختن وبلاگ به زبان فارسی گذشته بود که تعداد وبلاگهای فارسی از تعداد انگشتان دست فراتر رفت. اما امروز، پس از سه سال، تعداد وبلاگهای فارسی بر اساس تخمینها نزدیک به 100هزار صفحه رسیده است. وبسایت پرشینبلاگ و وبسایتهای دیگر شبیه به آن که محیطی کاملا فارسی برای ساختن وبلاگ فراهم کرده بودند دلیل این جهش بزرگ در شمار وبلاگهای فارسی بودند. وبلاگهای نخستین بیشتر توسط ایرانیان خارج از کشور نوشته میشدند و هر کدام با استفاده از زبانی متفاوت سعی میکردند دنیای ذهنی پیرامون خود را برای خوانندگان تشریح کنند. بعضی از آنها با نگاه و لحنی شخصی و خودمانی و بعضی دیگر با زبانی رسمی و غیر شخصی به نوشتن مشغول بودند؛ از خاطرات روزمره بگیرید تا نظرات کوتاه و بلند درباره مسایل سیاسی، اجتماعی و آثار هنری. در شکل رسانه کمکم نویسندگان و روزنامهنگاران شناختهشده نیز به جمع نویسندگان وبلاگها میپیوستند و به اعتبار این فضا و رسانهی جدید میافزودند. اما این مانع نمیشد که نویسندگان تازهکار وبلاگها خود را دستکم بگیرند. پس از چند ماه تعدادی از وبلاگدارهای جوان ساکن تهران که با خواندن وبلاگهای یکدیگر با هم آشنا شده بودند، نشریهای اینترنتی راه انداختند. نام این نشریه کاپوچینو بود و نشان از جلسههای دوستانهای داشت که در قهوهخانهای در شمال تهران با شرکت چند وبلاگنویس جوان تهرانی برگزار میشد. محتوای آن نیز چیزی جدا از مطالبی وبلاگمانند که توسط همان نویسندگان نوشته میشد نبود. به تدریج توجه نشریات و روزنامههای چاپی ایران به پدیده وبلاگ جلب شد و مقالهها و گزارشهای متعددی دربارهی آن، چه در روزنامههای اصلاحطلب و چه در مطبوعات محافظهکار چاپ میشد. بهجز این، تعداد روزنامهنگارانی که به نوشتن وبلاگ روی میآوردند افزایش مییافت. همزمان تعدادی از نویسندگان وبلاگها نیز، مانند چند نفر از نویسندگان کاپوچینو، به روزنامههای گوناگون جذب میشدند و این کمکم باعث میشد تا اهمیت وبلاگ به عنوان رسانهای بالقوه موثر بالا رود. نقطه عطف دستگیری سینا مطلبی وبلاگنویس و روزنامهنگار در مهرماه ۱۳۸۱ نقطه عطفی در تاریخچه کوتاه وبلاگهای فارسی بود. او بخاطر نوشتههایش در وبلاگ شخصیاش و نیز مقالهها و مصاحبههایش در رسانههای رسمی به دادگاه احضار شده بود، اما چند ساعت پیش از آن که به محل دادگاه برود، کوتاه در وبلاگش نوشت که احتمالا بازداشت خواهد شد. به فاصله کوتاهی، شبکهی بزرگ و پراکنده وبلاگهای فارسی، قبل از هر رسانهی دیگر، خبر دستگیری او را در داخل ایران پخش کرد. تعدادی از ایرانیان مقیم خارج نیز در وبلاگهای انگلیسیشان خبر را به دنیا رساندند و پس از چند ساعت خبر اولین دستگیری يک وبلاگنویس ایرانی در تمام دنیا پیچید. کمی بعد طوماری که به زبان انگلیسی در اعتراض به این دستگیری تهیه شده بود، با بیش از دو هزار امضایی که وبلاگنویسان تمام دنیا پای آن گذاشته بودند، به رسانههای غربی رسید و خبر دستگیری سينا مطلبی در تعداد زیادی از رسانههای معتبر دنیا مطرح شد. مطلبی که بعد از بیست روز آزاد شد بعدها در گفتگویی با نشریهای آمریکايی گفت که این اعتراضها بازتاب زیادی در بین بازجویانش داشت و در نهایت به آزاد شدن نسبتا سریع او کمک کرد. به مرور به نظر میرسید که حکومت جمهوری اسلامی ایران که قبلا تمام مطبوعات را پس از چند سال آزادی نسبی به کنترل خود درآورده بود، از این وضعیت ناراضی است. وبلاگهای فارسی ظرف مدت کوتاهی محتوای فارسی موجود در اینترننت و به تبع آن کاربران اینترنت در ایران را به شدت فزایش داده بودند و این موجب آشکار شدن اهمیت اینترنت به عنوان یک رسانه موثر شده بود. کمکم بعضی از اصلاحطلبان که در عمل از داشتن رسانه منع شده بودند به اینترنت روی آوردند و همین محافظهکاران را نسبت به اين رسانه تازه بسیار نگران کرد. اعتراض به فیلترینگ حساسیت حکومت ظرف مدت کوتاهی به سطوح بالا رسید و در نهایت در شورای انقلاب فرهنگی موجب تدوین سیاستی برای کنترل دسترسی به اینترنت شد. بر اساس این تصمیم جنجالی که از نظر بسیاری حقوقدانان خلاف قانون اساسی بود کمیتهای سه نفره مامور تهیه لیست سیاهی شد که شرکت مخابرات و دیگر سرویسدهنگان اینترنت را ملزم به مسدود یا به اصطلاح «فیلتر» کردن وبسایتهای «ممنوع» میکرد. در زمان کوتاهی بسیاری از وبسایتهای خبری سیاسی و تعدادی وبلاگ پرخواننده مسدود شدند. اما روشهای فنی زیادی برای جهش از روی این فیلترها وجود داشت و وبلاگها بخاطر گستردگی و تعداد فراوانشان این روشها را بین خوانندگانشان پخش میکردند و در عمل این فیلترها را کماثر میکردند. با این حال قطع شدن دسترسی آزادانه بسیاری از کاربران ایرانی به اینترنت، بسیاری را نارضی کرده بود. همزمان با سفر هیاتی بزرگ از ایران که در اجلاس اطلاعاتی سازمان ملل در ژنو شرکت کرده بود، نارضایتی کاربران ایرانی اینترنت به اوج رسیده بود. چند وبلاگنویس ایرانی این نارضایتی را به خبرنگاران خارجی که وبلاگ رسمی اجلاس ژنو را میگردادند اطلاع دادند. در کمتر از چند ساعت فراخوانی که خرنگاران خارجی برای اطمینان از وضع فیلترنگ اعلام کرده بودند، در وبلاگهای ایرانی پخش شد و در نتیجه در کمتر از بیست و چهار ساعت بیش از هزار کاربر ایرانی وجود فیلترینگ گسترده را تایید کرده و اعتراض خود را نشان دادند. همین موجب فشار فراوان خبرنگاران بر محمد خاتمی، رییس جمهور ایران شد، که در مصاحبهای مطبوعاتی قرار بود درباره عملکرد ایران در عرصهی ارتباطات صحبت کند، اما در عمل مجبور شد به پرسشهای متعدد خبرنگاران دربارهی سانسور اینترنت در ایران پاسخ دهد. وبلاگ و حکومت رابطه وبلاگنویسان و دولتمردان جمهوری اسلامی ایران زمانی به اوج خود رسید که محمد علی ابطحی، معاون رییس جمهور، نیز به جمع وبلاگداران پیوست. او در وبلاگش با زبانی ساده و جوانپسند دربارهی چیزهایی مینوشت که کمتر سیاستمداری فرصت یا جرات مطرح کردن آن را پیدا کرده بود. نوشتهها و عکسهای او بخاطر اینکه ابعاد نه چندان آشکار زندگی سیاسی دولتمردان جمهوری اسلامی را نشان میداد خیلی سریع مورد استقبال کاربران ایرانی و رسانههای داخلی و خارجی قرار گرفت و حتی در مواردی تبدیل به منبعی خبری برای روزنامهنگاران شد. به نظر میآمد که دولتمردان ایرانی تلاش دارند به وبلاگنویسان نزدیک شوند تا شاید بتوانند بطور مستقیم از بازتاب سیاستهایشان در میان آنها آگاه شوند. اولین جشنواره ایرانی وبلاگ که در تابستان سال ۱۳۸۳ در تهران و توسط سازمان ملی جوانان راه افتاد یکی از نشانههای این نزدیکی بود، هرچند که بخاطر فضای نه چندان امن سیاسی زیاد مورد استقبال قرار نگرفت. در عین حال بخش محافظهکار حکومت به کماثر بودن فیلترینگ پی برده بود و برای تعطیل کردن چند وبسایت سیاسی نزدیک به اصلاحطلبان، شروع به دستگیر کردن عوامل فنی و افراد مرتبط با آنها شد که چند نفر آنان هم از قضا وبلاگ مینوشتند. پس از چند روز صدها وبلاگ فارسی در اعتراض به موج جدید فشار بر وسایتهای سیاسی و روزنامهنگاران اینترنتی نام وبلاگشان را به «امروز»، نام یکی از سایتهای مورد غضب و اصلاحطلب، تغییر دادند و خبرهای آن در وبلاگهایشان آوردند تا به شکلی نشان دهند که کنترل کردن رسانه اینترنت کار سادهای نیست. این اعتراض هم در رسانههای داخلی و خارجی بازتاب قابل توجهی یافت، طوری که یکی از روزنامههای محافظهکار چاپ تهران در سرمقالهای مدعی شد سازماندهندگان این اعتراض و دیگر فعالان و نویسندگان اینترنتی توسط سازمانهای جاسوسی غربی هدایت میشوند. اتفاقات دیگر وبلاگهای فارسی در سه سالی که گذشت شاهد اتفاقات دیگری نیز بود که به اندازه خود مهم بودند. از آن جملهاند: اختلافی که بین شرکت پرشین بلاگ و پارس آنلاین بر سر نحوه اجرای فیلترینگ در گرفت؛ پوشش خبری وبلاگهای فارسی بر انتخابات مجلس هفتم؛ برگزاری مسابقه برای وبلاگهای فارسی توسط یکی از ماهنامههای کامپیوتری چاپ تهران؛ برگزاری مسابقهیی ادبی در وبلاگ خوابگرد که بازتاب زيادی يافت؛ رو آوردن بسیاری از شاعران و داستاننویسان به وبلاگ برای ارتباط با خونندگانشان؛ راه افتادن وبلاگهای دسته جمعی و فتوبلاگها؛ انتشار کتابی شامل نوشتههای وبلاگهای فارسی توسط چند وبلاگنویس؛ جمع آوری کمک برای زلزلهزدگان بم از طريق همياری ولاگ نويسان؛ بحثهای پردامنه درباره کیفیت محتوای وبلاگها و زبان آنها و تاسيس انجمنی برای وبلاگنویسان؛ افتتاح قهوهخانهای در شمال تهران با نام «کافهبلاگ»؛ ازدواج چند نفر از وبلاگنویسان دختر و پسر پس از آشنایی از طریق وبلاگهایشان؛ و... --------------------------------------------- |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||