|
روابط ايران با آمريکا و اروپا | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ايران و آمريکا، رابطه ای با رازها و رمزهای بسيار رابطه ايران و آمريکا، در سالی که گذشت نيز يکی از اصلی ترين مباحث مطرح در عرصه سياست خارجی بود، به ويژه آنکه به دنبال حضور نظامی آمريکا در عراق، جمهوری اسلامی، همسايگی با آمريکا را پس از تجربه افغانستان، به شکل محسوس تری درک می کرد. در سال 1382، دشواری های آمريکا در افغانستان و عراق، نقشی دوگانه در روابط دو کشور ايفا کرد. در حالی که آمريکا از يک سو، جمهوری اسلامی را متهم به کارشکنی به ويژه در عراق می کرد، از سوی ديگر ، نقش و جايگاه ايران زمينه هايی را نيز فراهم می ساخت که تهران و واشنگتن را دست کم به پای ميز مذاکره درباره شرايط دو کشور همسايه ايران بکشاند؛ امری که پيشتر در مورد افغانستان آزموده شده بود. آمريکا در عين حال، ايران را بارها متهم کرد که به برخی نيروها اجازه داده که از خاک اين کشور برای ورود به عراق و انجام عمليات عليه نيروهای آمريکايی استفاده کنند؛ هر چند مسئولان جمهوری اسلامی، همواره اين اتهام را رد کردند. اما روابط دو کشور، جدا از مسايلی نظير عراق، افغانستان و به ويژه برنامه های اتمی ايران، بر سر مسايلی ديگر نيز شاهد فراز و فرودهای فراوانی بود. اظهار نظرهای مقامات آمريکايی درباره حوادثی که در ايران رخ می داد، از جمله ناآرامی های دانشجويی در خردادماه و تيرماه و نيز انتخابات مجلس هفتم، همواره از سوی مسئولان جمهوری اسلامی، به عنوان دخالت در امور داخلی ايران قلمداد و محکوم شد. همزمان، برخی رويدادها و اظهارنظرها، به عنوان نشانه های مثبتی برای بهبود روابط دو کشور در نظر گرفته شد. به ويژه آنکه در جريان برگزاری انتخابات مجلس هفتم، گفته شد که محافظه کاران جمهوری اسلامی، ممکن است برای کاستن از مشکلات خود، مذاکره با آمريکا را در دستور کار خود قرار دهند. اما اين امر، زمينه های ديگری نيز داشت. در اواسط فروردين، مصاحبه ای از اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر شد که وی در آن اين ايده را مطرح کرده بود که بحث مذاکره و رابطه با آمريکا را می توان به رفراندم گذاشت. اين نظر، به ويژه از سوی محمد خاتمی، رييس جمهوری، مردود شناخته شد. اما چند هفته بعد، هم وی و هم وزير امور خارجه، ضمن تاييد وجود مذاکراتی بين دو کشور، به ويژه در رابطه با افغانستان، با لحنی ملايم تر درباره امکان مذاکره با اين کشور سخن گفتند. چند ماه بعد، کمال خرازی، وزير امور خارجه کابينه آقای خاتمی در سوييس در ديداری که گفته شد اتفاقی بوده، با سناتور جوزف بايدن گفت و گو کرد. اما مهم ترين رويداد در روابط ايران و آمريکا، پس از زلزله مرگبار پنجم دی ماه بم شکل گرفت. آمريکا همراه با بسياری از کشورهای جهان، آمادگی خود را برای کمک به زلزله زدگان اعلام کرد و در اقدامی غير منتظره، برای نخستين بار پس از ماجرای طبس، شماری از امدادگران آمريکايی با هواپيماهای نظامی حامل کمک برای زلزله زدگان راهی بم شدند. پذيرش اين کمک ها، زمينه ای را فراهم آورد که بحث درباره" ديپلماسی زلزله" بالا بگيرد؛ به ويژه آنکه، اندکی بعد آمريکا ضمن لغو 90 روزه بخشی از تحريم هايش عليه ايران، اعلام کرد خواهان سفر هيئتی بلند پايه با اهداف انسان دوستانه به جمهوری اسلامی است، ولی ايران اعلام کرد که در حال حاضر، زمينه های سفر چنين هيئتی وجود ندارد. اما اين به معنای پايان ديدارها و گفت و گوهای مقطعی و هرازگاهی نبود و ديدار محمد جواد ظريف، نماينده دايم جمهوری اسلامی در سازمان ملل در اواسط بهمن ماه با شماری از نمايندگان کنگره آمريکا و ابراز تمايل آنان برای سفر و ديدار با نمايندگان مجلس ايران، نمونه ای از آن به شمار می آيد. با همه اين تحولات، سال 1382 نيز در شرايطی پايان يافت که از ميزان ابهام در يک رابطه پر رمز و مرز و پيچيده کاسته نشد و اين انتظار را همچنان زنده نگه داشت که بايد در روزها و ماه های سال آينده، شاهد تحولی چشمگير در اين زمينه بود. روابط با اتحاديه اروپا؛ کج دار و مريز روابط ايران و اتحاديه اروپا، در سال 1382، آميزه ای از تلاش برای گسترش مناسبات و برخوردهای انتقاد آميز بود.
هم مقامات اتحاديه اروپا و هم رهبران کشورهای موثر و اصلی در اين اتحاديه، بر ضرورت ادامه گفت و گوهای خود با جمهوری اسلامی تاکيد کردند، اما در عين حال، به ويژه بر سر مسايلی همچون برنامه های اتمی ايران و مساله حقوق بشر، نگرانی عميق خود را از اقدامات جمهوری اسلامی ابراز کردند. با اين همه، گفت و گوهای جامع ايران و اتحاديه اروپا، در اين سال همچنان ادامه يافت و دو طرف، علاوه بر مسايل سياسی، راه های گسترش مناسبات اقتصادی را نيز مورد بررسی قرار دادند و ايران توانست با برخی از کشورهای عضو اين اتحاديه، قراردادهای قابل توجهی از نظر اقتصادی به امضا برساند. در اين راستا، سفر وزير بازرگانی ايران به فرانسه که برای اولين بار پس از پيروزی انقلاب 1357 صورت می گرفت و سفر رييس جمهوری اتريش با يک هيئت بزرگ تجاری قابل اشاره است. در سال 1382، همچنين شماری از مقامات بلندپايه اتحاديه اروپا، از جمله خاوير سولانا، چند بار به ايران و مقامات ايرانی، از جمله وزير امور خارجه و دبير شورای عالی امنيت ملی نيز به بروکسل، مقر اتحاديه اروپا و فرانسه سفر کردند. در اين ميان، روابط ايران با برخی کشورهای عضو اتحاديه اروپا نيز شاهد مسايل ويژه ای بود که در اين زمينه از جمله می توان به تيراندازی های متعدد کسانی که مقامات آنان را ناشناس خواندند، به سفارت و محل اقامت کارکنان سفارت بريتانيا در تهران اشاره کرد. سفر پرنس چارلز، وليعهد بريتانيا به ايران و ديدار وی با محمد خاتمی، که در آستانه برگزاری انتخابات مجلس هفتم صورت گرفت نيز اهميتی ويژه يافت؛ هر چند که گفته شد اين سفر، اهدافی سياسی نداشته و تنها به قصد ديدار پرنس چارلز از منطقه زلزله زده بم صورت گرفته است. ديپلمات ها در زندان در آخرين روزهای مردادماه، چند روز پس از آنکه، يک قاضی دادگاه فدرال در آرژانتين، حکم بازداشت 8 شهروند جمهوری اسلامی را به اتهام دست داشتن در انفجار يک مرکز متعلق به يهوديان در بوئنوس آيرس، پايتخت اين کشور صادر کرد، پليس بريتانيا، هادی سليمانپور، سفير سابق ايران در آرژانتين را بازداشت کرد. بازداشت آقای سليمانپور، که در بريتانيا مشغول تحصيل بود، با واکنش منفی و تند جمهوری اسلامی مواجه شد و اين کشور، ضمن رد اتهامات قاضی آرژانتينی خواستار آزادی سريع وی شد. بازداشت هادی سليمانپور، تا حدودی بر روابط ايران و بريتانيا سايه انداخت، اما موجب تيرگی روابط بهبود يافته دو کشور نشد. آقای سليمانپور، سرانجام پس از آنکه قاضی دادگاه حکم به تحويل وی به آرژانتين نداد، با قرار وثيقه ای سنگين از زندان آزاد شد و پس از مدتی در اواخر آبان به ايران بازگشت. علاوه بر آقای سليمانپور، پليس بلژيک نيز روز پنجم شهريور، سعيد باغبان، يک ديپلمات ايرانی ديگر را به اتهامی مشابه بازداشت کرد، اما وی پس از چند ساعت مجددا آزاد شد. همزمان، دادستان عالی آلمان، ايرج صدری، سر کنسول سابق ايران در برلن غربی و مامور سازمان اطلاعات و امنيت شاه را به اتهام جاسوسی برای جمهوری اسلامی مورد محاکمه قرار داد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||