چمدان: 'خاتمی که رفت احمدینژاد فقط گفت نه'
- نویسنده, امیر پیام
- شغل, بیبیسی
داریوش خواجهنوری هیچ وقت فعالیت سیاسی نداشته اما به قول فرهاد که در فیسبوک به نسخه رادیویی چمدان داریوش واکنش نشان داده بود: "معمولا با جو بیمار فرهنگی ایران، کابینهها هستند که میزان پایداری هنرمندان رو تعیین میکنند."
این دقیقا اتفاقی است که داریوش میگوید با آمدن و رفتن محمد خاتمی برای او روی داده است.
"اولین کنسرتم را در دوران وزارت آقای خاتمی بر وزارت ارشاد برگزار کردم."
داریوش خواجهنوری گیتار زدن را از ۱۰ سالگی آغاز کرد. او و برادرش محمدعلی از همان کودکی سودای برگزار کردن کنسرت داشتند؛ آن هم در دورانی که انقلاب اسلامی ایران تازه پیروز شده بود و علاوه بر هیاهوی عقیدتی پیرامون جنگ عراق و ایران، "خفقانی سنگین" بر فضای فرهنگی و هنری ایران حاکم شده بود.
"محمدعلی فقط ۵ سال داشت که گیتارزدن را شروع کرد. هنوز حرف زدن را به خوبی یاد نگرفته بود و جملاتش کامل نبودند، اما چنان گیتار میزد که همه به وجد میآمدند."
"یادم هست در آن ایام که در کوچه و خیابان فوتبال بازی میکردیم یک روز کنار جوی آب نشسته بودیم و با یکی از دوستان در مورد شغل آیندهمان حرف زدیم. او گفت میخواهد جراح شود، من هم گفتم میخواهم بزرگترین کنسرتهای موسیقی را برگزار کنم. او الان در آلمان پزشک موفقی شده و سالها بعد که با هم حرف میزدیم گفت دیدی من بالاخره دکتر شدم اما هرگز باورم نمیشد تو بتوانی به رویایت برسی، آن هم در ایامی کلا موسیقی در محاق بود."
داریوش و محمدعلی نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۶۸ در میان دانشجویان مهندسی دانشگاه تهران برگزار کردند.
نسخه رادیویی چمدان داریوش خواجهنوری را اینجا کلیک کنید و بشنوید

منبع تصویر، Khajehnoori
"بعد از این که آقای خاتمی به عنوان وزیر ارشاد دولت آقای هاشمی انتخاب شده، برای نخستین بار به ما مجوز کنسرت عمومی دادند. دوران شهرداری آقای کرباسچی بود. فرهنگسراها یکییکی ساخته میشد و ما هم در سالنهای آنها کنسرت میگذاشتیم، فرهنگسرای بهمن یکی از نخستینها بود. اما با استعفای آقای خاتمی مجوزها دوباره معطل ماند."
"ما مایوس نشدیم. به همراه گروه به طور جدی تمرین میکردیم بدون این که امیدی به دریافت مجوز داشته باشیم. فقط سخت تمرین میکردیم. برای همین وقتی در سال ۷۶ دولت آقای خاتمی سرکار آمد، ما آماده آماده بودیم و به محض صدور مجوز همه سالنها را یکییکی درو کردم. البته وقتی میگویم من، یعنی من و محمدعلی."
آنها که بعد از روی کار آمدن محمد خاتمی و رفتن عطالله مهاجرانی به وزارت ارشاد کنسرتهای تابستانی در کاخ سعدآباد و کاخ نیاوران را دنبال میکردند، حتما به یاد دارند که نیمی از ترافیک شمال تهران در آن سالها زیر سر داریوش و محمدعلی خواجهنوری بود.
"کاخ سعدآباد و نیاوران شده بود پاتوق دائمیمان. گاه ۱۰ شب پشت هم کنسرت میدادیم. جمعیت به قدری زیاد شده بود که یادم هست یک بار روی درختها هم آدم نشسته بود. در حدفاصل ۷۶ تا ۸۴ بیش از ۹۰ کنسرت برگزار کردیم."
در کانال یوتیوب محمدعلی، برادر داریوش، ویدئوهای متعددی از آن کنسرتها موجود است. برخی از آنها حکایتگر بخشی از تاریخ موسیقی پاپ در ایران بعد از انقلاب است.
حضور جلال ذوالفنون، استاد فقید سهتار در کنسرتی مشترک با براداران خواجهنوری آن هم در زیر باران در محوطه باز مقابل کاخسعدآباد، و یا فریادهای سارا نائینی در کنسرتی دیگر که جمعیت را بهت زده کرده؛ هم به علت حنجره طلایی این دختر ناشناس (در آن ایام) و هم تابوشکنی تک آوایی یک زن که فریادش را ول داده میان آسمان شمیران و گویی از فراز قله توچال گوآردی را از گلو بیرون میآورد و به سمت پایتخت پرتاب میکند.
نسخه رادیویی چمدان داریوش خواجهنوری را اینجا کلیک کنید و بشنوید

منبع تصویر، Khajehnoori
'خاتمی که رفت ما بیمجوز شدیم'
"تابستان ۸۴ بود. در نیاوران کنسرت خیلی موفقی داده بودیم و می خواستیم در کاخ سعدآباد هم آن را ادامه دهیم. مجوز گرفته بودم و حدود ۱۶ میلیون تومان هم هزینه کرده بودیم. آن زمان پول خیلی زیادی بود. یک دفعه گفتند "نمیشه". گفتند کلا صدور مجوز برای کنسرت زنده متوقف شده."
داریوش خواجه نوری برخلاف بسیاری از هنرمندانی که برای حفظ تصویر اسطورهایشان بهتر است هرگز به اجرای زنده آنها نرفت، بهترین کارهایش را روی صحنه و در برابر تماشاگران خلق کرده است. طبیعی است که برای او و محمدعلی که در آن سالها کنسرت دادن مثل کپسول اکسیژن بود، پشت در وزارت ارشاد معطل ماندن مثل انتظار برای همرنگ شدن موی سر با رنگ دندان بود.
"در دوران آقای احمدینژاد فقط یک بار مجوز گرفتیم که آن هم آن قدر دیر و محدود صادر شد که ای کاش نمیشد. هرچه هم میپرسیدیم چرا، جواب مشخصی نمیگرفتیم. تنها چیزی که یک بار یکی از مسئولین گفت این بود که 'کنسرت های تو خیلی شلوغ میشه و ما نمیتونیم مجوز بدیم.' یک بار هم سربسته بهم فهماندند که از نظر آنها 'هر کسی یک سقفی دارد و اجازه داده نخواهد شد که افراد بالاتر از آن بپرند."
نسخه رادیویی چمدان داریوش خواجهنوری را اینجا کلیک کنید و بشنوید
سودای مهاجرت در همان ایام به ذهن داریوش خواجهنوری رخنه کرد هر چند او همچنان امیدوار بود که بتواند از راههای دیگری به فعالیت موسیقی در داخل ایران ادامه دهد.
"چهار سال روی پروژه پرسپولیس کار کردم. تمام پیشکسوتان پرسپولیس، از علی پروین تا علی دائی، از حمید درخشان تا محمد پنجعلی... همه و همه را آوردم و در این پروژه با صدای خودشان خواندند، هر چند رسانههای دولتی پوششی به این کار ندادند. حتی آن روز که در سال ۹۰ در استادیوم آزادی و در حضور ۱۰۰ هزار تماشاگر سرود پرسپولیس را با ۵۰ نوازنده اجرا کردیم، به غیر از چند روزنامه جایی خبری از آن منتشر نشد."

منبع تصویر، Khajenoori
روحانی آمد اما...
آن طور که داریوش خواجهنوری میگوید بعد از روی کار آمدن حسن روحانی، او دوباره موفق به دریافت مجوز کنسرت و همچنین بازگشایی موسسه آموزش موسیقی خود شد هر چند بعد از ۸ سال، دیگر انگیزهای برای "بازگشت" نبود.
"یک کنسرت در سالن رودکی برگزار کردیم به نام بازگشت. خیلی هم خوب بود. اما اتفاقی که افتاده بود این بود که من دیگر انگیزهای به تکرار خودم نداشتم. کار جدیدتری نسبت به آن همه کنسرت که قبلا برگزار کرده بودیم، نمی شد انجام داد و از طرفی، برگزاری کنسرت در سالنهای کوچکی که پرگنجایشترین آنها مثلا میلاد بود، دیگر مرا تهییج نمیکرد. از طرفی در این سالها، سلیقه مردم نسبت به موسیقی عوض شده بود یا عوضش کرده بودند. نمی خواهم سراغ سیاست و این حرفها بروم اما در آن هشت سال اتفاقی در موسیقی ایران افتاد که خیلیها را مایوس کرد."
داریوش خواجهنوری چهار ماه پیش به لسآنجلس مهاجرت کرد. او این روزها هنوز مشغول بازکردن چمدانی است که از ایران آورده، چمدانی پر از فیلمهای پخش نشده از کنسرتهایی که دیگر تکرار نشدند.
"محمدعلی هنوز ایران است. از مادرمان نگهداری میکند. من آمدم با یک چمدان پر از انرژی. امیدوارم زودتر از آن چه فکر میکردم بتوانم اینجا گروهی متشکل از بهترین نوازندگان بینالمللی و ایرانی را دور هم جمع کنم و به زودی برنامههایی که مخاطب جهانی دارد برگزار کنیم."
"برای فکر کردن به متاعی که در چمدان بازگشتم میگذارم هنوز خیلی زود است اما در همین چهار ماه، چیزی که خیلی از دیدنش لذت بردم، حسن همجواری آدمهاست. این که از هر کشور و قومی اینجا هستند و بدون دردسر کنار هم زندگی میکنند. چیزی که در ایران حسرتش به دلمان مانده."
قطعه نخست موسیقی چمدان این هفته افق نام دارد؛ اجرای زنده داریوش و محمدعلی خواجهنوری در کاخ سعدآباد با حضور زنده یاد جلال ذوالفنون.
قطعه پایانی هم قطعه "آبی" نام دارد که داریوش و محمدعلی خواجه نوری به همراه گروه نوازندگان آن را به طور زنده اجرا کردهاند.
برای تماس با برنامه چمدان لطفا به آدرس [email protected] ایمیل بفرستید یا به bbcshoma در تلگرام پیغام دهید.
چمدان هر پنجشنبه از برنامه رادیویی چشمانداز بامدادی پخش میشود.
برای شنیدن سایر مطالب رادیوی بیبیسی، به صفحه رادیو مراجعه کنید یا برنامههای ما را بر روی ساوند کلاود بشنوید.
برای دسترسی به آرشیو چمدان روی لینکهای زیر کلیک کنید:













