BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 13:47 گرينويچ - پنج شنبه 11 اکتبر 2007 - 19 مهر 1386
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
ازدواج در غربت: دغدغه های جوانان ایرانی

جوانان ایرانی در استرالیا
بی شک یافتن شریک زندگی مناسب یکی از مهمترین چالش های جوانان ایرانی در خارج از کشور به شمار می آید و به خصوص برای جوانانی که سالهای متمادی در خارج از ایران سکنی گزیده اند و یا در خارج از ایران متولد شده اند، این مشکل ملموس تر است. در همین زمینه میزگردی در شهر سیدنی استرالیا با حضور هشت دختر و پسر ایرانی برگزار شد و نظرات و مشکلات فرا روی آنان پیرامون موضوع ازدواج به بحث گذاشته شد. نظرات شرکت کنندگان در این برنامه را در زیر بخوانید و دیدگاه خود را به ما بگویید:

بیتا : ایرانی حق ایرانی است

بیتا در نوامبر سال ۱۹۹۶ به استرالیا آمده و مدیر بخش توسعه بازرگانی بین المللی در یک شرکت مالی است.

بیتا در پاسخ به این سئوال که آیا پیدا کردن شوهر در استرالیا سخت است می گوید: "از دیدگاه شخصی، برای کسانی همچون من سخت است، چون ما مسلمان زاده هایی هستیم که مسیحی شده ایم و مشکل کمبود همسران را حس می کنیم و به خاطر مسائل مذهبی، ما با مسلمانها نمی توانیم رابطه داشته باشیم، چون آنان دائم ازما سئوال می کنند که چرا مسیحی شده ایم!"

محسن: مهریه برای من مفهومی ندارد

محسن نزدیک به ده سال است که در استرالیا زندگی می کند و گاه گاهی در خلوت خود سه تار می زند.

محسن داشتن آرامش فکری را در ازدواج مهم می داند و داشتن سیرت زیبا را به ظاهر ترجیح می دهد. او می گوید: "من نمی خواهم تمام این آزادیهایی را که الان دارم را بعد از ازدواج داشته باشم و برای من آرامش فکری بعد از ادواج خیلی مهم است. "

لیلا ب: خواستگاری در سیستم اعتقادی من نیست

لیلا از سه سالگی به استرالیا آمده و مدیر بازاریابی یکی از بانک های معتبر استرالیاست.

وقتی از لیلا درباره ازدواج سنتی ایرانی می پرسم می گوید: "من با اینکه پدرم عاقد رسمی در استرالیاست، ولی با ازدواج سنتی ایرانی آشنا نیستم. چون سه سال داشتم که از ایران به استرالیا آمدم و هیچ ایده ای درباره آن ندارم. من فقط ازدواج در استرالیا را دیده ام و با عروسی هایی که در اینجا صورت می گیرد آشنا هستم."

مهران: من مخالف مرد سالاری هستم

مهران دوازده سال است که به استرالیا آمده و مهندس سیستم های کامپیوتری است.

مهران معتقد است که گذشته دختر برای او مهم نیست، اما برای او مهم است تا بداند که همسر آینده اش در چه خانواده ای بزرگ شده، چون دختری را بیشتر دوست دارد که در یک خانواده ای با ارزش های خانوادگی والا بزرگ شده باشد. مهران ضرب المثلی را در این باره بیان می کند که می گوید: "مردان و زنان خوب از خانواده های بزرگ بیرون می آیند."

لیلا ن: صبر نمی کنم تا انتخاب شوم

لیلا معلم دبستان است و با خانواده اش در سال ۱۹۹۲ به استرالیا آمده است.

لیلا معتقد به تساوی حقوق زن و مرد در ازدواج است، اما استدلال می کند: "تساوی حقوق مرد و زن دلیل بر این حرف نیست که زن همان کاری را باید بکند که مرد انجام می دهد و یا برعکس. به نظر من در برخی مسائل، همچون مسائل احساسی، زنان حساس تر هستند و در کل، زنان بیشتر به ارتباط، داشتن همسر و خانواده فکر می کنند تا مردان."

شهریار: دختران ایرانی مادی هستند

شهریار پزشک است و شش سال داشته که به استرالیا آمده است.

وقتی از شهریار درباره توقعات و انتظاراتش از همسر آینده اش می پرسم می گوید:"به نظرم انسان همسرش را در زمان سختی می تواند بشناسد. من دوست دارم زمانی که در شرایط سخت هستم ، زنم فداکاری کند و نه اینکه مرا تنها بگذارد."

زهره : پسرهای ایرانی زیاد فیلم بازی می کنند

زهره در سال ۱۹۹۹ به استرالیا آمده ودر دانشگاه، رشته کامپیوتر خوانده است.

وقتی از زهره درباره انتظاراتش از همسر آینده اش می پرسم، در پاسخ می گوید: "اول آنکه به عنوان یک انسان به من احترام بگذارد و بعد به چشم یک زن به من نگاه کند. واقعی باشد. کسی باشد که از زندگیش لذت ببرد و آدم بی حال و حوصله و خسته کننده نباشد. چون من خیلی آدم فعالی هستم، دوست دارم فرد مقابل اشتیاق به زندگی داشته باشد و ماجراجو باشد و دنبال چیزهای جدید در زندگی باشد تا آنها را به دست آورد."

علیرضا: اعتماد مهمترین اصل یک رابطه است

علیرضا دانشجوی رشته کامپیوتر است ‌و فقط سه سال است که به استرالیا آمده است.

علیرضا درباره فاکتورهایی که برایش در ازدواج مهم است می گوید: "قدیم فکر می کردم که فرد باید تحصیل کرده باشد و چون خودم دوست داشتم پزشکی بخوانم ، فکر می کردم که همسرم هم باید پزشک باشد. ولی الان به نتایج دیگری رسیده ام. به نظرم آدم ها یک "بسته" هستند. من که اینجا نشسته ام، پولم، قیافه ام، نوع حرف زدنم، نوع رفتارم، نوع خنده ام، پدر ومادرم ، همه این ها بسته علیرضا را تشکیل می دهند."

نظرات شما

با عنوان ِ ازدواج در غربت مخالفم: شايد يكى از مشكلات ايرانى ها در خارج از کشور از همين كلمه غربت سرچشمه بگيرد. غربت به خودی خود كلمه زيبايى به نظر نمى رسه، وای به حالی كه بخواهيم درش زندگى كنيم. به نظرِ من ازدواج امرى مهم و نياز به يه ديدگاه ِ چند بعدى داره، اين درست نيست كه بگيم چون ايرانى هستيم بايد حتما با ايرانى ازدواج كنيم، من خودم سال ِ گذشته با يك دختر خانم ِ بریتانیایی ازدواج کردم. ايران رو ديده و خيلى هم به فرهنگ و رسوم ما احترام ميگذاره، من هم متقابلا همين طور، اينو ميخوام بگم كه در دنیای امروز شايد گاهى خوشبختى فراتر از اون چيزى باشه كه فكر ميكنيم. من مسلمانم و اينم اضافه كنم كه كاملا از ۱۰۰ فرسنگی ميشه گفت كه ايرانى هستم و از انتخابم در ازدواج راضى هستم. بهتره گاهى از لاک خودمون بيرون بيایم و به آدم هايى كه از فرهنگ ِ ما نيستن و داريم باهاشون زندگى ميكنيم به چشم ِ غريبه و در محيطى كه زندگى ميكنيم به چشم ِ غربت نگاه نكنيم. رضا - لندن

من فکرميکنم ما جوانهای ايران دچار سردرگمی شديم.درعوض اينکه از نژادهای ديگه خوبياشون رو يادبگيريم خودمونو، اعتقاداتمونو، اغلب مذهبمونو ميفروشيم که مثل اونا بشيم. درصورتيکه امريکا هم مسلمان داره و اونا اينقدر درگير اين داستان نيستن. ما بايد ياد بگيريم انسان باشيم نه همونيکه بوديم در جلدی ديگه. هادی - دوبی

اولا مسیحی و مسلمان و یا یهودی برای یه فرد متمدن معنی نداره که همسراش چه مذهبی رو داشته باشه. مذهب یه نظر شخصیه. دوما اون دوستی که میگه آدم خوب از یه خانواده خوب میآد، فکر میکنم که باید توی این نظر تجدید نظر کنه. این معنی نداره. خیلیهای از آدمهای بزرگ و خوب از خانواده های بد بودن و خیلی از آدمهای بد از خانواده های خوب بودن.بنابراین درست نیست...دوما آدم باید یکی رو از صمیم قلب دوست داشته که بخواد تا آخر عم با اون فرد زندگیشو شریک بشه. من با ازدواج سنتی و یا مذهبی نه کاملا مخالفم نا موافق. ولی اگر توی این نظر کلمه "حتما" باشه مخالفت میکنم. عقائد مذهبی و فرهنگی و سنتی شما رو عقب نگاه میداره. فریدون - کالیفرنیا

من سخنان اکثرافرادی را که اینجا بحث کرده اند خواندم لازم است بگویم که انسان کامل نه یک زن به تنهای میباشد و نه یک مرد . اگر ما به این عقیده باشیم که مفهوم کلمه انسان انتزاعی میباشد در این مطلب راحتر است ، زیرا اگر ما خود را بعنوان ظرفی از ماهیتهای انسانی فرض کنیم که با محبت ، قدرت ، شهوت ، ایمان ، فرهنگ و... پرشود که اکثر ما در وجودمان برخی از اینها کمرنگ میباشد که میباست صرفا در محيط خانواده و با همسری که میتواند این قسمتهای خالی وجود ما باشد پر گردد. حمید - تهران

خیلی ممنون خانم زهره. واقعا موضوع جالبی بود ولی باور کنید همه پسرهای ایرانی اینجوب نیستند. دخترهای ایرانی اینجا خیلی بیشتر از پسرها فیلم بای می کنند. حداقل برای من اینجوری بوده. یا واسه ویزا بهت عشق دارن یا به خاطر پول و موقعیت. آمدم رو به خاطر خودش نمی خوان. بهر حال ممنون. وحید کرمانشاهی- سیدنی

مدت 15 سال است كه من در هند زندگي مي كنم با يك مرد هندي عروسي كرده ام زندگي بسيار خوبي داريم اما تنها مشكلمان نياموختن زبان فارسي بچه هاي من است كه اصلا زبان فارسي بلد نيستند و هرچه قدر كوشش مي كنم بي فايده است و در ايام ها و مناسبت ها بسيار مشكل است كه احساس غربت مي كنم و در غير ازاين زندگي با يك فرد غيره مشكلي ندارد و ما با آرامش زندگي مي كنيم. لیلی - هند

تمامی جوامع ايرانی يا فارسی زبان در خارج بايد کاميونيتی سنتر فعال داشته باشند و همگی بايد در آن فعال باشند تا چنين مسايلی در آنجا با آشنائی يکديگر در آنجا حل شود. فگش - تورنتو

من تا دو ماه پیش با یک پسر ایرانی دوست بودم که می گفت اگه او سر دنیا هم بری من میام دنبالت. ولی دو ماه پیش رفت ایران برای تعطیلات. از اونجا به من زنگ زد گفت خونه بگیر تا برگشتیم با هم زندگی کنیم. گفتم صبر کن. فقط شش ماه از آشناییمون گذشته بود. ولی از جایی شستم خبر دار شد که او ایران زن گرفته بدون اینکه منو در جریان بگذاره و حتی به من بگه که نمی خواد با من بمونه. هیچ وقت معنی این کارش رو نفهمدیم، ولی برام یک خیانت محض بود و او یک دروغگوی بزرگ. شبنم - تورنتو

به نظز من هر فردی تعلق به آنجایی دارد که اصل و نسب آن شخص در آنجا بوده اند وما شناختی از دختران کشورهای ديگر نداريم. با تشکر از دوستان در استراليا. محسن - کره جنوبی

فقط یک مطلب مهم بگویم : ما ماکزیمم 60 تا 70 سال بیشتر زندگی نمی کنیم که 20-30 سال از اون گذشت. 20 سال اولش که بچه بودیم، خوش گذشت نفهمیدیم. عزیزانم قدر مابقیشو بدونیم (زیاد سخت نگیریم) موفق باشید در هر جای دنیا. امین - تهران

تمام مبانی عشقی و دوستی در حکایات کهن بیان شده است و همانها به اندازه کافی می تواند راهنمای دوست یابی و همسریابی باشد؛ چون در آن موقع مشغولیتهای انسانها بیشتر همان عشق و دوستی بود. به طور خلاصه می توان گفت کسی که به گذشته و حل و آینده ما علاقه نشان می دهد و ما را برای خودمان و نه مسائل جانبی ای همچون ثروت، قدرت و یا علم، می خواهد، یک دوست یا همسر واقعی می تواند باشد. البته در این روابط انسانی، ارتباط دو طرفه است و کسی نمی تواند انتظار داشته باشد بنا به دلایلی این رابطه یک طرفه و یا تمایل بیشتری به طرف خاصی داشته باشد. البته کسانی هم هستند که به نوع عجیبی رفتار می کنند! مثلا با اینکه دوست یا همسری می خواهند، شرایط آن را فراهم نمی کنند و یا اگر فراهم هم باشد به نوعی زمینه ایجاد دوستی یا ازدواج را به هم می زنند! شهاب برادران دیلمقانی - تهران

مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران