BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 14:58 گرينويچ - پنج شنبه 11 اکتبر 2007 - 19 مهر 1386
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
لیلا: صبر نمی کنم تا انتخاب شوم
لیلا ن
لیلا ن، معلم دبستان است و با خانواده اش در سال ۱۹۹۲ به استرالیا آمده است و در حال حاضر در دانشگاه در رشته تعلیم و تربیت و بیولوژی مشغول به تحصیل است.

لیلا فاکتورهای انتخاب همسر آینده اش را چنین بر می شمرد: "برای من پنج اصل عمومی وجود دارد. دو اصل اول این است که همدیگر را سرگرم کنیم و به همدیگر الهام ببخشیم و روحیه دهیم. من او را سرگرم کنم و به او روحیه ببخشم و او نیز به همین ترتیب عمل کند."

او ادامه می دهد: "فاکتور سوم عبارت از عشق و یادگیری است. به نظر من هر کسی که عشق می ورزد یاد می گیرد. ما هر دو باید به همدیگر عشق بورزیم و در این عشق ورزی یادگیری هم وجود داشته باشد."

لیلا درباره فاکتور چهارم و پنجم چنین می گوید:" باید متعهد باشد و دیگر اینکه فردی عملگرا باشد. یعنی در عین حالی که فردی خوب باشد و کسی را خیلی دوست داشته باشد، ولی نباید هیچ کاری برای دوست داشتنش انجام ندهد و ففط همیشه بگوید که دوستت دارم. بنظر من این موضوع کافی نیست و باید عملگرا باشد و بر اساس این عشق اقدام کند."

وقتی از لیلا توضیح بیشتری درباره مفهوم عملگرایی می خواهم در پاسخ می گوید: "به عنوان مثال اگر خواهرم چیزی را نیاز دارد و چون من او را خیلی دوست دارم، ممکن است نیمه شب برای برطرف کردن نیاز او به بیرون بروم، هرچند که این کار برایم سخت باشد. ولی به خاطر دوست داشتن خواهرم من هر کاری که از دستم بر می آید انجام می دهم. به همین ترتیب، همسرم نیز باید برای عشقش عملگرا باشد و چنین خصوصیاتی داشته باشد."

وقتی از لیلا می پرسم آیا شوهر پیدا کردن در استرالیا سخت است می گوید: "‌بستگی به فرد دارد و به اینکه او چه چیزی را می خواهد. به نظر من، هم می تواند سخت باشد و هم آسان. برای من دوست پسر یافتن، سخت تر از شوهر است."

لیلا در پاسخ به این سئوال که آیا تلاشی برای پیدا کردن شوهر می کند می گوید: "یکبار شنیدم که می گویند دخترها آنقدر صبر می کنند تا انتخاب شوند و از وقتی که این عبارت را شنیدم تصمیم گرفتم منتظر بمانم تا مرا انتخاب کنند. این کار خیلی راحت تر است و بعدها متوجه شده ام که چند نفر به طرفم آمده اند و من نمی دانستم که چنین موقعیتی داشته ام. ولی در یک مقطعی تصمیم گرفتم که وقتم را فقط صرف کسانی نکنم که به طرفم می آیند، بلکه سعی می کنم خودم نیز به محافل دیگران بروم."

لیلا درباره نقش توانایی مالی چنین می گوید: "بنظرم مسائل مالی هم می تواند مهم باشد و هم مهم نباشد. از یک لحاظ مهم است که شکی نیست خانواده ها برای گذران زندگی باید پول داشته باشند. اما من خودم زمانی ازدواج می کنم که بتوانم امورات یک خانواده چهار نفره را بر عهده بگیرم و با همسر آینده ام در این زمینه نظر یکسانی داشته باشیم."

"ما باید بتوانیم آزادی مالی داشته باشیم تا اهداف فردی خود را پس از تشکیل خانواده دنبال کنیم و به آن برسیم. به نظرم بدون پول شروع یک زندگی خیلی سخت است. چون وقتی بدون پول، زندگی شروع شود تمام تمرکز خانواده به آن معطوف می شود و معادلات دیگر زندگی بر هم می خورد و زن و شوهر نمی توانند به اهداف خود برسند."

لیلا معتقد به تساوی حقوق زن و مرد در ازدواج است، اما استدلال می کند: "تساوی حقوق مرد و زن دلیل بر این حرف نیست که زن همان کاری را باید بکند که مرد انجام می دهد و یا برعکس. به نظر من در برخی مسائل، همچون مسائل احساسی، زنان حساس تر هستند و در کل، زنان بیشتر به ارتباط، داشتن همسر و خانواده فکر می کنند تا مردان."

و با ذکر مثالی ادامه می دهد: "اگر نگاه کنید می بینید روزنامه و مجله ای درباره مردان که در رابطه های عاطفی چه کاری کنند وجود ندارد. پس این وقتی است که زنان برای داشتن رابطه سرمایه گذاری کرده اند و برایش انرژی گذاشته اند و به هنگام ایجاد ارتباط با مردان، به همراه خودشان می آورند. از طرف دیگر مردان وظایف دیگری در زندگی بر دوش دارند."

وقتی از لیلا می پرسم که چنانچه طرف مقابل از شما خواست تا قبل از ازدواج چند وقتی با هم زندگی کنید، چه عکس العملی از خود نشان می دهد می گوید: "خیلی بستگی دارد ولی به احتمال زیاد پاسخ من نه است."

او درباره دلیل این عدم موافقت می گوید: "به این کار عقیده ندارم، ولی به سفر کردن خیلی معتقدم. برای اینکه به هنگام سفر، هر دو طرف در موقعیت های خاصی قرار می گیرند که می توان به شناخت بیشتری دست یافت."

وقتی به لیلا می گویم که برخی کارشناسان خانواده معتقدند که فقط پس از ازدواج می توان همسر را شناخت در تایید صحبتم می گوید: "از لحاظ آماری، هر چه شما از قبل یکدیگر را بیشتر بشناسید احتمال جدایی بیشتر است."

و ادامه می دهد: "به نظر من ازدواج مسیر دیگری به جز آشنایی و رابطه معمولی است. کلاً فرق دارد. چون فرد قرار است شب و روز با یک نفر از خواب برخیزد و از یک خمیر دندان استفاده کند. کلاً ازدواج داستان دیگری است."

به نظر لیلا، این جمله که بعضی از دخترهای ایرانی در استرالیا شرایط ازدواج را سخت می گیرند درست است و در این باره می گوید: "من درباره خود می توانم بگویم که فکر می کنم شرایطی را که دارم برای یک پسر ایرانی می تواند سخت باشد. چون معتقدم که هر دو طرف در رفتار و رسیدن به خواسته ها باید انعطاف پذیر باشند و اینکه زبان گفتاری هر دو طرف یکسان و روان باشد. یعنی اگر من انگلیسی و فارسی بلدم همسرم نیز باید این دو زبان را بلد باشد و نکته دیگر اینکه آزادی های من به گونه ای است که سبک زندگی استرالیایی را می پذیرم."

لیلا در پاسخ به این سئوال که نظرت راجع به داشتن بچه چیست می گوید: "من معلم هستم و اگر شوهرم خواسته اش این باشد که بچه دار نشوم، دانش آموزانم می توانند به منزله بچه هایم به شمار آیند. برای من مادری مهم است، اما اینکه درچه فرمی باشد زیاد مهم نیست، مثل مادر ترزا و یا پرنسس دایانا. من درباره بچه انعطاف پذیرم."

لیلا صد درصد معتقد است که زندگی زناشویی آینده اش تحت تاثیر فرهنگ ایرانی قرار دارد و وقتی از او می پرسم که اگر آزاد بودی کدام فرهنگ را انتخاب می کردی در جواب می گوید: "همین فرهنگ بینابین استرالیایی-ایرانی را انتخاب می کردم."

جوانان ایرانی در استرالیاایرانیان استرالیا
ازدواج در غربت: دغدغه های جوانان ایرانی
امیر فریدصفحه ویژه استرالیا
گفتگو با برنده جایزه ملی پیانو در استرالیا
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران