BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 15:48 گرينويچ - سه شنبه 20 سپتامبر 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
از جنگ ايران و عراق برای شما چه مانده است؟
پنجشنبه ۲۲ سپتامبر برابر با ۳۱ شهريور، بيست و پنجمين سالگرد آغاز جنگ ايران و عراق است.

اين جنگ هشت ساله را يکی از سخت ترين و خشونت بارترين جنگ های دوران معاصر دانسته اند. در جنگ به دو کشور زيانهای جبران ناپذيری وارد آمد. منابع و ذخاير بسياری نابود شد، شهر و روستاهای زيادی به ويرانه بدل شد و نزديک يک ميليون انسان از دو طرف جان خود را از دست دادند.

جنگ
تلفات انسانی جنگ ايران و عراق بسيار بالا بود. صحنه ای از سوگواری برای کشته شدگان جنگ در تهران

در هر دو طرف افراد بيشماری به جبهه های جنگ شتافتند و با فداکاری و جانبازی با نيروهای "دشمن" مبارزه کردند.

از آغاز جنگ ايران و عراق ربع قرن گذشته است، اما ياد آن سالهای شوم همچنان در ذهن و جان مردم زنده است. رزمندگان ميدان های جنگ، خاطرات ناگفته بسياری دارند که برای نسل های بعد آموزنده است.

پيامدهای معنوی و روحی اين جنگ را نيز هنوز می توان بر زندگی قربانيان، بازماندگان و همه مردم مشاهده کرد.

در برنامه صدای شمای اين هفته می خواهيم با کمک شما نگاهی به هزينه های انسانی و اجتماعی جنگ بياندازيم.

اگر شما خود از اين جنگ آسيب ديده ايد، يا اگر کسی از افراد خانواده، از دوستان يا نزديکانتان در جنگ آسيب ديده است، به ما بگوييد که چگونه با اين تاثيرات روحی و روانی و جسمانی سالهای جنگ کنار آمده ايد؟

آيا موفق شده ايد با سختی هايی که در دوران جنگ متحمل شده ايد، خاطرات دردآور آن دوران را به فراموشی بسپاريد و زندگی عادی در پيش بگيريد؟

نظرات رسيده از خوانندگان ما

در جنگ ايران و عراق به بسياری از خانواده ها ظلم شد. بسياری شهيد شدند، اما در اين ميان بيشترين ظلم به خانواده هايی شد که با وجود اينکه افرادی از خانواده آنها کشته شد، اما در اين جامعه از شأن و منزلتی که خانواده شهدا برخوردار هستند برخوردار نشدند. نمونه آن کسانی که در عمليات مرصاد شهيد شدند اما به خاطر شرايط خاص آن برهه از جنگ دولت هيچ گونه امتيازی برای خانواده های آنها قائل نشد و از عزيزان خود که تا سالها عنوان مفقود الاثر داشتند و بعد معلوم شد کشته شده اند مطلع نشدند، حتی عده ای از آنها نمی دانند که عزيزانشان زنده اند يا نه. مرتضی - ايلام

ما ميتوانستيم جنگ را زودتر و بهتر تمام کنيم اما سران ما برای بقای خود اينچنين خواستند و گرنه چه ارمغانی اين جنگ داشت؟ چه نصيب ما شد جز از بين رفتن جوانان و به قدرت رسيدن نوکيسه ها و عقب راندن افراد متشخص و ايرانی که فقط خاک و تماميت ارضی را ميخواهند و چون اسلاميت را نميخواهند پس غير خودی هستند و نبايد عقايد خود را اظهار کنند... ناصر مرادی - شيراز

به نظر من جنگ ما يکی از نقاط پر افتخار تاريخ ما ايرانيان است. جنگ ما دفاع از اسلام و ميهنمان بود. با اينکه بسيار شهيد داديم و بسيار صدمه خورديم ولی شرافتمان لکه دار نشد و به همه دنيا نشان داديم که اگر ايرانی مسلمان تنها هم باشد باز هم با دست خالی در هر زمانی از دين و وطنش دفاع خواهد کرد. حسين شير محمدی - تهران

مسلما جنگ پديده شومی است. اما در مقابل متجاوز نميشه سکوت کرد. حالا چه حاکمانمان خوب باشند چه بد. به هر حال نميشه وطن را به دست بيگانه داد. اين جنگ هم مثل همه جنگها ضررهای زيادی داشت. ولی يادمون نره که اين جنگ توی تاريخ ايران از زمان قاجار تا به حال تنها جنگی بوده که يک وجب از خاکمون رو به بيگانه نداديم. ما هنوز قضيه هرات رو فراموش نکرديم. هنوز داغ ننگ ترکمنچای و گلستان را داريم و خيلی جنگهای خفت بار ديگه که اکثر اونها هم تحميلی بوده و توی همه اونها هم چيزی جز ننگ برامون نمونده. ولی اين جنگ هر چيز بدی هم که داشت (که کم هم نبوده) ولی به ما قدرت داد. به ما ياد داد که ميشه جلوی همه دنيا هم ايستادگی کرد و تسليم زور نشد. چيزی که شايد اين روزا چه تو عرصه داخلی، چه عرصه خارجی خيلی به درد ملت ايران بخورد. حسين - تهران

ميهنی ويران، آرمانی و انبوه سوالهای بی پاسخ، نفرتی از هر آن که تجاوزگر را حمايت کرد و هم از هر چه خشونت، افسوسی بر ملت که هنوز نوجوان بود، و نگاه نگران برادر که نمی گذارد وظيفه را از ياد ببرم... اين همه ی سهم من از جنگ است. امير حسن - تهران

راستش در مورد اينکه حکومت فعلی ايران در جنگ اشتباه کرد و می توانست با سياست بهتری جنگ را اداره کند و از ادامه تلفات جلوگيری کند شکی نيست. همچنين اينکه در حال حاضر اين حکومت از کشته شدگان در جنگ برای حفظ قدرت خود و ايجاد مشروعيت برای خود سوء استفاده می کند شکی نيست. و متاسفانه اين روزها شاهديم که چگونه از خون کشته شدگان در جنگ برای رسيدن به قدرت و ثروت استفاده می شود، اما برای روشن شدن حقايق جنگ و ريشه های ان از همه هموطنانم می خواهم نوشتارهای موجود درصفحه ويژه جنگ سايت فارسی بی بی سی رامطالعه کنند که به خوبی نمايانگر ريشه ها وعلل پيدايش اين جنگ می باشد. در ضمن فکر می کنم سوء استفاده حکومت جمهوری اسلامی از کشته شدگان در جنگ نبايد باعث شود که ما از سربازان خود در اين جنگ متنفر شويم و يا تصور نادرستی از آنها ارائه دهيم به هر حال انها با ارزشترين سرمايه خود برای دفاع از کشور از دست دادند. ساسان - ابوموسی

من اميدوارم که هيچ کسی از کسی جدا نشه. هيچکسی عزيز خود رو از دست نده. هيچ مادری غم فرزند خودش رو نبينه. اين همه شهيد ما را با چی چيزی عوض کرديم اين همه آرزو جوانها را به چه چيزی فروختيم اين همه رو به مهمات و جنگ فروختيم ما اين همه آرزو بر باده رفته شهيدان را از کجا بياوريم و از کی بايد گرفت؟ اميدوارم جنگی نباشه. حميد - خوزستان

جنگ مجموعه ای از خاطرات تلخ و تلخ تر ، کلکسيونی از خاطرات وحشت و بمب و ويرانی و نابودی و گريه و مويه و سو استفاده از احساسات پاک ميهندوستانه مردم بوده و هست. جنگ مجمع الجزايری از فريب خوردن فرو دستان ، به فقر و نکبت کشيده شدن توده ها ، گنديدن آب راکد شده دريای (مواج) انديشه و آزادی و به قهقرا رفتن هرگونه رشد و بالندگی مملکت است. جنگ يعنی سرکوب که اگر اينچنين نبود يک نفر پيدا ميشد که به ما بگويد چرا از ۶۱ به بعد جنگيديدم؟ چرا قطعنامه را نپذيرفتيم؟ چرا به جای سربلندی کيان ايران به فکر آزادی قدس العربی بوديم؟! چرا جوانان پاک فنا شدند تا جوانان ناپاک (با استفاده از نام ايشان) بر مسند آيند؟ گفتن از تبعات جنگ بيمعناست زمانيکه حتی کسی نميخواد در موردش فکر کنه.. گفتن از تبعات جنگ بيمعناست وقتيکه مزه زهرآگين جام اين طولانی ترين نبرد قرن بيستم از من جنوبی تا هر ايرانی رو مخمور و مسموم کرده... گفتن از جنگ.. سعيد - تهران

من در جنگ با اعراب، پدر، مادر و تمام زندگيم را از دست داده ام، جنگی که تنها می توانست يک سال به طول بينجامد ولی با اشتباهای حکام عرب و ايران بيخود و بيجهت هشت سال بر ملت ايران تحميل گرديد و بعد از آن هم يک عده که حتی صدای يک گلوله را هم نشنيده اند مالک و ميراث خوار آن شدند و اکنون در سالهای فقر و بيچارگی زخم خوردگان جنگ، دم از برادری با اعراب ميزنند و آنان را برادران دينی و ملت مظلوم ميخوانند وبا اين افکار سعی در بخشش خسارت های وارده بر ملت را دارند. خسارتی که به امثال من تعلق دارد . به امثال منی که لقب فرزند شهيد را دادند و به ديگر افراد جامعه اين گونه وانمود کردند که تمام فرصت ها را به ما داده اند و ... به هر حال من به حاکمان ايران ميگويم من و امثال من هيچگاه متجاوزان به ايران و قاتلان پدران و مادرنمان را نمی بخشيم و عراقی و عرب را برادر دينی خود نميدانيم و حاميان آنها در ايران را از وطن بيرون خواهيم راند. فريبا - قصرشيرين

تنها چيزی که داريم سالهای از دست رفته جوانی ...و نفرتی عميق از صدام حسين که با حمله بی منطق خود باعث شد تا حکومت ايران خود را پشت الفاظی مثل شهيد، جانباز، آزاده، پاسداری از خون شهدا و دفاع مقدس و امثال آن پنهان کند و به محکم کردن ريشه های خود بپردازد . نا اميدی فزاينده ...دور شدن جوان ها از ارزش ها در سايه کمبود هايی که جنگ باعث آن بود و خلاصه درد و اندوهی که گريبان يک جامعه افسرده را گرفته . شيون - رشت

من تنها سالهای آخر جنگ را بياد دارم، يعنی۶۵ به بعد. وحشت مردم عليرغم اطلاعيه های نظامی دروغين بد ترين خاطره من از جنگ است. در آن هنگام کردستان درگير يک جنگ ديگر نيز بود (جنگ چريکهای دمکرات با نيروهای ذولتی) وحشتناک ترين خاطزه من هنگامی بود که يکروز بدنبال نواخته شدن آژير خطر همراه مادرم خانه را ترک کنيم و برادرم را که يک نوزاد۶ ماهه بود در خانه تنها بگذاريم. فريا سعيدی - مهاباد

آثار منفی ناشی از جنگ هر روز بيشتر و بيشتر ميشود مطمئنا آنهايی که عزيزان خود را در جنگ از دست داده اند مثل بنده که بعلت حس وطن دوستی پدر تاآخر عمر از محبت پدری دور مانده ايم جز خفت و خواری برای خانواده و بی حرمتی همگان چيز ديگری نداشت حتی فاميلهای بنده نيز پس از فوت پدر ما را به گرمی نپذيرفته و نميپذيرند به راستی آيا ميتوان محبت پدری را درک يا تعريف کرد به کسی که نميداند محبت پدری چيست اميدوارم يک نفر تعريفی از محبت پدری در خور شايسته يک انسان ارائه نمايد به راستی که چه کسی مسئول بدبختی های ديرينه امثال من شده است ؟؟ امير - تهران

وقتی در يک طرف ميدان جنگ گلوله های آتشين با کينه و شجاعت تمام شليک ميشود در طرف ديگر آرزوهای مادری بر خاک ميشود چشمان ناز و منتظر دختر بچه ای برای آغوش گرم پدر انتظاری بی حاصل تا ابديت را ميکشد و روياهای همسری برای عشق و زندگی به ياس سياه تبديل ميشود اگر سياستمداران با هم مشکل دارند گناه کودکان خردسال چيست که بايد در عرض چند ثانيه در مقابل ديده مادران زير خروارها آتش و سيمان و سنگ دفن شوند در دنيای متمدن امروزی ميتوان با منطق گفتگو و ديپلماسی مشکلات را رفع کرد ديگر چه نيازی است مثل هزاران سال قبل وحشيانه بر هم بتازيم. احمد - اردبيل

من پدرم مجروح شيميايی بود و بدترين خاطراتم را من از اين جنگ دارم. يکی از بدترين خاطراتم نوروز ۱۳۶۶ بود که مامان، پدرم را در يک اتاق محبوس کردند تا ما بيماری او را نگيريم و ما پشت در اتاق گريه می کرديم. هنوز فقر و بدبختی که آشيانه ما را آتش زد يادم نمی رود. من خيلی زود بزرگ شدم چون مجبور بودم از همان موقع شروع کنم به کار کردن. آن دوران کودکی تباه شده مرا کدام دولت می تواند به من برگرداند؟ ولی همه دنيا بداند اين کابوس در ۲۳ اسفند ۱۳۸۳ تمام شد، چون ما هر لحظه منتظر چيزی جبران نشدنی بوديم... پدرم برای هميشه رفت و ديگر درد نکشيد. حالا من ماندم و يه دنيا خاطره تلخ. حالا من ماندم و يه دنيا حرف نزده. مريم - تهران

از نظر سياسی جنگ ايران و عراق يک بازی باخت-باخت بود و برنده ی اين بازی تنها کسانی بودند که می خواستند در خاوريانه کشور قدرتمندی نباشد. اما اگر بخواهيم از جنبه ی ديگری به قضيه نگاه کنيم بايد گفت با وجود آنکه کشور از نظر اقتصادی آسيب زيادی ديد اما يک پايگاه عظيم معنوی در جامعه ايجاد کرد که نسل سومی ها مثل خود من، نسلی را می بينند که حاضر شد برای حفظ ناموس، شرافت و ميهن خود عزيزترين چيزش يعنی جانش رابدهد. و همين موجب می شود اگر همه چيزمان را از دست بدهيم يک چيز تا ابد برايمان باقی بماند و آن غرور است و چه چيز برای ما ايرانيان مهمتر از غرورمان است؟ مهدی - شيراز

بديهی است که جنگ پديده بسيار نامطلوبی بود. اثرات جبران ناپذيزی در پی داشت. اما فراموش نکنيم که اين جنگ ريشه در خصومت ديرينه عربها با ايرانيان داشت و هنوز هم اين کينه و نفرت از ايرانی در دل بسياری از اعراب وجود دارد ... مهدی - اهواز

من در آن زمان خيلی کوچک بودم ولی صحنه های زيادی از جنگ را به ياد دارم. با وجود همه مصيبتهائی که بر مردم ما وارد شد هنوز هم مسوولين جمهوری اسلامی از جنگ دفاع می کنند. ولی تا به حال کسی از بين آنان پيدا نشده است که بيايد و صادقانه جنگ و عملکرد رهبران ايران را در آن زمان نقد کند و به سوالاتی که شايد در ذهن مليونها ايرانی نقش بسته پاسخ قانع کننده ای بدهد. به راستی چرا با مردم ما چنين کردند؟ آيا ما سزاوار اين مصيبت ها بوديم؟ علی - تبريز

من جنگ را در زمان کودکيم تجربه کردم. يادم هست موقع آژير قرمز دندانهايم از شدت ترس به هم می خورد و يک بار که برای نماز ايستاده بودم از ترس پاهايم شل شد و به زمين افتادم. يک بار هم که سر کلاس بودم چون احتمالا مدرسه راهنمايی ما با يک مدرسه ابتدايی ديوار به ديوار بود مورد حمله هوايی قرار گرفتيم که خوشبختانه به مدرسه ما نخورد وگرنه من الان اينها را تايپ نمی کردم. شوهرم، برادرانم و شوهر خواهرهايم در جبهه بوده اند. اما خوشبختانه آسيب نديده اند. اما از بقيه فاميل شهيد داده ايم. ياد اين عزيزان هميشه جاويد باد. الان سعی می کنم خاطره شهيدان و خاطرات بسيار تلخ را از ذهنم پاک کنم به اين خاطر شايد چيز زيادی به ذهنم نمی رسد. نرگس - قم

صحبت از ۸ سال جنگ در يک صفحه سخت است! چون بقول ديگر دوستان يک سری خاطرات مربوط به دوره جنگ است که همه ايثار و از خود گذشتگی بود. و يکی دوران بعد از جنگ که همه خون دل خوردن و از دست دادن همه آن ارزشها که به خاطرش جنگيديم و شهيد و مجروح داديم. ولی دومی درد آورتر بود. من از همه کسانی که خاطراتشان را چه از دوره جنگ و چه بعد از آن اينجا ثبت کردند ممنونم. شايد گوشی در اين کشور جنگ زده باشد و بشنود ..... من از خاطرات زمان جنگ هيچ نمی گويم چون همه و همه درد است و جدائی از بهترين ها. خاطره ای دارم از زمانی که برای مداوا به آلمان آمده بودم و دختر ۹ ساله ام در تهران مشغول تعويض خون آلوده به مواد شيميائی بود که از من به او رسيده بود. شب ها به زمين و زمان فحش می دادم که راستی چرا او آلوده مواد شيميايئ است. او که جنگ را نديد. ولی ... بهر حال من در آلمان بودم و بدون اينکه بمن بگويند دختر نازنين من از دنيای کوچک خودش رخت بسته بود. وقتی به ايران آمدم بعد از تمام شدن مراسم همسرم نيز از شدت درد و رنج در سن ۳۶ سالگی مرد. و من مانده ام در اين دنيا با يک پسر. من ۶۵% از کار افتاده بودم و فقط ۸۵۰۰۰ تومان حقوق داشتم. ولی من حکومت گران خودم را نفرين نمی کنم بلکه بر خود نفرين می کنم که زندگی سه نفر را فدای خود خواهی های اين حکومت گران کردم. ممنون از بی.بی.سی که لااقل اين امکان را فراهم کرد. اگر می خواهيد جنگ را بهتر بشناسيد و اگر در ايران هستيد يکبار به بيمارستان ساسان بيائيد تا قربانيان جنگ را بهتر ببينيد. البته اگر بعد از آن از زندگی تنفر پيدا نکنيد. سيد - تهران

به طرفين جنگ نمی توان ديدگاه يکسانی داشت، زيرا در طول تاريخ و در همه جای دنيا يکی از طرفين جنگها نقش متجاوز و ديگری نقش مدافع را داشته اند و پر واضح است که نتيجه آن نيز برای طرفين تعيين کننده می باشد. طرف متجاوز هر نتيجه ای به دست بياورد همواره به علت متجاوز بودن شرمندگی و ذلالت تاريخی را در عرصه جهانی يدک خواهد کشيد و بالطبع هزينه ها و آسيب های اجتماعی بی شماری بر گرده ملت آن کشور متجاوز سنگينی خواهد کرد و تاثيرات روحی و روانی و جسمانی شومی درگذشته و آينده آنها به اشکال مختلفی نمود خواهد يافت. وليکن طرف مدافع به علت دارا بودن افتخار غرورانگيز «مدافع» هر چند متحمل هزينه های گزافی شود برگ زرينی در گذشته تاريخی خود خواهد داشت که مرحمی بر تمامی آلام و رنجهای وارده از جنگ خواهد بود. هر چند از دست دادن عزيزان در سالهای جنگ غم و اندوه جانکاهی را بر خانوادها تحميل کرد وليکن عنوان آسمانی و پر افتخار شهادت همچون مدال درخشان و غرورانگيزی بر سينه سترگ و غم ديده بازماندگان مايه مباهات و سربلندی گرديد و اين است نتيجه حضور اعتقادی در مقابل دشمن متجاوز که عليرغم تمام حمايت های جهانی چيزی جز ذلت و خواری برای خود و حاميانش به دست نياورد. مرتضی - اروميه

واقعاً دوران سختی بود. البته من در اون زمان بچه بودم. ۸-۹ سال بيشتر نداشتم. جنگ زندگی ما رو نابود کرد. ما مجبود شديم که از اهواز بريم چونکه عراقی ها فقط ۵ کيلومتر با اهواز فاصله داشتند. با هزار بدبختی به شيراز نقل مکان کرديم. اونجا يه کمپ برای جنگ زده ها گذاشته بودند. متاسفانه حتی اون موقع هم بعضی از هموطنان شيرازی اصلاً شرايط رو درک نميکردند و با خوزستانی ها خيلی درگير ميشدند و ميگفتند که اينا اينجا نبايد باشند. طوری که پدرم برای حفاظت از ما، مارو به شهر اصفهان برد. خلاصه دوران سختی بود. ايرانی به ايرانی کمک نميکرد آقا. واقعاً دوست دارم از ته قلبم از تمام شهدا و معلولين جنگ تشکر کنم. اينها بخاطر يک چيز خودشون رو فدا کردند. خاک ايران. روزبه - اهواز

جنگ ايران با عراق جنگ پوست و گوشت ايرانی با زره عراق بود. تعداد زيادی از جوانان ما بدون تجهيزات کافی اما صادقانه و عاشقانه به صف تانکهای عراقی حمله ميکردند. تمام دوره نوجوانی من در جنگ گذشت. خاطرات تلخ روزهای بمباران و موشکباران تهران از يادم نميرود اما در برابر رنجی که مردم استانهای مرزی کشيدند مشکلات تهرانی ها هيچ بود. عزيزان زيادی از دست رفتند. من سالهاست که درباره جنگ تحقيق ميکنم تقريبا تمام متن هايی که درباره تحليل جنگ چاپ شده را خوانده ام اما اينکه چرا بعد از آزادی خرمشهر ايران باز هم بر استفاده از روش امواج انسانی پافشاری ميکرد را نميتوانم هضم کنم. برای حکومت اين يک خيانت واقعی به مردم ايران بود که به جای تشنج زدايی بر روی ادامه جنگ با اين روش های ابتدايی پافشاری کردند. ابرقدرتهای هم به ملت خیانت کردند و عراق را بيش از حد نياز تسليح کردند خوشبختانه در ماجرای کويت هم نتيجه اشتباه خود را ديدند. رضا - تهران

من خودم در جنگ حضور داشتم قطعا هر جنگی اثرات نا مطلوبی دارد ولی وظيفه ملتها مقاومت در مقابل متجاوز است. همانطورکه مردم اروپا در مقابل هيتلر ايستادند. ولی ما در جنگ درسی به ابرقدرتها داديم که ديگر فکر تجاوز به ايران به سرشان نزند. محمد - کرمان

من دوران تحصيلم در زمان جنگ طی شد با جنگ بزرگ شدم و جنگ يک کلاس اصلی من بود برادرم را که ۴ سال از من بزرگتر بود ازدست دادم بعضی از همکلاسهايم را نيز هم پدرم در جنگ شرکت داشت و همه ملت ايران اکثر جوانان زير ۲۴ سال خاطره ای از اين دوران سخت ندارند ولی ما که با جنگ بزرگ شديم ميدانيم که اين جنگ چه بلای بزرگی بر سر ما آورد اکنون که اين دوران سخت طی شده سنگ قبر برادرم برای من و دوستانش و هر ايرانی آزاده نشان زندگی و برازندگی ايرانی است نشان کشوری که دارای ارجمندترين تمدنها در طول تاريخ بوده و هست نشان از يک ملت است و بدا به حال کسانی که طرف مهاجم را گرفتند و از دفاع از ميهنشان سر باز زدند چو ايران نباشد تن من نباد. حميد رضا محمدی - تهران

از جنگ خاطراتی برايم مانده است که هيچگاه جرات نکرده ام آنها را بازخوانی کنم. يادمه بچه بوديم و انواع گروههای مسلح در کردستان حضور داشتند، کومله ساز خود را می زد و دموکرات نيز. بچه های ده را جمع می کردن و به خيال باطل خويش آنها را آموزش می دادند آنهم با اسلحه هائی که طول آنها از قد بچه ها بيشتر بود. روز بعدش سپاه می آمد و همان کار پيشين را انجام می داد. اگر چه بچگی دوران ماجراجوئی است اما ترس از حضور مداوم نظاميان در روستا همه را کلافه کرده بود. بيشتر جوانان روستا از ترس سربازی رفتن روزها و شبهای زيادی را در کوه می گذراندند. يادمه يه شب درگيری شديدی در نزديکی روستا اتفاق افتاد که برای چند روزی همه را درگير خود کرده بود. ترس ، وحشت و مرگ از آن وقت رفيق هميشگی هم سن و سالان من گشته است. غرش بمب افکن ها موسيقی دلخراشی بود که آينده هزاران فرزند اين مرز و بوم را به سيه روزی کشاند. هميشه اخبار جنگ را از راديوئی خاک گرفته پی گيری می کردند و روز بعد با آب و تاب آن را در روستا بازگو می کردند. اما در آن مدت همواره کابوس ناامنی زندگی را به کام همه تلخ کرده بود. هادی - تهران

خاطرات وتالمات اين جنگ هرگز فراموش نخواهد شد و پی آمد آنرا مشاهده ميکنيم: فقر، اعتياد و فساد در همه ابعاد آن چگونه ميشود ازدست دادن برادرزاده های عزيزم را فراموش کرد و يا بطور کلی فرستاده شدن هزاران نوجوان و بچه به قتلگاه در حاليکه کليد پلاستيکی بهشت را به گردن داشتند برای پاک کردن مين ها به جبهه روانه ميشدند. من هميشه در حيرتم چرا رژيم عراق فقط مردم عادی وبی نوا را هدف حمله قرار ميداد؟ پيروز - لندن

به کار بردن کلمه جنگ برای اين موضوع درست نيست و انحرافی است. کلمه دفاع مقدس به اين منظور استفاده می شود که ما در اين کارزار فقط دفاع کرديم که اگر دفاع نمی کرديم جان خاک و ناموسمان به دست متجاوزين نه فقط عراق بلکه حامی اصلی آن آمريکا و انگلستان می افتاد پس کلمه دفاع مقدس درست است نه ( جنگ) ما در اين جنگ به دنيا فهمانديم که نيروی اسلام و عشق به خدا می تواند جلوی تمام ابرقدرتهای تا دندان مسلح را بگيرد بله از اين جنگ برای ما عزيزانی مانده اند که شيميايی شده اند آيا همين انگلستان و کشورهای غربی نبودند که اين سلاحها را در اختيار اين جنايت کار گذاشتند حال شما بگوييد ( جنگ ايران و عراق ) چه سودی داشت نه اينکه پولهای زيادی به جيب شرکتهای تسلسيحات سازی روانه شد به قيمت از دست دادن انسانهای بی گناه. رامين - تهران

برای خانواده من چيزی جز پشيمانی برجای نمانده است. صداقت و جوانی ما و فريبکاری رژيم دو جانباز و يک کشته برای ما بر جای گذاشته و برای آنهايی که زرنگ و حيله گر بودند و خانواده آنها به نام اسلام و.... ثروت و رانت های فراوان و زندگی مرفه برجای مانده است. يادآوری آن دوران برای ما افسوس جوانی از دست رفته عقب افتادن از زندگی شخصی، مشکلات جراحتهای طولانی عزيزان و داغ دوری رفتگان است . کاش زمان يکبار به عقب برمی گشت! احمد رسوليان - تهران

من از استانی با شما حرف ميزنم که خط مقدم جنگ بود. از اطرافيانم شهيد، اسير و زخمی زياد داشته ايم. بيش از آنکه ما دچار عواقب روحی و روانی آن باشيم خود آن افراد و خانواده شان درگير اين موضوع هستند. خاله من به دليل اسير بودن فرزندش يک سال قبل از آمدن فرزندش از عراق دق کرد و فوت کرد. اکنون که دو دهه از جنگ گذشته است يکی ديگر از اقوام ما به خانه باز نگشته است. من کودکی و آواراگی های ناشی از جنگ را خوب به ياد دارم. زمانی که هرروز مجبور بوديم برای رفت و آمد راه مدرسه مسيرمان را تغيير بدهيم تا از بمبارانها در امان باشيم. يادم می آيد که هر چند روز يک بار اسرای عراقی را از خيابانهای اصلی عبور ميدادند تا ما آنان را ببينيم. روزهای وحشتناکی را پشت سر گذاشتيم. روزهايی که با شنيدن يک صدای کوچکی بايد در سنگر پناه می گرفتيم. کافی است همين الان به آبادان و خرمشهر برويد انگار که در روستاهای آفريقا قدم می زنيد. توی هر خيابانی که برويد چند شهيد به جای گذاشته اند. واقعا روزهای سختی بود چه زنهايی که بيوه و کودکانی که يتيم نشدند. واقعا حق اين مردم اين همه تجاوز نبود. همين الآن که اين مطلب را می خوانيد.... مجتبی گهستونی - اهواز

چه مزه ای می شود به جنگ داد؟ تلخ؟ ترش؟ شيرين؟ شور؟ نمی دانم. شايد همه اين مزه ها! اما رنگ جنگ را ميدانم فقط سياه! سياه بد رنگ. سياهی نفرت. اوايل که يه جسد رو ميديدَم راهم رو کاج ميکردم اما بعدا ديگه عادت شده بود. موشها شبها گوشهامون رو گاز ميزدند. ميدونستن که مرده ها درد ندارن!!! گوش ها نرم بودن!! اولين بمبارانِ حقيقی رو تو سردشت ديدم. صدا از آسمون می اومد اما زمين ميلرزيد. خيلی خونسرد بودم با عباس باهم به آسمون نگاه ميکرديم. هيچ حرفی به هم نمی زديم. صحبت شجاعت نبود، جايی برای پناه بردن نبود. ۱۰ دقيقه بمباران، به اندازه يه سال گذشت يعنی فقط چند لحظه. دود سياه سوختن يه کاميون با بوی تخم مرغ گنديده با سالاد گوگرد. تو دوره آموزشی اسلحه رو دوست داشتم. يه جورايی به ام قدرت ميداد. اما نه بعد از مرگِ عباس. فردا رفتيم خط. تو راه چشمام به يه تابلو افتاد روش نوشته شده بود: رزمنده لبخند بزن\" بی اختيار گريه ام گرفت. مهرداد - دوبی

سؤال شما غلط است! اکثريت مردم از جنگ آسيب ديده اند (و اقليتی به جاه و جلال و ثروت و قدرت رسيده اند). تنها نبايد به آسيب ديدگان جسمی بسنده کرد. بچه های طلاق؛ قربانيان فحشا؛ بيماران روانی؛ معتادان و... همه از آسيب ديدگان جنگی هستند که پنج سالش را حکومت بر مردم تحميل کرد چون فکر می کرد می تواند جهانگشائی کند! آنچه دل مردم را بيشتر بدرد می آورد اينست که کسانی که هيچ لطمه ای از جنگ نخورده اند امروز قيم مردم هستند و باز هم بر طبل جنگ می کوبند و در جايگاه امن نشسته اند حريف می طلبند! و نيز ساليانه ميليونها از پول ملت ستمديده را صرف جشن جنگ؛ فيلم و عکس و داستان و همايش و نمايش و... جنگی می کنند و اجازه نمی دهند که مردم اين کابوس وحشتناک را فراموش کنند! فاطمه - تهران

خاطرات جنگ، نگاههای وحشتزده مردم، ضجه های دلخراش بر بدنهای متلاشی شده عزيزان از دست رفته، هراس از مرگ و دربدری در ديار غربت هيچ گاه فراموش شدنی نيست. زندکی ما و خانواده ما، بازيچه ای بود در دست حکام خودپرست. مردم هر دو کشور که در طول تاريخ کهنشان همواره به هم پيوند خورده بودند، به نام خدا و بخاطر فروش سلاحهای بيگانه و با سلاحهای بيگانگان، به جان هم افتادند. خاطرات اين جنک دهشتناک که تاريخ را عوض کرد و بدبختی را برای ايران و عراق به ارمغان آورد، هيچگاه کابوسهای شبانه ما را رها نخواهد کرد. مسعود رکنی - اهواز

اين اولين مطلبی هست که در اينترنت می نويسم چون درباره جنگ است. از جنگ تحميلی برای من جز دو برادر شهيد و سه عموی شهيد و دو دايی شهيد چيزی باقی نمانده است. يک پای جانباز دارم و يک دست. هنوز خاک و غبار جنگ در اينجا بر جاست. خانه های گلی جای خرابيهای جنگ مين های خنثی نشده. ما در اينجا همه هنوز با جنگ زندگی می کنيم. مهرداد - خرمشهر

جنگ ناشی از زياده خواهی و خود بزرگ بينی يک طرف و مقاومت و دفاع طرف ديگر است. مهمترين تجربه يک شخص حقيقت بين از جنگ، نامطلوب بودن آن و تلاش هميشگی برای جلوگيری از شروع آن در اينده است. جنگ ايران با زياده خواهی صدام شروع شد و با ندانم کاری سران ايران ادامه يافت. اين جنگ بسيار مطلوب استعمار و استکبار جهانی و مخصوصا آمريکا بود. متاسفانه طرفين درگير در جنگ اين موضوع را نفهميدند و يا فهميدند و به روی خود نياوردند. در هر صورت اين جنگ باعث کشته شدن جوانان زيادی از ايران و عراق شد که هر دو به نام دفاع از دين، خاک و شرفشان وارد جنگ شدند. از طرف ديگر اين جنگ باعث عقب ماندن ايران و عراق از کاروان پيشرفت جهانی شد. قطعا مسئوليت قسمت عمده ای از اين جنگ، متوجه جامعه جهانی و مخصوصا کشورهای صنعتی از جمله آمريکا، انگليس، فرانسه، شوروی سابق و ... می باشد که با فروش سلاح به طرفين درگير در جنگ به اين آتش دامن زدند. رضا - تهران

جنگ برای ما ويرانی و بدبختی به ارمغان آورد. اما محبتی که بين مردم بود بی نظير بود. حس همبستگی و همياری. کاری با حکام دو طرف ندارم اما عراق متجاوز بود و شهيدان ما جان خود را دادند تا سر تسليم فرود نياورند. حسن اديبی - اصفهان

خاطره روزهای پايانی جنگ که عراق به شهرهای ايران حمله کرد يادم نميرود. در بروجرد بوديم که مدرسه آنجا عمدا هدف قرار گرفت و فقط يادم است شيشه های خانه ای که در آن بوديم خرد شد بعد در هنگام خروج از بروجرد شهرهای در مسير يک به يک مورد حمله قرار گرفت. در اليگودرز توقفی داشتيم که بمباران آنجا محله ای که در آن بوديم را تخريب کرد و شانس ما حضور در ساختمانی بود که به علت وجود انبار سيمان در زير آن ترکش ها و موج انفجار مهار شد و يادم می آيد که چنان از روی خرده شيشه ميدويدم که هيج بدلکاری نميدود. چند ساعت بعد در شهری ديگر دکتر قطعات آن را از پايم خارج کرد. من در آن هنگام ۵ ساله بودم و فکر ميکنم اين جزو معدود خاطراتی باشد که از آن زمان جز به جزء آن را حفظ هستم. امير - تهران

ملموس ترين چيزی که از دوران جنگ برای من باقی مونده، کابوس هست. هنوز که هنوزه بعد از گذشت نزديک ۲ دهه از اون زمان، با اينکه من ديگه در ايران زندگی نمی کنم، دست کم سالی ۳ يا ۴ بار کابوس حمله هوايی و موشک باران دارم و با وحشت و اضطراب از خواب می پرم. نمی دونم اين تاثير منفی تا کی در ذهن من باقی می مونه، اما تا جايی که در توانم هست برای جلوگيری از جنگ و خشونت در دنيا تلاش خواهم کرد تا کودکان بی گناه هيچوقت ديگه کابوس مرگ و بمباران نداشته باشند. دارا يزدانی - ادينبورگ (اسکاتلند)

خوانده ام که ايران در مقابل پيشنهاد صلح پس از فتح خرمشهر چند شرط را برای صلح مطرح کرد : ۱- معرفی صدام به عنوان متجاوز ۲- پرداخت غرامت ۳ - اجازه دادن به ايران برای عبور از خاک عراق و جنگيدن با اسراييل! ۴ - سرنگون شدن رژيم عراق شايد هم موارد ديگری بود که يادم رفته... اما قضاوت در مورد بندهای ۳ و ۴ را به خودتان واگذار می کنم تا ببينيد سرنوشت کشور و جان جوانان اين مملکت به دست چه کسانی سپرده شده بود. طبيعتا چنين درخواستهای غير منطقی پذيرفته نشد و ۶ سال بعد در عمق ضعف صلح را پذيرفتيم.... مرتضی - گرگان

زمان جنگ من درزندان اوين بودم و هر يک شب در ميان و گاهی هم هر شب صدای گلوله های تيرباران ها را ميشنيديم که پس ازآن صدای تک تيراندازی که همان تيرخلاص بود شنيده ميشد و ما برای اينکه تعداد اعداميها را بفهميم نفسها را در سينه حبس ميکرديم و تعداد تيرهای خلاص را که به ترتيب صدايش می آمد ميشمرديم... سال ۱۳۶۱ که عراق در خرمشهر شکست خورد و کلا از ايران بيرون رفت همه ما فکر ميکرديم که جنگ ديگر تمام شد امام رهبران ايران گفتند که برای آزادی قدس ازکربلا بايد گذشت که جنگ دوباره با حمله ايران ادامه پيدا کرد... اين هم کابوس وحشتناک من از دوران جنگ است که هميشه صدای گلوله ها تا امروز درخاطره من باق است. مهرداد - تهران

من بعنوان سرباز وظيفه دو سال در جبهه بوده ام. دوستان و همسنگران زيادی را ازدست داده ام مجروح شدم و الآن با مشکلات روحی و جسمی زيادی روبرو هستم ولی با وجود اين مشکلات پشيمان از حضور خودم در اين ميدان که واقعآ بايد دفاع مقدس ناميد نيستم، چون بايد جهانيان قبول کنند که ما آغازگر جنگ نبوده ايم و فقط از آب و خاک خود دفاع کرديم... اميدوارم که ديگر آتش جنگ در هيچ کجای جهان افروخته نشود چون مصيبتی بالاتر از جنگ برای هيچ کشوری نيست. موسی الرضا - تهران

ميدانيد برای من چه باقی مانده است؟ قبری را نشانم دادند و گفتند "برادرت را اينجا خاکش کرديم". پدر و مادری درد کشيده برايم باقی مانده که بچه اولشان را از دست داده اند. ميدانيد فرزند اول که پسر هم باشد برای ما ايرانيها يعنی چه؟ يعنی بيشترين لذت از پدر و مادر شدن، يعنی بيشترين لذت از شنيدن بابا و مامان، يعنی کاخ آرزو، بچه اول(پسر) يعنی خود انسان، من پدر و مادرم را وقتی که پدر شدم درک کردم. چه آرمانهايی که در جنگ داشتيم و به آنها نرسيديم و تازه فهميده ايم که آن آرمانها همه اش خيال بودند و نميتوانستند تحقق يابند. رزمندگانی را داريم که خودشان ميگويند "فکر ميکنيم از زندگی عقب مانده ايم " و حالا مثل... من يک مطلب ناب را از اين جنگ ياد گرفتم: فکر ميکنم اگر برادر من در ارتش عراق بود همان کاری را ميکرد که مابقی عراقی ها کردند. تعداد فوق العاده کم و فرهيخته ای ميتوانند از جبر زمان و مکان خود را رهايی بدهند. برادر من يک انسان خيلی خوب اما کاملاً معمولی بود... مهران - شيراز

خوب چه می شود گفت؟ تقريبا جنگ فراموش شد، اما اثراتی که گذاشت! من متولد سال ۱۳۵۴ آبادان هستم. حدس بزنيد جنگ با ما چه کرد!! متلاشی کرد. اما برای کی؟ برای چی؟ همه چيز از بين رفت. و حالا که سالها از اون زمان می گذرد، جز ناراحتی و عذاب برای پدرم که به خاطر شغلش تماما در دوران جنگ در آبادان بود چيزی نماند. و ما که مثلا نسل جوان هستيم چيزی جز فشارهای روحی از دوران وحشتناک برايمان باقی نمانده است. چی مانده است جز ياد دوست صميمی که کلاس اول جلوی چشم خودم پودر شد. و نفرتی که هميشه از به ياد آوردن دوران جنگ از آدم ها، تصميم گيران دور از جنگ آن دوران باقی مانده است. رؤيا - اصفهان

من در آن دوران مستقيم در جنگ حضور داشتم. با ايمان کامل به درستی حق دفاع و پافشاری بر اصول اعتقادی برای مقاومت در مقابل همه بديها. برادرم را نيز که تنها ۱۶ سال داشت از دست دادم. پشيمان هم نيستم اما انتظاری که از مردم خودم داشتم حداقلی بود که مردم دنيا برای کسانی که خود را وقف آزادی آنها کرده اند درنظردارند اما..... محمد رضا ربيعی - تهران

من سه سال از بهترين سالهای جوانی را در اين جنگ هدر دادم. کاش انسانها به جنگ نمی رفتند و خون هم را نمی ريختند. کسانی که جان خود را از دست می دهند، خوب می روند، اما آنها که می مانند با اين خاطرات تلخ چگونه به زندگی ادامه دهند؟ منصور - گوته بورگ

من خود يک رزمنده بودم. از آن دوران برای من تجربياتی گرانبها و ناراحتيهای ناشی از عوارض شيميايی و چند پلاک و چند اعلاميه از صدام مبنی بر اينکه به ما پناهنده شويد و خاطراتی که هرگز اجازه انتشار نخواهند يافت... فريدون - تهران

من با ۱۶سال سن به عنوان يک بسيجی به جبهه جنگ اعزام شدم و در چند عمليات بزرگ شرکت داشتم.... جبهه های ما آکنده از صفا و مهر بود. چند تن ازدوستان من در پيش چشمم به شهادت رسيدند. انسانهای بی غل وغشی که فقط حفظ ميهن و انقلابشان از جانشان مهم تر بود. شما صدام را تا بن دندان مسلح کرديد و در سازمانهای بين الممللی از او در برابر ملت مظلوم ما حمايت کرديد ولی ديديد که اين فرد حتی به حاميان خود هم رحم نکرد و زمانی که اختيار او از دست شما خارج شد به فکر سرنگونی او افتاديد..... رضا - تهران

از جنگ ايران و عراق برای من سنگ قبری بنام برادرم در بهشت زهرا و دو فرزند که يکی از آنها هرگز پدری به خود نديد بجا مانده است. عليرضا - تهران

ترس و وحشت. هنوز از شنيدن صدايی شبيه آژير می ترسم و مو به تنم سيخ می شود... اميدوارم دلهره و وحشت خاطرات اين جنگ در نسل ما باقی بماند و به آيندگان نرسد. آرش - تهران

جنگ هشت ساله ايران و عراق هرگز از خاطر ايرانيان نمی رود و با وجود اينکه در حال حاضر بطور تقريباً عادی زندگی می کنيم ولی سوالات زيادی هنوز بی پاسخ مانده است و اين موضوع باعث می شود تا فراموش کردن آن دوران مشکل تر بشود. نتيجه اين جنگ چه بود؟ آمار دقيق تلفات ايران چقدر است؟ چقدر خسارت مالی به ايران وارد شد؟ چرا زمانيکه در موضع قدرت بوديم جنگ را خاتمه نداديم؟ و سوالات فراوان ديگری که شايد فقط با گذشت زمان به جواب آنها برسيم. در واقع از جنگ ايران و عراق برای ما که هنوز زنده هستيم فقط سؤالات بی جواب مانده است. امير خسرو نادری - دوبی

دو نظر از خوانندگان سايت عربی

اين جنگ وحشتناک جوانی مرا غارت کرد. پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه هشت سال در جبهه های جنگ بودم و چيزهايی ديدم که مطمئن شدم تنها چيزی که برای حکام هر دو کشور به کلی بی ارزش است، توده مردم هستند. در جبهه ها شاهد بودم که جوانان بيشمار ايرانی و عراقی فوج فوج مثل برگ درخت به زمين می ريختند. اين جنگ باعث شد که در هر دو کشور دو رژيم نامردمی مخالفت های داخلی را با بی رحمی سرکوب کنند و قدرت خود را تحکيم کنند. عبد الحسين کلابی - کربلا

وقتی جنگ جهنمی شروع شد من در دبيرستان بودم و اطلاعيه های نظامی پيروزی عراق را از بر می کردم و تا نه اطلاعيه را حفظ کرده بودم. هنوز نمی دانستم که جنگ هشت سال طول می کشد و شماره اعلاميه ها به هزاران خواهد رسيد! چه شبها که از وحشت موشکها و غرش توپها خواب به چشممان نيامد... عزيزان بسياری را از دست داديم. بهترين جوانان ما کشته شدند. در برابر آنها دو راه بيشتر نبود: يا به جبهه جنگ می رفتند که دير يا زود کشته می شدند، و يا فرار از خدمت که عقوبتی وحشتناک داشت. فيان - سليمانيه در کردستان عراق

66سالگرد آغاز جنگ
دو ديدگاه متقابل از جبهه های جنگ ايران و عراق
مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران