ناظران می‌گویند: 'آرمان ایران، داشتن نفوذ شبیه عراق در افغانستان نیست'

    • نویسنده, محمدعمر کمال
    • شغل, تحلیلگر روابط بین‌الملل در کابل

نویسنده در این یادداشت که برای صفحه ناظران فرستاده، می‌گوید که "آرمان ایران، داشتنِ نفوذ شبیه عراق در افغانستان نیست" اماایراندارای منافع در افغانستان است از جمله صادرات و روابط تجاری و گاهی دشمن مشترک مانند داعش.

از سال‌ها بدین‌سو ایران در تلاش است تا با درپیش گرفتن سیاست خارجی فعال و حمایت از بازیگران غیر دولتی در خاور میانه، تبدیل به یک هژمون در منطقه شده و نفوذش در خاورمیانه را گسترش بدهد. ایران عملا با حمایت از گروه‌های مختلف در این منطقه از جمله حشد الشعبی در عراق، حزب‌الله در لبنان، حماس در فلسطین و حوثی‌های یمن، نشان داده که از توانایی لازم برای دستیابی به این آرمان در درازمدت برخوردار است.

آرمان ایران، داشتنِ نفوذ شبیه عراق در افغانستان نیست، چراکه ایران می‌داند که از توانایی لازم برای نفوذ کامل در افغانستان برخوردار نیست. آنچه ایران را به داشتن یک سیاست خارجی فعال در قبال افغانستان وا می‌دارد، حفظ یک سلسله منافع این کشور در افغانستان است؛ تامین امنیت مرزهای شرقی ایران، حفظ جریان آب از افغانستان به ایران، حل معضل مهاجران افغان‌ در ایران و مبارزه با مواد مخدر که از مسیر ایران به ترکیه و اروپا نیز قاچاق می‌شود. در عین حال، ایران می‌خواهد نفوذ پاکستان و عربستان را در افغانستان کم کند و در مقابل به حمایت گروه‌های طرفدار ایران در افغانستان بپردازد.

افغانستانی که طالبان در آن قدرت کامل را بدست آورد، برای ایران از دو جهت قابل قبول نیست. اول، ایران طالبان را یک گروه افراطی سنی تلقی می‌کند که خاطره‌ خوبی از آنان ندارد. دوم، نفوذ پاکستان بر طالبان خیلی‌ بیشتر از ایران است. در صورتی که افغانستان به صورت کامل بدست طالبان بیافتد، ایران نفوذ نسبی خود در این کشور را از دست خواهد داد.

ایران به هیچ عنوان نمی‌خواهد شاهد حضور درازمدت امریکا در افغانستان باشد و در واقع تنها قدرت منطقه‌ای بود که مخالفت آشکار خود را با امضای توافق‌نامه امنیتی میان کابل و واشنگتن در سال ۲۰۱۴ نشان داد. راه نفوذ ایران در افغانستان حمایت از گروه‌های طرفدار این گروه در افغانستان و مشترکات فرهنگی دو کشور است.

ایران به ارزش ۵۰۰ میلیون دالر برای بازسازی و توسعه افغانستان جدید بعد از کنفرانس بن (٢٠٠١) کمک کرد. پس از روی ‌کار آمدن محمداشرف غنی در ٢٠١٤ روابط افغانستان و پاکستان در چندین مقطع به سردی گراییده است.

روابط افغانستان و ایران در مقاطع مختلف پرخم و پیچ و پرفراز و نشیب است. افغانستان و ایران روابط محکم فرهنگی باهم دارند. زبان مشترک، پیشینه تاریخی مشترک و در بعضی مواقع دشمن مشترک مانند داعش دارند.

برای افغانستان، افکار عمومی یک عامل تاثیرگذار در سیاست خارجی در قبال ایران است. مردم افغانستان اغلب دو دید نسبت به ایران دارند؛ عده‌ای ایران را یک دوست خوب برای افغانستان می‌دانند. عده‌ای هم ایران را دشمن خطاب می‌کنند و از نفوذ ایران در افغانستان انتقاد می‌کنند. این عامل دیدگاه مردم نسبت به همسایگان به ویژه پاکستان در سال‌های پسین تاثیرات بسزایی در به سردی گراییدن روابط افغانستان و پاکستان داشته است.

در واقع افراد طرفدار ایران در افغانستان معمولا کسانی هستند که از نفوذ پاکستان و عربستان و حمایت سابقه‌دار این دو کشور از طالبان نگرانند و آن را تهدید اصلی به افغانستان می‌پندارند.

ایران در زمان جنگ‌های داخلی میان مجاهدین در افغانستان، از بعضی از گروه‌های مجاهدین حمایت می‌کرد و پس از شکل‌گیری رژیم طالبان به اتحاد شمال که بر ضد این گروه می‌جنگید نیز کمک‌های مالی و تسلیحاتی فراهم می‌کرد.

زبان فارسی/دری که زبان مادری تقریبا نیمی از جمعیت افغانستان است، حدودا تمامی افغان‌ها توان صحبت به زبان فارسی را دارند که یک عنصر مهم و تاثیرگذار در روابط افغانستان و ایران است. در واقع، وقتی از مشترکات فرهنگی دو کشور صحبت می‌کنیم، زبان مشترک اولین موردی است که به ذهن می‌آید.

در این روزها، پس از این‌که ادعا شد تعدادی از مهاجران افغان از سوی مرزبانان ایران در مرز میان دو کشور به رودخانه انداخته شده اند و سابقه رفتار نادرست با مهاجران افغان از سوی حکومت ایران، سبب شده تا روابط دو کشور آسیب دیده و دیدگاه عده‌ای از مردم افغانستان نسبت به ایران تغییر کند.

قبل و بعد از انقلاب اسلامی در ایران، افغانستان برای امنیت ملی ایران یک کشور مهم پنداشته می‌شد. برای محمد رضا شاه پهلوی و سپس آیت‌الله خمینی حضور نظامی شوروی در افغانستان و گسترش کمونیزم، قابل قبول نبود و به همین دلیل هم ایران به حمایت از بعضی از گروه‌های مجاهدین می‌پرداخت.

پس از فروپاشی حکومت داکتر نجیب‌الله، کمک‌های ایران به مجاهدین بار دیگر بیشتر شد. در جریان رژیم طالبان نیز ایران به کمک اتحاد شمال پرداخت و حتی در موقعی و پس از کشته شدن دیپلومات‌های این کشور در شهر مزارشریف به دست طالبان، ایران هزاران سرباز به مرز با افغانستان فرستاد تا برای جنگ احتمالی با رژیم طالبان آماده باشد؛ هرچند جنگی اتفاق نیافتد.

پس از سقوط طالبان نفوذ ایران در افغانستان بیشتر شد و به قول نماینده ویژه امریکا برای افغانستان در آن زمان، جیمز دابینز، ایران بواسطه محمد جواد ظریف نقش مهم در ترغیب اتحاد شمال به ویژه یونس قانونی در حمایت از حامد کرزی داشت. پس از آن نیز با وجود حضور امریکا در افغانستان، ایران همواره تلاش کرده است تا روابط خوب خود را با دولت افغانستان حفظ کند، هرچند در مواردی و بنا بر ادعای دولت افغانستان به حمایت تسلیحاتی و مالی از گروه طالبان نیز پرداخته است.

سردی روابط و کاهش چشمگیر واردات افغانستان از پاکستان، فرصت خوبی را برای ایران مهیا کرد تا میزان صادراتش به افغانستان را افزایش بدهد. اکنون بیشترین میزان واردات افغانستان از ایران صورت می‌گیرد. ارزش معاملات تجاری ایران و افغانستان در سالهای اخیر به حدود ٣ میلیارد دالر رسیده بود، رقمی که مطمئنا در این سال‌ها بیشتر هم شده است. مواد غذایی، نفت، ادویه و سیمان از جمله مهم‌ترین واردات افغانستان از ایران است. البته روابط تجاری افغانستان با ایران علی‌رغم این‌که به دلیل توسعه کمتر اقتصادی افغانستان نامتوازن است اما یک عنصر مثبت در روابط دو کشور تلقی می‌شود. ایران نقش مهم در وصل افغانستان به هند از طریق بندر چابهار داشته است.

به هر حال، روابط سیاسی افغانستان و ایران دچار فراز و نشیب‌های فراوان شده، اما روابط تجاری و مشترکات فرهنگی، دو عنصر مهم با تاثیرات مثبت در سیاست خارجی هر دو کشور نسبت بهم است.