شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
پرسپولیس ـ سپاهان؛ آیا فوتبال ایران درگیر هولیگانیسم است؟
- نویسنده, فریده ریحانی
- شغل, روزنامه نگار
فریده ریحانی، روزنامه نگار یادداشتی برای صفحه ناظران درباره دلایل شکل گیری خشونت در بازی های لیگ برتر ایران نوشته است.
یک هفته پس از درگیریهای خونین در ورزشگاه یادگار امام تبریز در جریان دیدار تیمهای تراکتورسازی و پیکان، اینبار ورزشگاه آزادی شاهد شبی تلخ و فراموش نشدنی بود. تیمهای پرسپولیس و سپاهان، شب گذشته در شرایطی به مصاف هم رفتند که هر دو تیم برای کسب عنوان قهرمانی، خواهان برد در این مسابقه بودند و ازین رو، این مسابقه که همواره یکی از مهمترین مسابقات فوتبال در ایران است، از حساسیت بیشتری برخوردار بود.
این درگیریها که ساعتها پیش از آغاز مسابقه شروع شده بود، تا پایان بازی نیز ادامه یافت و در نهایت ۲۴۵ زخمی برجا گذاشت. این اولینبار نیست که فوتبال ایران شاهد درگیریهای شدید میان هواداران است، در اهواز، تبریز و اصفهان پیش از این نیز حوادث مشابهی اتفاق افتاده بودکه گاه منجر به کشته و یا نقص عضو برخی از تماشاگران شده است، با این حال اگرچه مسئولان فدراسیون و وزارت ورزش، همیشه پس از چنین حوادثی اعلام میکنند که با جدیت موضوع را پیگیری خواهند کرد، اما تاکنون عزمی جدی برای مواجهه با رفتارهای خشونتآمیز تماشاگران مشاهده نشده است.
مسئولان و رسانهها از دو دهه پیش با وارد کردن واژه "تماشاگرنما" به ادبیات فوتبالی در ایران تلاش داشتند تا اتفاقات رخ داده در استادیومها را تنها متوجه عده قلیلی از تماشاگران کنند، اما در سالهای گذشته و زمانی که توهین آمیزترین شعارها و فحاشیها، ترجیعبند سرودهای تماشاگران میشود و در شمار صدهزار نفر در ورزشگاهها خوانده میشود، دیگر میتوان اطمینان داشت که تنها چند تماشاگرنما، عامل برهم ریختن نظم ورزشگاهها نیستند.
از هولیگانیسم تا زیرپا گذاشتن کرامت انسانی
از زمانی که تماشاگران برای دیدن مسابقات ورزشی به ورزشگاهها رفتهاند، هولیگانیسم نیز سربرآورده است. «هولیگان» به هر فردی که عملی خلاف و منجر به اختلال در ورزشگاه انجام دهد، گفته میشود. بنابراین با این تعریف میتوانیم بسیاری از رفتارهای روی داده در ورزشگاههای ایران را نیز ذیل واژه "هولیگانیسم" تعریف کنیم. با این وجود نگاهی به درگیریهای میان هواداران فوتبال در نقاط دیگر دنیا نشان میدهد که هواداران در ایران، اگرچه همواره به دلیل رفتارهایشان مورد سرزنش قرار گرفتهاند اما در مقایسه با دیگر نقاط دنیا، از آرامش بیشتری برخوردارند.
انگلستان به عنوان یکی از کشورهایی که بیشتر درگیری را با مساله هولیگانیسم داشته است، امروز به جایی رسیده که تماشاگران در کمترین فاصله با زمین مسابقه، قرار دارند و در حساسترین شرایط بازی نیز، کمتر شاهد پرتاب اشیا بر سر مأموران و یا بازیکنان حریف هستیم. این آرامش البته حاصل دههها تلاش از سوی مسئولان فوتبال در انگلیس است. دولت بریتانیا از سال ۱۹۷۵ با تصویب قوانینی علیه هولیگانیسم، توانست طی دودهه به طور چشمگیری از میزان جرم و اغتشاش در ورزشگاهها بکاهد. حالا تماشاگرانی که در دهه ۱۹۸۰ شرایط نابسامانی را در ورزشگاهها ایجاد کرده بودند تا جایی که رئیس وقت باشگاه چلسی پیشنهاد استفاده از فنسهای متصل به برق را در اطراف زمین داده بود، پس از سالها تلاش و در پی تغییر یافتن طبقه اجتماعی تماشاگران، برای بسیاری از فوتبالدوستان به عنوان نمونه شناخته میشوند. هرچند که هنوز هم هولیگانهای انگلیسی، هرازچندگاهی در جریان مسابقات بین المللی و یا قهرمانی اروپا، در نقاط مختلف حادثه میآفرینند، اما پلیس با شناسایی آنها، امکان ورود به ورزشگاهها را از آنان سلب کرده است.
بیشتر بخوانید:
در ایران اما با ابداع واژهای به نام تماشاگرنما، تا سالها مسئولان فدراسیون و پلیس، از تلاش برای یافتن سازوکاری برای بهبود رفتارهای تماشاگران، شانه خالی کردند. آنها به مانند دیگر عرصهها، هر عمل غیراخلاقی صورت گرفته را به شمار معدودی نسبت دادند و چشمانشان را بر واقعیتی که در ورزشگاههای ایران در جریان بود بستند، واقعیتی که هر روز موجب افزایش خشم و درگیری میان تماشاگران به خصوص میان تیمهای تهرانی و شهرستانی میشد.
شرایط غیراستاندارد ورزشگاههای ایران، وضعیت بلیتفروشی و برخوردهای صورت گرفته با تماشاگران و زیر پا گذاشتن کرامت انسانی آنان که تنها برای تماشای یک مسابقه فوتبال به استادیوم میروند نیز از دلایلی است که بسیاری از کسانی که به ورزشگاه رفتهاند، برای رفتارهای گاه خارج از عرف تماشاگران در ایران ذکر میکنند. هوادارانی که ساعتها پیش از مسابقه و گاه از شب قبل ناچار به ماندن پشت در استادیوم ها هستند، هوادارانی که از راههای بسیار دور خود را به ورزشگاه میرسانند و در صفهای طولانی بلیتفروشی، برای ورود به ورزشگاه انتظار میکشند. این ساعتهای طولانی انتظار وقتی در کنار عدم وجود امکانات کافی در ورزشگاه قرار بگیرد، میتواند روان تماشاچی را بیشتر تحت فشار قرار دهد.
یک تماشاگر فوتبال میگوید: "وضعیت اسفناک سرویسهای بهداشتی، غذاهایی که در استادیوم فروخته میشود، گرما و یا سرمای هوا روی سکوهای سیمانی، گرسنگی و تشنگی، از جمله مواردی است که وقتی به استادیوم میروید با آن مواجهاید. شما نمیتوانید صندلیتان را برای رفتن به سرویس بهداشتی ترک کنید، چون دیگر صاحب جایتان نیستید. همه اینها باعث می شود تا هوادارانی که ساعتهای طولانی در چنین شرایطی به انتظار بازی بودهاند، لحظه به لحظه بیشتر عصبی شوند و میل به درگیری پیدا کنند."
لیدرهای حکومتی
با شکلگیری کانونهای هواداری در یک دهه گذشته در فوتبال ایران، لیدرهای تیمهای مختلف دیگر به صورت سنتی به این جایگاه دست پیدا نمیکنند. برخی از تحلیلگران معتقدند پس از سال ۸۸ و اعتراضات گسترده مردم در جریان جنبش سبز و راهیابی این اعتراضات به فضای استادیومها، نیروهای امنیتی با تشکیل کانونهای هواداری، تلاش کردند تا لیدرهای منتصب به خود را در رأس این کانونها قرار دهند. لیدرهایی که گاه با بسیاری از نهادهای امنیتی همکاری کرده و حتی در زمره مدافعین حرم نیز قرار گرفتند.
این لیدرها از آنجا که بدون آموزش و آگاهی و حتی بدون طی کردن سلسه مراتب سنتی به این جایگاه رسیدند، هرگز از توانایی رهبری جمعیت چنددههزار نفره برخوردار نیستند. دادن امکانات گسترده به لیدرها و عدم نظارت بر رفتار آنها، یکی از مواردی است که گاهی اوقات پیش از شروع یک بازی، به جنگ و درگیریها دامن میزند. در همین مورد اخیر، بازی پرسپولیس و سپاهان، برخی معتقدند گفتههای لیدر پرسپولیس پیش از مسابقه که علیه تماشاگران اصفهانی حرف زده و گفته بود که آنها به ورزشگاه نیایند، باعث بروز تنشهایی پیش از شروع مسابقه شد.
تیمهای حکومتی
نگاهی به اتفاقات سالهای گذشته در استادیومهای مختلف در ایران نشان میدهد که به طور معمول در بازیهای دو تیم پرسپولیس و استقلال که رقیب دیرینه هم محسوب میشوند، کمتر شاهد درگیری هستیم و چندسالی است که بازیهای این دو تیم فارغ از نتیجهای که بدست میآید در آرامش برگزار میشود. اما زمانی که یکی از این دو تیم میزبان و یا میهمان تیمهای شهرستانی است، بروز درگیری میان هواداران کاملا قابل پیشبینی است. اینکه چرا تیمهای شهرستانی و هواداران آنها در مقابل هواداران تیمهای استقلال و پرسپولیس، از رواداری کمتری برخوردارند، مسألهای است که لازم است مورد توجه بیشتر قرار گیرد.
سالهاست که هواداران فوتبال در ایران به دولتی بودن تیمهای استقلال و پرسپولیس معترضند، آنها با این استدلال که این دو تیم متعلق به حکومت هستند، بنابراین همیشه مورد حمایت قرار میگیرند، با حساسیت بیشتری بازیهای تیمشان در مقابل این دو تیم را دنبال میکنند. در چنین شرایطی کوچکترین اشتباه داور میتواند آتش خشم هوادارانی را که تیم خود را در شرایطی نابرابر میبینند، بیشتر شعلهور کند.
ساخته شدن دوگانه تهرانی ـ شهرستانی در دو سه دهه گذشته و تمرکز امکانات و توجهات به سمت تهران، موجب شده است تا مردم سایر شهرهای ایران، دارای ذهنیتی منفی نسبت به تهرانیها باشند و از آنجا که فوتبال آیینه تمامنمای اجتماع است، این روحیه در جریان مسابقاتی با حساسیت بالا، خود را نشان میدهد. تهرانیها علیه شهرستانیها و بالعکس.
در کنار این مسأله میتوان به مواردی چون، عدم وجود آزادی بیان، فشارهای اقتصادی و سیاسی، سقوط فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی و همچنین پررنگ شدن مسائل قومیتی و هویتی در ایران اشاره کرد.
مصطفی اقلیما رئیس انجمن مددکار ایران در گفتگو با اعتمادآنلاین "فقر فرهنگی و مشکلات اقتصادی" را دلیل اصلی این ناهنجاریها دانسته است. اقلیما در ادامه گفته است" "مشکلات مادی باعث شده خشونت در خیابانها، خانوادهها، ورزشگاهها و دیگر نهادهای اجتماعی نمود پیدا کند. وقتی با افزایش قیمتها در کشور مواجه هستیم و حقوق افراد کفاف زندگی آنها را نمیدهد فرد با مشکل روبهرو میشود. وقتی افراد مکانی برای تخلیه هیجان خود مییابند، تلاش میکنند این هیجان را با خشونت و دادوفریاد بیرون بریزند. استادیومهای ورزشی مکان مناسبی برای تخلیه هیجان است. همین موضوع نیز سبب بروز خشونت در ورزشگاهها میشود."
چه میتوان کرد؟
چهاردهه از حیات جمهوری اسلامی گذشته است و در این مدت بسیاری از روحانیون و مسئولان دولت با ادعای "نامناسب بودن جو ورزشگاهها" از ورود زنان به استادیومها جلوگیری کردهاند، اما نهتنها در این مدت چیزی بهتر نشده است بلکه خشونت در ورزشگاهها هر روز بیش از پیش نمود پیدا میکند. حتی در روزهایی که کار به درگیری فیزیکی میان تماشاگران نمیرسد، فحاشیهای شدید و سر دادن شعارهای زشت، یک امر رایج در ورزشگاههای ایران است، شعارهایی که هیچ بازیکن و مربیای را بینصیب نگذاشته و گاهی بسیاری از آنان را با چشمانی گریان و صورتی خونین راهی خانه کرده است. بسیاری از جامعهشناسان و فعالان اجتماعی معتقدند، حضور زنان در ورزشگاهها یکی از راههایی است که میتواند از این خشم لجامگسیخته در ورزشگاههای ایران جلوگیری کند.
"صادق رئیسیکیا" کارشناس مسائل حقوقی ورزش چندی پیش در نشستی در کتابخانه ملی، فضای نامناسب کنونی ورزشگاهها را یکی از نتایج غیبت زنان دانسته و گفته بود:"هر افراطی یک تفریطی را همراه دارد. اگر امروز میگوییم فضای ورزشگاه مناسب نیست، یکی از دلایل آن همین غیبت زنان در چند دهه گذشته است. ما افراط کردیم ولی ادامهدادن این موضوع جز اینکه وقت نخبگان و فعالان اجتماعی را میگیرد، کارکردی ندارد."
راهکار دیگری که مدتهاست بسیاری از خبرنگاران و علاقهمندان به فوتبال، آن را پیشنهاد میدهند، شناسنامهدار کردن هواداران است. در بسیاری از ورزشگاههای ایران به دلیل نبود صندلیهای شمارهدار نیروی انتظامی هرگز نمیتواند هواداران خاطی را مجازات کند، حتی در ورزشگاه آزادی نیز با وجود تلاشهایی که برای شمارهدار شدن هواداران و مشخص شدن مکان آنها در ورزشگاه انجام شده است، اما هنوز تا رسیدن به شرایط ایدهآل فاصله زیادی وجود دارد. این یکی از روشهایی است که میتواند هواداران را با توجه به احتمال شناسایی، از بروز دادن رفتارهای ناهنجار برحذر کند.
جریمه باشگاهها و همه عوامل دخیل در ایجاد مسائل تفرقهزا، مانند رفتارهای بازیکنان و مربیان در طول مسابقه که گاه با اعتراضهای بیجا و بیش از حد به عوامل مسابقه و داور، در برهم زدن نظم تماشاگران و افزایش خشم آنان، نقشی کلیدی ایفا میکنند، مورد دیگری است که میتواند مورد توجه مراجع ذیربط قرار گیرد.
همچنین تدوین و آموزش فرهنگ عمومی حضور در ورزشگاهها و ضمانت قضایی برای جریمه و مجازات افراد خاطی، از راهکارهای دیگری است که در سایر نقاط دنیا نیز مورد آزمایش قرار گرفته و نتایج خوبی به همراه داشته است.