|
نگاهی به فیلم 'پرچم های پدران ما'، تازه ترین ساخته ایستوود | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کلينت ايستوود در دهه های شصت و هفتاد میلادی به عنوان بازيگر درعرصه سينما به شهرت رسيد، بعدتر با فيلم اسکاری "نابخشوده"- وسترنی که بيش از ارزش هايش ستايش شد- به عنوان کارگردان شهرت بسزايی برای خود دست و پا کرد و امروز هم که فيلم آخرش، "پرچم های پدران ما" يکی از اميدهای جايزه اسکار امسال شده است. پرچم های پدران ما بازگشتی است به جنگ جهانی دوم؛ حمله نيروهای آمريکايی به جزيره ايوو جيما و تصرف اين جزيره که کشته و مجروح های زيادی برجا گذاشت. فيلم حکايت چند سرباز را بازگو می کند که در ميان آتش و خون، پرچم آمريکا را بر فراز اين جزيره به اهتزاز درمی آورند. اما فيلم از ميانه اش از جنگ فارغ می شود و به جهان پس از جنگ می پردازد: روايت احوال چند جوانی که به قهرمان جنگ تبديل شده اند ولی خود می دانند که نشانی از قهرمانی در آنها نيست. رويکرد تازه کلينت ايستوود به سينمای جنگ، وفاداری غريبی است به سنت ها و قواعد ژانر و تأسی کاملی است از نمونه های موفق در اين سال ها؛ از فيلم ستايش شده اسپيلبرگ، نجات سرباز رايان، که الهام بخش اصلی فيلم ايستوود است، حتی در صحنه پردازی و قاب بندی (که البته فيلم حضور اسپيلبرگ را هم به عنوان تهيه کننده با خود يدک می کشد) تا کوشش برای دست يازيدن به شاعرانگی فيلم ترنس ماليک، خط قرمز باريک و البته ستايش و ادای دين مطلق به مادر معنوی هر دو فيلم ، شاهکار ساموئل فولر: آن يک سرخ بزرگ. ايستوود، قصه مشهور و بارها گفته شده ايووجيما در جنگ جهانی دوم (معروف ترينش شن های ايووجيما ساخته آلن دوان با بازی جان وين) را دستمايه اصلی فيلمش قرار می دهد اما به طرزی هوشمندانه - که نتيجه اش رقم خوردن مهم ترين حسن فيلم است- از واقعه اصلی، به تاثير آن بر جهان پس از واقعه می رسد و در واقع فيلم نقبی می شود به مقوله قهرمان و قهرمان پروری.
ايستوود که خود کارش را در سينما با بازی در نقش دو قهرمان معروف تاريخ سينما تثبيت کرد- يکی شخصيت سرد و بی اعتنايی که محور اصلی فيلم های سرجيو لئونه در وسترن های اسپاگتی اش بود و ديگری "هری کالاهان "خشن با شخصيت کماکان سرد و متکی به نفس اش - اين بار عليه قهرمان پروری می شورد. فيلم عليرغم نقص ها- از گسستگی ابتدای فيلم، تا تکراری و کشدار شدن اواخرش و مهمتر دين بيش از حدش به فيلم های مشابه پيش از خود( تا آنجا که حتی پوستر فيلم نجات سرباز رايان را به خاطر می آورد) – با تلاش برای رسيدن به انگيزه ها، دغدغه ها و مشکلات قهرمان هايش و پرده برداری از سيستمی که به قهرمان و قهرمان سازی احتياج دارد، با جهان پيچيده تری درگير می شود که مهم ترين دغدغه اش قهرمان پروری آمريکايی است. بستر فيلم بر اين اساس شکل می گيرد که پيروزی و فتح ظاهری به چه قيمتی به دست می آيد. فيلم در يک سکانس طولانی خوش ساخت که به بهترين نمونه ها پهلو می زند، بهای خونين اين پيروزی را رو در روی تماشاگرش قرار می دهد. صحنه ها به طرز غريبی خشن و بی پرده هستند. پيش تر با نماهای حساب شده ای از زاويه مسلسل های مخفی شده ای که سربازان بی پناه را هدف قرار خواهند داد، تماشاگر برای صحنه هايی پر از خشونت جنگ آماده می شود. جلوه های ويژه صوتی و تصويری که در نهايت دقت و هوشمندانه استفاده شده اند، به کار فيلم می آيند. آخرالزمان برپا می شود. شخصيت هايی که ديده بوديم و کم و بيش می شناختيم جلوی چشم مان تکه پاره می شوند. تاثير صحنه ها بر ما باقی می مانند، همان طور که قهرمانان پوشالی فيلم تا انتها با آن صحنه ها درگيرند. آنها قهرمان جنگی هستند اما از جنگ متنفر. حمل اين تناقض درونی در شخصيت ها مهم ترين مساله فيلم است. فيلم البته شعار هم می دهد: شخصيت جذاب قهرمان سرخپوست با صحنه های شعاری ای چون درگيری با پليس و جمله سطحی افسر پليس آسيب می بيند، همان طور که دشنام فرمانده نظامی به او با کلمه سرخ پوست می آميزد و ظاهراً قرار است وجهی ضد نژادپرستانه هم به فيلم بدهد- که اصلاً در فيلم نمی گنجد و به وجه شعاری فيلم می افزايد.
همين طور جمله های راوی، بخصوص در بخش پايانی که سعی دارد تمام مفاهيم فيلم درباره قهرمان و قهرمان پروری را در چند جمله خلاصه کند و آشکارا از جامعه نيازمند قهرمان حرف می زند، در حالی که تمام فيلم برهمين محور بنا شده و نيازی به تاکيد چنين شعاری نيست. گاه اما حرف های شعاری هم در جای درست خود به کار گرفته شده اند و تاثيرگذارند. برای مثال يکی از قهرمان ها در يک سخنرانی- که موقعيت مناسبی است برای بيان حرف های شعاری، بی آنکه توی ذوق بزند- تاکيد می کند که آنها قهرمان نيستند و فقط اين فرصت را داشتند که بگريزند و قهرمانان واقعی آنجا مردند. تماشاگر می تواند اين حرف را به رغم شعاری بودن بپذيرد و با آن همراه شود، چرا که اساساً در موقعيت مناسبی به کارگرفته شده و در راستای مفهوم کلی ضد جنگ فيلم- در ميانه مراسمی که در پاسداشت جنگ برپا شده- کارکرد مثبتی هم می يابد. شناسنامه فيلم: پرچم های پدران ما کارگردان:کلينت ايستوود |
مطالب مرتبط کازابلانکا، فیلم محبوب نمایندگان مجلس بریتانیا 29 دسامبر، 2006 | فرهنگ و هنر معرفی پنج چهره 'شاخص' هنر آمریکا04 دسامبر، 2006 | فرهنگ و هنر نگاهی به فیلم"مرگ یک رئیس جمهور" 20 اکتبر، 2006 | فرهنگ و هنر مروری بر فیلم ملکه 21 سپتامبر، 2006 | فرهنگ و هنر نگاهی به فيلم 'سوتسی' برنده اسکار بهترين فيلم غير انگليسی زبان 25 آوريل، 2006 | فرهنگ و هنر سالگرد بمباران سنگين توکيو10 مارس، 2005 | صفحه نخست مراسم يادبود سالگرد تسليم ژاپن 15 اوت، 2005 | صفحه نخست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||