|
سينمای جهان در سالی که گذشت | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سال2004، سال بسيار متنوع و راضی کننده ای برای سليقه های گوناگون سينمايی بود. سالی که بيشتر تماشاگران سينما، از طرفداران پروپاقرص فيلم های عظيم و پرخرج حماسی و تاريخی گرفته تا محصولات حادثه ای و پر زدوخورد هاليوودی، از عاشقان فيلم های مستقل هنری اروپا و آمريکا و سينمای مستند تا علاقه مندان سينمای پر رمز و راز شرق دور( چين، هنگ کنگ و کره)، راضی از سالن های سينما بيرون رفتند. سالی که ژان لوک گودار، کن لوچ، پدرو آلمادووار، برناردو برتولوچی، وودی آلن، تئو آنگلوپولوس، مارکو بلوکيو، مايکل مان، عثمان ثمبن، وونگ کار وای، ژانگ ييمو، ايشتوان ژابو، استيون اسپيلبرگ، اليور استون، مارتين اسکورسيزی، عباس کيارستمی و بسياری ديگر فيلم هايشان را ساختند، اگرچه تعدادی از آنها هنوز امکان نمايش در سينماها را به دست نياورند. سالی که اتحاديه فيلم اروپا جايزه يک عمر فعاليت سينمايی را به کارلوس سائورا فيلمساز برجسته اسپانيايی بخشيد و وونگ کار وای فيلمساز نوگرای چينی و سازنده فيلم غير متعارف 2046 همانند عباس کيارستمی با عينک دودی برای دريافت جايزه بهترين فيلم خارجی سال در بارسلونا از پله ها بالا رفت. همينطور سالی بود که تئو ون گوگ فيلمساز جنجالی هلندی و سازنده فيلم کوتاه ضد اسلامی تسليم به خاطر توهين به اسلام توسط يک جوان مراکشی مسلمان متعصب کشته شد.
سالی که مايکل مور، مستند ساز آمريکايی با بيان طنزآميزش در فارنهايت11/9، جورج دبليو بوش را به تقلب در انتخابات سال 2000 و داشتن رابطه نفتی با خاندان آل سعود و بن لادن متهم کرد و نخل طلای سال 2004 جشنواره کن را بدست آورد. او پس از ژاک کوستو که در 1956 به خاطر فيلم مستند جهان خاموش، برنده نخل طلای کن شد، دومين فيلمسازی بود که به خاطر يک فيلم مستند برنده اين جايزه مهم سينمايی می شد. سالی که برد پيت لباس رزم پوشيد و شخصيت آشيل را در تروا(وولفگانگ پترسن) برای ما به نمايش گذاشت وکولين فارل در قالب اسکندر( اليور استون) فرو رفت و خشم ايرانيان را برانگيخت. مل گيبسون داستان بارها گفته شده مسيح مصلوب را بار ديگر به تصوير کشيد و روايتی خشن تر، دلخراش تر و تراژيک تر از به صليب کشيده شدن مسيح ارائه داد و به ضد يهود بودن، ساديستی بودن و تحريف واقعيت تاريخی متهم شد.
استيون اسپيلبرگ، در ترمينال، با الهام از زندگی مهران کريمی، ايرانی مهاجری که 16 سال بدون داشتن گذرنامه و مدارک هويت در فرودگاه شارل دوگل فرانسه زندگی کرد، شخصيت خيالی ويکتور ناوورسکی ( با بازی تحسين برانگيز تام هنکس)، مسافری از کشور تخيلی کروکوژيا را خلق کرد که بوروکراسی پيچيده و غير انسانی دنيای مدرن امروز را به مسخره گرفت و موقعيتی را به نمايش گذاشت که در آن انسان بی گناهی قربانی نظام بوروکراتيک و امنيتی آمريکا می شود. احيای ژانر حماسی
روی آوردن فيلمسازان به سينمای حماسی و تاريخی، تمهيد موفقی بود که در رقابت با گسترش چشمگير تکنولوژی سينمای خانگی صورت گرفت. سينمايی که به مدد تکنولوژی ديجيتال اکنون می تواند بيش از دويست هزار سياهی لشکر را برای فيلم ارباب حلقه ها ( پيتر جکسون) تدارک ببيند تا تماشاگران سينما بتوانند شاهد بزرگترين صحنه نبردی باشند که در سينما ديده شد، در حاليکه استنلی کوبريک برای يکی از بزرگترين آثار حماسی تاريخ سينما يعنی اسپارتاکوس، توانسته بود حداکثر 8500 سياهی لشکر فراهم کند. تروا با بودجه 200 ميليون دلاری خود، با نمايش هزار کشتی که هر کدام بيش از صد هزار سرباز را حمل می کرد، حماسه سينمايی عظيم ديگری بود که آن را با فروش بيش از 418 ميليون دلار در رده هفتم پرفروش ترين فيلم جهان در سال 2004 نشاند. اسکندر ساخته اليور استون آخرين فيلم از اين مجموعه بود که در آخرين روزهای سال 2004 به روی پرده رفت. سال شکوفايی فيلم مستند پس از موفقيت هنری و تجاری بولينگ برای کلمباين ساخته جسورانه مايکل مور، سينمای مستند از وضعيت انفعالی، محدود و جشنواره ای خود بيرون آمد و توجه بسياری از تهيه کنندگان، پخش کنندگان و صاحبان سينماهای زنجيره ای را برانگيخت.
اگرچه کمپانی والت ديزنی( کمپانی مادر)، لحن ضد بوش آن را نپسنديد و مانع از پخش عمومی آن در آمريکا شد و آکادمی اسکار نيز به آن بی اعتنايی نشان داد و جايزه بهترين فيلم مستند را به مه جنگ ساخته ارول موريس اهدا کرد. فيلمی افشاگرانه در باره رابرت مک نامارا، وزير دفاع سابق آمريکا که نقش مهمی در جنگ ويتنام و همينطور بمباران شهر توکيو در جنگ جهانی دوم داشت که منجر به کشته شدن بيش از صد هزار غير نظامی شد. موريس، فيلم را بر اساس 20 ساعت مصاحبه خود با مک نامارا تدوين کرد. پس از اين موفقيت ها بود که فيلم های مستند ديگری چون؛ دستگيری خانواده فريدمن( اندرو جرکی)، من چاق هستم (مورگان اسپرلاک)، باسک بال( خوليو مودم)، جنگ عراق، تصاويری که منعکس نشد( رابرت گرين والد)، اتوبوس 174( خوزه پاديلها) و سواری بر روی غول ها( استيسی پرالتا)، يکی پس از ديگری در سينماهای شهرهای بزرگ دنيا اکران شدند. دستگيری خانواده فريدمن، مستند روانکاوانه قدرتمند و گيرايی بود که جايزه بزرگ هيئت داوران در جشنواره ساندنس را دريافت کرد. خانواده فريدمن، يک خانواده يهودی آمريکايی از طبقه متوسط است که پدر و يکی از فرزندان خانواده به اتهام سوءاستفاده جنسی از کودکان دستگير و محاکمه می شوند. فيلمساز با استفاده خلاقانه از ترکيب فيلمهای ويدئويی خانوادگی که به وسيله اعضای خانواده، قبل و بعد از بحران گرفته شد و مصاحبه با اعضای خانواده، پليس، وکلای متهمان و برخی از قربانيان پرونده، بيننده را به قضاوت در باره خانواده فريدمن وامی دارد. سينمای جهان در ميان سينماگران غير آمريکايی و غير اروپايی، سينما گران چينی و آمريکای لاتينی موفق تر از بقيه بودند.
والتر سالز با خاطرات موتورسيکلت، از چهره چه گوارا، انقلابی نامدار قرن بيستم اسطوره زدايی کرد و نقاط ضعف و قوت شخصيت او را به تصوير کشيد. آلخاندرو گونزالس، سبک مابعد تارانتينويی خود را پس از امورس پروس (عشق سگی) در 21 گرمپی گرفت و همانند فيلم قبلی اش سه داستان موازی را که بر اثر يک تصادف اتومبيل به هم گره می خورند، روايت کرد. فيلمی که تماما با دوربين روی دست فيلمبرداری شد و بازی های حيرت انگيزی از بنی سيو دل تورو، شون پن و نائومی واتز به نمايش گذاشت. ژانگ ييمو، نيز فيلم قهرمان را با بودجه 31 ميليون دلاری و با شرکت استادان هنرهای رزمی چين يعنی جت لی و دانی ين به سبک راشومون کوروساوا در چين قرن سوم قبل از ميلاد ساخت و به پرفروش ترين فيلم تاريخ سينمای چين پس از تايتانيک تبديل شد. فيلمی که طراحی صحنه های جنگ و شمشير بازی آن از نظر طراحی رقص و حرکات موزون تماشاگران را به اعجاب واداشت. سينمای ايران سينمای ايران برخلاف سالهای گذشته فيلم چشمگيری به دنيا عرضه نکرد. خواب تلخ ساخته محسن امير يوسفی ، لاک پشت ها هم پرواز می کنند ساخته بهمن قبادی و شهر زيبا ساخته اصغر فرهادی تنها فيلم های ايرانی بودند که جوايزی را در جشنواره های بين المللی به خود اختصاص دادند.
بهمن قبادی نيز سوار بر لاک پشتهايش بسياری از جشنواره های جهانی را پيمود و به جايزه بزرگ جشنواره سن سباستين اسپانيا دست يافت. لاک پشت ها هم پرواز می کنند به عنوان نماينده سينمای ايران برای نامزد شدن در بخش بهترين فيلم زبان غير انگليسی به رقابت خواهد پرداخت. پنج عصر ساخته سميرا مخملباف، سکوت بين دو فکر ساخته بابک پيامی و ايستگاه متروک ساخته عليرضا رئيسيان نيز در سينماهای لندن و بسياری از شهرهای ديگر جهان به نمايش درآمدند و نقد های مثبت و منفی زيادی در باره آنها در مطبوعات بريتانيا به چاپ رسيد. سينمای بريتانيا سال 2004، سال نسبتا موفقی برای سينمای بريتانيا بود. اين سينما با ارائه چند فيلم مهم و قابل توجه مثل يک بوسه عاشقانه،ورا دريک و ياسمين، نشان داد که قابليت طرح و اجرای ايده های بکر و عميق را دارد.
سبک رئاليستی فيلم و بازی پر قدرت بازيگران آن از جمله بازی درخشان ايملدا استانتون در نقش ورا دريک که جايزه بهترين بازيگر زن را از سوی اتحاديه فيلم اروپا بدست آورد، آن را به يکی از بهترين فيلم های سالهای اخير بريتانيا تبديل کرده است. کن لوچ نيز آخرين قسمت سه گانه اش را در باره شهر گلاسکو، با عنوان يک بوسه عاشقانه درباره نژادپرستی، ازدواج های تحميلی، تعصب های مذهبی و بحران هويت در ميان اقليت های مهاجر آسيايی و مسلمان بريتانيا ساخت. درامی عاشقانه که بر بستری سياسی و اجتماعی جريان داشت و تنش های قومی، نژادی و مذهبی جامعه امروز بريتانيا را به خوبی منعکس می کرد. فيلمی که در جشنواره های برلين، کن و ادينبورگ ستايش شد اما در نمايش عمومی توجهی برنيانگيخت. فيلمهای " ياسمين" ساخته کنی گلنان، و کيک لايه ای ساخته ميتو ون و خانم های بنفش پوش ساخته چارلز دنس از ديگر فيلم های مهم بريتانيايی سال گذشته بود. فيلم گانگستری کيک لايه ای (Layer Cake) نخستين فيلم کارگردان آن بود که دنيای زير زمينی تبهکاران لندن و مافيای مواد مخدر را در کلاب های شبانه تصوير کرده بود. بازيگران موفق سا ل
نيکول کيدمن باچهره ای تازه در فيلم روانکاوانه تولد ظاهر شد و بازی درخشانی را به نمايش گذاشت. همينطور آنت بنينگ که در فيلم جوليا بودن ساخته ايشتوان ژابو بر اساس رمان سامرست موام، در نقش جوليا لمبرت، بازيگر تئاتر لندن در دهه سی، بت ديويس( همه چيز در باره ايو) را الگوی خود قرار داد و بازی ستايش بر انگيزی ارائه کرد. از ميان مردان، نيز بيل موری با بازی درخشان خود در فيلم گمشده در ترجمه ساخته سوفيا کاپولا، موفقيت ديگری را در کارنامه هنری خود ثبت کرد و گائل گارسيا برنال، بازيگر جوان مکزيکی در نقش جوانی های چه گوارا در خاطرات موتور سيکلت، ظرافت های هنر بازيگری خود را بروز داد. وی در فيلم آموزش بد ساخته نه چندان خوب پدروآلمادوار نيز در نقشی پيچيده و دشوار ظاهر شد.
همينطور بايد از بازی عالی و شگفت انگيز تام هنکس در فيلمهای ترمينال و قاتلان پيرزن ساخته برادران کوئن و بازی استادانه آل پاچينو در نقش شای لاک، نزولخور يهودی در فيلم زيبای تاجر ونيزی ساخته مايکل رادفورد بر اساس نمايشنامه شکسپير، ياد کرد. پرفروش ترين فيلمها کمپانی دريم ورکز با توليد قسمت دوم شرک، برادران وارنر با توليد هری پاتر و زندانی آزکابان، و کمپانی سونی با ساختن اسپايدرمن 2 به سود هنگفتی در سال 2004 دست يافتند.
شرک 2 با فروش بيش از 800 ميليون دلار دومين فيلم پرفروش سال 2004 و دهمين فيلم پرفروش تاريخ سينما شد. به همين ترتيب هری پاتر با بيش از 776 ميليون دلار و اسپايدرمن 2 با فروش بيش از 772 ميليون دلار در رتبه های سوم و چهارم جدول قرار گرفتند. فيلمهای رنجهای مسيح، پس فردا، تروا، من روبات، ون هلسينگ و برتری بورن به ترتيب رديف های پنجم تا دهم جدول پرفروش ترين فيلم های سال 2004 را اشغال کردند. درگذشتگان سال سال 2004، سالی بود که سينما يکی از بزرگترين غول های بازيگری خود را از دست داد. مارلون براندو که مارتين اسکورسيزی و فرانسيس فورد کاپولا او را خدای بازيگری خوانده اند، در جولای 2004 در سن هشتاد سالگی درگذشت.
بازی براندو در نقش های استنلی کووالسکی( اتوبوسی به نام هوس)، زاپاتا(زنده باد زاپاتا)، دون کارلئونه( پدرخوانده) و کلنل کرتز(اينک آخرالزمان)، هرگز از ياد تماشاگران سينما نخواهد رفت. جانت لی بازيگر فيلم روح( بيمار روانی) آلفرد هيچکاک، اينگريد تولين بازيگر نامدار سوئدی و ايفاگر نقشهای پيچيده زنان دردمند و زجر ديده آثار اينگمار برگمن، پيتر يوستينف (اسپارتاکوس)، کريستوفر ريو( سوپرمن)، هوارد کيل( بازيگر)، فی رای(بازيگر)، جری گلد اسميت ( آهنگساز فيلم های پاپيون، محله چينی ها، و محرمانه لس آنجلس)، المر برنستين ( آهنگساز فيلم)، ژان دانيل پولت( از فيلمسازان موج نو فرانسه و هم دوره گودار و تروفو که 15 سال آخر عمرش را به خاطر تصادف با قطار روی صندلی چرخدار زندگی کرد و در همان حال از فيلمسازی دست نکشيد)، دانيل پتری( کارگردان آمريکايی و سازنده فيلم هايی چون جنگل تمشک، جاسوسی با بينی سرد و پسر خليج)، دان اشلون( طراح صحنه فيلم های پل رودخانه کوای ، بانی ليک گمشده و وينستون جوان)، راس مير( کارگردان بکش، تند تر بکش، گربه ملوس و ماورای دره عروسک ها)، فرانک توماس( از انيماتورهای استوديوی والت ديزنی و کسی که در توليد برخی محصولات معروف والت ديزنی مثل سفيد برفی و هفت کوتوله، بامبی، پيتر پن و کتاب جنگل شرکت داشت) و لسلی شپرد( فيلمساز و نويسنده انگليسی که در بنيانگذاری "ديتا فيلم پروداکشن لندن" نقش مهمی داشت و مشاور توليد بسياری از برنامه های مستند بی بی سی وتلويزيون های مستقل بريتانيا بود) از جمله چهرهای سينمايی مشهوری بودند که در سال گذشته چشم از جهان فرو بستند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||