|
جشنواره فيلم لندن؛ لاک پشت ها چگونه پرواز می کنند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نمايش آخرين ساخته بهمن قبادی در چهل و هشتمين جشنواره فيلم لندن در کنار سه فيلم ديگر ايرانی، بهانه ای است برای پرداختن به برخی زوايای اين فيلم. لاک پشت ها هم پرواز می کنند، پس از زمانی برای مستی اسب ها و آوازهای سرزمين مادری ام، سومين فيلم بلند داستانی بهمن قبادی در باره کردستان و قوم کرد است. ارزشهای قوم شناختی آثار قبادی وی تنها فيلمساز ايرانی است که به طور مشخص تمام فيلم های کوتاه و بلند، داستانی و مستند خود را در منطقه کردستان و در باره کردها ساخته است. وی حتی به عنوان دستيار و بازيگر نيز در فيلم های عباس کيارستمی (باد ما را خواهد برد) و سميرا مخملباف (تخته سياه) که در کردستان ساخته شده اند همکاری داشته است. فيلم های قبادی جدا از نقاط ضعف و قوت آنها، اينک به يکی از مهم ترين منابع و سند های تصويری در باره کردستان و مسائل آن تبديل شده است و جنبه های قوم شناختی( اتنوگرافيک) نيرومندی در آن است که می تواند مورد استفاده پژوهشگران و قوم شناسان قرار گيرد. کرد بودن قبادی و آشنائی و رابطه نزديک و تنگاتنگ او با جغرافيا، فرهنگ، زبان، آداب و رسوم و خلق و خوی مردم کرد، ويژگی منحصر به فردی به فيلم های او بخشيده است و عامل اصلی اعتبار و باورپذيری فيلم های او نزد مخاطب است. مستندگرايی از سوی ديگر وجود برخی مولفه های اصلی و آشنای « سينمای نوين ايران» مثل « مستندگرائی»، « حضور نابازيگران» و « نامتعارف/ اگزوتيک بودن»، موفقيت آن را در جشنواره های جهانی نيز تضمين نموده است. فيلم تازه قبادی، با اينکه به لحاظ به کارگيری عناصر يادشده ، بيانگر گرايش غالب در سينمای هنری امروز ايران است، اما دارای ويژگی هائی است که آن را از بقيه متمايز می سازد. مهمترين اين ويژگی ها، داستان پردازی به شيوه کلاسيک، توجه به ساختار دراماتيک و کيفيت حسی نيرومند آن است که درک آن را برای تماشاگر عادی سينما آسان ساخته و قدرت تاثير گذاری آن را افزايش داده است. ماهواره داستان فيلم در يک دهکده مرزی در کردستان عراق در آستانه حمله آمريکا به اين کشور می گذرد. پسر نوجوانی به نام « کاک ماهواره»، رهبری دسته ای از کودکان را به عهده دارد که کارشان جمع آوری مين از مزارعی است که روزگاری در زمان جنگ، ميدان مين بوده است. او در عين حال با استفاده از دانش نيم بند تکنولوژيکی ای که دارد، می تواند برای اهالی ده ماهواره نصب کند و به همين دليل مردم او را « ماهواره» می نامند. کاک ماهواره پرحرف و دروغگو ست، در تمام لحظه ها او را در حال وراجی و امر و نهی کردن می بينيم. در صحنه ای از فيلم او به دروغ، سخنرانی جرج بوش را که از شبکه ای ماهواره ای پخش می شود برای اهالی ده ترجمه می کند. در نقطه مقابل او، نوجوان ديگری قرار دارد که جفت دستهايش را در جنگ از دست داده است. او برخلاف « ماهواره»، شخصيتی خاموش و درون گرا است که قدرت پيشگوئی نيز دارد و بسياری از حوادث آينده، پيش از وقوع در ذهن او نفش می بندد. خواهر او نيز که دخترکی کم سن و سال است، همانند او کم حرف و تودار است، اگرچه در درون او غوغا و کشمکشی سخت بر سر بودن يا نبودن، جريان دارد. او مادر طفل ناخواسته ای است که ثمره تجاوز يک سرباز بعثی است و در طول فيلم بارها سعی می کند خود و فرزند ش را به طريقی نابود سازد. نکته قابل توجه فيلم های قبادی اين است که خانواده در فيلم های او مفهوم و شکل متعارف فيلم های ملودرام را ندارد. يعنی آنچه که از خانواده به معنی کانونی گرم و متشکل از زن و مرد يا پدر، مادر و فرزند( يا فرزندان) به ذهن تبادر می کند، تقريبا در فيلم های قبادی جائی ندارد، چرا که او در باره جامعه و شرايطی فيلم می سازد که به واسطه جنگ، خشونت و فقردچار نابسامانی و ناهنجاری اجتماعی شده است. کودکان قبادی کودکان فيلم های او غالبا کسانی اند که پدر و مادر خود را در سنين پايين از دست داده اند و ناگزيرند در شرايطی سخت و غير انسانی برای بقا تلاش کنند. در زمانی برای مستی اسب ها، نوجوان فيلم، وظيفه مراقبت و سرپرستی از برادر عقب افتاده و خواهرانش را به عهده دارد. در لاک پشت ها هم پرواز می کنند، خانواده عبارت است ازيک خواهر و برادر و طفلی حرامزاده که به تدريج همين جمع کوچک نيز از هم می پاشد و در پايان فيلم تنها نوجوان بی دست باقی می ماند. کودکان فيلم های قبادی از کودک بودن و زيستن در دنيای کودکانه محرومند. آنها بايد همچون کودکان فيلم زمانی برای مستی اسب ها، برای تامين معاش با قاچاقچيان کالا همراه شوند ويا همانند کودکان فيلم لاک پشت ها هم پرواز می کنند جانشان را در دست گرفته و از مزارع ، مين درو کنند. آنها حتی فرصت ياد گيری علوم و رياضيات را نيز ندارند، چرا که به گفته « کاک ماهواره»، اکنون زمان جنگ فرا رسيده و بچه ها بايد برای دفاع اسلحه دست گيرند و بجنگند. مشکل دو گانگی ريتم يکی از مهمترين ضعف های فيلم، دو پاره بودن و دوگانگی ريتم آن است. در پاره اول فيلم، به خاطر استفاده خلاقانه قبادی از حضور ماهواره به مثابه پديده ای مدرن در دل جهان سنتی، موقعيتی طنزآميز و تا حدی کمدی پديد آمده است. مردم تشنه شنيدن اخبار واقعی جنگی اند که به زودی شروع خواهد شد. آنها بی اعتماد به رسانه های رسمی دولتی، برای شنيدن حقيقت به رسانه های خارجی متوسل شده اند. نحوه ارائه تصاوير ماهواره ای و برخورد اعتقادی روستائيان کرد با شکل و محتوای اين برنامه ها، اين موقعيت کميک را تشديد کرده است. در صحنه ای از فيلم، صاحب ماهواره، عاجزانه از« کاک ماهواره» می خواهد که کانال های حرام را مسدود کند تا قابل دريافت نباشد که اشاره ای صريح به موقعيت رسانه های مدرن در ايران امروز است. به علاوه، ظاهر شدن جرج بوش بر صفحه تلويزيون و شنيدن حرف های ساده انگارانه و وعده های توخالی او در باره نجات عراق و آينده آن، بر شدت اين طنز افزوده است. اما در پاره دوم، فيلم، لحنی بسيار تلخ و تراژيک پيدا می کند. تلاش های مکرر و مايوسانه دختر نوجوان برای خودکشی و نيز برای از بين بردن کودک بی گناه خود، رفتن « ماهواره » روی مين و زخمی شدن او و سرانجام مرگ دردناک دخترک و بچه اش، نقاط اوج اين تراژدی-کمدی است. به علاوه ، ريتم تند و پرضرب نيمه اول، ناگهان در نيمه دوم سقوط کرده و دچار نوسان می شود. بازی خوب نابازيگران وجود پسرک بی دست با قدرت پيشگوئی اش، و شيوه استفاده قبادی از پيشگوئی های او از امتيازات فيلم است. قبادی همچنين توانائی بسياری در بازی گرفتن از کودکان و افراد عادی (نابازيگران) دارد. کودکان فيلم لاک پشت ها هم پرواز می کنند بازی های چشمگير و به ياد ماندنی از خود نشان داده اند. تصوير کودکان بی دست و پائی که سبد های پر از مين را بر پشت خود حمل می کنند، تکان دهنده تر از آن است که بتوان به آسانی از ياد برد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||