|
جشنواره فيلم لندن؛ کاترينا به شهر می رود | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روز جمعه 22 اکتبر، در سومين روز چهل و هشتمين جشنواره فيلم لندن 25 فيلم به نمايش در آمد. فيلم سگهای ولگرد ساخته مرضيه مشکينی نخستين فيلم ايرانی بود که امسال در جشنواره به نمايش در آمد. قرار است اين فيلم در روزهای آينده در دو نوبت ديگر به نمايش در آيد. در بخش سينمای اروپا فيلم کاترينا به شهر می رود ساخته پائولو ويرتسی محصول ايتاليا به نمايش در آمد. اين فيلم در نمايش عمومی اش در ايتاليا با استقبال خوبی روبرو شد. کاترينا به رم می رود داستان فيلم کاترينا به شهر می رود ماجرای خانواده ای از طبقه متوسط جامعه در شهر کوچکی در ايتالياست که تصميم می گيرند به رم مهاجرت کنند. پدر خانواده که معلم است عقيده دارد که در شهرهای کوچک فضائی برای رشد اجتماعی و فرهنگی وجود ندارد و بهتر است کاترينا، دختر نوجوانشان در شهری مانند رم تحصيل کند.
فضای سياست زده مدرسه و جو پر زرق و برق رم، کاترينا را در اين شهر بزرگ سردر گم می کند. پدر کاترينا نيز هم پس از سرخوردگی از طبقه برتر و ممتاز جامعه و پی بردن به رابطه همسرش با مرد ديگری خانواده اش را ترک می کند. در نگاه اول طرح کلی فيلم کاترينا به شهر می رود موضوعی تکراری به نظر می آيد. مهاجرت خانواده ای از شهر کوچک به يک شهر بزرگ، سردر گمی در شلوغی و زرق و برق شهر، تغيير در رفتار شخصيتها پس از مهاجرت، پاشيده شدن خانواده و فرو ريختن معيارهای خلاقی و نهايتا پشيمانی از مهاجرت. تمام اينها بخشی عمده ای از اجزای سازنده چنين داستانهايی را تشکيل می دهند. داستان کاترينا به شهر می رود نيز از اين قاعده مستثنا نيست. محور اصلی داستان بر روی شخصيت کاترينا، دختر سيزده ساله ای می گردد که ناچار است تمام مختصات زندگی در شهر بزرگ را به عنوان يک نوجوان خيلی سريع فرا گيرد. او نه از سياست چيزی می داند و نه از مد، نه از خوشگذرانی چيزی می داند و نه از دنيای عشق های کوچک کودکانه. اما در رم او بايد اين چيزها را به سرعت بياموزد و گرنه همچنان مورد تمسخر هم کلاسيهای هايش باقی می ماند.
جيانلوکا، پدر کاترينا که از دوست بودن فرزندش با فرزندان کسانی مانند يک وزير، يک نويسنده صاحب نام و يک روزنامه نويس مشهور، سرخوش و مغرور است، می خواهد از طريق آنها روياهای دست نيافتنی اش را به واقعيت نزديک کند. اما خيلی زود در می يابد نه تنها مقدور نيست آرزوهايش را تحقق بخشد بلکه هيچ جائی هم در ميان اين طبقه زبده ندارد. جيانلوکا و دخترش هر دو از شخصيتهای جذاب فيلم هستند. هر دو به فراخور حالشان در پی تغيير زندگی شان هستند. جيانلوکا در جامعه جايگاهی نمی يابد و حتی وضيعت شغلی اش به حالت تعليق در می آيد. اما کاترينا بنا بر ويژگيهای سنی اش در وهله اول در جامعه حل می شود. اما او هم بخاطر تفاوت فاحش طبقاتی با هم کلاسی هايش از جامعه آنها پس زده می شود. جيانلوکا خود و دخترش را قربانی اين تفاووت طبقاتی جامعه می داند.
اما در خانواده سه نفره کاترينا، اين مادرش است که بيش از بقيه از آمدن به شهر بزرگ تاثير می گيرد، او همسرش را بيشتر می شناسد و حتی راهی برايش باز می شود که بتواند نوع ديگری از زندگی را تجربه کند. کاترينا به شهر می رود برشی چند ماهه از زندگی دختری است که رشد شخصيتی او را در طول فيلم شاهديم. زندگی او در طول اين چند ماه زندگی در رم بسيار بالا و پائين می رود و نهايتا آنچه را که دوست خودش انتخاب می کند. بازی درخشان سرجو کاستليتو در نقش جيانلوکا از نکات دلپذير فيلم است. ديگر بازگران فيلم نيز بازی قابل توجهی از خود ارايه کردند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||