|
خلاصه داستان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در اينجا خلاصه ای از دو رمان معروف " فريدون سه پسر داشت " و " سمفونی مردگان " به دست می دهيم تا خوانندگانی که اين رمان ها را نخوانده اند بتوانند با موضوع داستان آشنايی بيابند و آنان که خوانده اند و احتمالا بر اثر مرور زمان از خاطر برده اند دوباره به خاطر آورند. سمفونی مردگان سمفونی مردگان، فضای تاريخی دهه های بيست و سی را به تصوير می کشد.
جابر اورخانی، تاجر خشکبار در اردبيل، سه پسر؛ يوسف، آيدين و اورهان، و يک دختر – آيدا، دارد. تربيت فرزندان در خانواده ای سنتی شکل می گيرد. پدر زندگی را در پول خلاصه می کند. مادر همواره در کنج آشپزخانه است و به تر و خشک کردن بچه ها اشتغال دارد. يوسف در جنگ جهانی دوم، زمانی که روسها شمال، و انگليسی ها جنوب کشور را اشغال می کنند، در عوالم ده يازده سالگی، ادای چتربازان روسی را در می آورد و با چتر معمولی از بلندی می پرد و برای هميشه زمينگير می شود. اورهان لنگه پدر بار می آيد اما آيدين که اهل شعر و شاعری و نوشتن و خواندن است طرز فکر کاملا متفاوتی دارد که هنوز در جامعه شهرستانی آن سالها معمول نيست. طرز رفتار خانواده، تخم کينه ای در دل برادران - آيدين و اورهان، می کارد که تا پايان زندگی و پايان داستان ادامه دارد. اورهان و پدر به کمک هم دو بار پياپی کتابها و نوشته های آيدين را به آتش می کشند و او را از خانه می رانند. آيدين در کارخانه چوب بری يک ارمنی پاک دل به نام ميرزايان، به کار می پردازد اما در آنجا نيز راحتش نمی گذارند و با کمک "اياز" پاسبان، امنيه برای دستگيری اش می فرستند. آيدين پنهان می شود و دو سال، دور از چشم اغيار، در زير زمين کليسايی به ساختن قاب عکس چوبی مشغول می شود تا پول گرد آورد و به تهران برود و وارد دانشگاه شود. اما عاشق سورملينا دختر برادر ميرزايان می شود که مانند او افکار تازه ای دارد. در اين ميان آيدا که به مردی تحصيلکرده در آبادان شوهر کرده، خودسوزی می کند. آيدين به خانه باز می گردد و در مغازه خشکبار مشغول به کار می شود. اورهان نقشه می کشد و به او مغز چلچله می خوراند و ... فريدون سه پسر داشت
"فريدون سه پسر داشت" فضای تاريخی سالهای بعد از انقلاب را به تصوير می کشد. مجيد امانی، پسر فريدون امانی، سرمايه دار و صاحب کارخانه لاستيک سازی "بی اف گودريچ" است. او سه برادر، ايرج، اسد و سعيد و يک خواهر، انسی دارد. هر يک از برادارن در گروهی از سازمان های سياسی عضويت و فعاليت دارند. ايرج چپ، سعيد عضو سازمان مجاهدين خلق، اسد عضو گروههای اسلامی، و مجيد نيز عضو چريکهاست. فريدون امانی که در انقلاب، طرفدار شاه بوده و به همين جهت اموالش به آتش کشيده شده، به ياری و پا در ميانی اسد، با سران جمهوری اسلامی رابطه برقرار می کند و نماينده مجلس می شود. ايرج به قول راوی الگوی محبوب همه چپ های جهان است و هيچ شباهتی به چپ های شناخته شده توده ای، اکثريتی، اقليتی ما ندارد و بيشتر دموکرات است. او که تا مقطع انقلاب در زندان بوده، پس از انقلاب در زندان اعدام می شود. سعيد سر از عراق در می آورد و در عمليات فروغ جاويدان به قول روای "مثل يک جرقه آتش در سياهی شب گم" می شود، مجيد از کشور می گريزد و سر از شوروی و بعد آلمان در می آورد. اسد در ايران، در وزارت اطلاعات، در سپاه پاسداران، در ... منصب های متعدد دارد و جزو سردمداران رژيم است. فريدون امانی که قبل از انقلاب شاه را دارای فره ايزدی می دانست، حالا با سران جمهوری اسلامی روابط دارد و از سران هيئت موتلفه اسلامی است. اين خانواده پراکنده، تنها به يمن وجود مادر، به شکل خانواده وجود دارد. رمان زندگی اين خانواده فروپاشيده را در سالهای پس از انقلاب اسلامی تصوير می کند. داستان از زبان مجيد که از جمله مهاجران و تبعيديانی است که نتوانسته با جامعه ميزبان اخت شود و با آن بياميزد، روايت می شود. او سيزده سال پس از مهاجرت و چهار سال زيستن يا بستری بودن در يک آسايشگاه روانی در آلمان، تصميم به بازگشت گرفته است. با مسئولان ايرانی تماس می گيرد و با يک اتومبيل مرسدس بنز به همراه مأموران رژيم راهی ايران می شود و ... |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||