'کودک دیروز، خیال' در آپارات
فیلم مستند داستانی ' کودک دیروز، خیال' ساخته دلارام کارخیران در برنامه این هفته آپارات به نمایش در می آید.
خلاصه فیلم

منبع تصویر، no credit
مرز واقعیت و خیال آنقدر ها هم که تصور می شود، روشن نیست. داستان فیلم حکایت 'زهره' دختر بیست و یک ساله ای است که در زندگی به بن بست رسیده و کارگردان با دنبال کردن قصه زندگی این بیمار روانی، شرایط سخت زندگی بیماران روانی و روابط این آدم ها را به تصویر می کشد.
درباره فیلم
دلارام کارخیران سازنده فیلم 'کودک دیروز خیال' در این اثر با استفاده از تکنیک داستان پردازی پلیسی ، به روایت قصه ای غریب از یک آسایشگاه روانی می پردازد و از این منظر نگاهی می کند به انسانهایی که خودشان را فراموش کرده اند و یا رمقی برای یادآوری خودشان ندارند. فیلم نگاهی دارد به این که در ذهن این آدمها حوادث در کجای زمان قرار می گیرد.
ویژگی فیلم
'کودک دیروز، خیال' یک مستند باز سازی شده از رویاهای آدمی است. نزدیک شدن به دنیای واقعی یک انسان روان پریش مهمترین ویژگی فیلم 'کودک دیروز ،خیال' است بازیگران در مقابل دوربین کارخیران بازی نمی کنند، آنها زندگی می کند و بینندگان با دنیای واقعی آدم هایی که مشکلات روحی و روانی دارند آشنا می شوند . خانم کارخیران برای نگارش فیلمنامه و تطبیق واقعی آن با زندگی آدم های روانی وسواس و دقت بسیاری داشته است تا جایی که خودش می گوید تا یازده بار فیلمنامه را بازنویسی کرده است.
درباره کارگردان

منبع تصویر، no credit
در کارنامه کاری دلارام کارخیران بیشتر ترجمه کتاب های نویسندگان بزرگی جهانی به چشم می خورد . او علاقه زیادی به روانشناسی و موضوعات مرتبط با آن دارد و قبل از این فیلم هم چند فیلم در ارتباط با آسایشگاه ها و بیماران ایدزی ساخته است.
نگاه کارگردان
رویاها و واقعیات زندگی دخترکی که در آسایشگاه زندگی می کند و اطرافیانش ، مواد خام این فیلم بوده اند.
'کودک دیروز، خیال' یک مستند تجربی است که وارد فضاهای سورئال می شود. فیلم تجربه ای است در این باره که آیا اگر اتفاق مستند در رویاها و ذهنیات آدمی رخ بدهد، میشود آنرا نادیده گرفت یا مستند حسابش نکرد؟
تعمد داشتم که مرزهای واقعیت و مجاز را تا جای ممکن کمرنگ کنم، حالا اگر کسی در فیلم چیزی می گوید، به عهده مخاطب است که تصمیم بگیرد آن را بعنوان واقعیت زندگی شخصیت در نظر بگیرد یا دیالوگ های فیلمنامه را. این موضوع بیش از همه به ما کمک کرد تا بدون نیاز به ماسک کردن چهره آدم ها و بدون ترس از تجاوز دوربین به خصوصی ترین حریم هایشان به آنها نزدیک بشود.
آزمودن روایت غیر خطی و فیلمنامه کامل برای فیلم مستند، تجربه ای بود که به امتحانش می ارزید.
خلاصه فیلم هفته گذشته 'روزهای بی تقویم'

منبع تصویر، aparat
در فیلم 'روزهای بی تقویم' مهراد اسکویی تصویری از وضعیت یک کانون اصلاح و تربیت در تهران ارائه می دهد. او در یک موقعیت ویژه به سراغ این بچه ها رفته، با آنها زندگی کرده و به پای حرفهای آنها نشسته است. 'روزهای بی تقویم' داستان غم ها، شادی ها، بی قراری ها، روزها و آرزوهای کودکان این مرکز است.
نظرات شما درباره فیلم 'روزهای بی تقویم'
الهه
مستند خوبی بود ولی مصاحبه ای که با بچه ها می کردند را اصلاً نمی پسندم.
به خصوص آنجایی که خانم مصاحبه کننده سعی می کرد وارد احساسات عمیق تر سجاد شود. در هر صورت بچه ای با موقعیت او ممکن است، نظر چندان خوبی نسبت به والدینش نداشته باشد و این درست نیست که با سؤالات غیرمسئولانه او را وادار کنیم که این موضوع را به زبان بیاورد چون در هر صورت این ها احساسات نهفته ای هستند که وقتی بیان میشوند ممکن است برای فرد سنگین تر و غیرقابل تغییر تر شوند.از طرف دیگر این پرسش چه چیزی را در فهم وضعیت این بچه ها روشن می کند؟
هر جامعه شناس، روانشناس یا آدم عاقلی می داند که نوجوانی در سن سجاد ممکن است، احساس بدی نسبت به مسبب این وضعیت (یعنی پدرش) داشته باشد و اعتراف گرفتن از او چیزی را حل نمی کند. هرچند که بر خلاف انتظار خانم مصاحبه کننده سجاد اصلا هم در فضای نفرت قرار نداشت ولی اگر سجاد پاسخی غیر از این می داد تکلیف چه بود؟
در کل به نظرم مصاحبه کننده ها چندان به وضع روحی بچه ها در آن موقعیت و اینکه پرسش ها چه بلایی ممکن است سرشان بیاورد، توجهی نداشتند.
گویا فیلمساز بیشتر در فضای ساختن مستند خودش سیر می کرد و اهمیتی نمی داد که یک پسر نوجوان که دارد زار میزند، دوست ندارد یک نفر تا دستشویی تعقیبش کند تا از شست شوی صورتش فیلم بگیرد.
ممکن است بچه ها با این وضعیت موافقت کرده باشند ولی به نظرم در هر صورت مرزهای اخلاق و انصاف با اهمیت تر از آن هستند که با توافق زیر پا گذاشته شوند.
نصیر
فیلم به لحاظ اسکلت بندی بسیار سست و مغشوش بود. من به فضای زندان ها آشنا هستم و باید این مطلب را هم مورد توجه قرار داد که 'سازمان زندانهای ایران' بااعمال نظر مستقیم روی نگاه فیلمساز مخاطب را مجبور به پذیرش فضای مصنوعی ارائه شده از زندان می کند تا جایی که حتی رفتار نگهبانها با زندانیان و خانواده هایشان و خیلی از مشکلات اصلی، در فیلم نشان داده نشده بود.
مزدک
فیلم یکی از تاثیر گذارترین مستند هایی است که دیده بودم.
تنها جای امیدواری شرایط نسبتاً خوبی بود که بچه ها در کانون داشتند و گویا خودشان هم ناراضی نبودند. یکی از نکات خوب فیلم این بود که خیلی خوب به شخصیت ها پرداخته شده بود.
صداقت و عاشقانگی وحید، معصومیت سجاد، نگاه سرشار از ترس و نگرانی پسر آزاد شده به پدرش و غریبی پسر بچه افغان واقعاً کاری جز اشک ریختن برای آدم نمی گذاشت.
نرگس توسلیان
فیلم خیلی خوب ساخته شده بود. از شخصیت پردازی دقیقش گرفته تا روایت های مختلفی که تعریف می کرد، اما یک اشکال حقوقی داشت که آقای اسکویی رعایت نکرده بود و آن 'نشان دادن چهره این کودکان' بود. فیلمبرداری از کودکان حتی در دادگاه ها مجاز نمی باشد و این در حالتی است که در دادگاه کودک تنها متهم است و جرمی هنوز به اثبات نرسیده است، چه رسد به کانون اصلاح و تربیت. در قوانین ایران نیز، مطابق تبصره ماده ۲۲۰ قانون ایین دارسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۸۷' به کلیه جرایم اشخاص کمتر از ۱۸ سال تمام در دادگاه اطفال رسیدگی خواهد شد. رسیدگی در دادگاه اطفال غیرعلنی است و در دادگاه فقط اولیاء و سرپرست قانونی طفل و وکیل مدافع و شهود و مطلعین و نماینده کانون اصلاح و تربیت - در صورتی که دادگاه حضور آنان را لازم بداند- حاضرخواهند بود. انتشار جریان دادگاه از طریق رسانه های گروهی یا فیلم برداری و تهیه عکس و افشای هویت و مشخصات طفل متهم ممنوع و مرتکب مجازات خواهد شد.'
علاوه بر آن، از جنبه غیر حقوقی نیز، اطفال آینده ای در پیش دارند، بسیاری از آنان ممکن است، درآینده زندگیشان تغییر کرده و شخصیت های نامداری شوند و انتشار فیلم بدین صورت ( بدون این که چهره نامعلوم شود ) تاثیری سو بر آنان خواهد داشت.
امین
من این پسر افغان را خیلی دوست داشتم. خیلی مظلوم و بانمک بود.
سحر
تبریک به مهرداد اسکویی به خاطر نگاه خوبش. فیلم درخشانی است.
مهرنوش
متاسفانه فقط به ۱۰ دقیقه آخرش رسیدم، اما همین ۱۰ دقیقه پوست احساس و عاطفه وپاره ای از قلبم را کند و با خودش برد. سالها بود برای یک فیلم گریه نکرده بودم. چه جوانهایی چوب ندانم کاری های جامعه شان را می خورند. دلم گرفته است.
شادان
فیلم زیبایی بود. واقعا با دیدن این فیلم میشود فهمید که فطرت همه این بچه ها پاک بوده و آن چیزی که باعث این مشکلات شده اول خانواده، بعد فرهنگ، بعد اجتماع پیرامون آنهاست.
پدرام
خیلی راحت با بطن وجود آدم ارتباط برقرار می کرد.
رویا
فیلم پراز سکانسهای جالب بود که دردهای نسل نوجوان جامعه را به خوبی نشان می داد. مشکلات اقتصادی خانواده ها، اعتیاد، جامعه ای پراز ضد ونقیض و مبلغ مذهبی که می خواست خلا های عاطفی روانی و همین طور آزادی را با وعده بهشت و ایمان پر کند و نیز نوجوانانی که دربین این خلا های ایجاد شده درگیر بودند.
امید
انتخاب نکردن موسیقی متن، عالی و بسیار هوشمندانه بود.
علی
مستند خوبی بود و نما های خوبی داشت ولی من از دیدنش اذیت شدم.
باران
در فیلم، کادربندی ها بی عیب و نقص بودند. فقط دلم میخواهد راجع به وضعیت فعلی همان بچه ها که داستان حول محور آنها بود بدانم و اینکه حضورشان در فیلم تاثیری در زندگی شخصی آنها بعد ازاین داشته است یا نه.
نازی
این فیلم کمی شبیه به فیل 'گال' کارابوالفضل جلیلی بود .
سولماز
صداقت سوژه ها و رفتارهاشون خیلی جالب بود.
مهدی
فوق العاده بود. از مهرداد اسکوئی سپاسگزارم. امیدوارم جامعه این بچه ها را در خودش بپذیرد.
آناهیتا
فیلم نمایش تعدادی ازقربانیان جامعه بود. به خاطر جرم های سنگین به کانون اصلاح و تربیت رفته اند ولی مثل فرشته پاک بودند و آقای اسکویی با ظرافت این احساس را به بیننده منتقل کرد.
فریبرز
هوش سجاد، شخصیت وحید و بدبختی آن پسر افغان را که نگاه میکنم،دلم میخواهد داد بزنم، ولی صدایم در حلقومم خفه می شود.
شهرزاد
عالی و تکان دهنده بود.
شهریار
فیلم درخشانی بود. کمی حاشیه می رفت ولی البته بسیار دیدنی بود.
گلبرگ
دوست ندارم بگویم عالی بود چون زندگی واقعی چند تا پسر بود. به نظرم اثر گذارترینشان سجاد بود. امیدوارم زندگیشان رو به راه شود .
الهه
واقعا مستند زیبایی بود. این که آن خانواده ها و این بچه ها با آن خانواده ها، آخر و عاقبتشان چه میشود را نمی دانم.
اعظم
آقای اسکویی درد ما را دو چندان کرد. بعضی دردها حتی از درون نگاه دوربین غیر قابل تحمل هستند.
فرهاد از دبی
در فیلم 'روزهای بی تقویم' فیلمساز بدلیل نداشتن یک مشاور روانشناسی کودک و نوجوان نتوانسته بود از مجوزش بخوبی استفاده کند. پرسیدن از یک بچه ۱۵ ساله که دوست داری فرزند اولت پسر باشد یا دختر و سوالات بی هدف دیگر نشان از بی برنامگی فیلمساز بود. حتی او نتوانسته بود یک روز کامل از زندگی بچه ها را به تصویر بکشد و بیننده اطلاعات بسیار کمی از زندگی سه نفر اصلی فیلم بدست می آورد.
ندا
فیلم بسیار خوبی بود. بیشتر از همه دلم برای سجاد می سوخت، انگار بی دلیل به آنجا آورده شده بود، به معنی کامل کلمه تنهایی را می شد در صورتش دید.
بهزاد
فوق العاده تاثیر گذار بود. من یکی از آن دسته از کسانی هستم که وقتی فیلمی را می بینم کمتر تحت تاثیر جو فیلم قرار می گیرم و به اصطلاح هم ذات پنداری نمی کنم و سعی می کنم حرفی را که سازنده میخواهد بزند را بررسی و پیش خودم تحلیل کنم اما انصافاً این فیلم چندبار اشکم مرا در آورد، با اینکه هرگز تجربه بودن با این افراد و این شرایط سخت را نداشتم اما فوق العاده دلم برای شرایط سخت و بیرحمانه ای که این کودکان معصوم از بدو تولد با آن درگیرهستند بدرد آمد. شرایطی که نتیجه اش تزریق مواد مخدر در سن ۱۵ سالگی و سرقت در سنین پائین است. واقعاً ثبت چنین صحنه های واقعی و بکری با این کیفیت کار ساده ای نبوده است.
ارمغان
یکی از قوی ترین و تاثیر گذارترین مستند هائی بود که 'آپارات' عرضه کرده بود و البته داستانی بود پر آب چشم! موضوع بکری داشت و به موجودات رنج کشیده و فراموش شده ای پرداخته بود که ناگزیر و بی گاه با کودکی خداحافظی می کنند اما رگه های آن هنوز در وجودشان قابل لمس است. شنیدن حکایت درد و رنج این بچه ها توجیه کننده خشم و بزه کاریشان است و آیا آزادی از کانون پایان حدیث درد این بچه هاست؟
مهشید
واقعا زیبا بود. جاهایی که بچه ها دلتنگ بودند و گریه می کردند خیلی تاثیر گذار بود. بچه هایی که نیاز به حمایت و توجه داشتند ولی هیچ کدام را نداشتند.
وحیده
صداقت بچه ها در فیلم خیلی خوب به نمایش گذاشته شده بود، با خنده شان خندیدم و با گریه شان اشک ریختم.
میثم
عالی بود، کاراکتر وحید رو خیلی دوست داشتم، واقعاً تاثیر گذار بود.
مجید
اینها نشانه های درد وفقر در جامعه ماست.
حسین
بین این بچه های فیلم, از شخصیت سجاد از همه بیشتر خوشم آمد. ای کاش می شد بشود خبری از این بچه الان گرفت و اوضاع اکنون این ها را تبدیل به یک فیلم دیگر کرد و نشان داد که هر کدام کجایند و چه می کنند.
غزال
فیلم را دوست داشتم. با گریه بچه ها گریه کردم و با خوشحالیشان لبخند زدم. ای کاش همه متوجه شوند که خانواده چقدر در وضعیت این بچه ها نقش داشته وهمه آنها بیگناه وارد این زندگی نازیبای والدینشان شده اند. سجاد را بسیار دوست داشتم و فکر کردم که بعد از اینجا چه در انتظار اوست؟ از ته قلبم آرزو می کنم که آرام و خوشحال باشند، تا همه سختی و تلخیهای زندگیش جبران شود .
امین
نقطه قوت این فیلم موضوع زیبایش بود. یک حسی در آدم به وجود می آورد مثل وقتی که شاهد از دست رفتن یک چیز پاک و ارزشمند هستی و کاری نمیتوانی انجام دهی. پیش بینی اینکه اکثر این بچه های پاک بواسطه شرایط همین سیر را طی می کنند و در آینده هم سر از زندان و امثال آن در می آورند، سخت نبود.
بیننده دوست دارد کاری کند که این روند متوقف شود. بهترین صحنه فیلم لحظه آزادی و در آغوش گرفتن خواهر توسط علی بود که باعث شد حداقل من به عنوان بیننده اشک از چشمانم جاری شود. نشاندهنده صمیمیت، پاکی و احساس مسوولیت بود.
فرشته
فیلم واقعا تأثیرگذار و دردناک بود. علاوه بر نقش مهم خانواده در ایجاد شرایط فعلی این بچه ها، چیز دیگری که خیلی به چشم می آمد، شرایط خیلی نامناسب و ناکافی در آن مرکز بازپروری برای بهبود وضعیت سردرگم این بچه ها بود که واقعا ناامید کننده بود.
سعید
فیلم از لحاظ موضوعی که به آن پرداخته بود کم نظیر بود، زیرا با نگاهی به اطرافمان وفور کودکان بزه کار که رو به افزایش هستند مشهود است واین که فیلم ساز به این موضوع رو کرده نشانگر نگاه دقیقش به درون جامعه است.
دیانا
از مهرداد اسکویی برای ساخت مستندی این چنین زیبا و تاثیر گذار سپاسگزارم. من دو بار این فیلم را تماشا کردم وهر دو بار گریستم . نقطه قوت این فیلم موضوع آن است فیلمساز گوشه کوچکی از مشکلات بعضی خانواده ها را که گریبانگیر نوجوانان معصومشان می شود را خیلی زیبا به تصویر کشیده است. سه کاراکتر اصلی این فیلم یعنی سجاد، وحید و علی را دوست داشتم ولی سجاد را بیشتر چون شخصیتش آرام و نگاههایش پرمعنا بود. مطمئناً در پشت آن نگاه های معصوم حرفهایی برای گفتن داشت که دل هر شنونده ای را بدرد می آورد. امیدوارم روزی فرا رسد که سایه عدالت درجهان گسترده شود.
مهدی
یکی از بهترین فیلمهای آپارات بود. بازی گرفتن از بچه ها خیلی خوب انجام شده بود. حتی یک وقتهایی فکر می کردم اینها بازیگرند ولی این مرکز باز پروری خیلی زیادی خوب و اتو کشیده بود. من مدتی توی یک مدرسه شبانه روزی درس می دادم امکاناتش از این مرکز بازپروری کمتر بود.
همین طور به نظر می رسید بچه های فیلم خیلی زیادی خوب بودند. من توی همان مدرسه اوضاع خیلی بدتری از این مرکز دیدم که البته نمیشود اینجا بگویم.
حسین از اصفهان
مثل همیشه فیلم خوبی بود. برنامه شما برای مردم محروم ایران آگاهی بخش است.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:
<link type="page"><caption> [email protected]</caption><url href="mailto:[email protected]" platform="highweb"/></link>











