نقاشیهای معروف جهان در تهران؛ کامران دیبا چگونه گنجینه موزه هنرهای معاصر را جمعآوری کرد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, کیانوش فرید
- شغل, روزنامه نگار و نقاش
صفی طولانی در مقابل موزه هنرهای معاصر تهران شکل گرفته است. چهرههایی مشتاق در انتظار ورود به دنیایی هستند که سالها از نگاهها پنهان مانده بود. پشت درهای این موزه، آثاری از هنرمندان بزرگ جهانی و ایرانی قرار دارند که بسیاری از آنها برای دههها در انبارهای موزه خاک میخوردند.
گنجینه آثار مهم نقاشان جهان در موزه هنرهای معاصر، نتیجه تلاشهای کامران دیبا، معمار و نقاش ایرانی است که نه تنها ساختمان منحصر به فرد این موزه را طراحی کرد، بلکه در یک سالی که این موزه، قبل از انقلاب ایران فعال بود، مدیریت آن را نیز برعهده داشت.
او در مصاحبهای با بیبیسی فارسی میگوید که برای خرید کل آثار این موزه (ایرانی و خارجی) کمتر از چهار میلیون دلار خرج کرده و این گنجینه، با حمایت فرح دیبا، ملکه سابق ایران و از بستگان آقای دیبا جمعآوری شده است.
این روزها بار دیگر با برپایی نمایشگاهی به نام «چشم در چشم» در محل موزه هنرهای معاصر، فرصتی پیش آمده است که برخی از آثار برجسته گنجینه موزه دیده شوند.
در نمایشگاه «چشم در چشم» با تمرکز بر پرتره در هنر معاصر، بیش از ۱۳۰ اثر از هنرمندان برجسته جهانی و ایرانی به نمایش گذاشته شده است؛ از سیاهقلمهای پیکاسو تا پرترههای خیرهکننده فرانسیس بیکن، مانند تابلوی مرد لمیده؛ از خوان میرو گرفته تا خودنگارههای درخشان دیهگو ریورا، ادوارد مونش و ریچارد همیلتون. مجسمههای برنزی جاکومتی و ژرژ براک نیز در این نمایشگاه حضور دارند و تجربهای کمنظیر از هنر و مکاشفه را برای تماشاگران فراهم کردهاند.
در بخش هنرمندان ایرانی نیز پرترههایی از پیشگامان هنر مدرن ایران به نمایش گذاشته شدهاند و آثاری از محمود جوادیپور، احمد اسفندیاری و مهدی ویشکایی در کنار آثار شاخصی از بهمن محصص، علیرضا اسپهبد و منوچهر معتبر قرار گرفتهاند.
با اینکه فقط بخش کوچکی از گنجینه عظیم موزه هنرهای معاصر در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شده، با این حال جمال عربزاده، نمایشگاهگردان این رویداد، تاکید کرده است که ممکن است تا ۱۰ سال آینده دوباره شاهد برگزاری چنین نمایشگاههایی نباشیم.

منبع تصویر، Getty Images
وقتی از کامران دیبا پرسیدم با دیدن این صفهای طولانی برای دیدن کارهایی که او جمعآوری کرده، چه حسی به او دست میدهد، گفت «استقبال کم نظیری که این روزها از موزه میشود و دیدن صف طولانی بازدیدکنندهها» او را بسیار خوشحال کرده است.
آقای دیبا با بیان اینکه برای مدیریت این موزه دستمزدی دریافت نکرده بود، میگوید: «دیدن اشتیاق مردم دستمزد واقعی کوششهای من بود. هرچند، دستمزد من از طرف جمهوری اسلامی ضبط اموال اجدادی خانواده، حکم محکومیت از طرف دادگاه انقلاب، ممنوع المعامله و ممنوع الخروج شدن از کشور بود. ولی خوشبختانه قبل از انقلاب چون در خارج از کشور بودم جان سالم به در بردم اما اسم مرا از همه جا حذف کردند.»
آقای دیبا از خویشاوندان فرح دیبا، ملکه پیشین ایران است که همانند بسیاری از وابستگان نزدیک نظام سیاسی شاهنشاهی، بعد از انقلاب ۵۷ از ایران خارج شد.
او در مصاحبه با بیبیسی میگوید که هنوز امیدها و آرزوهایی برای تاسیس یک موزه هنرهای معاصر با مقیاسها و معیارهای جهانی را دارد: «مساله مهم این است که این مکان دیگر موزه هنرهای معاصر نیست. این نهاد حتی بودجه ندارد که ۴۰ سال تجربه انقلاب را جمعآوری کند و نمایش بدهد و هنر زمانش را مطرح کند یا هنر روز را جمعآوری کند. یعنی ماموریت موزه فقط نمایش شده است وبس. یعنی در واقع یک فرهنگسرا است.

منبع تصویر، Getty Images
به گفته آقای دیبا، موزه هنرهای معاصر در حال حاضر، هیچ برنامه مدون و روشنی برای خرید و جمعآوری آثار (چه ایرانی و چه غیر ایرانی) ندارد.
او گفت: «مثل یک کتابخانه ملی که پول ندارد کتاب بخرد. این موزه هم الان دیگر موزهای نیست که معرف هنرهای معاصر باشد، بلکه متعلق به نیم قرن گذر زمان وعدم توجه است.»
او در توضیح این دیدگاه گفت: «موزه الان اگر بخواهد نمایشگاهی درباره همین چهل سال اخیر بگذارد، باید برود کار قرض کند. یک موزه باید کار جمع کند، اطلاعات هنرمندان داخلی و خارجی را جمع کند، یعنی مثل یک معدن یا مرجعی تاریخی برای هنر باشد که بشود به آن رجوع کرد.»

منبع تصویر، Kamran Diba
گنجینه پنهان؛ مجموعهای ارزشمند از هنر غرب و شرق
موزه هنرهای معاصر تهران که در سال ۱۳۵۶ افتتاح شد، در قلب تهران قرار دارد. این بنا با معماری منحصربهفردش ترکیبی از معماری ایرانی و مدرنیسم غربی است که تحت نظارت کامران دیبا طراحی و به یکی از جذابترین فضاهای فرهنگی ایران بدل شد.
آنچه اما موزه را از بسیاری از موزههای جهان متمایز میکند، نه فقط معماریاش بلکه گنجینهای با ارزش از آثار هنری است که در آنجا نگهداری میشود؛ گنجینهای که در طول سالها از دید عموم بهدور بوده و پس از انقلاب ایران به انبار سپرده شده است.
این گنجینه شامل آثار هنری از بزرگان هنر غرب و شرق است که ارزشمندترین آنها همگی در یک دوره کوتاه چهار ساله قبل از انقلاب خریداری شدند.
در این خریدها میتوان آثار جکسون پولاک، اندی وارهول، رنه ماگریت، مارک روتکو، فرانسیس بیکن و حتی پابلو پیکاسو را یافت.
اما پس از انقلاب ۱۳۵۷ و تغییرات فرهنگی و سیاسی گستردهای که به دنبال آن آمد، این مجموعه ارزشمند بهدلایل متعددی در سکوت به انبار منتقل شد. آثار هنری که میلیونها دلار ارزش دارند، سالها در فضای محدود انبارهای موزه خاک خوردهاند و فقط گهگاه از پرده بیرون آمدهاند.

منبع تصویر، Kamran Diba
این مجموعه در حالی حدود ۵۰ سال پیش در ایران جمع شد که در آن دوران همه نگاهها به هنر اواخر قرن نوزدهم یا اوایل قرن بیستم در اروپا بود، اما کامران دیبا متوجه اهمیت آثار هنری شد که بعد از جنگ جهانی دوم در آمریکا پا گرفت. از کامران دیبا پرسیدم که با چه معیارهایی این آثار را انتخاب کرده و آیا برای این کار مشاورانی نیز داشته یا نه؟
دیبا در جواب گفت: «خوب این کار را من تنها انجام ندادم، ولی به هر حال انجام آن با مدیریت من بود. شروع و ختم آن با من بود. شرکت نفت بودجهای را در اختیار دفتر مخصوص شهبانو گذاشت و این زمانی بود که موزه فقط یک ساختمان بود و شخصیت حقوقی نداشت که بودجه بهخصوصی داشته باشد. بنابراین، بودجه در اختیار دفتر مخصوص بود و هزینهها را رییس دفتر میپرداخت.»
او همچنین درباره نقش شهبانو فرح پهلوی گفت: «او هم از بالا تا حدودی از فعالیتهای دفتر مخصوص در این زمینه مطلع بود. البته بدون پشتیبانی شهبانو این کارها خریداری نمیشد و حتی اساسا موزه هم ساخته نمیشد. در این مقطع زمانی، من نقش سازنده و مشاور هنری و برنامهریز را داشتم.»
آقای دیبا ادامه داد: «این موزه هم در ابتدا برای هنر ایران بود، اما بعد تصمیم گرفته شد که بهخاطر افزایش درآمد ملی آثار خارجی هم جمعآوری شود و خوب همین موقع بود که خارجیها فهمیدند ما پول داریم.»

منبع تصویر، Getty Images
به گفته کامران دیبا، برخی از گالریهای اروپایی با تعدادی کار به «دفتر مخصوص شهبانو» رجوع کردند و دفتر مخصوص بدون هیچ برنامه مشخصی تعداد کار امپرسیونیستها و دوران ابتدایی هنر مدرن را خریداری کرد.
او میگوید: «ولی من در یک مرحلهای فهمیدم که اگر ما اینطور کار پراکنده بخریم، نمیتوانیم مجموعه منسجمی داشته باشیم که با هم ارتباط داشته باشد.»
آقای دیبا میگوید در تلاش برای شکل دادن به مجموعهای منسجم، تصمیم گرفت که خریدها هدفمندتر انجام شوند و بر دورهای خاص تمرکز کنند.
او میگوید: «برای همین پیشنهاد دادم که مشکل است که بخواهیم کارهای پنجاه سال پیش را بخریم که در بازار نیست و بهتر است که متمرکز شویم روی هنر بعد از جنگ جهانی دوم یعنی نیمه دوم قرن بیستم. پس طبیعتا رفتیم به آمریکا چون اروپا خودش بهخاطر بحران اقتصادی و بالا رفتن قیمت نفت و انرژی در وضعیت خوبی نبود و برعکس، دنیای هنری آمریکا پویایی بیشتری داشت.»
آقای دیبا میگوید که در این زمان، برخی هنرمندان مطرح اروپایی نیز به آمریکا مهاجرت کرده بودند.
او میگوید: «البته در اروپا هم کارهای مفهومی مهمی انجام میشد، اما اروپا در یک وضعیت ورشکستگی هنری بود در ایتالیا جنبش هنر فقیرانه باب شد که هنرش مفهومی و در رابطه با اشیای روزمره و نه رنگ بوم وقلم مو بود.»
کامران دیبا در عین حال تاکید میکند که همه آثار در دوران مدیریت او خریده نشدهاند: «طبیعتا نمیشود گفت همه کارها را من خریدم، خریدهای قبلی دفتر مخصوص هم در موزه بود. اما از وقتی موزه راه افتاد و مدیریتش را برعهده گرفتم حساب بانکی داشتیم، بودجه داشتیم و خوب چک ها را من امضا میکردم و کارهایی که میخریدم اکنون در موزه وجود دارد. از هزینهها و حساب و کتابهای مالی دفتر مخصوص من خبر ندارم چون نمیخواستم در امور مالی دفتر مخصوص دخالت کنم، اما میتوانم بگویم که من برای این مجموعه و خرید آثار هنری ایرانی و خارجی کمتر از چهار میلیون دلار هزینه کردم.»
کامران دیبا درباره نحوه انتخاب آثار نیز گفت: «ما به آن صورت مشاور نداشتیم. در مورد آثار ایرانی که خیلی ساده بود. تعداد هنرمندان ایرانی آنقدر زیاد نبودند. ۲۰ تا ۳۰ هنرمند ایرانی داشتیم. در مورد آثار خارجی هم انتخاب و خرید در سه مرحله انجام گرفت: مرحله اول، پیشنهادهای گالریدارهای خارجی؛ مرحله دوم، کارهایی که کریم پاشا بهادری، رئیس دفتر مخصوص شهبانو بر اساس فهرست و یا مشاورههای من انجام داد و مرحله سوم، که در آن کار انتخابها و خریدها را خود من بهعنوان مدیر موزه انجام دادم.»

منبع تصویر، Getty Images
سکوت موزه و رویکرد محافظهکارانه
دلیل اصلی انبار شدن آثار، حساسیتهای فرهنگی و سیاسی دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷ و نگرانی از واکنشهای اجتماعی نسبت به برخی از آثار مدرن غربی بود. آثاری که بازتابدهنده دورانی از تاریخ هنر غرب هستند و با نگاههای تند مذهبی و سیاسی زمان انقلاب در تضاد بودند. مسئولان موزه در طی این سالها سیاستهای محتاطانهای اتخاذ کردند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، طرح تبدیل موزه به حسینیه مطرح شد طرحی که اگرچه عملی نشد اما با تغییر مدیریت و سیاستهای فرهنگی، موزه عملاً به مکانی خالی تبدیل شد.
به تدریج بسیاری از آثار برچسب «غیرقابل نمایش» خوردند و به انبار منتقل شدند و همزمان برخی آثار به دلیل نشان دادن برهنگی واکنشهای تند مسئولان حکومت جمهوری اسلامی ایران را برانگیختند. و کم کم موزه بیشتر به یک گالری متروک تبدیل شد و به تدریج درش تخته شد، به طوری که روزها در سکوت و خاموشی به سر میبرد و تنها چند نمایشگاه مذهبی و سیاسی در سال برگزار میکرد؛ نمایشگاههایی که عمدتاً به موضوعات «مقاومت» و جنگ اختصاص داشتند و به نوعی تلاش میکردند تا هنر را به خدمت ایدئولوژی و تبلیغات سیاسی بگیرند.

منبع تصویر، Getty Images
پس از یک دهه سکوت، چندین نمایشگاه در اواخر دهه ۷۰ در موزه هنرهای معاصر تهران برپا شد و برخی از آثار هنرمندان غربی که مدتها در انبارهای موزه نگهداری میشدند، برای نخستین بار به نمایش عمومی درآمدند. اما آغاز دوران جدید برای موزه هنرهای معاصر تهران با روی کار آمدن محمد خاتمی و فضای اصلاحطلبی در ایران رقم خورد.
در این دوره، مدیریت علیرضا سمیعآذر برجسته است. او موفق شد آثار هنری که سالها در انبارها به فراموشی سپرده شده بودند را به نمایش در آورد. نمایشگاهی که تمام آثار نفیس این مجموعه که شامل ۱۷۰ تابلوی نقاشی و ۱۵ اثر سه بعدی است در یک جا دیده شدند؛ این نمایشگاه در محافل فرهنگی و هنری دنیا مطرح شد و تعدادی از موزهها متقاضی نمایش این آثار برای یک دوره محدود شدند و چند تابلو هم برای نمایش به آمریکا و اروپا فرستاده شد.

منبع تصویر، Getty Images
گنجینه پنهان: از خروج تا تخریب و نگهداری در انبارها
یکی از جنجالیترین اتفاقات در مدیریت موزه هنرهای معاصر تهران، مبادله تابلوی «دکونینگ» با شاهنامه تهماسبی (طهماسبی) بود.
در سال ۱۹۹۴، تابلوی «زن ۳» اثر ویلم دکونینگ که از جمله برجستهترین آثار هنر مدرن به شمار میرفت، با یکی از نسخههای خطی مصور شاهنامه تهماسبی مبادله شد. این تصمیم در آن زمان با انتقادات فراوانی روبهرو شد و بسیاری، از جمله کامران دیبا، این معامله را اشتباهی بزرگ دانستند. آقای دیبا معتقد بود که مسئولان ایرانی که در این مبادله دخیل بودند، هیچ اطلاعی از ارزش جهانی و شرایط بازار بینالمللی هنر مدرن نداشتند. به گفته او، تابلوی دکونینگ میراثی بینظیر بود که در شرایطی استثنایی به ایران آورده شده بود و چنین کاری دیگر تکرار نخواهد شد.
آقای دیبا درباره سرنوشت آثار هنری در این موزه از جمله اثر دکونینگ و تعویض آن با شاهنامه طهماسبی میگوید: «من نمیتوانم به شما رقم بدهم و تعداد دقیق آثار را بگویم ولی حقیقت امر این است که موزه این آثار را نگه داشته و آنها حیف و میل نشدهاند به غیر از یک تابلو که مورد معامله و معاوضه قرار گرفت که به آن هم واکنش نشان دادم».
او میگوید: «در اوایل دهه هفتاد در دوره هاشمی رفسنجانی تصمیم گرفتند که برخی کارها را زیرمیزی و در تاریکی معامله کنند و این کار را با تابلوی دکونینگ انجام دادند. شاهنامه طهماسبی در بهترین حالت در بازار هفت یا هشت میلیون دلار ارزش داشت، اما آنها آن را به ما ۲۰ میلیون دلار فروختند یعنی ۱۲ میلیون دلار این وسط رفت توی جیب بعضیها که هم خارجی بودند و هم ایرانی.»

منبع تصویر، Getty Images
به گفته کامران دیبا، دولت ایران میتوانست شاهنامه طهماسبی را با قیمتی حدود هشت میلیون دلار بخرد، «ولی اگر دولت اعلام کند که ما میخواهیم این کار را بفروشیم، خب باید آن کار را در بازار بگذارند برای فروش، قیمت بگیرند و بعد به بالاترین قیمت بفروشند. نه اینکه دو تا دلال هنری خارجی و چند تا معاون رئیسجمهور و دو نفر مشاور دیگر، بهصورت پنهانی با هم معامله کنند.»
آقای دیبا گفت: «آثاری که به دلایل برهنگی یا مغایرت با شئونات اسلامی در انبار مانده و هرگز به نمایش درنیامده، قاعدتا چهار یا پنج تا باید باشد، چون در آن زمان هنر تصویری نبود و بیشتر آبستره و مفهومی بود و خریدهای ما خیلی مساله عریانی و برهنگی نداشتند. تمام مجموعه را هم نشان دادند. یک آقایی پرتره من را کشیده بود که نیست شده. پرتره شهبانو فرح که اندی وارهول کشیده بود هم از بین رفت، اما باقی کارها حیف میل نشده و غیر از این چیزی از بین نرفته است. لیست این کارها در دست خود موزه است که باید آن را منتشر کند.»
پرتره فرح دیبا که یکی از آثار اندی وارهول، هنرمند مشهور آمریکایی بود، در روزهای بحرانی انقلاب به دست یکی از انقلابیون با چاقو پاره شد.
بعضی از آثار این مجموعه هیچگاه از انبارهای موزه بیرون نیامدند؛ آثاری که بهدلیل داشتن تصاویری «مخالف با شئونات اسلامی»، از نمایش عمومی باز ماندند و هرگز فرصت دیده شدن پیدا نکردند. از جمله این آثار میتوان به تابلوی «گابریل با تور» اثر اگوست رنوار و تابلوی «دوران طلایی» اثر آندره دوران اشاره کرد؛ آثاری که بهدلیل محتوای خود همچنان در تاریکی انبارها خاک میخورند و پس از بیش از چهار دهه، از دید عموم پنهان ماندهاند.
آقای دیبا میگوید: «من به گذشته فکر نمیکنم، اما یک حسرت با من مانده است. اگر این کار را حداقل سه یا چهار سال بیشتر ادامه داده بودم، چون بخش هنری پشتیبان بود و ما هم کشور متمولی بودیم و من میتوانستم با بودجهای که از شرکت نفت میگرفتم صاحب یکی از بزرگترین مجموعههای جهانی هنر مدرن قرن بیستم و حتی قرن بیست و یکم باشیم.»

منبع تصویر، Getty Images
اهمیت و جایگاه موزه از نگاه دیگران
حمید کشمیرشکن، پژوهشگر، مورخ هنرو استاد دانشگاه سواز، که از نزدیک همه آثار موجود در گنجینه این موزه را دیده است درباره اهمیت و جایگاه موزه هنرهای معاصر و آثاری که در آن نگهداری میگوید: «بدون شک گنجینه بینالمللی و یا اروپایی-آمریکایی موزه بسیار هوشمندانه و متخصصانه گردآوری شده و یکی از کمیابترین مجموعههای نسبتا منسجم را از نمونههای عالی هنری اروپایی-آمریکایی از اواخر قرن نوزدهم تا سالهای دهه هفتاد میلادی و هنر پس از جنگ دوم جهانی را در کنار هم گرد آورده است.»
با این همه از نگاه آقای کشمیرشکن جای برخی از آثار در این گنجینه خالی است: «این گنجینه شاید از نظر تنوع و تعداد و حتی در مواردی شمول جریانهای هنری و هنرمندان شاخص کمبودهایی داشته باشد که اجازه ندهد آن را با برخی مجموعههای موجود در موزه های مهم دیگر اروپایی و آمریکایی مقایسه کرد. برای نمونه، جای تعدادی از آثار مهم هنرمندان مدرنیست قبل از جنگ دوم جهانی، که بالطبع خریداری آنها نیازمند زمانی بیشتر و هزینه بالاتری بوده، در مجموعه موزه خالی است. و یا از آنچه که در مورد حرکتهای معاصر بعد از جنگ می شناسیم، تنها نمونههای شاخصی، به خصوص از هنر آمریکایی، تا میانه دهه هفتاد میلادی در این مجموعه وجود دارد.»
او گفت: «در واقع آنچه گنجینه موزه را بسیار متمایز کرده این است که اینچنین مجموعه منسجمی خارج از اروپا و امریکا هنوز وجود ندارد؛ و این همان چیزی است که این مجموعه را همچنان ممتاز میسازد. برخی از شاخصترین نمونههای آثار هنرمندان برجستهای چون پابلو پیکاسو، جکسون پولاک، هنری مور، آلبرتو جاکومتی و فرانسیس بیکن در این مجموعه جای دارند که بر ارزش هنری این گنجینه صحه می گذارند. اگر در سالهای بعد از انقلاب امکان نمایش برخی از این آثار در نمایشگاههای مهم بین المللی فراهم میشد، قطعا ارزش این مجموعه بیشتر از چیزی میشد که اکنون هست و سهم مهمتری در نوشته ها و اسناد تاریخ هنر بینالمللی ایفا میکرد.»
حمید کشمیرشکن به یک ویژگی دیگر گنجینه موزه هنرهای معاصر هم اشاره کرد و گفت: «نباید فراموش کرد که قصد آغازین ساخت و تاسیس موزه هنرهای معاصر تهران به گفته موسسان آن، ساخت مجموعهای نمایشگاهی و محلی برای جمعآوری آثار هنرمندان نوگرای ایرانی بوده و سپس به شکلی ارگانیک به سمت خریداری و گردآوری آثار هنر غربی حرکت کرده است. از این جهت، مجموعه هنر نوگرای ایرانی، به ویژه هنرمندان قبل از انقلاب، نیز گنجینهای بسیار با ارزش و بیهمتا است که نمونه مشابه دیگری را نمیتوان برای آن پیدا کرد.»

منبع تصویر، Getty Images












