پشت پرده خصوصیسازی پرسپولیس و استقلال؛ هیاهوی بسیار برای هیچ

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, سینا حاتمی
- شغل, خبرنگار
ناکامی در فروش سهام دو باشگاه، بدهیهای سرسامآور، حذف دوباره استقلال از آسیا به دلیل تصفیه نکردن بدهی استراماچونی، دعوای سازمان خصوصیسازی با مدیریت باشگاه استقلال و اخبار ضدونقیض حول مالکیت مشترک «سرخابیها» همگی نشاندهنده این است که پروژه خصوصیسازی دو باشگاه استقلال و پرسپولیس شکست خورده است.
بعد از این که برای اولین بار ۱۰ درصد از سهام دو باشگاه پرسپولیس و استقلال اسفند ۱۴۰۰ در فرابورس عرضه شد، پذیرهنویسی یک میلیارد و ۲۳۶ میلیون و ۹۹ هزار و ۶۵۶ سهم از سهام جدید شرکت سهامی عام فرهنگی ورزشی استقلال ایران و یک میلیارد و ۳۴ میلیون و ۸۴۰ هزار و ۵۶۷ سهم از سهام جدید شرکت سهامی عام فرهنگی ورزشی پرسپولیس سرانجام در ۲۸ اسفند آن سال به پایان رسید و با این سهم فروشی به ترتیب ۳۵۸ و ۳۵۰ میلیارد تومان به حساب استقلال و پرسپولیس واریز شد.
به دنبال آن سازمان خصوصیسازی امیدوار بود مزایده بلوکهای ۵۱ درصدی سهام دو باشگاه پرسپولیس و استقلال یک سال بعد، به ترتیب در روزهای ۷ و ۱۰ اسفند سال ۱۴۰۱ انجام شود تا سرانجام بعد از نزدیک به ۲۰ سال تلاش، این دو باشگاه خصوصی شوند.
یک ماه قبل از آن حسین قربانزاده، رئیس سازمان خصوصیسازی ایران، در یک نشست خبری گفته بود در صورتی که واگذاری بلوک ۵۱ درصدی دو باشگاه تهرانی با موفقیت انجام شود، با احتساب ۱۰ درصد واگذاری قبلی، ۶۱ درصد سهام این دو باشگاه «فرهنگی-ورزشی» واگذار خواهد شد و کنترل دولت بر این دو باشگاه به حداقل خواهد رسید.
سهام بیمشتری
با گذشت یک ماه از اعلام فروش بلوکی ۵۱ درصد از سهام دو باشگاه، آقای قربانزاده، که در شبکههای اجتماعی بسیار فعال است، دو روز پیش از پایان موعد مزایده در حساب توییتریاش خبر داد که این بلوک مشتری ندارد. ارزش این بلوک برای باشگاه پرسپولیس ۲۷۳۸ میلیارد و ۱۷۲ میلیون و برای باشگاه استقلال ۲۳۸۶ میلیارد و ۸۶۲ میلیون تومان اعلام شده بود.
با وجود این، رئیس سازمان خصوصیسازی همچنان امیدوار است. او اواخر فروردین، این بار در صفحه شخصی خود در اینستاگرام، اعلام کرد که قرار است مزایده دوم بلوک ۵۱ درصدی باشگاههای استقلال و پرسپولیس با شرایط آسانتر از مزایده اول انجام شود.
فارغ از اینکه مزایده دوم بلوک ۵۱ درصدی دو باشگاه پایتخت موفق باشد و بازار به سهام این دو باشگاه این بار اقبال بیشتری نشان دهد یا نه، در این فاصله حوادثی در سال جدید رخ داد که بیش از پیش نشان داد واگذاری با این وضعیت آشفته عملاً محکومبهشکست است.
حذف استقلال از آسیا

منبع تصویر، Getty Images
بعد از این که استقلال در موعد مقرر نتوانست بدهی آندرهآ استراماچونی، سرمربی پیشین ایتالیاییاش، را بدهد، رسانههای ایران از حذف قطعی این باشگاه از رقابتهای فصل آینده لیگ قهرمانان آسیا خبر دادند؛ برای دومین فصل پیاپی. کنفدراسیون فوتبال آسیا تا یازدهم فروردینماه به همه باشگاهها مهلت داده بود تا بعد تصفیه بدهیهای خود اسنادشان را در سامانه بارگذاری کنند.
پس از این فاجعه بود که علی فتحاللهزاده از مدیر عاملی باشگاه استقلال استعفا کرد و وجود موجی از فساد و رسوایی مالی در این باشگاه رسانهای شد؛ اتفاقی که با حضور آقای قربانزاده در برنامه «فوتبال برتر» صداوسیما و مناظره جنجالی و تاریخی با علی فتحاللهزاده به اوج خود رسید.
آقای قربانزاده علاوه بر آن که سطح دانش مالی آقای فتحاللهزاده را با یک سوال ساده درباره سه جزء صورتهای مالی و ناتوانی او در پاسخ برملا کرد، با مستندات از ناپدیدشدن ۱۴۰ هزار یورو خبر داد و، به جز آن، افشا کرد که علی فتحاللهزاده بدهی پنج میلیارد تومانی چند بازیکن استقلال را دو بار از این باشگاه وصول کرده است.
بعد از پخش این برنامه، سازمان خصوصیسازی در فاصله پنج روز دو بیانیه تند به همراه اسناد و مدارک علیه آقای فتحاللهزاده منتشر کرد و به او مهلت داد تا این مبلغ را به حساب استقلال برگرداند.
آقای قربانزاده هم اعلام کرد که سهامداران استقلال میتوانند از مدیرعامل سابق و تمام اعضای هیئت مدیره به دلیل «کتمان وقایع مالی مربوط به پول سهام باشگاه» شکایت کنند. اشاره او نه فقط به علی فتحاللهزاده که به مدیر عامل پیش از او، یعنی مصطفی آجرلو هم بود.
با پذیرهنویسی ۱۰ درصد سهام استقلال در اسفند ۱۴۰۰ و واریز ۳۵۸ میلیارد تومان به حساب این باشگاه، باز هم مدیران بدهی استراماچونی را پرداخت نکردند و این پول را صرف امور دیگری کردند در حالی که هشت ماه پیش میتوانستند با حدود ۴۰ میلیارد تومان بدهی استراماچونی را پرداخت کنند.
به گفته آقای قربانزاده، بحث پرداخت بدهی استراماچونی یک بار در زمان آقای آجرلو و یک بار هم در زمان علی فتحاللهزاده مطرح شده بود: «بر این اساس ۱۱۸ میلیارد تومان برای پرداخت بدهیهای خارجی از جمله استراماچونی به حساب باشگاه استقلال واریز شد ولی صرف هزینههای دیگر شد.»
به گفته رئیس سازمان خصوصیسازی، استقلال بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان اضافه و خارج از چارچوب خرج کرد. آقای فتحاللهزاده هم که وعدههایی نظیر «تاسیس نئوبانک» و «راهاندازی متاورس» داده بود، نه تنها درآمدزایی نکرد بلکه بدهی را هم پرداخت نکرد.
بدهی استراماچونی بعد همه این جنجال و حذف از لیگ قهرمانان آسیا در نهایت با اخذ یک وام از بانک شهر و پیش از سررسید مهلت قانونی فیفا، برای فرار از خطر بسته شدن پنجره نقل وانتقالات و حتی کسر امتیاز پرداخت شد. فیفا تا ۳۱ فروردین فرصت داده بود تا این بدهی تصفیه شود.
ضربالاجل بعدی؛ مجوز حرفهای
اما خطر حذف از آسیا با توجه به فرآیند صدور مجوز حرفهای برای حضور در فصل آینده لیگ قهرمانان آسیا برای پرسپولیس هم وجود دارد. کمیته صدور مجوز حرفهای فدراسیون فوتبال ایران بعد از اینکه باشگاهها مدارک خود را تا ۳۰ فروردین در سامانه بارگذاری کردند، فعالیت خود را رسماً آغاز کرده و در حال بررسی اسناد و مدارک ارائه شده از طرف باشگاهها است. این کمیته باید گزارشاش را حداکثر تا ۱۰ خرداد، یعنی ۲۰ روز دیگر، به کنفدراسیون فوتبال آسیا ارائه و اعلام کند که کدام باشگاهها مجوز را گرفتهاند.
کنفدراسیون فوتبال آسیا وظیفه بررسی اسناد و مدارک و اعطای مجوز را به کمیتههای صدور مجوز فدراسیونها واگذار کرده است. موعد مقرر، ۱۱ فروردین، برای پرداخت بدهیها در واقع یک ضربالاجل دیگر بود و با توجه به این که استقلال تا آن زمان نتوانست مدارک مالی مربوط به بدهی استراماچونی را بارگذاری کند، دیگر نمیتواند مجوز حرفهای بگیرد.
مصطفی زارعی، مسئول کمیته صدور مجوز حرفهای فدراسیون فوتبال ایران، به خبرگزاری ایرنا گفت هر باشگاه باید ۳۷ مورد را برای گرفتن مجوز حرفهای در نظر بگیرد و اگر تنها یکی از این ۳۷ مورد ایرادی داشته باشد، مجوز داده نمیشود. این معیارها ورزشی، مالی، زیر ساختی، حقوقی و پرسنلی هستند.
یکی از بحثبرانگیزترین این موارد در مورد دو باشگاه پرسپولیس و استقلال، دولتی بودن و مالکیت مشترک آنهاست که فصل گذشته منجر به حذفشان از لیگ قهرمانان شد. مالک هر دو باشگاه وزارت ورزش و جوانان است.
برای رفع مشکل مالکیت مشترک، باشگاه استقلال وزیر اقتصاد را به عنوان رئیس مجمعاش معرفی کرد و باشگاه پرسپولیس وزیر ورزش را. به عبارت دیگر بعد از معوق شدن پروژه خصوصیسازی، دولت با این اقدام تلاش کرد دستکم مشکل مالکیت مشترک را حل کند.
اما عجیب اینجاست که در نشست مجمع عمومی دو باشگاه که پنجم اریبهشت برگزار شد، حمید سجادی، وزیر ورزش و جوانان، به عنوان رئیس هر دو مجمع شرکت کرد که حتی صدای خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، را هم درآورد. تسنیم تنها چند ساعت بعد، مالکیت جداگانه و واگذاری باشگاه استقلال به وزارت اقتصاد را زیر سوال برد و از ابهام در مالکیت مشترک دو باشگاه نوشت. با این حساب حالا حتی احتمال حذف دوباره پرسپولیس از لیگ قهرمانان هم وجود دارد.
کدام خصوصیسازی؟

منبع تصویر، Getty Images
با چنین مشکلاتی بحث خصوصیسازی دو باشگاه پرسپولیس و استقلال بیشتر به شوخی شبیه است. با اینحال حسین قربانزاده، رئیس سازمان خصوصیسازی، سازمانی که به گفته خودش حدود ۴۰۰ شرکت واگذارشده یا در حال واگذاری دارد، این روزها آن قدر وقت دارد که حتی به تمرینات پرسپولیس و استقلال هم سر بزند و وانمود کند همه چیز روال قانونی خود را طی میکند، اما بیشتر به نظر میرسد که به دلیل «حضور در رسانهها و کسب شهرت» تا این حد وقت صرف این دو باشگاه میکند.
علاوه بر آن سوال اصلی اینجاست که چرا سازمان خصوصیسازی مدیریت باشگاه استقلال را، که به گفته آقای قربانزاده از مصوبات کمیته مصارف پیروی نکرد، در همان مقطع تغییر نداد تا به موقع از حذف از لیگ قهرمانان آسیا پیشگیری شود؟
جدای اینکه چقدر عزم برای خصوصیسازی پرسپولیس و استقلال جزم است، با وجود رسوایی اخیر و تمام این فساد و سوءمدیریتها، بسیاری از صاحبنظران اقتصادی، خصوصیسازی این دو باشگاه را با توجه به ساختارهای فوتبال و اقتصاد ایران همواره غیرممکن دانستهاند.
فارغ از شیوه واگذاری دو باشگاه از را بورس، که خودش جای بحث جداگانه دارد، و عملاً در هیچ کجای دنیا نتیجه مورد انتظار را در پی نداشته، در کل خصوصیسازی این دو باشگاه نیازمند برخی الزامات اولیه همانند ایجاد بستر منابع درآمدی پایدار است که در ایران وجود ندارد و واگذاری دو باشگاه بدون تحقق این الزامات شاید حتی سرنوشت «ناگوارتری» برای آنها رقم بزند.
به دلیل فراهم نبودن این الزامات است که حتی مدافعان اقتصاد آزاد هم در ایران به دلیل شکلگیری بخش موسوم به «خصولتی» (سازمانهای دولتی که فقط در ظاهر به بخش خصوصی واگذار میشوند) و افزایش رانتخواری، پروژه خصوصیسازی در ایران را شکستخورده میدانند و خواستارتوقف واگذاری برخی از شرکتهای بزرگ شدهاند.
در فوتبال این وضعیت به مراتب بدتر است، چرا که بستر منابع پایدار درآمدی عملاً وجود ندارد.
یک باشگاه فوتبال سه منبع درآمد پایدار دارد: حق پخش تلویزیونی، اسپانسرینگ و درآمدهای روز مسابقه.
درآمدهای تلویزیونی به دلیل انحصاری بودن بازاری که در اختیار صداوسیماست در ایران وجود ندارد. درآمد اسپانسرینگ هم به دلیل ماهیت غیررقابتی و دولتی اقتصاد ایران دشوار است. درآمدهای روز مسابقه نیز به دلیل ورزشگاههای کهنه و فرسوده و غیراختصاصی قابل توجه نیست.
به این کمبودهای زیرساختی و حقوقی، وقتی عامل سوءمدیریت هم اضافه شود دو باشگاه زیانده با بدهیهای سنگین شکل میگیرند. روزنامه فرهیختگان چندی پیش با انتشار گزارشی خبر داد که تنها بدهی بانکی این دو باشگاه روی هم به ۴۴۷ میلیارد تومان میرسد.
در چنین وضعیتی جای تعجب نیست که بازار به سهام دو باشگاه زیانده با بدهیهای سرسامآور، که حتی از حضور در لیگ قهرمانان آسیا هم بازمیمانند، اقبالی نشان ندهد.














