«امیدوارم پدرم بازگردد... هرگز صدای او را نشنیده‌ام»

    • نویسنده, گابریلا پومروی
    • شغل, بی‌بی‌سی

در ساعات پس از فروپاشی رژیم بشار اسد در سوریه، صدها نفر به مکانی هجوم برده‌اند که برای بسیاری نماد بارز حکومت سرکوبگرانه او بود: زندان صیدنایا.

این مجتمع نظامی بدنام برای دهه‌ها محل بازداشت ده‌ها هزار نفری بوده که به هر نحوی با حکومت سوریه مخالفت کرده‌اند.

از جمله کسانی که به‌دنبال افرادی بودند که در این زندان ناپدید شده‌اند، جوان عمر، یک سوری مقیم ترکیه است.

او روز یکشنبه از ترکیه به زندان صیدنایا سفر کرد تا به‌دنبال پدر همسرش بگردد که در سال ۲۰۱۳ پس از آنکه رژیم او را به کمک به مخالفان متهم کرد، ناپدید شد.

جوان عمر به بی‌بی‌سی گفت: «من به زندان رفتم و عکس‌هایی از پدرزنم نشان دادم، اما هیچ‌کس او را نشناخت.»

او افزود: «همسرم ۱۱ سال رویای پیدا کردن پدرش را داشت. وقتی شنیدیم زندانیان آزاد شده‌اند، امیدمان زنده شد، اما از دیروز همسرم فقط گریه می‌کند.»

او گفت که وقتی به او اطلاع داده‌اند بسیاری از زندانیان به مکانی دیگر منتقل شده‌اند، ناامید شده است.

عمر همراه با دوستش دکتر شاروان ایبش، مدیرعامل گروه امدادی سوری بهار که در این جستجو کمک می‌کرد، به زندان رفت.

دکتر ایبش صحنه‌هایی که در بیرون زندان دیده را بعنوان «هرج و مرج» توصیف کرد. صدها نفر در تلاش بودند عزیزان خود را پیدا کنند.

شاروان ایبش ادامه داد: «صدها نفر از زندان بیرون می‌آمدند و به ما گفته شد که نمی‌توانیم وارد شویم، زیرا افراد زیادی در مسیر امدادگران بودند.»

با سقوط اسد، بسیاری از خانواده‌ها امید تازه‌ای یافته‌اند که شاید بتوانند عزیزان خود را که در زندان‌ها ناپدید شده‌اند، پیدا کنند.

یکی از این خانواده‌ها، خانواده نداف از ادلب است که در حال جستجوی ثائر نداف هستند؛ کسی که در سال ۲۰۱۱ دستگیر و به زندان صیدنایا فرستاده شد.

ثائر در زمان دستگیری دو فرزند داشت، یک نوزاد و یک کودک دو ساله.

مصطفی، پسر او که اکنون ۱۲ سال دارد، به بی‌بی‌سی گفت: «امیدوارم او برگردد. به خدا قسم دلم برایش تنگ شده، من هرگز صدای او را نشنیده‌ام.»

فیضه نداف مادر ثائر می‌گوید: «هیچ‌ کس نمی‌داند او چرا دستگیر شد.»

او پسر دیگرش محمد را به زندانی در دمشق فرستاده تا او را پیدا کند.

یک پزشک که دو ماه پیش از زندان آزاد شده بود، به آنها اطلاع داد که ثائر هنوز زنده است. آنها باور دارند که او در بخش زیرزمینی مجتمع صیدنایا نگهداری می‌شد.

فیضه گفت: «منتظر دیدن دوباره پسرم هستم. او ۱۲ سال ناپدید بوده و در تمام این مدت دعا می‌کردم که بتواند فرزندانش را دوباره ببیند.»

مسجدی ۲۰ کیلومتر دورتر به‌عنوان محلی برای ملاقات زندانیان آزادشده و خانواده‌هایشان تعیین شده است.

شاروان ایبش که از آنجا بازدید کرد، چندین نفر تازه آزادشده را دید که آشکارا در وضعیت روحی بسیار بدی بودند.

او به بی‌بی‌سی گفت: «گروهی از مردم دو مرد را که به‌تازگی آزاد شده بودند، احاطه کرده و تلاش می‌کردند به آنها کمک کنند.»

او ادامه داد: «[آنها] چندین سال در زندان نگهداری شده بودند و بسیار گیج بودند. حتی زمان را گم کرده بودند.»

ایبش افزود: «مردم اطرافشان می‌پرسیدند اسمت چیست و چند سال داری؟ اما آنها حتی نمی‌توانستند به این سئوال‌ها پاسخ دهند.»

او گفت که از ظاهرشان سخت می‌شد فهمید چند ساله هستند و اضافه کرد: «آن مردها کاملاً گیج‌ بودند، فقط مستقیم به جلو خیره شده بودند.»

اگرچه بسیاری از خانواده‌ها از زمان آزاد شدن زندانیان، با عزیزانشان دیدار کرده‌اند اما جستجو برای بسیاری دیگر همچنان ادامه دارد.

رژیم اسد صدها هزار زندانی سیاسی را بازداشت کرده بود. انجمن زندانیان و مفقودان زندان صیدنایا که در ترکیه مستقر است، صیدنایا را یک «اردوگاه مرگ» توصیف کرده است.

در طول جنگ داخلی که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، نیروهای دولتی صدها هزار نفر را در بازداشتگاه‌ها نگه داشته‌اند. جایی که به گفته گروه‌های حقوق بشری، شکنجه امری رایج بوده است.