چه موانعی در برابر طرح صلح اروپا برای اوکراین وجود دارد؟

منبع تصویر، EPA
- نویسنده, فرانک گاردنر
- شغل, خبرنگار حوزه امنیت، بیبیسی نیوز
برای توصیف طرحهایی که بعد از اجلاس ۱۹ رهبر عمدتاً اروپایی درمورد اوکراین اعلام شده، هر واژهای که استفاده شود - مثل آتشبس، آتشبس موقت یا طرح صلح - چالشهای پیش رو بسیار بزرگ خواهد بود.
این اجلاس روز یکشنبه دوم مارس (۱۲ اسفند) درلندن برگزار شد.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، ، به همراه امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، امیدوارند این طرح در نهایت صلح پایدار را برای اوکراین به ارمغان آورد.
در قلب این طرح، آنچه که استارمر «ائتلافی برای خواستن» مینامد، قرار دارد که شامل کشورهایی است که در صورت دستیابی به توافق، خواهان کمک به تضمین صلح هستند.
اما موانع پیش رو چیستند؟ برطرف کردن آنها چقدر راحت است؟
آیا اروپا قادر به تشکیل نیروی بازدارنده لازم است؟
اولاً، آیا ارتشهای کوچک شده و زرادخانههای نیمهخالی اروپا میتوانند نیروی بازدارنده قابلتوجهی برای اعزام به اوکراین تشکیل دهند؟ کدام کشورها به جز بریتانیا و فرانسه حاضر به ارسال نیرو در قالب چنین سناریوی نامطمئنی خواهند بود، به ویژه با توجه به تردیدهایی که در مورد حمایت ایالات متحده وجود دارد؟
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، گفته است که برای حفظ آتشبس در طول خط تماس ۹۶۰ کیلومتری میان دو ارتش روسیه و اوکراین، به نیرویی بالغ بر ۲۰۰ هزار سرباز نیاز است.
اگرچه این رقم به شدت خوشبینانه است، اما برآورد رهبر اوکراین در ارزیابی تعداد نیروهای لازم برای ایفای نقش بهعنوان بازدارنده در برابر هرگونه تجاوز آینده روسیه درست است.
در واقعیت، اروپا حتی برای تأمین یک سوم این تعدادهم مشکل دارد. این موضوع ناشی از چند دهه کاهش توان نظامی در این قاره است که با گذشت سالها از برقراری صلح و آرامش پس از جنگ سرد، صورت گرفته است.
قدرت هوایی بسیار حیاتی خواهد بود. این هم برای عملیات موسوم به «اطلاعات، نظارت و شناسایی» و هم برای دفع هرگونه تجاوز آینده روسیه ضروری است.
هیچ فایدهای ندارد که یک تیپ از نیروهای بریتانیایی در بخشی از خط آتشبس مفروض مستقر شود در حالی که هزاران سرباز روسی و وسایل نقلیه زرهی از فاصله ۱۶۰ کیلومتری از معبری عبور میکنند و هیچ وسیله مناسبی برای دفع آنها وجود ندارد.
در گزارشی که مؤسسه بینالمللی امور بینالملل (IISS)، یک اندیشکده مستقر در لندن، به تازگی منتشر کرده آمده است: «ایالات متحده توانایی زیادی در زمینه اطلاعات سیگنالی (Sigint) و سوختگیری هوایی دارد که بدون آن، نیروی اروپایی با مشکل مواجه خواهد شد.»
«وابستگی اروپا به تواناییهای نظامی واشنگتن، بهویژه عوامل ضروری همچون عملیات اطلاعات، نظارت و شناسایی و سوختگیری هوایی، دستیابی به 'استقلال' را به چالشی عمده تبدیل خواهد کرد مگر اینکه سرمایهگذاریهای عظیمی در این زمینهها صورت گیرد.»
در ادامه این گزارش آمده است: «ایالات متحده همچنین بیش از نیمی از جنگندهها و هواپیماهای ویژه حملات زمینی را برای پیمان ناتو تأمین میکند.»
در کوتاهمدت، تشکیل یک نیروی بازدارنده معتبر برای حفاظت از اوکراین بدون پشتیبانی نظامی ایالات متحده، بسیار چالشبرانگیز ، اگر نگوییم غیرممکن، خواهد بود.
آیا میتوان ترامپ را متقاعد کرد که آمریکا از این فرایند پشتیبانی کند؟
دونالد ترامپ دوست دارد بگوید که او جنگها را شروع نمیکند، بلکه آنها را متوقف میکند.
متعهد کردن سربازان و نیروی هوایی ایالات متحده به یک خط آتشبس ناپایدار که پتانسیل تبدیل شدن به جنگی تمامعیار را دارد و ناتو را درگیر خود خواهد کرد، آخرین چیزی است که او بخواهد انجام دهد.
در عوض، او روش مورد نظر خود را برای پایان دادن به این جنگ اعلام کرده که مذاکره مستقیم با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، است.
هدف استارمر این است که اروپا یک پیشنهاد آتشبس معتبر ارائه دهد که بعدا به رئیسجمهور ترامپ ارائه شود به این امید - و بر کلمه «امید» تأکید میکنم - که ترامپ با ارائه پشتیبانی نظامی ایالات متحده موافقت کند.
تاکنون، این امر بعید به نظر میرسد.
آیا روسیه آن را میپذیرد؟

منبع تصویر، Reuters
برخی ممکن است اینگونه استدلال کنند که چرا روسیه باید چنین طرحی را بپذیرد؟
نیروهای زمینی روسیه در میدان جنگ پیروز شدهاند، هرچند با هزینهای فاجعهبار برای جان انسانها؛ اوکراین هم بزرگترین متحد خود را در این جنگ، یعنی ایالات متحده آمریکا، تقریباً از دست داده است.
بدون حمایت نظامی آمریکا، اوکراین با دشواری قادر خواهد بود نیروهای روسی را در جبهههای شرق و جنوبشرقی متوقف کند. بدون موشکهای پاتریوت ایالات متحده، شهرهای آن بیشتر در معرض حملات موشکی گسترده از سوی روسیه خواهند بود.
ولادیمیر پوتین همیشه به روشنی عنوان کرده که او حضور نیروهای عضو ناتو در اوکراین را نخواهد پذیرفت. حالا که او عملاً یک متحد در کاخ سفید دارد، کمتر احتمال دارد که از این موضع عقبنشینی کند مگر اینکه رئیسجمهور ترامپ بتواند در مقابل به او انگیزه و مشوق بزرگی ارائه دهد.
نکته مهم و تعیین کننده اینجاست که کرملین از اهداف حداکثری خود برای اوکراین دست برنداشته است. هدف روسیه در نهایت بازگرداندن کل اواکراین به مدار مسکو و جایگزینی زلنسکی با رهبری است که آلت دست و وفادار به روسیه باشد.
در کمترین حالت ممکن، بعید است که کرملین در برابر درخواستهای اصلی خود عقبنشینی کند؛ یعنی اینکه اوکراین نه تنها سرزمینهایی که روسیه قبلاً اشغال کرده است - در مناطق خرسون، زاپوریژیا، دونتسک و لوهانسک - بلکه شهرهای مجاور خرسون و زاپوریژیارا هم واگذار کند و با این کار صدها هزار نفر از ساکنان اوکراینی مجبور خواهند شد که یا فرار کنند یا شهروند روسیه شوند.














