«دوران سوگ و اندوه گذشته است، حالا نوبت خشم است»
جین مکنزی، بیبیسی، سئول

منبع تصویر، SONG FAMILY
در آتشسپارگاه (محل سوزاندن و نگهداری خاکستر مردگان) خارج از شهر سئول، سونگ هو بونگ با ظرافت دستهگل مینیاتوری کوچکی را بر جعبه خاکستر پیکر دخترش قرار میدهد.
او با صدای بلند میگوید: «سلام دخترم، بابا به دیدارت آمده است، چطوری؟»
ایونجی، دختر ۲۴ سالهٔ او، یکی از آخرین قربانیان حادثهٔ مرگبار سئول بود که شناسایی شد. او یکی از ۱۵۰ زن جوانی بود که در عبور از گذرگاه باریکی در خیابان سئول بر اثر فشار جمعیت نتوانست نفس بکشد و خفه شد.
خانوادهٔ او ۱۸ ساعت پرتبوتاب در انتظار دریافت خبری از او بودند. پزشکان گفتند هر دو دست او بر اثر فشار جمعیت شکسته بود.
آقای سونگ که با اندوه اشک میریزد از ایونجی میگوید که در یک آژانس مسافرتی در محلهای در سئول کار میکرد و همیشه در آرزوی سفر به نقاط مختلف دنیا بود.
او میگوید دخترش درست مثل خود او روحیهٔ شاد و سرزندهای داشت و آن دو با هم خیلی خوب کنار میآمدند.
آقای سونگ میگوید: «دردناکترین نکتهٔ این ماجرا این است که آنها انتظار حضور چنین جمعیتی را داشتند اما هیچ اقدامی انجام نداده بودند. فقط اگر چند مأمور پلیس میگذاشتند شاید این اتفاق نمیافتاد و دخترم حالا زنده بود».
با گذشت حدود سههفته از این حادثه، آشکار شده است که اگر مسئولان آمادگی بیشتری داشتند و سریعتر واکنش نشان میدادند میشد از این فاجعه جلوگیری کرد.
حدود ۱۳۰ هزار نفر در جشنی به مناسبت هالووین در محلهٔ توریستی ایتائوان جمع شده بودند اما برای کنترل و هدایت چنین جمعیت انبوهی هیچ مأمور پلیسی در محل حضور نداشت.

منبع تصویر، NURPHOTO/GETTY IMAGES
بازپرسان این حادثه در حال بررسی ادعاهایی هستند که پلیس در مورد خطر احتمالی این تجمع هشدار داده بوده است اما نادیده گرفته میشود و سپس حذف میشود.
مقامات کرهٔ جنوبی دربارهٔ گستردگی مسئولیت این حادثه گفتگو میکنند درحالی که نگران هدف قرار گرفتن افرادی که در این حادثه نقشی نداشتهاند هم هستند.
تاکنون هیچکس مسئولیت این حادثه را برعهده نگرفته است. هیچ مقامی هم از سمت خود استعفا نداده و همین باعث خشم بیشتر مردم شده است.
آقای سونگ میگوید: «یکی از مقامات بالای کشور باید مسئولیت این حادثه را برعهده بگیرد».

این حادثه، خاطرهٔ تلخ غرق شدن کشتی سال ۲۰۱۴ سئول را در ذهن مردم زنده کرد که در آن حادثه حدود ۲۵۰ دانشآموز غرق شدند. مدیریت نادرست و بیتدبیریهایی که موجب آن حادثه شد در نهایت باعث برکناری رئیسجمهور وقت، پارک گئون هائه شد.
رئیسجمهور یون فرصتی برای اشتباه ندارد. او با اختلاف رای اندکی حدود شش ماه پیش به مقام ریاستجمهوری رسید. برای آگاهی از میزان محبوبیت او میتوانید به مجموعهای از گافهای او در داخل و خارج کشور توجه کنید. میزان محبوبیت او یک بار تا ۲۵٪ کاهش پیدا کرد. او در میان نسل جوان کرهٔ جنوبی محبوبیتی ندارد، نسلی که دوستان خود را در حادثهٔ ایتائوان از دست دادهاند.
بیشتر افرادی که در تظاهرات اعتراضی شرکت میکنند پیش از حادثهٔ ایتائوان هم معترض بودند، این حادثهٔ دلخراش فقط دلیل تازهای برای راهپیمایی علیه رئیسجمهور در اختیار آنها گذاشت.
لی جییی، ۲۷ساله، میگوید: «من خشمگینم چون رئیسجمهور هیچ مسئولیتی در این ماجرا قبول نکرده است. او باید عذرخواهی میکرد اما درعوض تلاش کرده است که تقصیر را به گردن مقامات پایینتر بیندازد».
تحقیقات در مورد دلیل بروز این حادثه بر واکنش پلیس محلی و نیروهای امداد و آتشنشانی متمرکز شده است. آشکار شدن اینکه پلیس ساعتها پیش از حادثه به تماسهای اضطراری پاسخ نداده است باعث حیرت مردم شده است اما گروهی هم معتقدند سرزنش نیروهای پلیس و امداد به تنهایی درست نیست، در وضعیتی که فقدان آمادگی و تدابیر لازم برای هرگونه اتفاقی از شب پیش مشهود بوده است.
پلیس و نیروهای امداد و نجات میگویند قربانی بازیهای سیاسی برای نجات سیاستمداران شدهاند و مقامات و مسئولان آنها را سپر بلای خود کردهاند.
اتحادیهٔ آتشنشانان در اقدامی نامتعارف وزیر کشور را که مسئول حفظ امنیت عمومی شهروندان است متهم کرد و از پلیس خواست که در مورد او تحقیقات انجام دهد. آنها مقامات دولتی را به پاسخگویی فرامیخوانند چون این رویداد بدون برنامهریزی بوده و مشخص نبوده چه کسی مسئول امنیت شرکتکنندگان در مراسم است.
گو جین یانگ، مدیر اتحادیه میگوید:«این فاجعهای اجتنابپذیر بوده است ما باید افرادی که میتوانستند جلوی بروز این حادثه را بگیرند بازخواست کنیم».
او میگوید: «در کرهٔ جنوبی بهندرت مقامات بالا را مسئول میدانیم اما این مهمترین گام برای جلوگیری از بروز فاجعههای بعدی است»
او همچنین اضافه میکند که مشاهده زیر ضرب و انتقاد قرار گرفتن آتشنشانان و نیروهای امداد که جان خود را برای نجات زندگی دیگران بهخطر میاندازند دلآزار است.
حتی نجاتیافتگان و خانوادههایی که عزیزان خود را در این حادثه از دست دادهاند در معرض سرزنش هستند که چرا به محلهٔ توریستی ایتائوان رفتهاند. این موضوع باعث شده است که بسیاری از آنها حاضر به گفتگو نشوند.
یکی از نجاتیافتگان این حادثه میگوید از کامنتی در شبکههای اجتماعی دلگیر شده است که نوشته بوده است چرا باید مالیات ما صرف نجات دادن افرادی شود که بر اثر بدمستی آسیب دیدهاند.
محدودیت رفتوآمد این خیابان اکنون برداشته شده است اما بیشتر رستورانها و بارهای این خیابان از آن زمان بستهاند و آنها هم که باز هستند مشتری ندارند.

تزئینات هالووین هنوز بر درودیوار کیکشاپ، محبوبترین کلوپ در انتهای خیابان ایتائوان است. صاحبان این کلوپ، سام سوانسون و سانی وون نتوانستهاند کار خود را ادامه دهند، سام نگران است که کل محله قربانی این ماجرا شود تا پوششی برای مشکلات بزرگتر شود مشکلاتی که ریشه در این واقعیت دارد که هنوز در سئول تعصبات و جزماندیشیهایی در مورد زندگی شبانه وجود دارد.
او میگوید:«چرخش اقتصاد سرگرمیهای شبانه که ما داریم از بیشتر شهرهای بزرگ جهان بیشتر است اما اغلب از ما حمایت نمیکنند. ایتائوان مکان نادر و خاصی است. اینجا مأمن همهٔ انسانهای بهحاشیه رانده شده است، اجتماع همجنسگرایان و اقلیتهای جنسی. آسانترین کار هم این است که گروهی از افراد و اجتماعات حاشیهای را بیابی و تقصیرها را به گردن آنها بیندازی».
آقای سوانسون فکر میکند شاید با انتخاب شهردار شبانه قدر و ارزش زندگی شبانه شهر دانسته شود و بهخوبی سامان بگیرد. او باور دارد که برکناری رئیسجمهور مشکلی را حل نمیکند و تغییر لازم را ایجاد نخواهد کرد.
این زوج امیدوارند که کلوپ آنها بتواند به کار خود ادامه دهد. او در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود حرفهایش را با این جمله به پایان میبرد:«این شهر همیشه ناآرام است، اوضاع بیرحمانهای است. ما هم به ناچار با همه فراز و نشیبهای آن همراه میشویم».
اما سوگها هنوز تازه است. در گذرگاه این خیابان زن جوانی خمشده و درهمپیچیده روی زمین نشسته است و در تاریکی و زیر باران بر سنگفرش خیابان میگرید.
زن دیگری فریاد میزند: «من از دست این بچهها عصبانیام، آنها همسن بچههای من بودند و نباید اینطور در خیابان جان میدادند».
آقای سونگ پیش از ترک خاکستر دخترش در آتشسپارگاه به دیدار خاکستر چند تن از قربانیان دیگر ایتائوان میرود. او در جستجوی یافتن خانوادههای قربانیان دیگر است تا شاید با همدلی با یکدیگر آرامشی پیدا کنند اما او میگوید مقامات امکان تماس آنها را با هم فراهم نمیکنند.
او سردرنمیآورد چرا باید جدا و بیخبر از هم باشند اما فکر میکند شاید برای این است که دست به هیچ اقدامی نزنند.













