«زن، زندگی، آزادی»؛ فیلم های یک جنبش

سالگرد مهسا
    • نویسنده, محمد عبدی
    • شغل, منتقد فیلم
فیلم «آفتاب می‌شود» ساخته آیت نجفی

منبع تصویر، Venice Biennale

توضیح تصویر، «آفتاب می‌شود» ساخته آیت نجفی

جنبش «زن، زندگی، آزادی» مناسبات سینمای ایران را تغییر داد و برای اولین بار تعدادی فیلم ایرانی در داخل کشور ساخته شد که در آن حجاب اجباری کنار گذاشته شد.

این روند که به نظر می‌رسد به جریان اصلی سینمای ایران در برابر سینمای کاملاً دولتی و رانتی سینماگران وابسته به حکومت بدل شده، به شدت مورد استقبال جشنواره‌های جهانی در یک سال گذشته قرار گرفته و اساساً جایی برای سینمای رسمی و مورد تأئید جمهوری اسلامی باقی نگذاشته تا آنجا که در آینده نزدیک هم چشم اندازی برای عرضه فیلم‌هایی که کماکان با حجاب اسلامی و با مجوز وزارت ارشاد در داخل ایران ساخته می‌شوند، در جشنواره‌های جهانی وجود ندارد و برعکس، عرصه برای سینمای بدون مجوز، کم خرج و فیلمسازان جوانی باز شده که بدون تن دادن به ممیزی‌های بی‌شمار و قوانین دست و پا گیر وزارت ارشاد(که در سایر کشورهای مسلمان هم مشابه‌ای ندارد) آثار جسارت آمیز خود را عرضه می‌کنند.

هر چند این نوع سینما در ابتدای کار خودش است و غالب این فیلم‌ها - که با محدودیت‌های بسیار و به شکل مخفیانه ساخته شده‌اند- هنوز از نظر سینمایی به پختگی نرسیده‌اند، اما نفس این حرکت عظیم ستایش برانگیز است و نشان از آن دارد که سینماگران ایرانی همگام با مردم غالباً از همراهی با سینمای رسمی و دولتی سر باز زده‌اند و چرخ سینمای رسمی ایران عملاً از کار افتاده و دوره تازه‌ای شکل گرفته که مختصاتش با گذشته این سینما به شدت متفاوت است و حتی متضاد.

«آشیل» ساخته فرهاد دلارام

منبع تصویر، Toronto Film Festival

توضیح تصویر، «آشیل» ساخته فرهاد دلارام

«آشیل» ساخته فرهاد دلارام که این روزها در جشنواره تورنتو اولین نمایش جهانی‌اش را تجربه کرد، فیلمی است که در مضمون به جنبش زن، زندگی، آزادی پیوند می‌خورد: داستان فیلمساز جوانی که خسته و نومید دست از کار کشیده و حالا در یک بیمارستان به یک دختر فعال سیاسی/اجتماعی که به اجبار مأموران امنیتی در بخش روانی بیمارستان بستری شده کمک می‌کند تا بگریزد.

فیلم آشکارا درباره وقایع این روزها حرف می‌زند و پاسخ‌اش «نه» گفتن به جبر حاکم است که در نهایت به یک گریز ختم می‌شود. دیوار در فیلم معنایی آشکارا سیاسی می‌یابد و در نهایت فیلم هرچند تلخ، اما با امید به تغییر به پایان می‌رسد.

یکی دیگر از نمونه‌های بارز سینمای زیرزمینی ایران، «منطقه بحرانی» ساخته علی احمدزاده است که جایزه یوزپلنگ طلایی جشنواره لوکارنو را هم نصیب برد؛ فیلمی که پیش از جنبش زن، زندگی، آزادی شکل گرفته، اما اصلاً و اساساً به نماینده‌ای از این جنبش بدل شده که در آن «نه» گفتن نسل جوان به همه محدودیت‌ها چشمگیر است و دیدنی.

فیلم فارغ از هر نوع محدودیت ساخته شده و مملو است از صحنه‌هایی که پیشتر در سینمای ایران وجود نداشتند؛ از اشاره‌های جنسی تا تماس زن و مرد، از دشنام‌های رکیک تا طبیعی بودن زنان در جلوی دوربین یعنی بدون حجاب اجباری. صحنه‌ای از این فیلم نماینده درخوری است از تمام وقایع این ماه‌ها که در آن یک دختر- آشکارا به نمایندگی از یک نسل- سرش را از پنجره اتوموبیل بیرون می‌آورد و با تمام وجود در خیابان‌های شهر به شرایط موجود دشنام می‌دهد.

«آفتاب می‌شود» ساخته آیت نجفی

منبع تصویر، Venice Biennale

توضیح تصویر، «آفتاب می‌شود» ساخته آیت نجفی

در فیلم «آفتاب می‌شود» ساخته آیت نجفی که در جشنواره ونیز به نمایش درآمد هم با امید به تغییر روبرو هستیم؛ فیلمی که بدون نمایش صورت بازیگرانش، به شکل مخفیانه در داخل ایران ساخته شده و وقایع و اتفاقات این ماه ها و «نه» گفتن زنان را به تصویر می‌کشد با این امید که سرانجام آفتاب برخواهد آمد.

در فیلم کوتاه «من خود، من هم می‌رقصم» ساخته محمد ولی زادگان که در جشنواره برلین به نمایش درآمد، ممنوعیت رقص به تصویر کشیده می‌شود؛ حق ساده‌ای که زنان ایران از آن منع شده‌اند. فیلم داستان دختری عاشق رقص را روایت می‌کند که با ممنوعیت‌های مختلفی روبروست و قصد تن دادن به آنها را ندارد؛ باز نمادی از دختران و زنانی که پس از چهل و چهار سال دیکتاتوری مذهبی، حاضر به مصالحه درباره حقوق اولیه انسانی خود نیستند.

«ماده تاریک» ساخته کریم لک زاده که در جشنواره کارلووی واری به نمایش درآمد، با آن که به طور مستقیم بازتابنده اتفاقات یک سال گذشته در ایران نیست، اما از طریق داستان جسورانه‌اش درباره یک دختر بازیگر و تصمیم او برای کنار گذاشتن حجاب در حین فیلمبرداری، به این جنبش پیوند می‌خورد و در فضایی «ژول و جیم» وار (ساخته تحسین شده فرانسوا تروفو)، با جنبش‌های آزادی خواهانه زنان در دهه شصت میلادی مربوط می‌شود و تصویر رها و متفاوتی از زن ارائه می‌کند.

این میان سینماگران ایرانی خارج از کشور هم دست از کار نکشیده‌اند و حالا در ادامه پرداختن به سوژه‌های ممنوع در داخل ایران، طی یک سال گذشته به اشکال مختلف با این جنبش پیوند خورده‌اند. از آخرین نمونه‌های آن فیلم «تاتامی» است ساخته زر امیر ابراهیمی و گای نتیف، فیلمساز اسرائیلی که اولین همکاری یک فیلمساز ایرانی و اسرائیلی را رقم زد و روایت آن هم به اشکال مختلف با محدودیت‌های زنان در ایران مرتبط می‌شود، تا آنجا که در صحنه‌هایی نزدیک به پایان، دختر جودوکار ایرانی با تمامی فشارها و تهدیدهای حکومتی، «نه» می‌گوید و حجابش را هم در مسابقه از سر بر می دارد. در این صحنه او موهایش را از پشت می‌بندد که آشکارا ادای دینی است به صحنه‌های مشابه واقعی که در خیابان‌های ایران اتفاق افتاد و به نمادی از مبارزه زنان ایرانی بدل شد.