«جهان در لبه پرتگاه فاجعه»؛ فیدل کاسترو در مصاحبه ۶۰ سال پیش خود به بی‌بی‌سی چه گفته بود؟

فیدل کاسترو

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, مایلز برک
    • شغل, بی‌بی‌سی

این مصاحبه از آرشیو صوتی و تصویری منحصربه‌فرد بی‌بی‌سی است و برای مرور وقایع تاریخی است که امروزه هم مورد توجه هستند.

خط

در سال ۱۹۶۱، فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا، با بی‌بی‌سی در مورد اصلاحات ارضی خود و همچنین تمایلش به صلح مصاحبه کرد. اما این آغازی بر وخامت روابط بین ایالات متحده و کوبا بود که جهان را تا لبه پرتگاه فاجعه سوق داد.

در ۲۶ ژوئن ۱۹۶۱، رابین دی، گزارشگر برنامه پانورامای بی‌بی‌سی، در یک مزرعه در حومه هاوانا با فیدل کاستروی ۳۴ ساله دیدار کرد تا در مورد تغییراتی که در این جزیره از زمان رهبری انقلاب او برای سرنگونی دیکتاتور کوبا، فولخنسیو باتیستا، رخ داده بود، گفت‌و‌گو کند.

کاسترو در حین مصاحبه، فردی خوش برخورد به نظر می‌رسید، اما گاهی از پاسخ طفره‌ می‌رفت. او مشتاق بود به خبرنگار بی‌بی‌سی القا کند که سیاست اصلاحات ارضی – که کمی بیش از دو سال پیش امضا کرده بود – زندگی مردم کوبا را بهبود بخشیده و همچنین خواهان روابطی صلح‌آمیز با ایالات متحده شده بود.

تنها کمی از شروع این مصاحبه به ظاهر گرم کافی بود تا نشان دهد که اوضاع بین کوبا و ایالات متحده چقدر پر از تنش و رو به خطرناک شدن است.

رابین دی یکی از چند خبرنگاری بود که به سفر مطبوعاتی دعوت شده بود و رهبر انقلابی در حال گشت و گذار با خبرنگاران در روستاهای کوبا، روحیه‌ای مثبت داشت.

فیدل کاسترو در مصاحبه با رابین دی (پشت به دوربین)
توضیح تصویر، فیدل کاسترو در مصاحبه با رابین دی (پشت به دوربین)

دی گزارش داد: «او یک خطیب ذاتی با جریان بی‌پایان کلمات است» و اعتراف کرد که کاسترو تاثیر زیادی روی گروه گذاشته وقتی با اشتیاق درباره چشم انداز خود برای کشور به خبرنگاران گفته است.

دی در گزارش خود گفت: «نباید او را به عنوان یک دیوانه یا دلقک کنار گذاشت. او حتی خبرنگار نیویورک تایمز را با شوخ‌طبعی، دانش و مهارت خود تحت تأثیر قرار داد. او هر کجا برود، مورد توجه همگان است.»

کاسترو می‌خواست حمایت مردم کوبا از خود را به خبرنگاران نشان دهد و پیش‌تر آن‌ها را به یک مزرعه دولتی جدید برده بود، جایی که کارگران مزارع برای صحبت با او جمع شده بودند. او روزنامه‌نگاران را تشویق کرده بود تا از کارگران سوال کنند.

برای رهبر کوبا، توانمندسازی فقرای جزیره و بهبود شرایط زندگی آنها، هدف اصلی انقلاب بود. این بلندپروازی در قانون اصلاحات ارضی متجلی شده بود که کاسترو در ماه مه ۱۹۵۹ به تصویب رساند و الگوهای بهره‌کشی چند قرنی کوبا را زیر پا گذاشت.

پیش از انقلاب، بخش‌های وسیعی از اراضی کوبا در اختیار چند خانواده ثروتمند و شرکت‌های چندملیتی خارجی مانند کوکاکولا و یونایتد فروت بود.

اکثر روستاییان کوبایی به عنوان کارگر برای این ثروتمندان و شرکت‌ها کار می‌کردند. آنها اغلب در شرایطی ظالمانه، یا به عنوان کشاورزانی خرده پا که با خطر اخراج غیرقانونی روبرو بودند، برای گذران زندگی مجبور به کار روی قطعات ناچیز زمین بودند.

کاسترو با کشاورزان صحبت می‌کند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، کاسترو ظاهراً حتی با مصادره بخشی از املاک خانوادگی‌اش در فینکا لاس ماناکاس، مادرش را عصبانی کرده بود.

این نابرابری آشکار، فقر را در جزیره ریشه‌دار کرده بود و زمینه مناسبی را برای ریشه دواندن آرمان‌های انقلاب کاسترو فراهم کرده بود. قانون اصلاحات ارضی با ممنوعیت مالکیت خارجی زمین و مصادره دارایی‌های بالای ۱۰۰۰ جریب، به دنبال برچیدن این نظام بود.

این زمین‌ها که دوباره توزیع شده بودند، برخی به کمون‌های دولتی تبدیل شدند، برخی دیگر به حدود ۲۰۰ هزار کارگر روستایی داده شدند که سند مالکیت زمین دریافت کردند. کاسترو ظاهراً حتی با مصادره بخشی از املاک خانوادگی‌اش در فینکا لاس ماناکاس، مادرش را عصبانی کرده بود.

کاسترو می‌خواست به همسفران مطبوعاتی نشان دهد که آن قانون، که هنوز هم اساس مدل کشاورزی کوباست، چگونه زندگی مردم عادی کوبا را بهتر کرده است.

او خطاب به رابین دی گفت: «شما به سراسر کوبا سفر کرده‌اید، در طول سفر خود چه دیده‌اید؟ همه کار می‌کنند، همه خوشحال هستند. آیا مشکلات اقتصادی دیده‌اید؟»

دورانی پر تنش

اما در زیر ظاهر دوستانه این سفر مطبوعاتی، اوضاع نمی‌توانست پرتنش‌تر از این باشد.

قانون اصلاحات ارضی، دولت کاسترو را با واشنگتن درگیر کرده بود و سفر مطبوعاتی به‌عنوان بخشی از یک افسونگری تبلیغاتی برنامه‌ریزی شده بود تا اوضاع رو به وخامت روابط دو کشور را ترمیم کند.

به قدرت رسیدن ناگهانی کاسترو، پیامدهای عمیقی در سطح بین‌المللی برای جزیره کوچک کارائیب داشت. به‌طور خاص، دولت ایالات متحده به شدت با تجربه سوسیالیستی رو به رشد کوبا مخالف بود. دیکتاتوری نظامی باتیستا، در حالی که فاسد، سرکوبگر و عمیقا مورد نفرت کوباییان بود، به‌طور مشخص طرفدار ایالات متحده بود. رژیم سابق کوبا به‌عنوان متحد صاحبان تجارت آمریکایی شناخته می‌شد که مالک بخش زیادی از صنایع کوبا بودند.

کارلوس آلزوگارای، دیپلمات و پژوهشگر کوبایی، در سال ۲۰۱۶ به بی‌بی‌سی گفت: «باتیستا به‌عنوان بهترین مهره آمریکا در کوبا، واقعاً قانون را به نفع شرکت‌های آمریکایی اجرا می‌کرد. برای مثال، او و کابینه‌اش جداگانه ماهیانه دوهزار دلار از مافیا دریافت می‌کردند تا به آن‌ها اجازه دهد هر کاری که می‌خواهند در مورد کازینوها و روسپی‌گری در کوبا انجام دهند.»

وقتی که دولت انقلابی جدید قدرت را به دست گرفت، این شرکت‌های آمریکایی را بدون جبران خسارت ملی ‌کرد و تسلط آن‌ها را بر اقتصاد کوبا از بین برد. در واکنش به این اقدام، ایالات متحده در سال ۱۹۶۰ تحریم‌های تجاری علیه کوبا اعمال کرد - که هنوز هم امروز به قوت خود باقی است - به این امید که کمبود کالاها و گرسنگی باعث بی‌ثباتی رژیم جدید شود.

فیدل کاسترو

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ایالات متحده در سال ۱۹۶۰ تحریم‌های تجاری علیه کوبا اعمال کرد - که هنوز هم امروز به قوت خود باقی است - به این امید که کمبود کالاها و گرسنگی باعث بی‌ثباتی رژیم جدید شود

اما با بسته شدن تجارت آمریکا با کوبا، دولت کاسترو به یک شریک تجاری جدید، ابرقدرت رقیب ایالات متحده، یعنی اتحاد جماهیر شوروی روی آورد. سپس در ابتدای سال ۱۹۶۱، شش ماه قبل از مصاحبه با بی‌بی‌سی، ایالات متحده تمام روابط دیپلماتیک خود را با هاوانا قطع کرد.

از آنجایی که این اقدامات نتوانست دولت سوسیالیستی جدید را سرنگون کند، سازمان سیا طرحی را که از اوایل سال ۱۹۶۰ روی آن کار می‌کرد، به اجرا گذاشت.

با تأیید رئیس جمهور آیزنهاور، سازمان سیا حدود ۱۴۰۰ کوبایی را که پس از به قدرت رسیدن کاسترو از خانه‌های خود فرار کرده بودند، به طور مخفیانه آموزش داده و تأمین مالی کرده بود. آنها قصد داشتند این نیروی تهاجمی را در خلیج خوک‌ها، ۱۶۱ کیلومتری جنوب شرقی هاوانا، فرود بیاورند و باور داشتند که این امر باعث قیام مردمی علیه کاسترو می‌شود. جان اف کندی، رئیس جمهور جدید آمریکا، با احتیاط به این پروژه چراغ سبز نشان داد.

این محاسبه‌ای کاملاً اشتباه بود، حمله به‌طور کامل با شکست مواجه شد و مهاجمان پس از کمتر از ۷۲ ساعت تسلیم شدند؛ بیش از ۱۰۰۰ نفر از آنها اسیر شدند.

کمی بیش از دو ماه بعد، کاسترو در حالی به گفت‌وگو با گروهی از روزنامه‌نگاران که آمریکایی‌هایی نیز در بین آن‌ها بودند، نشست که به طور واضح می‌دانست دولت آن‌ها به‌طور فعالانه در تلاش برای سرنگونی او هستند.

برخی از سلاح‌های متعلق به سربازان مزدور کوبایی و آمریکایی که در خلیج خوک‌ها در تلاش برای سرنگونی فیدل کاسترو فرود آمدند. ارتش انقلابی کوبا بیش از هزار نفر از ضد کاسترویست‌ها را به اسارت گرفت. این حمله یک شکست نظامی ویرانگر برای ایالات متحده بود

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، عوامل حمله به خلیج خوک‌ها برای سرنگونی فیدل کاسترو به‌طور کامل با شکست مواجه شدند و مهاجمان پس از کمتر از ۷۲ ساعت تسلیم شدند و بیش از ۱۰۰۰ نفر از آنها اسیر شدند. در تصویر، برخی از سلاح‌های سربازان مزدور کوبایی و آمریکایی که به‌دست نیروهای کوبایی افتاد، دیده می‌شود

برای این روزنامه‌نگاران آمریکایی همه‌ چیز به آرامی پیش نرفته بود. قبل از اینکه سفر مطبوعاتی در ساعت ۶ صبح شروع شود، کاسترو آن‌ها را به یک کنفرانس مطبوعاتی نیمه‌ شب برده بود که تا ساعت ۳:۱۵ صبح به طول انجامید. سفر مطبوعاتی هم به عمد شامل صحنه‌هایی از حمله فاجعه‌ بار خلیج خوک‌ها می‌شد - از جمله لاشه هواپیمای ب۲۶ سرنگون شده که از سوی ایالات متحده در اختیار مهاجمان قرار گرفته بود و یک خانه ویران شده که با بمبی از نیروهای مهاجم تخریب شده بود، و کاسترو قول داده بود آن را به‌عنوان یادبود حفظ کند.

با این حال، کاسترو در این مصاحبه مشتاق بود تا اوضاع پر تنش با آمریکا را کاهش داده و روابطی عادی‌تر برقرار کند. وقتی از او پرسیدند که آیا در جنگ سرد بی‌طرف است یا همسو با قدرت‌های کمونیستی است، پاسخ داد: «چرا به جنگ فکر می‌کنید؟ فکر می‌کنم بهترین چیز برای صلح، فکر کردن به صلح است. من طرفدار صلح هستم.»

هنگامی که رابین دی درباره برگزاری انتخابات دموکراتیک در کوبا از او پرسید، کاسترو بیشتر طفره رفت و گفت: «از مردم پرسیدیم و مردم می‌گویند چون اکنون در حال کاریم، فعلاً سیاست نمی‌خواهیم.»

پیش از این، او در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی در ژانویه ۱۹۵۹ گفته بود که فکر می‌کند انتخابات «حدود ۱۸ ماه دیگر» برگزار شود و «کمتر از یک سال دیگر انتخابات آزاد خواهیم داشت.»

حالا او مفهوم دموکراسی را از صرف حق رأی در انتخابات دولتی فراتر برده و به سمت کنترل واقعی کارگران بر زندگی روزمره و کارشان سوق داده بود.

کاسترو گفت: «فکر می‌کنید اینجا دموکراسی وجود ندارد؟ به شما اطمینان می‌دهم که اینجا دموکراسی بیشتری نسبت به ایالات متحده وجود دارد. چون اینجا کارگری که قبلا زیر نظر مالک زمین کار می‌کرد، دیگر با قدرت او مخالف است. حالا آن‌ها خودشان کار خود را سازماندهی می‌کنند، تعاونی خود را مدیریت می‌کنند. آزادترین مردی که می‌توانید در تمام آمریکا پیدا کنید، مرد کوبایی است.»

اما علی‌رغم وعده‌های کاسترو، انتخابات آزاد و عادلانه هرگز در کوبا برگزار نشد.

چه‌گوارا و کاسترو

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پس از شکست عملیات خلیج خوک‌ها، کندی، رئیس‌جمهور وقت آمریکا عملیات مانگوس را تأیید کرد. این یک عملیات مخفیانه بود که در آن عوامل سیا و تبعیدی‌های کوبایی دست به مجموعه‌ای از خرابکاری‌ها در صنایع و مزارع جزیره زدند و همچنین اقدام به ترور کاسترو و مقامات دولتی کردند. این عملیات باعث شد تا رهبر کوبا متقاعد شود که به حمایت شوروی نیاز دارد

کاسترو یک سیستم تک‌ حزبی را تحمیل و صدها نفر را به‌عنوان زندانی سیاسی بازداشت کرده بود. او در طول سال‌های دهه ۱۹۶۰ به طور فزاینده‌ای سرکوبگر و نسبت به هر انتقادی بی‌تحمل شد. مطبوعات آزاد حذف شدند و هزاران نفر از همجنسگرایان، مخالفان و سایر افرادی که «نامطلوب» شناخته می‌شدند به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند.

پیشرفت‌های کاسترو در زمینه‌ برقراری آموزش و نظام درمانی رایگان برای همه‌ مردم کوبا، همزمان با سرکوب سیستماتیک آزادی‌های اساسی مردم آمیخته بود.

اریکا گوارا-روساس، مدیر بخش آمریکا در سازمان عفو بین‌الملل، پس از مرگ کاسترو در سال ۲۰۱۶ گفت: «دسترسی مردم کوبا به خدمات عمومی مانند بهداشت و آموزش به‌طور قابل توجهی با انقلاب کوبا بهبود یافت و به همین دلیل، رهبری او باید مورد تحسین قرار گیرد. با این حال، علی‌رغم این دستاوردها در حوزه سیاست‌های اجتماعی، ۴۹ سال حکومت فیدل کاسترو با سرکوب بی‌رحمانه‌ آزادی بیان همراه بود.»

موزه نظامی گیرون در کوبا، یادبودی است از حمله خلیج‌خوک‌ها در سال ۱۹۶۱

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، موزه نظامی گیرون در کوبا، یادبودی است از حمله خلیج‌خوک‌ها در سال ۱۹۶۱

در نهایت، به نظر نمی‌رسید که سفر مطبوعاتی تاثیر چندانی بر مسیری این دو کشورکه در آن گرفتار بودند، داشته باشد.

پس از شکست در خلیج‌خوک‌ها، پنج ماه پس از مصاحبه با بی‌بی‌سی، کندی عملیات مانگوس را تأیید کرد. این یک عملیات مخفیانه بود که در آن عوامل سیا و تبعیدی‌های کوبایی دست به مجموعه‌ای از خرابکاری‌ها در صنایع و مزارع جزیره زدند و همچنین اقدام به ترور کاسترو و مقامات دولتی کردند.

این عملیات باعث شد تا رهبر کوبا متقاعد شود که به حمایت شوروی نیاز دارد و با این باور که ایالات متحده تلاش دیگری برای حمله به کوبا خواهد کرد، با استقرار موشک‌های هسته‌ای شوروی در این جزیره - یعنی تنها در ۱۴۵ کیلومتری فلوریدا - موافقت کرد.

این تصمیم منجر به ایجاد یک رویارویی بر سر کوبا بین دو ابرقدرت شد که به بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ انجامید. همانطور که آلن لیتل، خبرنگار سابق بی‌بی‌سی در مسکو در سال ۲۰۰۲ بیان کرد، «این بحران در عرض چند روز جهان را بیش از هر زمان دیگری در گذشته یا حال به لبه پرتگاه جنگ هسته‌ای نزدیک کرد.»