پایان نشست امنیتی هرات در تاجیکستان؛ «افراطگرایی دینی تهدیدی علیه حوزه تمدنی زبان فارسی است»

یازدهمین دور نشست امنیتی هرات در روزهای دوشنبه و سهشنبه (۲۷-۲۸ نوامبر) در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان برگزار شد. شرکت کنندگان این نشست درباره وضعیت زبان، فرهنگ، زنان و سیاست افغانستان تحت حاکمیت طالبان و همچنین رویکردهای «تعامل» بحث کردند.
این کنفرانس سالانه که از سوی انستیتو/انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان برگزار شده بود، با اجرای «ارکستر زهره» که اعضای آن بعد از روی کار آمدن حکومت طالبان در تبعید به سر میبرند، پایان یافت.
داوود مرادیان رئیس این نهاد گفت هدف از برگزاری این کنفرانس این بود که صداهای متنوع و مختلف افغانستان را دور هم جمع کند. او از دولت تاجیکستان برای میزبانی این نشست تشکر کرد. دوشنبه پایتخت تاجیکستان برای دومین سال متوالی میزبان این نشست است. هرچند بیشتر شرکتکنندگان این نشست چهرههای مخالف طالبان بودند اما برگزارکنندگان گفتند از طالبان و افراد نزدیک به طالبان هم دعوت شده بود اما اشتراک نکردند.
ضیا شهریار، خبرنگار اعزامی بیبیسی در دوشنبه میگوید در پنل اول امروز با عنوان «نوروزستان: ایرانشهر و همبستگی همسایهها»، بحث مفصلی و داغی در مورد حوزه فارسیزبان، جدال هویتی در منطقه، و برخورد دولتهای ایران، تاجیکستان و افغانستان درباره مفهوم «ایرانشهر» صورت گرفت.
از مباحثی که در این نشست مطرح شد «حوزه تمدنی زبان فارسی» بود که عبدالله راهنما، نویسنده تاجیکستانی گفت «افراطگرایی دینی» تهدیدی علیه این حوزه است.
حبیبالله فاضلی، استاد دانشگاه تهران، در مورد مفهوم «ایرانشهر» گفت که قدیمیترین مفهوم سیاسی در «ایران فرهنگی» است و در متون اوستایی از دوره پیشاهخامنشیان ذکر شده است و در سلسلههای بعدی تبدیل به مفهوم سیاسی شد.
او با اشاره به اینکه قلب حوزه ایرانشهر خراسان بزرگ است، افزود: «در دوره اسلامی طبعا ایرانشهر به مثابه روح جهان ایرانی و مفهوم سرزمینی و مشروعیتساز بوده است. ارزشهای ایرانشهری مثل داد و دادگری و روایتی اهورایی که از زیست ایرانیان دارند وارد دوره اسلامی شده است».
به گفته او، بلوغ این ایده از زمان شاه اسماعیل در دوره صفویه است که در دورههای نادرشاه و قاجار ادامه یافته است.
او تاکید داشت که وطن ایرانشهر، وطن فارسیزبانها است اما با منطق وستفالیایی (دولت-ملت) منطق ایرانشهری در ذیل روایت اروپایی به فراموشی سپرده شده است.
نویسنده تاجیکستانی: افزایش فتواهای ضد نورزو نشانه «پیروزی» افراطگرایی است

جاوید احور، پژوهشگر، نیز گفت که ناسیونالیسم در منطقه «بین ما شکاف ایجاد کرد» و افزود که شمار زیادی از بهترین نویسندگان و اندیشمندان در کشورهای منطقه از زبان و ادب فارسی بهره بردهاند. برخی این نویسندگان که از اقوام دیگری بودهاند در غنای زبان فارسی تاثیر گذاشتهاند.
او گفت: باید در فکر وصل کردن کابل و مراکز عمده فرهنگی در شبهقاره هند و آسیای میانه باشیم.
عبدالله راهنما، نویسنده تاجیکستانی، نیز گفت کشورهای مختلف در این حوزه تمدنی با منافع ملی خود وجود دارند. از طرف دیگر، «افراطگرایی دینی» تهدیدی به این حوزه تمدنی است و به نوعی «مرگ تمدنی» را بوجود آورده است.
او تاکید داشت که مبارزه ما با افراطگرایی فراتر از جنبه امنیتی دارد و اشتباه بزرگی بود که «مثلا در افغانستان آن را در چارچوب مبارزه قدرت» دیدند. این مبارزه حیاتی است و باید «ضدیت با این سیل خرابگر» تمدنی باشد.
به گفته او، «فتواهای ضد نوروز» در منطقه نشان میدهند که دیدگاه افراطگرایی در حال «پیروز شدن» است.

آقای راهنما افزود: «در سه کشور فارسیزبان امروز، در دو تای آنها نظام دینی است که اولویتهای آنها مذهبی است و ارزشهای نوروز به سطح دوم رفته است و حتی کشورهای فارسیزبان نتوانستند در مورد ایجاد یک تلویزیون مشترک به توافق برسند و پروژه کشورهای فارسیزبان شکست خورد.».
او از یکی از ملاقاتهای اخیر مقامهای سطح بالای دو کشور فارسیزبان افغانستان و تاجیکستان یاد کرد که «از مترجم استفاده شد».
او گفت: «۱۵۰ سال پیش ۱۰ برابر بیشتر در منطقه به زبان فارسی صحبت میشد و قدرت سیاسی ۵۰ برابر بیشتر از امروز بود... حالا تاجیکستان تنها کشوری است در منطقه که درفش کاویانی را در پرچم خود زده است.»
نظیف شهرانی، استاد دانشگاه در آمریکا، نیز در این بحث گفت که در دوره اسلامی ایرانشهری مطرح نبود. اما بعد از دوره ملت-دولت، فرهنگ سیاسی ملی ایجاد شد که به گفته او «زهرآلود» بوده است. در حالی که در دوره امپراطوریهای اسلامی خواسته قدرت مرکزی از اقوام با فرهنگهای مختلف تنها باج و خراج بود و کاری به فرهنگ آنها نداشت.
«استانداردهای دوگانه» جهان در برخورد با افغانستان

در پنلی با عنوان «اجماع منطقهای؛ پشتیبانی جهانی» با حضور مقامهای دیپلماتیک و امنیتی پیشین برگزار شد، عمدتا بر دیپلماسی با حکومت طالبان تمرکز داشت.
در این بحث، سید طیب جواد، سفیر پیشین افغانستان در لندن و مسکو، از استراتژی بینالمللی در مورد افغانستان انتقاد کرد و گفت: «چرا وقتی طالبان استانداردها را برآورده نمیکنند، با آنها تعامل کنیم؟»
آقای جواد دیپلماسی جهانی در قبال افغانستان را بر مبنای «استانداردهای دوگانه آشکار» خواند و افزود که تلاشهای سیاستمداران توانمند افغانستان در این زمینه نادیده گرفته شده است.
او همچنین بر لزوم «تعامل متوازن بینالمللی و همکاری منطقهای برای آیندهای امن» تاکید کرد.

اسد درانی، رئیس سابق استخبارات ارتش پاکستان (آیاسآی) بر موضع پاکستان در «بازیهای ژئوپلیتیکی در حال تغییر» پرداخت و گفت که این موضع برای مقابله با گروههای بنیادگرا مثل داعش بسیار مهم است.
آشیتا میتال، نماینده دفتر مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل در ازبکستان، بر لزوم فوری توافق منطقهای و حمایت جهانی برای مقابله با جرایم، تروریسم و فساد تاکید کرد و تغییر در الگوهای قاچاق مواد مخدر را توضیح داد و به چالشهای جرایم سایبری پرداخت.
ولادیمیر اوسیف، پژوهشگر موسسه سیآیاس روسیه، نیز بر اهمیت توافق منطقهای و نقش کلیدی کشورهای منطقه برای حل مسائل افغانستان تأکید کرد.
نیکلاس کی، سفیر پیشین بریتانیا درافغانستان، در مورد نیاز به داشتن یک دیدگاه متوازن در اطلاعات و دیپلماسی در مورد افغانستان صحبت کرد و خواستار مطالعه دقیق ارزیابیهای سازمان ملل در مورد افغانستان شد.
عضو حزب اسلامی: موافق براندازی نظام طالبان نیستم

نشست سوم این کنفرانس امنیتی با عنوان «به سوی یک افغانستان دموکراتیک» برگزار شد.
محمدامین کریم از حزب اسلامی در این نشست گفت که موافق براندازی «نظام مسلط فعلی [حکومت طالبان]» نیست و افزود که «طرفدار تحولات دو سال اخیر نیز هستم و دلایل خودم را هم دارم».
او تاکید کرد که دیدگاههای متفاوت از سایر شرکتکنندگان دارد و اینکه در ۲۰ سال دموکراسی در حدی در افغانستان «مسخ» شد که به کار بردن آن برای مردم افغانستان «غیرمانوس» شده است. او گفت شخصا به دموکراسی به مثابه یک «روش» باور دارد که به معنای «نظام منتخب مردمسالار دینی» است.

عارف دوستیار، مشاور موسسه کروک در آمریکا، گفت به نظر میرسد که جهان «براساس نظریه تکامل به افغانستان نگاه میکند» که بنا بر آن وقت گفتگو زمانی است که «منازعه به پختگی رسیده باشد» و علامتهای آن این است که دو طرف به همدیگر به «قدر کافی آسیب» زده باشند، و ترازوی قدرت تا حدی متعادل شده باشد.
او گفت پیشنهاد مشخصاش این است که «روند دورنماسازی برای افغانستان ضرورت داریم که تمام جریانهای سیاسی و اجتماعی افغانستان برنامههای طولانیمدت خود را طرح کنند».
شاهمحمود میاخیل، والی پیشین ننگرهار و معاون پیشین وزارت دفاع دولت پیشین، نیز گفت که از اینکه در این نشست «بیرق ملی را داشتیم و دو آهنگ فارسی و پشتو را داشتیم» از آن استقبال میکند. او گفت که طالبان که «گروهی از ملاهاست که نظیر آن در جهان اسلام وجود نداشته است» و راهی که طالبان در پیش گرفته است «زمینه را برای جنگهای نیابتی مساعد میسازد». او گفت که آنچه «فرمول تعامل» کشورها با طالبان گفته میشود از لحاظ سیاسی یک روند «بیمعنا» و از روی «ناچاری» است و «ثمرهای» را هم به بار نمیآورد و «پایدار» هم نیست.
ذاکر حسین ارشاد، استاد پیشین دانشگاه در کابل، نیز گفت: «چه بخواهیم چه نخواهیم افغانستان یک جامعه دینی است»، اما به تعبیر او، «اولیگارهای مذهبی» کاری کردهاند که تبدیل به «لکه ننگ» نه تنها برای افغانستان بلکه جهان اسلام شده است.
گروههای «زن و مرد» را از همدیگر تفکیک نکنیم

عاطفه طیب در این نشست گفت حتی برخی گروههای دموکراسیخواه نیز شاهدیم که زنان را به حاشیه راندهاند و زنان از تصامیم سرنوشتساز حذف میشوند، در واقع «زن و سیاست را دو مقوله جدا از هم میبینند».
او افزود که جنبشهای زنان پس از ۱۵ آگوست/اوت، «موفق» بودهاند با وجود تمام سرکوبهایی که صورت گرفته است.
خانم طیب افزود: «ما باید به این باور برسیم که دیگر سنتی فکر نکنیم که زن و مرد را از همدیگر تفکیک کنیم. ... وقتی ادعای تساوی زن و مرد را داریم نباید تقسیمبندی کنیم به گروههای زنان.»
صحرا کریمی، فیلمساز که گرداننده این پنل بود گفت پس از روی کار آمدن طالبان، فراتر از اینکه زنان افغانستان به پستوهای خانههایشان رانده شدند و هنر، سینما، موسیقی و تئاتر کاملاُ حذف شدند.
او افزود: اما «مصیبت واقعی وقتی بود که همه فجایع اتفاق افتادند و جامعه جهاتی تحمل کرد و میکند». او گفت فاجعه واقعی این است که «عملا طالبان در خارج از افغانستان پذیرفته شده است و در داخل کشور با سرکوب مردم به ويژه زنان و روشنفکران به تحکیم ضد ارزشهایش، از نابودی زبان فارسی گرفته تا انزوای اقوام میپردازد».
«نقاط مشترک جدایی ناپذیر» بین گروههای مخالف طالبان وجود دارد
علیمیثم نظری، از جبهه مقاومت ملی گفت که «ما به این نتیجه رسیدیم که به هر شکلی که شده، طالبان را به چالش بکشیم و نباید ملاحظهای در قسمت هر ابزار و راهی که ممکن باشد، نشان دهیم، چه مبارزه و مقاومت مسلحانه» باشد. او افزود «پس از شکست برخی تلاشها برای گفتگوها، مقاومت مسلحانه [در برابر حکومت طالبان] را شروع کردیم».
بشیر احمد تهینج، وزیر پیشین از افراد نزدیک به مارشال دوستم، گفت که «نقاط مشترک جدایی ناپذیر» بین تمام گروهها و جنبشهای مخالف طالبان وجود دارد.
او گفت: «به عنوان یک باشنده شمال افغانستان از جابجایی وزیرستانیها و طالبان تیتیپی [پاکستانی] در شمال افغانستان زیر نام مهاجر و کوچی بهشدت نگران هستم.»
مقامهای طالبان اخیراً گزارشها و ادعاهای مشابه را رد کردهاند.
در این نشست وضعیت زنان در افغانستان «اسفبار» خوانده شد. شکریه بارکزی با انتقاد از کشورهای جهان در مورد عدم حمایت از زنان افغانستان گفت: «دولتهای جهان با نادیده گرفتن مردم و زنان افغانستان، جایگاه خود را در برابر مردم هم از دست خواهند داد.»
در روز نخست این کنفرانس محمد اسماعیل خان، در نخستین اظهاراتش پس از دو سال، بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان را «دسیسه بزرگ جهانی» خواند و گفت به نظر میرسد گردانندگان «توافقنامه یک جانبه دوحه» از عملکرد خود در سپردن قدرت به طالبان پشیمان هستند.
او که برای شرکت در یازدهمین نشست امنیتی هرات از مشهد ایران به دوشنبه، پایتخت تاجیکستان آمده است، در پاسخ به سوال بیبیسی گفت حالا همه متوجه شدهاند که طالبان نه تنها تغییر نکرده بلکه نسبت به گذشته سختگیرتر هم شدهاند.
آقای اسماعیل خان تاکید کرد که مخالفان طالبان بیشتر از گذشته در حال نزدیک شدن به یکدیگر هستند و در صورت نتیجه ندادن مذاکره، مثل گذشته به شیوههایی رجوع خواهند کرد تا افغانستان را از این «شر» نجات دهند.
در روز اول این نشست همچنین رحمتالله نبیل، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان گفت او اطلاعاتی به دست آورده است که گروهی از طالبان در تلاش این هستند که چگونه به «سلاح تاکتیکی اتمی» دست پیدا کنند و «آنها میتوانند از پاکستان به آن دسترسی پیدا کنند».
سخنگویان و مقامهای طالبان تاکنون در مورد این کنفرانس واکنشی نداشتهاند.













