از بستر سرطان تا لباس عروس؛ زن نابینا پس از سه پیوند عضو ازدواج می‌کند

    • نویسنده, سوامیناتان ناتاراجان
    • شغل, بی‌بی‌سی

جسیکا لوپز با مشکلات پزشکی متعددی در طول زندگی خود روبه‌رو بوده است.

او که زنی ۳۲ ساله ساکن شیکاگو در آمریکاست از کودکی نابینا بوده و بیماری سرطان را پشت سر گذاشته و عمل نادر و پیچیده پیوند سه عضو روی او انجام شده است.

او قلب و کبد و کلیه پیوندی دریافت کرده است و حالا در تدارک فصل تازه‌ای در زندگی خود است. او می‌خواهد مراسم عروسی خود را برگزار کند.

لوپز به بی‌بی‌سی می‌گوید: «ما سال دیگر تصمیم داریم مراسم عروسی خود را جشن بگیریم». او می‌گوید به‌ویژه قصد دارد در مراسم عروسی و جشن‌های آن برقصد.

جراحی پر‌خطر

لوپز به دلیل بیماری سرطان خون و رتینوبلاستوما یا تومور سرطانی شبکیه چشم که باعث نابینایی او شد بیشتر دوران کودکی خود را در بیمارستان گذراند. شیمی‌درمانی باعث شد او زنده بماند اما مشکلات دیگری در طول زندگی او به وجود آورد.

لوپز کمی پس از آنکه در ماه نوامبر ۲۰۲۳ نامزد کرده بود دریافت که نیاز به پیوند قلب و کبد دارد. در مدتی که در انتظار عمل پیوند بود کلیه او هم از کار افتاد.

با اینکه لوپز و پزشکان او این کار را جراحی پر‌خطری می‌دانستند تصمیم گرفتند سه پیوند عضو را انجام دهند. عمل جراحی ۲۴ فوریه ۲۰۲۵ انجام شد.

دکتر بنجامین برینر، جراح او در بیمارستان مموریال نورت‌وسترن در شیکاگو می‌گوید: «ما درباره آنچه ممکن بود روی دهد و همچنین درباره تیم عالی پزشکانی که قرار بود این جراحی را انجام دهند گفتگو کردیم».

او می‌گوید که عمل پیوند قلب و کبد ۱۰ تا ۱۱ ساعت طول کشید و پس از آن عمل جداگانه پیوند کلیه انجام شد که بین سه تا چهار ساعت به طول انجامید.

گروهی متشکل از ۱۲ تا ۱۵ جراح متخصص در جریان جراحی در اتاق عمل حضور داشتند و تعدادی از پزشکان هم به طور نوبتی در اتاق عمل کار می‌کردند.

پیوند سه عضو عمل بسیار نادری است. بیمارستان اعلام کرده است تا آن زمان فقط ۵۹ مورد از چنین پیوند‌هایی مانند پیوند قلب و کبد و کلیه در این بیمارستان انجام شده است.

دکتر برینرتوضیح می‌دهد که در این بیمارستان به طور مداوم عمل‌های پیوند یک عضو یا دو عضو انجام می‌شود اما این عمل جراحی برای پیوند سه عضو پیچیدگی خاص خودش را داشت.

او می‌گوید: «ما تجربه کافی برای کار با چندین گروه جراحی را داشتیم اما این عمل جراحی یک گام از جراحی‌های دیگر پیچیده‌تر بود. ما درباره همه جوانب گفتگو کردیم. اینکه هر مرحله چگونه و در چه زمانی باید انجام شود. ما تمام تلاش خود را کردیم تا به او اطمینان دهیم».

هر سه عضو پیوندی برای لوپز از یک اهدا‌کننده آمده بود تا خطر پس زدن عضو به کمترین میزان ممکن برسد. دکتر برینر می‌گوید: «این کار بهترین راه برای اطمینان از سازگاری اعضا با بدن دریافت‌کننده بود. در نتیجه بدن او فقط در برابر یک مجموعه از آنتی‌ژن‌ها یا پادگن‌های خارجی قرار می‌گرفت».

اعتماد‌به‌نفس و مثبت‌اندیشی

لوپز با اعتماد‌به‌نفس آماده عمل جراحی شد. گفته او در نشریه بیمارستان نقل و منتشر شد: «من همیشه آدم مثبت‌اندیشی بوده‌ام و هیچ دلم نمی‌خواهد فکر بد و منفی به دلم راه بدهم».

لوپز که حالا ۲۰ سال از نجاتش از سرطان می‌گذرد، می‌گوید پیوند اعضا زندگی‌اش را به‌کلی دگرگون کرده است. او می‌گوید: «احساس می‌کنم دوباره متولد شده‌ام».

لوپز همچنین به خاطر می‌آورد که پیش از جراحی از دکتر برینر درباره همه جزئیات سوال می‌کرد: «من از او می‌پرسیدم عمل جراحی چند ساعت طول می‌کشد؟ یک روز؟ یا دو روز؟ پس از پایان عمل جراحی چه دارو‌هایی باید مصرف کنم؟»

اولین خاطره‌های او پس از به هوش آمدن در ذهنش روشن و شفاف است. «تا به هوش آمدم، اولین چیزی که پرسیدم این بود که چه روز و چه ساعتی است. بعد احساس کردم دست‌ها و پاهایم چقدر گرم است. پیش از عمل پیوند اعضا همیشه دست‌ها و پاهایم یخ می‌کرد». او همچنین متوجه شد ضربان قلبش چقدر قوی‌تر شده است.

زندگی سالم‌تر

پیوند اعضا به طور آشکاری میزان انرژی لوپز را بهبود بخشید. او می‌گوید: «دیگر ناچار نیستم به اندازه قبل در طول روز بخوابم و استراحت کنم. می‌توانم تمام روز فعالیت کنم بدون اینکه خسته شوم. حالا دیگر می‌توانم بیشتر در فعالیت‌های بدنی مشارکت کنم».

با اینکه بینایی‌اش را در کودکی از دست داده اما تاب‌آوری خوبی از خود نشان داده است و مستقل است. او با استفاده از نشانه‌ها و علامت‌ها و اپلیکیشن‌های راهیابی و شبکه‌های اجتماعی می‌تواند در محیط اطرافش حرکت کند.

او می‌گوید: «هنگام آشپزی برای خودم از دست‌هایم استفاده می‌کنم تا محل دقیق روی گاز را پیدا کنم. من برنج و غذا‌های دریایی درست می‌کنم و اسپاگتی و ماکارونی با پنیر هم بلدم درست کنم. فقط باید فکر کنم که چطور آن را انجام دهم».

لوپز سپاس عمیق خود را نثار خانواده اهدا‌کننده‌اش می‌کند و از خانواده‌، نامزدش و دوستانش برای حمایت‌های بی‌دریغ‌شان ممنون و سپاسگزار است.

نگاه به آینده

اکنون دکتر برینر از عمل جراحی لوپز راضی است. او می‌گوید: «او به طور شگفت‌آوری تاب آورد. او حتی بیش از انتظار من بود. او بسیار زودتر از آنچه من فکر می‌کردم بهبود پیدا کرد».

پس از ماه‌ها بستری بودن در بیمارستان، لوپز مشتاق است که دوباره زندگی را ازسربگیرد.

او می‌گوید: «احساس می‌کنم حالا می‌توانم همپای خانواده‌ام باشم. حالا می‌توانیم به جاهایی که دوست داشتیم سفر کنیم».

او از طبیعت لذت می‌برد و پیاده‌روی‌های طولانی و تمرینات بدنی را دوست دارد. او تصمیم دارد سر کار برگردد و در زمینه علوم قضایی فعالیت کند.

«من می‌خواهم در آزمایشگاه کار کنم و یکی از افرادی باشم که در صحنه‌های جرم شواهد را جمع‌آوری می‌کنند. من دوست دارم سفر کنم و این کار را در مکان‌‌های گوناگون انجام دهم و فقط اینجا نمانم».

لوپز و نامزدش کریستوفر تصمیم دارند سال آینده عروسی کنند.

او می‌گوید: «ما می‌خواهیم جشن کوچکی فقط برای خانواده و دوستان برگزار کنیم. قرار است در جایی در کالیفرنیا باشد و امیدوارم بتوانیم در ساحل مراسم را اجرا کنیم».