پلیس ایران چگونه به قتل مهرجویی و همسرش رسیدگی میکند ؟

منبع تصویر، IRNA
- نویسنده, سینا قنبرپور
- شغل, روزنامهنگار
حل معمای قتل داریوش مهرجویی کارگردان سینما و همسرش وحیده محمدیفر فیلمنامهنویس در حالی از سوی پلیس ادامه دارد که پنج روز پس از وقوع جنایت، برای کشف سرنخ اصلی سپری شدهاست. این وضع، پرسشی را پیش رو قرار میدهد که پلیس ایران در پروندههای جنایی به چه شیوهای به حل معما میپردازد.
پیشتر تاریخ جنایی ایران نام یک کارگردان و فیلمنامهنویس را به عنوان مقتول در خود جای داده بود ولی ماجرای قتل بابک خرمدین توسط پدرش را نمیتوان با جنایتی که در آن خالق آثاری چون گاو، اجارهنشینها و هامون به همراه همسرش قربانی شدهاند مقایسه کرد.
اظهارنظر احمد وحیدی وزیرکشور مبنی بر «اینکه این قتل با قتلهای زنجیرهای نسبت داده شود، اظهارات ناصحیحی است» نشان از بار روانی مضاعف این جنایت بر جامعه ایران دارد. به جز آنچه از قتل روشنفکران به قتلهای زنجیرهای در تاریخ جنایی ایران مشهور شده پرونده قتلهای دیگری هم بوده که تا مدتها در صدر اخبار قرار گرفته و پلیس برای حل معمای آن فشار مضاعفی از سوی جامعه، متحمل شدهاست. قتل لاله سحرخیزان همسر ناصر محمدخانی فوتبالیست و قتل میترا استاد همسر محمدعلی نجفی سیاستمدار ایرانی که پای او را مستقیم به پرونده کشاند از این جمله بودهاند. قتلهای سریالی زنان نظیر آنچه غلامرضا خوشرو معروف به «خفاش شب» در تهران یا سعید حنایی در مشهد مرتکب شدند و یا قتل ۲۲ کودک توسط فردی به نام محمد بیجه در ورامین هم از پروندههای مهم جنایی ایران بودهاند.
تور گسترده دستگیری
سعید منتظرالمهدی سخنگوی پلیس ایران دو روز پس از وقوع جنایت از دستگیری ۷ مظنون در این پرونده خبر داد روندی که تا امروز و با دستگیری یک نفر دیگر در صحنه جنایت در مجموع به ۱۱ نفر افزایش یافت.
در پروندههای جنایی دیگر کارآگاهان پلیس به طور معمول مظنونانی داشتهاند اما در پروندههایی نظیر آنچه گفته شد، شاهد دستگیری گسترده نبودهایم.
در پرونده قتل لاله سحرخیزان، همسر ناصر محمدخانی، فوتبالیست ایرانی دستگیری مظنونان در شمار بالا رخ نداد. با وجودی که در زمان رسیدگی قاضی حسینی کوهکمرهای به پرونده در ورود ۲۷ ضربه جسم برنده بر بدن مقتول احتمال انجام کار توسط یک مرد و یک زن داده شد پس از حدود یک ماه کارآگاهان پلیس، زنی را بازداشت کردند که حدود ۱۱ ماه تحت بازجویی و تحقیقات قرار داشت.
شهلا جاهد پس از تحمل این مدت بازداشت درست زمانی لب به اعتراف گشود که شایعه شد ناصر محمدخانی در بازداشتگاه پلیس آگاهی تهران خودکشی کرده است. دیری نگذشت که مرتضی طلایی فرمانده وقت پلیس تهران در مهر ۱۳۸۲ از طریق صدا و سیما در یکی از برنامههایی که برای هفته نیروی انتظامی برگزار میشد گفت متهم پرونده قتل همسر محمدخانی لب به اعتراف گشوده است.
در مورد قتلهای سریالی معروف در ایران نظیر آنچه مجید سالکمحمدی در دهه ۶۰ مرتکب شد و بیش از ۴۰ زن را در شهرهای تهران، کرج، تبریز، ارومیه و قزوین به قتل رساند نیز تعداد دستگیری مظنونان گسترده نبود و پلیس براساس شواهد به دست آمده از آخرین بازماندگان، مظنون اصلی را در یک ایست و بازرسی بازداشت کرد.
دستگیری غلامرضا خوشرو نیز در دستگیری تعداد بالا حاصل نشد. شناسایی و دستگیری سعید حنایی نیز به همین شکل بود. پلیس پس از ردزنی شواهدی به دست آمده از صحنه جرم و قتلها، حلقه و دایره شناسایی را محدود و محدودتر کرد.
وقتی دوربینهای مداربسته کار میکردند

منبع تصویر، Getty Images
در ماجرای قتل میترا استاد همسر دوم محمدعلی نجفی همه چیز در یک روز اتفاق افتاد. دسترسی به فیلمهای دوربین مداربسته برج محل سکونت این زن و همینطور آسانسور آنجا، آقای نجفی را در مظان اتهام قرار داده بود که در نهایت با حضور او در مقر پلیس آگاهی تهران و تحویل سلاح تحقیقات وارد مرحله دیگری شد.
همچنین در پرونده قتل بابک خرمدین پلیس پس از کشف قطعاتی از جسد در یک سطل زباله واقع در شهرک اکباتان و شناسایی مقتول از روی اثرانگشت به خانه آنها مراجعه کرد و در آنجا نیز دوربینهای مداربسته آسانسور بخشی از واقعه یعنی به حرکت درآوردن دو چمدان حاوی جسد توسط پدر و مادر او را ثبت و ضبط کرده بود.
اما در جنایت اخیر که مرحوم مهرجویی و همسرش قربانی آن شدهاند سعید منتظرالمهدی سخنگوی پلیس گفته: «متاسفانه در ویلای مرحوم مهرجویی دوربینی نبود. دوربینهای ورودی شهرک هم کار نمیکرد و البته این کارنکردن مربوط به یکی دو روز اخیر نیست و از مدتها قبل دوربینها غیرفعال بودند.»
نمایشهای تصویری سئوالبرانگیز
«خبرگزاری پلیس» در گزارشی فیلمی را منتشر کرده که جمع زیادی از ماموران پلیس در ساختمان مسکونی ویلای مرحوم مهرجویی یعنی صحنه جرم حضور دارند. در این ویدئو افراد متعددی در صحنه جرم تردد میکنند. این در حالی است که براساس استانداردهای تحقیقات جنایی حتی ورود و خروج افراد به صحنه جرم باید به دقت ثبت شود.
در این فیلم ابتدا سخنان فرمانده پلیس استان البرز در آن پخش میشود. حمید هداوند ضمن توضیحاتی از این میگوید که «احتمالا افراد دو - سه نفر بودهاند» که اشاره به مرتکبان دارد. سپس بخشهایی از خانه در این ویدئو نمایش داده میشود و محل قرار گرفتن جسد مرحوم مهرجویی. سپس در فضایی که از وجود کابینتها میتوان فرض کرد آشپزخانهاست حضور دستکم ۸ نفر از جمله محمد قنبری رییس پلیس آگاهی ایران به تصویر کشیده شدهاند. اقلامی روی میز آشپزخانه به نمایش درمیآید که از آنها به عنوان مدارک صحنه جرم و مرتکب احتمالی یاد میشود. بسیاری از افراد در صحنه دستکش هم به دست ندارند. در همین حال در این فیلم آقای قنبری رییس پلیس آگاهی توضیحاتی درباره چگونه قرار گرفتن اجساد داده و با اشاره به لکههای خون در چهارچوب در اتاقخواب میگوید «خانم به حالت فرار به داخل اتاق رفته و در را بسته و حائل در شده»، اطلاعاتی درباره درگیری به هنگام وقوع جنایت دوم میدهد.
پیش از این تنها در مواقعی که تیم جنایی برای بازسازی صحنه جرم به محل جنایت میرفت تصاویری گرفته و پخش میشد. پخش فیلم در دادگاه حتی در پرونده قتل لالهسحرخیزان پرسشبرانگیز بود زیرا تا آن زمان سابقه نداشت از فیلم بازسازی صحنه جرم به عنوان ادله اثبات دعوی در دادگاه استفاده شود. کاری که در زمان محاکمه شهلا جاهد توسط قاضی فخرالدین جعفرزاده انجام گرفت.
پس از اعلام قتل آقای مهرجویی و همسرش رسانهها فیلمهایی از بهکارگیری سگهای پلیس در زمینهای اطراف ویلای مرحوم مهرجویی پخش کردند. سگها عموما برای ردزنی به کار گرفته میشوند آن هم زمانی که قرار است رد تردد مرتکب یا مرتکبان شناسایی شود. در عین حال تعدد حضور افراد در صحنه جرم و اطراف آن بیم مخدوش شدن آثار به جا مانده احتمالی را هم مطرح میکند.
انتشار این فیلمها یادآور نمایشی از صدا و سیما در غروب ۷ خرداد ۱۳۹۸ بود که محمدعلی نجفی خود و سلاحش را تحویل پلیس آگاهی تهران داد. در آنجا همان خبرنگاری که اینک در ویدئوی خبرگزاری پلیس دیده میشود در ویدئویی اسلحهای که ادعا میشد شلیک به خانم استاد با آن انجام شده را به دست گرفت، خشابش را خالی کرد و فشنگهایش را شمارش کرد تا بگوید چند گلوله ممکن است با آن شلیک شده باشد. اتفاقی که انتقاد رسانهها را به همراه داشت و همان زمان روزنامه اعتماد گزارشی با تیتر «خبرنگار فشنگ نمیشمارد» به نقد این رفتار رسانهای پرداخت.
در انتظار حل معمای جنایی

منبع تصویر، IRNA
آنچه تاکنون درباره این جنایت قطعی است وقوع قتلها در فاصله ساعت ۹ تا ۱۰ شامگاه ۲۲ مهر ۱۴۰۲ و دستکم پس از آن که پیامکی از سوی آقای مهرجویی به دخترش ارسال شده که برای صرف شام به خانه بیاید. پلیس هیچ آثاری از ورود به اجبار به خانه پیدا نکرده است اما این لزوما به معنای آن نیست که در خانه کاملا باز بوده یا این فرض که مرتکب یا مرتکبان آشنا بودهاند.
براساس گزارش پزشکی قانونی مرگ براثر شدت جراحت ناشی از ضربه جسم برنده به ناحیه گردن حادث شده و آنچه از نحوه قرارگرفتن اجساد تحلیل میشود هنوز به شفافسازی فرضیههای پلیسی منجر نشده است. مونا مهرجویی بنا به گفته آقای قنبری رییس پلیس آگاهی ایران ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه از طریق تماس با تلفن ۱۱۰ موضوع را گزارش کرده است.
خبر دستگیری مظنون احتمالی در مرز نیز در سومین روز پس از وقوع جنایت توسط پلیس تکذیب شد. همچنین به نظر میرسد با توجه به این گفته رییس پلیس آگاهی ایران که دختر خانواده درباره سرقت از خانه چیزی نگفته احتمال جنایت با انگیزه سرقت کمرنگتر از سایر فرضیهها باشد. با این حال باید منتظر بود تا نتیجه تحقیق درباره دستگیری باغبان ویلا و آنچه وکیل خانواده مهرجویی مبنی بر سرقت اموال در نبود آنها ادعا کرده و ارتباط آن با این جنایتها مشخص شود.













