قتل داریوش مهرجویی و همسرش؛ دستور روسای سه قوه در ایران برای رسیدگی «سریع و دقیق»؛ احضار و تذکر به دو رسانه و چند روزنامهنگار

منبع تصویر، Hasan Solhjou
خبر تکاندهنده قتل داریوش مهرجویی، فیلمساز برجسته ایرانی و همسرش وحیده محمدیفر، که فیلمنامهنویس بود، همچنان در صدر خبرهای ایران قرار دارد. روزنامهها به طور گسترده به این مساله پرداختند و روسای مجلس، قوه قضائیه و رئیس جمهور ایران هم دستور پیگیری سریع و دقیق این پرونده را دادند. مراسم تشییع و خاکسپاری روز چهارشنبه در تهران برگزار میشود.
غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضائیه ایران، گفت که از همان لحظه ابتدا، «شخصا» موضوع را پیگیری کرده است و تاکید کرده که «هرچه سریعتر قاتل یا قاتلان شناسایی شوند و پرونده آنها با سرعت و دقت رسیدگی و به صدور حکم منتهی شود.»
سخنگوی دولت ایران هم از «دستور ویژه» ابراهیم رئیسی برای پیگیری قتل داریوش مهرجویی و همسرش خبر داد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران هم در پیامی قتل داریوش مهرجویی و همسرش را «لطمه ای بزرگ برای جامعه هنری» ایران دانست و خواهان پیگیری «نهادهای ذیربط» برای روشن شدن تمام ابعاد ماجرا و دستگیری عامل یا عاملان این جنایت شد.
میزان، خبرگزاری قوه قضاییه ایران، هم روز دوشنبه ۲۴ مهرماه به نقل از سعید منتظرالمهدی، سخنگوی فرماندهی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد که ۷ نفر را به ظن ارتباط با پرونده قتل داریوش مهرجویی و همسرش «دستگیر کردند.»
پیشتر حسن روحانی و محمد خاتمی، روسای جمهوری پیشین ایران هم پیامهای تسلیتی دادند. آقای روحانی با تایید اینکه این خبر باعث نگرانی جامعه شده، خواهان «پیگیری این جنایت فجیع» و گزارش کامل و شفاف مسئولان شد تا «موجب آرامش روانی جامعه و رفع شایعات و نگرانیها بین مردم» شود.
به گفته سخنگوی خانه سینما در ایران مراسم تشییع و خاکسپاری آقای مهرجویی و همسرش از ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه، در محل تالار وحدت در تهران برگزار میشود و قرار است پیکر آنها برای در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شود.
خانه سینما سه روز عزای عمومی اعلام کرده و خواهان تعطیلی «تمام پروژههای سینمایی» در روز مراسم تشییع و خاکسپاری این دو سینماگر شده بود.
در اولین ساعات بامداد یکشنبه ۲۳ مهرماه، رسانههای ایران به نقل از پلیس استان البرز، از کشف پیکرهای داریوش مهرجویی، کارگردان مشهور و وحیده محمدیفر، نویسنده و همسر او در خانه شان خبر دادند. قتل این دو در ویلای شخصی آنها در شهرک زیبادشت منطقه فرخ آباد در شهرستان فردیس استان البرز اتفاق افتاده است. پیکر این دو توسط مونا مهرجویی، دختر آنها کشف شده است.
پزشکی قانونی علت مرگ این دو را «خونریزی شدید به دلیل جراحات وارده به واسطه برخورد چاقو یا جسم برنده و نوک تیز» اعلام کرد. به گفته پلیس دوربینهای حفاظتی شهرک محل اقامت آقای مهرجویی و همسرش کار نمیکرده است.
روز دوشنبه مرکز رسانه قوه قضائیه ایران از احضار و تذکر به مدیران دو رسانه «روزنامه اعتماد» و روزنامه اینترنتی «فراز» و چند روزنامهنگار در رابطه با قتل داریوش مهرجویی و همسرش خبر داد.
توضیح روزنامه اعتماد درباره همزمانی انتشار مصاحبه همسر مهرجویی و قتل آنها

منبع تصویر، etemadonline
عکس و خبر قتل آقای مهرجویی و همسرش در صفحه اول بسیاری از روزنامههای امروز ایران انعکاس گسترده داشت.
روزنامه اعتماد، چاپ تهران که دیروز و همزمان با انتشار خبر قتل آقای مهرجویی و خانم محمدیفر مصاحبهای از خانم محمدیفر منتشر کرده بود، امروز درباره این مصاحبه توضیحاتی داده است.
روزنامه اعتماد نوشت: « پس از انتشار مطلبی در مورد سرقت خانه داریوش مهرجویی توسط فردی ناشناس با چاقو که در شماره روز گذشته این روزنامه منتشر شد، کاربران در فضای مجازی و حتی برخی رسانهها واکنشهای منفی از خود نشان دادند و این همزمانی را عجیب عنوان کردند.»
این روزنامه بار دیگر تایید کرد که مصاحبه با وحیده محمدیفر، در پی پست اینستاگرامی هفته گذشته او درباره «تهدید فردی ناشناس با چاقو» انجام شده است و افزود که صدای خانم وحیدیفر «در روزنامه موجود است و در صورت نیاز در اختیار مراجع ذیربط قرار خواهد گرفت.»
این روزنامه میگوید که خانم محمدیفر، هفته گذشته یعنی ۱۷ مهرماه پستی در صفحه اینستاگرامش گذاشته ودر آن گفته بوده که از سوی یک فرد با چاقو در پشت در خانه شان تهدید شده است.
این روزنامه میگوید که خانم محمدیفرد این پست را بعدا حذف کرده است. اما این روزنامه با او مصاحبه کرده و این مصاحبه را در راستای سرقت از افراد سرشناس در ایران روز یکشنبه منتشر کرده است، یعنی همزمان با انتشار خبر قتل داریوش مهرجویی و همسرش.
صفحه اینستاگرام خانم محمدیفر خصوصی است و بیبیسی قادر به تایید این مساله نیست.
این روزنامه همچنین به نقل از حنیف سروری، که او را «وکیل» داریوش مهرجویی معرفی کرده، نوشت که او هم در جریان این مصاحبه اعتماد با خانم محمدیفر قرار گرفته است.
روزنامه اعتماد همچنین به نقل از حنیف سروری میگوید که آنها روز جمعه ۲۱ مهر ماه از ماجرای این تهدید و مصاحبه همسر آقای مهرجویی مطلع شدند.
اعتماد به نقل از حنیف سروری درباره «تهدیدی» که انجام شده، نوشت: «پدر بنده هم که وکیل هستند پس از تهدید هفته گذشته آنها توسط فردی ناشناس با چاقو به آنها گفته بود که به تهران بیایید که آنها هم نیامدند. یعنی روز جمعه ۲۱ مهر ماه متوجه شدیم که این اتفاق افتاده است. پس از آن میخواستیم در اداره آگاهی پرونده تشکیل دهیم که نشد... از پلیس هم پیگیری کردیم پروندهای مبنی بر این موضوع تشکیل نشده است. مرحومه قصد داشته با ۱۱۰ تماس بگیرد، اما دیگر تماسی نگرفته و گزارشی ارائه نداده است.»
خبرگزاری ایرنا هم به نقل از فرهنگ سروری نوشت: «پیش از این مشاوره حقوقی و وکیل مرحوم مهرجویی بودم، اما با توجه به فوت ایشان وکالت زایل شده است و هنوز به لحاظ قانونی وکالت این پرونده را برعهده ندارم.»
او گفت که اولیای دم و ورثه آقای مهرجویی و همسر وی که در حال حاضر پسر و دو دختر او و همچنین مادر خانم محمدیفر هستند باید به او وکالت دهند که امور را پیگیری کند.
مهرجویی در مستند «الماس در گام لامینور»: این کلاهی که ۴۰ سال سر ما گذاشتند را دیگر نمیخواهم

منبع تصویر، Hasan Solhjou
داریوش مهرجویی که در بیش از نیم قرن فیلمسازی، واکنش و بیانیههای اجتماعی خود را در فیلمهایش و به زبان سینمای خود به مخاطبانش رساند، پس از انقلاب بارها با سانسور و توقیف آثارش روبرو شد.
در اعتراضات سراسری پارسال ایران، عدهای در شبکههای اجتماعی او را به «سکوت» متهم کردند.
او در قسمتی از مستند «الماس در گام لامینور» درباره سرکوب زنان و دختران و جوانان در ایران گفت: «دخترهای کوچک، دبیرستانی، گم میشن، مفقود میشن، نابود میشن.» او آهی میکشد و میگوید: «این سیستم ماست دیگه».
آقای مهرجویی در ادامه با تاثر میگوید: «مایه تاسف است. خیلی از این قضایا رنج میبرم. روحیهام خراب است. روانی شدم.»
فیلمساز برجسته ایران آه میکشد و میگوید: «چرا ما در رژیمی هستیم که اینجور بیرحمانه دارند جوانها را نابود میکند، از همان تم «نخبهکشی» میآید. «هر کسی باهوش و هوشیار است، باید کشته شود.»
این فیلم را حسن صلحجو، مجری برنامه آپارات در تلویزیون بیبیسی فارسی، به مناسبت ۸۵ سالگی داریوش مهرجویی در دست تهیه دارد و قرار است بزودی در فصل بزرگداشت مهرجویی در بیبیسی فارسی به نمایش در آید.
او در بخشی از این فیلم در حالیکه در کنار همسرش نشسته، شال او را از سرش برمیدارد و بر درختی خشکیده میاندازد و میگوید: «دیگه تمام شد روسری. بیا...»
در سکانس پایانی این فیلم آقای مهرجویی در کنار آب ایستاده است با تاسف میگوید: «این کلاهی را که ۴۰ سال سرما گذاشتند دیگر نمیخواهم.» و کلاهش را به درون آب میاندازد.

یادآوری قتلهای زنجیرهای: «آیا این قتل هم سیاسی است؟»
برای برخی، قتل داریوش مهرجویی و همسرش، یادآور ماجرای تلخ قتلهای زنجیرهای روشنفکران ایرانی است.
مثلا نسرین ستوده، حقوقدان و فعال حقوق بشر در فیسبوک خود با اشاره به سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر، که اول آذر است، نوشت: «این خبر در حافظه تاریخی هر ایرانی، یادآور قتل فجیع داریوش فروهر و همسرش است که به سالگرد قتل آنان نزدیک میشویم. آیا این قتل هم سیاسی است؟»
خانم ستوده در ادامه افزوده که چه «این قتل سیاسی باشد یا نباشد، علت پافشاری ما برای رفراندوم جهت برقراری حکومتی معمولی را توضیح میدهد. چون در خوشبینانهترین حالت، اين حکومت قادر به برقراری امنیت نیست.»
داریوش و پروانه فروهر، اول آذر ماه ۱۳۷۷ در خانه خود کشته شدند. پرستو فروهر، دختر آنها که بعدا پرونده را خوانده بود و پیکرهای آنها را دیده بود از ضربات متعدد کارد به بدن آنها نوشته بود.
دیروز هم عمادالدین باقی، فعال حقوق بشر در ایران، قتل هولناک داریوش مهرجویی و همسرش را «دقیقا به سبک قتل» داریوش و پروانه فروهر دانست و در شبکه ایکس (توییتر سابق) نوشت که این قتل «قطعا پیام واضحی در یادآوری قتلهای زنجیرهای دهه۷۰ دارد.»
این فعال مدنی در ادامه میگوید: « با تداعی قتل دو داریوش وهمسران شان به یک شیوه، در پی القای چه پیامی هستند؟ شتابزدگی درقضاوت میتواند اهداف شوم قاتلان را محقق کند.»
او از «دستگاههای ذیربط» خواسته تا در همین آغاز، با مشارکت افراد و نهادهای مورد اعتماد جامعه در روند تحقیق و از پیچیده و شبههناک شدن پرونده جلوگیری کنند.
مقایسه این دو جنایت با انتقاد روزنامه دولتی ایران رو به رو شد.
روزنامه دولتی ایران در شماره دوشنبه ، ۲۳ مهرماه نوشت: «از همان ابتدای انتشار خبر قتل مرحوم مهرجویی و پیش از شروع و تکمیل تحقیقات، جریانهای معاند بدون هیچ مدرکی، جنگ روانی را با القای سیاسی بودن این قتل کلید زدند.»
این روزنامه در ادامه نوشت که یک جریان داخلی هم در ایران «سعی کرد از این فرصت استفاده کرده تا روایت ضدحکومتی مطلوب خود را بسازد.»
این روزنامه نوشت که «چهرههای سیاسی و امنیتی جریان اصلاحطلب با صدور پیامهای بیسابقه با تاکید بر کلیدواژههایی مانند «نگرانی مردم» و «لزوم شفاف سازی» تلاش کردند دامنه ابهام این حادثه را توسعه دهند.»
روزنامه ایران با نام بردن از آقای باقی، این افراد را به همسویی با «ضدانقلاب» متهم کرد و نوشت که آنها «انگاره سیاسی بودن قتل را بدون ذکر هیچ مدرکی و صرفاً براساس ذوقیات و تشابه اسمی و زمانی (فصل پاییز) بازنمایی کردند!»
اما روزنامه کیهان بر خلاف روزنامه ایران در یادداشتی به قتلهای زنجیره ای سال ۱۳۷۷ و قتل مجید شریف نویسنده و مترجم ایرانی اشاره کرد و قتل مهرجویی را در این زمان اقدامی برای منحرف کردن مردم و مسئولان از درگیریها در غزه و اسرائیل دانست.
کیهان نوشته که مجید شریف به دلیل ترجمه دو کتاب روژه گارودی، فیلسوف فرانسوی که به دلیل انکار هولوکاست در فرانسه محکوم شده بود، در ایران به دست اسرائیل به قتل رسیده است.
کیهان در شماره دوشنبه خود نوشت: « آیا مسئولان محترم امنیتی و اطلاعاتی کشور، میان قتل مرحوم مهرجویی که رسانههای صهیونیستی را با قاطعیت رانده بود و مورد مشابه آن یعنی قتل مرحوم مجید شریف تشابهی نمیبینند؟!»
مجید شریف، نویسنده و مترجم در آذر ماه ۷۷ ناپدید و جسدش پس از یک هفته در پزشکی قانونی پیدا شد. جمهوری اسلامی ایران هیچوقت به طور رسمی قتل مجید شریف را به دست نیروهای خودسر وزارت اطلاعات را تایید نکردند.
محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، اعضای کانون نویسندگان ایران و داریوش و پروانه فروهر، رهبران حزب ملت ایران، ۴ قربانی قتلهای سیاسی پاییز ۱۳۷۷ در تهران هستند که از سوی رسانهها به قتلهای زنجیرهای معروف شد. وزارت اطلاعات ایران با انتشار بیانیهای اعلام کرد که گروهی از کارکنان «خودسر» این وزارتخانه در قتل این ۴ منتقد و دگراندیش دست داشتهاند.
قتل مجید شریف، نویسنده و مترجم، که ۹ آذر ۷۷ ناپدید و جسد او در ۱۶ آذر همان سال در پزشکی قانونی پیدا شد و همچنین پیروز دوانی، که سوم شهریور همان سال مفقود شد و هرگز اثری از او پیدا نشد، از سوی جمهوری اسلامی، جزو پرونده قتلهای زنجیرهای محسوب نشد.














