جنگ ایران و اسرائیل و چالشهای بزرگ برای بریتانیا

منبع تصویر، Majid Saeedi/Getty Images
- نویسنده, لورا کونزبرگ
- شغل, مجری برنامه یکشنبه با لورا کونزبرگ
«اگر این درست باشد، همه مشکلاتمان حل شدهاند.»
گفته میشود ویلیام ناکس دارسی، تاجر بریتانیایی که سرمایهاش رو به پایان بود، ۱۱۳ سال پیش پس از دریافت تلگرافی از ایران این جمله را به زبان آورد.
دارسی امتیاز استخراج نفت را در آغاز قرن گذشته گرفته بود و سالها عملیات اکتشافی ناموفق زیر نظر او انجام شده بود. حالا پس از همه آن سالها، خبر رسید که نفت پیدا شده است.
برای دارسی، این کشف فرصتی بود برای ساختن ثروتی دوباره پس از میلیونها دلاری که از معادن طلای استرالیا به دست آورده بود.
اما برای بریتانیا، ایران و سراسر جهان، این لحظهای بود که سرنوشت اقتصادی و سیاسی خاورمیانه بیش از پیش به غرب گره خورد.
مشکل مالی دارسی شاید حل شد، اما مشکلات این منطقه هنوز به پایان نرسیده.
این هفته، در حالی که وزیران دولت بریتانیا میخواهند روی برنامههای داخلی و راهبرد صنعتی آینده تمرکز کنند، دو پرسش بزرگ بر سرشان سایه انداخته است:
بعد از این، در یکی از حساسترین منازعات یک منطقه حیاتی چه خواهد گذشت؟ و نقش بریتانیا در این میان چیست؟
یک منبع در دولت میگوید: چه خوشمان بیاید چه نیاید، این موضوع «باید برای بریتانیا مهم باشد و هست».
تاریخ پرفراز و نشیب ایران خود حکایتی جداگانه دارد؛ ثروتی که از نخستین کشف نفت در آغاز قرن گذشته به خزانه بریتانیا سرازیر شد فقط بخشی از ماجراست. بریتانیا در سرنگونی دولت ایران در سال ۱۹۲۲ نقش داشت، در جنگ جهانی دوم همراه با نیروهای شوروی ایران را اشغال کرد، از کودتای ۱۹۵۳ حمایت کرد و سپس همراه با آمریکا، تا پیش از سقوط شاه در سال ۱۹۷۹ از حکومت او پشتیبانی کرد؛ سقوطی که پس از ماهها ناآرامی و اعتراضات گسترده علیه رژیم او رقم خورد.

منبع تصویر، Reuters
یک وزیر ارشد سابق درباره رابطه ایران و بریتانیا میگوید: «ما دههها در همه مسائل دخیل بودیم.»
در سالهای اخیر هم، دولتهای پیدرپی بریتانیا عمیقاً درباره برنامههای هستهای ایران نگران بودهاند.
تلاشهایی بهویژه بهدست جک استرا، وزیر خارجه وقت، انجام شد تا این تسلیحات دور از دسترس ایران بمانند. با این حال، اکنون نگرانی جدی درباره فعالیتهای ایران در خود بریتانیا وجود دارد.
دیروز هفت مرد به ظن وارد کردن جراحت شدید پس از حمله به دو نفر مقابل سفارت ایران بازداشت شدند. پلیس لندن گفته این درگیری میان معترضان موافق و مخالف سلطنت ایران رخ داده است.
ماه گذشته سه نفر به اتهام جاسوسی برای ایران و برنامهریزی برای ارتکاب خشونت جدی علیه روزنامهنگاران مقیم بریتانیا متهم شدند.
رئیس MI5 اعلام کرد بریتانیا از آغاز سال ۲۰۲۲ به ۲۰ توطئه تحت حمایت ایران که تهدیدات بالقوه مرگباری ایجاد کرده بودند، واکنش نشان داده است.
یک منبع نزدیک به گروههای اپوزیسیون ایران هشدار میدهد: «حکومت ایران شبکه عظیمی برای ترویج تروریسم و افراطگرایی در بریتانیا دارد؛ اگر روسها این کار را میکردند هرگز اجازهاش را نمیدادیم… این در خیابانهای لندن جریان دارد.»
نقش بریتانیا چیست؟

منبع تصویر، Reuters
تمرکز علنی دولت فعلاً بر دیپلماسی است. همانطور که معمولاً پیش میآید، پیشنهادی از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دولت را سردرگم کرد؛ اینبار فرضیهای مبنی بر اینکه آمریکا شاید به اسرائیل کمک کند تأسیسات هستهای ایران را هدف بگیرد.
لمی بلافاصله راهی واشنگتن شد. کمیته اضطراری دولت (کبرا) تشکیل جلسه داد. همهچیز شتاب گرفت تا اینکه تیم ترامپ خبر تازهای داد: او گفته بود دو هفته برای تصمیمگیری وقت نیاز دارد.
یک منبع دولت گفت: «همه توانستند نفس راحتی بکشند. این دو هفته و حجم رایزنیها باعث شد کمی خوشبینی ایجاد شود. تمرکز ما روی آرام کردن اوضاع است.»
لمی بیش از یک ساعت با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، و استیو ویتکوف، فرستاده ویژه ترامپ، دیدار کرد.
در حالی که وزیر خارجه در حال جمعآوری اطلاعات از میزبانان آمریکایی بود، ترامپ با استیو بنن، یکی از حامیان اصلی کمپین «عظمت را به آمریکا برگردانیم»، ناهار خورد؛ کسی که او را به شدت از مداخله بازمیدارد.

منبع تصویر، Reuters
دیپلماسی سپس به ژنو منتقل شد؛ جایی که لمی و چند وزیر اروپایی با وزیر خارجه ایران مذاکره کردند. آنها بار دیگر نگرانیها درباره برنامه هستهای ایران و نقض قوانین بینالمللی را مطرح کردند.
این گفتوگوها بدون تصمیم مشخص درباره گامهای بعدی به پایان رسید، اما تمایل برای ادامه تلاشها باقی ماند. در نهایت، فشار بریتانیا و اروپا این است که گفتگوها ادامه یابد و از گسترش جنگ جلوگیری شود. با این حال، برخی منابع تردید دارند که این تلاشها واقعاً مؤثر باشد.
یک مقام ارشد به من گفت: «اروپا در این میان تقریباً بیاهمیت است.» حتی رئیسجمهور آمریکا هم همین را بهصراحت گفت: «ایران نمیخواهد با اروپا مذاکره کند. آنها میخواهند با ما مذاکره کنند. اروپا در این قضیه کاری از پیش نمیبرد.»
برخی منابع دیپلماسی را «چسب زخمی موقتی» توصیف میکنند، آنهم در حالی که اسرائیل آشکارا میخواهد وضعیت موجود را بشکند، ساختار منطقه را تغییر دهد، رژیم ایران را تغییر دهد و مانع دستیابی تهران به بمب اتمی شود.
یک مقام ارشد سابق گفت: «اسرائیل فکر میکند این فرصتی است که شاید فقط یکبار در عمر به دست آید؛ حالا یا هرگز… این راهحل بلندمدت نیست، اما اگر در تلآویو باشید پاسخ بدیهی این است: بله، ما زنده میمانیم.»
یک منبع امنیتی دیگر هم گفت که اگر بریتانیا «موضع اروپایی موعظهگرانه مثل یک معلم مدرسه» بگیرد، کاملاً بیربط خواهد بود؛ اما میتواند «با آمریکا برای منافع سخت خود همسو شود.»
همراستا شدن با آمریکا معمولاً تصمیم سادهای برای نخستوزیران بریتانیا بوده است.
اما نخستوزیری از حزب کارگر که با ترامپ برای بمباران کشوری در خاورمیانه همراه شود؟ این موضوع متفاوت است.

منبع تصویر، Reuters
یک دیپلمات سابق میگوید: «کسانی که در دولت تصمیمگیرند، به ایده بمباران ایران با دیده تردید نگاه میکنند و بعید میدانند نتیجه بهتری بدهد.»
منبعی دیگر میگوید: «بریتانیا در سالهای اخیر بهاندازه کافی درباره نحوه تعامل با ایران - کشوری با حدود ۹۰ میلیون جمعیت، سرکوب سیاسی شدید و مشکلات اقتصادی - فکر نکرده است. بریتانیا راهبردی برای ایران ندارد؛ از منظر اسرائیل یا غزه به ایران نگاه میکند، اما به خود ایران بهعنوان یک موضوع مستقل نگاه نمیکند. این مشکل است.»
اگر آمریکا با حمایت بریتانیا وارد عمل شود، چه اتفاقی میافتد؟
منبع گفت: «آمریکاییها میتوانند به تأسیسات فردو که عمیقتر از تونل مانش است حمله کنند، اما اگر ایران واکنش نشان دهد، بعد چه؟»
سپس موضوع مشروعیت قانونی مطرح میشود. نخستوزیر بریتانیا پیشتر یک وکیل برجسته بوده است.
چه اجازه استفاده از پایگاه دیهگو گارسیا برای جتهای آمریکایی مطرح بوده، چه کمک به سوختگیری در مسیر حمله، دولت باید مطمئن باشد توجیه حقوقی محکمی برای حمله دارد.
هماکنون نیز اختلاف سیاسی بر سر افشای مشورتهای حقوقی در جریان است و گفته میشود معاون حقوقی دولت نگرانیهایی در این زمینه ابراز کرده است.
برای ناآشناها، این مسیر کاملاً آشناست؛ احزاب مخالف خواستار انتشار کامل مشاوره حقوقی هستند و دولتها مخالفت میکنند. وکلا و سیاستمداران هم در محافل عمومی درباره آن بحث میکنند.

منبع تصویر، Reuters
در نهایت، حقوق بینالملل تفاسیر گوناگونی دارد؛ چیزی که یک وزیر ارشد سابق آن را «انعطافپذیر» توصیف کرد.
اینبار هم زمزمههایی درباره «مشاورههای حقوقی مبهم» شنیده میشود.
در نهایت، سیاست روز معمولاً بر همهچیز ارجحیت دارد و تصمیم نهایی با نخستوزیر وقت است.
پسزمینه سیاسی برای نخستوزیر پرریسک است. حزب کارگر هنوز با میراث تصمیم تونی بلر برای ورود به جنگ عراق با جورج بوش دستوپنجه نرم میکند؛ تصمیمی که امروز بسیاری در حزب آن را اشتباه میدانند.
هر تصمیمی که شائبه حمایت از عملیات نظامی اسرائیل داشته باشد، موج احساسات ضداسرائیلی دیرینه در جناح چپ را دوباره شعلهور میکند.
به این نگرانی عمیق درباره آنچه هماکنون بهطور جداگانه در غزه جریان دارد اضافه کنید؛ این میتواند یک نقطه انفجار دیگر ایجاد کند.
نامزدهای حامی فلسطین پیشتر کرسیهایی را تصاحب کردهاند و در انتخابات عمومی نزدیک بود کرسیهای بیشتری از حزب کارگر بگیرند.
برجستهکردن وضعیت دشوار مردم غزه لزوماً مخالفت با اقدام اسرائیل یا آمریکا علیه ایران نیست، اما این مسائل میتواند مبهم شود و بر حجم بحثهای داغ درون حزب درباره خاورمیانه بیفزاید.
یک وزیر ارشد سابق که در زمان جنگ عراق در دولت حضور داشت، به من گفت: «خیلی راحتتر میشد اگر میتوانستیم کاری کنیم که ردپای ما در این موضوع نباشد. اما اگر کاخ سفید درخواست کند، با اکراه میپذیرم و میگویم باشد.»
آیا میتوانید تصور کنید کییر استارمر به ترامپ برای جلوگیری از ساخت بمب اتمی در ایران «نه» بگوید؟ آیا میتوانید تصور کنید او وارد منازعهای در خاورمیانه شود که قابل اجتناب باشد؟ پاسخ هر دو قطعاً یکسان نیست.
بریتانیا منافع گستردهای در امنیت ایران و کل خاورمیانه دارد؛ چه از نظر نفت، چه تجارت، اطلاعات یا پایگاههای نظامی.
این پرسشها ممکن است خیلی زود برای استارمر رنگ واقعیت بگیرند.














