آیا بریتانیا در آستانه کشیده شدن به جنگ ایران و اسرائیل است؟

معترضان به جنگ در مقابل پارلمان بریتانیا

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، مردم در برابر پارلمان بریتانیا در اعتراض به حملات اسرائیل به ایران تجمع کردند
    • نویسنده, فرانک گاردنر
    • شغل, خبرنگار امنیتی بی‌بی‌سی

برخی هنوز فکر می‌کنند که آیا باز هم سال ۲۰۰۳ تکرار خواهد شد؟

در سال ۲۰۰۳، بریتانیا به کارزار نظامی بسیار جنجال‌برانگیزی به رهبری آمریکا علیه عراق پیوست، با این هدف که این کشور را از زرادخانه ادعایی «سلاح‌های کشتار جمعی» خود خلاص کند. بعدا مشخص شد که این سلاح‌ها سال‌ها پیش‌ از آن از بین رفته بودند.

بریتانیا به‌عنوان نزدیک‌ترین اما شریک کوچک‌تر آمریکا، تقریبا به‌طور حتم به‌نوعی تحت‌تاثیر رویدادهای کنونی در خاورمیانه قرار خواهد گرفت.

اگر دونالد ترامپ تصمیم بگیرد نیروهای آمریکایی را برای کمک به اسرائیل در نابودسازی برنامه هسته‌ای ایران اعزام کند، بریتانیا چه نقشی را باید ایفا کند؟

نخست باید گفت، بریتانیا از مرکزیت این نبرد میان اسرائیل و ایران بسیار فاصله دارد.

بریتانیا همراه با سایر اعضای گروه ۷ خواستار کاهش تنش‌ها شده، اما بعید است که اسرائیل به این درخواست‌ها گوش دهد.

این فقط به دلیل تیره شدن روابط بریتانیا و اسرائیل در پی همراهی لندن با دیگر کشورهای غربی در تحریم دو وزیر کابینه اسرائیل به دلیل تحریک به خشونت علیه فلسطینیان در کرانه غربی نیست.

بلکه به این دلیل نیز هست که اسرائیل آشکارا به این نتیجه رسیده که اکنون زمان مناسبی برای اقدام نظامی علیه برنامه هسته‌ای مشکوک ایران است و زمان گفت ‌و گو گذشته است. (در بی‌اعتنایی آشکار به بریتانیا، گزارش شده که اسرائیل پیشاپیش حمله‌اش به ایران آن را به اطلاع لندن نرسانده و آن کشور را «شریکی قابل اتکا» ندانسته است.)

با این حال، بریتانیا همچنان نقش دیپلماتیکی برای ایفا دارد. همراه با متحدان اروپایی‌اش که در تدوین توافق هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۵ موسوم به برجام نقش داشتند. توافقی که بازرسی‌های سخت‌گیرانه آژانس را در ازای لغو تحریم‌ها به ایران تحمیل کرد، تا آنکه دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ آمریکا را از آن خارج کرد.

دیوید لمی، وزیر خارجه بریتانیا، روز پنج‌شنبه در واشنگتن با همتای آمریکایی‌اش دیدار کرد و بریتانیا نیز روز جمعه همراه با فرانسه و آلمان در ژنو با ایران وارد گفت‌وگو خواهد شد.

بریتانیا همچنین دارایی‌ها و امکانات نظامی و راهبردی در خاورمیانه و اقیانوس هند دارد.

دیه‌گو گارسیا

این پایگاه کوچک و گرم‌سیری در اقیانوس هند که مشترکا توسط بریتانیا و آمریکا اداره می‌شود و اکنون از کشور جزیره‌ای نزدیکش، موریس، اجاره شده، با وجود اندازه‌اش، اهمیت راهبردی فوق‌العاده دارد.

با فاصله سه‌هزار و ۷۰۰ کیلومتر از ایران، این پایگاه می‌تواند نقطه‌ای برای استقرار بمب‌افکن‌های سنگین ب-۲ اسپریت نیروی هوایی آمریکا باشد.

این تنها هواپیماهایی در جهان هستند که برای حمل بمب عظیم GBU-57 معروف به «نفوذگر مهمات انبوه» (MOP) طراحی شده‌اند. این بمب ۱۳.۶ تنی گاهی «سنگر شکن» خوانده می‌شود، اما این نام دست‌کم ‌گرفتن آن است.

ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا، دیوید پترائوس، این هفته آن را «شکننده کوه» خواند. تصور می‌شود این تنها سلاحی است که توانایی نفوذ به اعماق زمین در تاسیسات مشکوک غنی‌سازی هسته‌ای فردو در ایران را دارد.

اگر آمریکا بخواهد از دیه‌گو گارسیا استفاده کند، نیاز به اجازه بریتانیا دارد. گزارش شده که ریچارد هرمر، معاون حقوقی دولت بریتانیا، توصیه کرده که هرگونه مشارکت نظامی بریتانیا باید کاملا دفاعی باشد تا در چارچوب قوانین باشد.

بمب‌افکن‌های ب-۲ بردی نزدیک به هفت‌هزار مایل دارند، تقریبا به اندازه فاصله پایگاهشان در ایالت میزوری تا ایران، و با سوخت‌گیری هوایی، آمریکا می‌تواند در صورت تمایل، بدون استفاده از دیه‌گو گارسیا فردو را بمباران کند.

قبرس

بریتانیا در این جزیره مدیترانه‌ای دو دارایی راهبردی مهم دارد.

یکی پایگاه هوایی آکروتیری است که هم‌اکنون میزبان حضور تقویت‌شده جنگنده‌های تایفون نیروی هوایی سلطنتی است. دیگری ایستگاه شنود اطلاعات سیگنالی در قله کوه آجیوس نیکولاوس، معروف به «آیا نیک» است که بخشی از منطقه تحت حاکمیت بریتانیا در قبرس محسوب می‌شود.

ارتش بریتانیا نیز مدت‌هاست از قبرس به‌عنوان پایگاه «گردان پیش‌قراول» خود استفاده کرده. نیروی واکنش سریع که برای شرایط اضطراری در خاورمیانه در دسترس است.

جنگنده‌های تایفون نیروی هوایی سلطنتی هم‌اکنون در عملیات شیدر مشارکت دارند. ماموریتی که شامل پایش و گه‌گاه بمباران مواضع گروه داعش و القاعده در سوریه و عراق می‌شود.

سال گذشته، در جریان درگیری کوتاهی میان اسرائیل و ایران، گزارش شد که جنگنده‌های بریتانیایی در سرنگونی پهپادهای ایرانی که به‌سوی اسرائیل می‌رفتند، کمک کرده‌اند. اما در این درگیری، یک سخنگوی اسرائیلی به بی‌بی‌سی گفت که هیچ کمکی از سوی بریتانیا درخواست یا پیشنهاد نشده است.

خلیج فارس

نیروی دریایی سلطنتی نقشی کوچک اما حیاتی در حفظ خلیج فارس و تنگه هرمز از مین‌های دریایی داشته است.

این به جنگ نفتکش‌های ایران و عراق در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ برمی‌گردد، جایی که مین‌ها کار گذاشته شدند و بریتانیا «گشت آرمیلا» خود را فعال کرد. مین‌روب‌های نیروی دریایی سلطنتی در بحرین مستقر بودند، دارایی‌ که بسیار مورد توجه ستاد ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده قرار گرفته، که در کمال تعجب، در اقدامات ضد مین ضعیف عمل کرده است.

با این حال، کشتی‌های بریتانیایی در آستانه پایان عمر کاری‌شان قرار دارند و حضور نیروی دریایی سلطنتی به‌تدریج کاهش یافته است. این مسئله به ارزیابی نگران‌کننده‌ای منجر شده مبنی بر اینکه اگر ایران تصمیم بگیرد تنگه هرمز، که ۲۰ تا ۳۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند، را مسدود کند، پیامدهای آن چشمگیر خواهد بود.

وزارت دفاع بریتانیا می‌گوید که یک مین‌روب نیروی دریایی سلطنتی، به‌نام «اچ‌ام‌اس میدلتون» هم‌اکنون در خلیج فارس است.

این وزارتخانه می‌افزاید: «کشتی‌های نیروی دریایی سلطنتی در خلیج فارس در دریا هستند و ماموریت تازه‌ای برای عملیات جنگی به آن‌ها داده نشده است.»

همچنین، یک حضور نظامی کوچک متشکل از ۱۰۰ نیروی بریتانیایی در عراق وجود دارد و یک تاسیسات بندری در دقم عمان در اختیار بریتانیا است.

واکنش متقابل

ایران در چندین نوبت هشدار داده که هر کشوری که به آن حمله کند یا در تسهیل حمله نقش داشته باشد، هدف واکنش قرار خواهد گرفت. پدیده‌ای که گاه به‌عنوان «واکنش متقابل» شناخته می‌شود.

در صدر فهرست اهداف، پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر منطقه و نیز ناوهای این کشور در دریا قرار دارند.

اما اگر بریتانیا به نیروی هوایی آمریکا اجازه دهد تا از پایگاه دیه‌گو گارسیا برای حمله، مثلا به تأسیسات هسته‌ای فردو استفاده کند، این واکنش متقابل تقریبا به‌طور حتم بریتانیا را نیز دربرخواهد گرفت.

در عمل، این می‌تواند شامل شلیک موشک‌های بالستیک به‌سوی پایگاه آکروتیری باشد؛ اما در خود بریتانیا، سرویس امنیت داخلی ام‌آی۵ نیز برای مقابله با هرگونه اقدام خصمانه ایران – از جمله خرابکاری و اقدام به آتش‌سوزی توسط باندهای مجرم – در حالت آماده‌باش خواهد بود.