چرا نگاه رسانههای عربستان به ایران در حال تغییر است؟

منبع تصویر، IRANIAN SUPREME LEADER OFFICE HANDOUT/EPA-EFE/REX/Shutterstock
- نویسنده, بخش مانیتورینگ
- شغل, بیبیسی
رسانههای سعودی که تحت کنترل شدید دولت فعالیت میکنند، در ماههای اخیر روایتهای متفاوتی درباره رابطه پیچیده این کشور با رقیب منطقهای خود، ایران، بازتاب دادهاند.
بررسی گسترده برنامههای گفتوگوی تلویزیونی و تفسیرهای رسانهای این شبکهها در ۱۰ ماه گذشته نشان میدهد که فضای پیامرسانی چندپارهای شکل گرفته است که در آن تفاوتهای ظریفی در لحن و محورهای مورد تاکید دیده میشود.
این پوشش رسانهای، همزمان میان حمایت آشکار از همکاریهای دوجانبه حتی در حوزه دفاعی و محکومیت شدید ایران در نوسان بوده است.
انتقاد از ایران نهتنها بر حمایت تهران از گروههای نیابتی منطقهای متمرکز بوده، بلکه پس از حمله ایران به پایگاه هوایی عدید در قطر در واکنش به حملات آمریکا به مراکز هستهای ایران در جریان جنگ اسرائیل و ایران در ماه ژوئن نیز افزایش یافته است.
روابط در طول زمان
سالهاست که ریاض و تهران برای گسترش نفوذ منطقهای خود در حال رقابت بودهاند و این رقابت در جبهههای نیابتی سوریه، لبنان و یمن جریان داشته است.
در ماه مارس ۲۰۲۳، دو کشور با میانجیگری چین یک توافق آشتی امضا کردند تا مسیر را برای از سرگیری تعامل دیپلماتیک و رویکردی با تقابل کمتر هموار کنند.
با وجود این توافق، تنشهای دیرینه دو طرف به دلیل رویکردها و دیدگاههای متفاوت درباره ثبات منطقه همچنان ادامه پیدا کرد.
به نوشته رسانههای سعودی نقش ایران در منازعات نیابتی و حمایت آن از حزبالله در لبنان، حوثیها در یمن و حماس، با راهبرد عربستان برای کاهش تنشهای منطقهای و پرهیز از درگیری در تضاد بود. این رویکرد سعودیها برای رشد اقتصادی و برنامه تنوعبخشی در قالب پروژه شاخص اصلاحات در این کشور، یعنی «چشمانداز ۲۰۳۰»، حیاتی است.
اما در ماههای اخیر و همزمان با کاهش نفوذ منطقهای ایران، روابط تهران و ریاض به طور قابل ملاحظهای گرمتر شده است.
کارزارهای نظامی اسرائیل علیه حماس و حزبالله و همین طور سقوط دولت بشار اسد، همپیمان ایران در سوریه، ضربههای شدیدی به نفوذ تهران در سراسر منطقه وارد کرده است.
روایتهای در حال تغییر

منبع تصویر، Reuters
پس از گرمتر شدن روابط ریاض و تهران، رسانههای سعودی روایت آشتیجویانهتری را در قبال ایران در پیش گرفتهاند که میتواند نشاندهنده تغییر مسیر آنها در مقایسه با پوشش محتاطانه و انتقادیشان از ایران پس از توافق آشتی ۲۰۲۳ باشد.
تا مدتی پس از توافق آن سال، روایتها با احتیاط و تردید همراه بود، زیرا روابط دوجانبه در آن زمان همچنان شکننده و مبتنی بر خویشتنداری بود.
اما در ۱۰ ماه گذشته، چندین روایت متمایز پدیدار شده است.
همکاری
سفر تاریخی خالد بن سلمان آل سعود، وزیر دفاع عربستان به تهران در ماه آوریل، بازتاب گستردهای در رسانههای سعودی داشت که بر همکاری و «اعتماد متقابل» تاکید داشتند.
هانی وفا، سردبیر روزنامه «الریاض»، روز ۱۸ آوریل در یادداشتی به تشریح اهمیت این سفر پرداخت.
او نوشت: «عربستان و ایران دو کشور با وزن و جایگاهی بالا در منطقه هستند و از طریق همکاری میتوانند منافع مشترک زیادی به دست آورند، هرچند بزرگترین منفعت، بازگشت ثبات به منطقه و حرکت به سمت تمرکز بر توسعه پایدار بر اساس همکاری جدی بر پایه اعتماد متقابل است.»
در همان روز جاسر الجاسر، روزنامهنگار سعودی در مصاحبهای با تلویزیون الشرق نیوز دیدگاهی محتاطانهتر ارائه کرد.
او این سفر را پاسخی به «نشانههای عملگرایی» دانست که پس از تحولات لبنان، سوریه و یمن، در تهران پدیدار شده است. وی با اشاره به کاهش موقعیت منطقهای ایران گفت تلاشهای گذشته این کشور برای اعمال «هژمونی» در منطقه شکست خورده و اکنون با «تهدیدهای وجودی» روبهروست. او افزود که مسیر ایران به سوی بهبود اقتصادی و بازگشت به روابط بهتر با کشورهای عربی نیازمند حمایت عربستان است.
حمایت و محکومیت در جریان جنگ اسرائیل و ایران
موضعگیریهای محتاطانه عربستان در جنگ اسرائیل و ایران در ماه ژوئن و تاکید مستمر بر کاهش تنش، به روشنی در پوشش رسانههای داخلی سعودی قابل تشخیص بود.
پس از حملات اسرائیل به ایران، ریاض در ابتدا از تهران حمایت کرد. اما چند روز بعد عربستان حمله تلافیجویانه ایران به پایگاه هوایی عدید قطر را که میزبان نیروهای آمریکایی است، قاطعانه محکوم کرد.
العربیه در روز ۱۴ ژوئن گزارش داد که ولیعهد محمد بنسلمان در گفتوگوی تلفنی با رئیسجمهور ایران اعلام کرده است که «حملات اسرائیل گفتوگوهای جاری برای حل بحران را مختل کرده و مانع تلاشها برای کاهش تنش شده است.»
روز ۲۳ ژوئن، رسانههای سعودی از جمله العربیه با استناد به بیانیه وزارت خارجه، موضعی واحد در پیش گرفتند و نوشتند: «عربستان به شدیدترین شکل ممکن حمله ایران به قطر را محکوم میکند.»
در آن زمان تحلیلهای منتشرشده در روزنامه الشرق الاوسط پیچیدگی موضع عربستان را بازتاب میداد.
روز ۲۴ ژوئن مشاری الذایدی، ستوننویس روزنامه، ضمن تایید موضع رسمی، محکومیت ایران از سوی عربستان را در چارچوب تحولات منطقهای تحلیل کرد و نوشت: «بیانیه وزارت خارجه کاملا روشن کرد... که مردم خلیج فارس هیچ نقشی در 'نبرد' جاری میان تهران، واشنگتن و تلآویو ندارند، جز تلاش برای خاموش کردن آتش جنگ با حسن نیت و بدون به خطر انداختن امنیت خلیج فارس.»
عبدالله بن بجاد العتیبی نیز در مقالهای در ۲۲ ژوئن انتقادها را تشدید کرد. او با وجود محکوم کردن حملات اسرائیل به ایران، نوشت که «هیچکس، نه قدرتهای بزرگ و نه کوچک، آماده نیست به نفع ایران وارد عمل شود.»
او بدون نام بردن مستقیم از ایران افزود: «کسانی که در منطقه توهم میآفرینند... حقایق را به مردم ارائه نمیدهند، بلکه چیزی را تبلیغ میکنند که شبیه واقعیت است اما حقیقت ندارد.»

منبع تصویر، ABEDIN TAHERKENAREH/EPA/Shutterstock
پیامهای متناقض پس از حمله به دوحه
حمله غافلگیرکننده اسرائیل به دوحه در روز ۹ سپتامبر شوک گستردهای به منطقه وارد کرد و باعث تشدید نگرانیهای عربستان از افزایش ناامنی در منطقه شد.
همزمان با اوج گرفتن نگرانیها، عربستان در روز ۱۷ سپتامبر یک پیمان «دفاع متقابل راهبردی» با پاکستان امضا کرد که نشاندهنده اقدامی برای تقویت رویکرد امنیتی عربستان بود.
تنها یک روز پیش از امضای این پیمان، عربستان میزبان علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، بود.
در طول این دوره، روایت رسانههای سعودی میان حمایت از نزدیکی بیشتر به تهران، به ویژه در حوزههای امنیتی و دفاعی، و انتقاد آشکار از سیاستهای منطقهای ایران در نوسان بود.
مسعود الفک، کارشناس امور ایران در العربیه، درباره سفر لاریجانی به ریاض گفت: «کسانی که دیپلماسی جدید ایران را هدایت میکنند، به عربستان به عنوان کشوری محوری نگاه میکنند. ایران به دنبال ارائه سیاست منطقهای خود با ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی است.»
روزنامه الشرق الاوسط هم گزارش داد که گفتوگوهای لاریجانی در ریاض بر «گسترش همکاریهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی» متمرکز بوده است.
در همین حال ایندیپندنت عربی پس از حمله دوحه، بر لزوم همگرایی قدرتهای منطقهای به ویژه ترکیه، عربستان و ایران تاکید کرد. این رسانه نوشت تهران سفر لاریجانی را گامی برای تقویت جبهه اسلامی علیه اسرائیل میداند، در حالی که ریاض آن را بخشی از سیاست کاهش تنش میبیند؛ راهبردی که میتواند به ثبات بیشتر و گسترش مشارکتهای اقتصادی در منطقه منجر شود.
عبدالعزیز بن صقر، رئیس مرکز پژوهش خلیج فارس، نیز به این رسانه گفت: «درک مشترکی میان رهبران دو کشور نسبت به تهدیدهای جدی علیه امنیت همه طرفها، بدون استثناء، وجود دارد.»
با این حال پس از امضای پیمان دفاعی با پاکستان، لحن رسانههای سعودی قاطعتر و انتقادیتر شد.
در تفسیری در ۲۲ سپتامبر در وبسایت شبکه العربیه، محمد السعید نوشت که این توافق «منطق قدرت و بازدارندگی در خاورمیانه را بازترسیم خواهد کرد». او افزود این منطق طی دههها، به دلیل «محاسبات اشتباه، بیپروایی و تکبر نظامی قدرتهایی که ترجیح دادند جاهطلبیهای هژمونیک خود را به جای تعقل و سیاستورزی تحمیل کنند، تضعیف شده است».
او بدون نام بردن مستقیم از ایران و گروههای نیابتی آن، استفاده از «سازمانها و جنبشها» را به عنوان ابزارهایی برای «شکلدادن به قدرت و اعمال فشار» در سراسر منطقه محکوم کرد.
انتقادها از وضعیت غزه
تغییر موضع عربستان نسبت به ایران در پوشش رسانهای دومین سالگرد حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل، که از آن با عنوان عملیات «طوفان الاقصی» یاد میشود، نیز مشهود بود.
الشرق الاوسط مجموعه یادداشتهایی منتشر کرد که انتقادهای تندی را متوجه همه طرفها از اسرائیل و ایران گرفته تا گروههای نیابتی تهران میکرد.
یکی از این یادداشتها را طارق الحمید، روزنامهنگار مشهور سعودی، با عنوان «طوفانی که مردم خودش را بلعید» در ۸ اکتبر نوشت.
او با مرور دو سالی که از عملیات ۷ اکتبر حماس گذشته، نوشت این رویداد وضعیت منطقه را دگرگون کرده است، به ویژه در «مناطق بیقانون» که اقتدار دولت در آنها «فرسوده» شده است. او به لبنان، سوریه تحت حاکمیت اسد، عراق و یمن اشاره کرد که به گفته او همگی در مدار نفوذ ایران بودهاند و پیرامون آن سامان یافتهاند.














