چگونه حملات این هفته اسرائیل به لبنان خاورمیانه را تغییر داده است

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, دیوید آرونوویچ
- شغل, مجری برنامه اتاق گزارش رادیو۴ بیبیسی
جنگ غزه همیشه امکان گسترش را داشت. حملات موشکی تقریبا روزانه حزبالله، متحد لبنانی حماس، به شمال اسرائیل و اطراف آن و حملات هوایی اسرائیل، دهها هزار غیرنظامی را در دو طرف مرز آواره کرده است.
اما تا همین اواخر، شرط بندی هوشمندانه روی این بود که اسرائیل و حزبالله از تشدید کامل تنش اجتناب میکنند. این شرط بندی امروز چندان هوشمندانه به نظر نمیرسد.
به نظر میرسد اقدام اسرائیل در هدف قرار دادن غیرمتعارف هزاران تن از عوامل حزبالله در هفته گذشته از طریق پیجرها و واکیتاکیهای مورد استفاده آنها، محاسبات را تغییر داده است.
گمان میرود که اسرائیل پشت آن حمله بوده است. سئوال این است که چرا ممکن است این عملیات را انجام داده باشد و چرا در هفته گذشته؟
این عملیات در مورد چگونگی جنگهای مدرن چه میگوید؟ و میتوانیم انتظار داشته باشیم که در هفته های آینده چه اتفاقی بیفتد - احتمال وقوع جنگ زمینی بین اسرائیل و حزبالله چقدر است؟
اول از همه، مهم این است که بفهمیم حزبالله دقیقا چیست و از کجا آمده است.
این گروه در اوایل دهه ۱۹۸۰ پس از اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل در جریان جنگ داخلی لبنان ظهور کرد.
لینا خطیب، مدیر مؤسسه مطالعات خاورمیانه در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی وابسته به دانشگاه لندن میگوید: «ابتدا حزبالله خود را به عنوان یک گروه مقاومت علیه اسرائیل و صدای جامعه شیعه لبنان معرفی کرد، اما زمانی که اسرائیل در سال ۲۰۰۰ از لبنان خارج شد، حزبالله با نقض قطعنامه سازمان ملل که شبهنظامیان مسلح لبنانی را به خلع سلاح ملزم میکرد، تسلیحات خود را نگه داشت.»
پروفسور خطیب می گوید: این گروه همچنان خود را به عنوان یک نیروی ضروری برای دفاع از لبنان معرفی میکند و «به قدرتمندترین بازیگر سیاسی این کشور تبدیل شده است.»
او میافزاید: «اگرچه حزبالله در تشکیلات دولت لبنان نمایندگی دارد، اما قدرت واقعی حزبالله به عنوان یک گروه مسلح که به گفته بسیاری از تحلیلگران قدرتمندتر از ارتش لبنان است، در پشت پرده نهفته و به آن توانایی ارعاب مخالفان خود را داده است.»
پروفسور خطیب میگوید: «این گروه میتواند تا حد زیادی روند سیاست خارجی لبنان را تعیین کند و همچنین اصولا از طرف لبنان اعلام جنگ کند.»
به گفته شاشانک جوشی، دبیر امور دفاعی در نشریه اکونومیست، حزبالله با ایران به عنوان «تامین کننده اصلی تسلیحات» این گروه همسو است هرچند او میافزاید که «یک نوع سیستم فرماندهی مستقیم و فوری وجود ندارد، اما آنها در اهداف و عملکرد با هم بسیار بسیار نزدیک هستند.»
عنوانی که باید برای بحث درباره این حملات از آن استفاده کنیم این است که گمان میرود کار اسرائیل باشد زیرا اسرائیل صراحتا انجام آن را تأیید نکرده است که با روش سنتی مقامات رسمی این کشور منطبق است.
رونن برگمن، روزنامهنگار تحقیقی اسرائیلی و همکار نشریه نیویورک تایمز میگوید وقتی عملیاتی در کرانه باختری و غزه اشغالی انجام میشود، «مقامات اسرائیلی تمایل دارند دست خود را بالا ببرند و بگویند کار آنها بوده است، اما وقتی این عملیات در لبنان یا ایران است چنین نمیکنند.»
با این حال، گفته میشود موساد – سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل – دست به این عملیات زده است.
به گفته برگمن، برخلاف دیگر سازمانهای مشابه در سراسر جهان، نقش موساد فقط به جمعآوری اطلاعات محدود نمیشود.
او میگوید موساد همچنین وظیفه خود را «در واقع این هم میداند که اطلاعاتی را که جمعآوری میکند به عملیات تحریکآمیز، تهاجمی یا فیزیکی ترجمه کند»، که از جمله شامل «انفجار، خرابکاری، ترورهای هدفمند» است.
اکنون یک هفته از حملات پیجری می گذرد. و روز بعد از آن، واکیتاکیهای حزبالله هم هدف قرار گرفتند. اما ما در مورد این حملات چه میدانیم؟
به گفته جوشی، به نظر میرسد که این حمله در مسیر زنجیره تامین پیجرها صورت گرفته و برای این منظور، موساد شرکتهایی را راه اندازی کرده بود که به نظر میرسد برای مدتی پیجر معمولی تولید میکردند.
و وقتی از محموله پیجرهای مورد استفاده حزبالله صحبت میشود، به نظر میرسد که موساد مواد منفجره را در داخل دستگاهها قرار داده بود به نحوی که بعدا توانست از راه دور آنها را فعال کند.
برگمن میگوید در سال ۲۰۱۸، یک افسر اطلاعاتی جوان متوجه شد که حزبالله شروع به استفاده از پیجر کرده است و طرح نفوذ موساد به زنجیره تامین آنها را مطرح کرد. برگمن میافزاید بعدا حدود ۴۵۰۰ دستگاه انفجاری در اختیار حزبالله قرار گرفت.
برخی گزارشها حاکی از آن است که موساد قبل از منفجر کردن این پیجرها میدانست که آنها کجا هستند و چه کسانی آنها را در اختیار دارند. با این حال، جوشی نسبت به صحت این ادعا تردید دارد.
او همچنین میگوید که «برخلاف آنچه که درابتدا تصور میشد، این یک حمله سایبری جادویی نبود که در آن باتریها بهطور خودبهخود با دریافت کد هوشمندانهای آتش بگیرند.»
در سراسر جهان تصاویر دوربینهای مداربسته از انفجار پیجرها پخش شده است.

منبع تصویر، Getty Images
پروفسور خطیب میگوید: تصاویر تکان دهنده بودند و در عین حال اطلاعات زیادی را در مورد سازماندهی و ساختار سازمانی حزبالله به ما میدهند.
او میگوید که معمولا فعالیت گروه حزبالله با درجه بالایی از محرمانه بودن صورت میگیرد به نحوی که «اعضای آن، حتی گاهی اوقات برای خانوادههای خود آنان، شناخته شده نیستند.»
آنچه که حملات پیجری انجام داده است، افشای این بوده است که اعضای حقوقبگیر حزبالله واقعا چه کسانی بودند و این اطلاعات به خودی خود برای اسرائیل بسیار مفید بوده است.
پروفسور خطیب میگوید در یک مورد، «شخصی از یکی از افرادی که در نهایت در بیمارستان بستری شده بود عیادت کرد و آن شخص بعدا به عنوان بازدیدکننده توسط اسرائیل ردیابی شد، و اسرائیلیها را هدایت کرد که دریابند که قرار است فرماندهان حزبالله در روز جمعه در کجا ملاقات کنند.»
او میافزاید جلسه این فرماندهان بعدا هدف حمله اسرائیل قرار گرفت.
از نظر برخی ناظران، این حملات مانند نوع جدیدی از جنگ به نظر میرسد. با این حال، جوشی در این مورد چندان مطمئن نیست.
او میگوید: «همیشه این امکان وجود داشته که مواد منفجره را در تلفن، پیجر، یا داخل موز قرار دهید، نکته این است که برای چه هدفی و با چه نتیجهای؟»
او میگوید که «آمریکاییها در گذشته به انجام حملات مشابه فکر کرده بودند اما به دلیل پیامدهای احتمالی از آن دوری جستند.»
کارشناسان میگویند که قبل از قرار گرفتن پیجرها و واکیتاکیها در اختیار حزبالله، مواد منفجره در آنها جاسازی شده بود.
به هر حال، اکنون همه میدانند که اسرائیل توانایی انجام چنین عملیاتی را دارد و بنابراین میتوانند اقداماتی را برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی به کار گیرند مثلا دستگاههای مشکوک را جدا کرده و برای یافتن مواد منفجره مورد بررسی قرار دهند.
در نتیجه، او میگوید: «نظر من این است که بعد از این شاهد حملات متعددی از این دست نخواهیم بود.»
معنی این حرف این است که این یک موقعیت منحصر به فرد بود که با استفاده از آن، دیگر کاربرد ندارد و وقتی چنین عملیاتی را انجام دادید، دیگر نمیتوانید دوباره آن را به کار بگیرید.
به همین دلیل، برگمن میگوید در سلسله مراتب تصمیمگیری در اسرائیل در این مورد اختلاف نظر وجود دارد که آیا اکنون زمان مناسبی برای استفاده از این موقعیت بود یا نه.
برگمن می گوید: «زمان حمله جالب است. افراد زیادی در تشکیلات دفاعی اسرائیل هستند که معتقدند قرار نبود دکمه انفجار این دستگاهها حالا فشار داده شود.»
همه این موضوعات این سوال را در پی دارد که اسرائیل چه فکری در سر داشت؟ پیش از این، بسیاری فکر میکردند که اسرائیل از درگیری تمام عیار با حزبالله اجتناب خواهد کرد و نمیخواهد در حالی که درگیر جنگ غزه است در دو جبهه درگیر جنگ شود. اما حملات پیجری ممکن است نشان دهد که این محاسبه تغییر کرده است.
اما برگمن میگوید که بیشتر فرماندهان ارشد ارتش اسرائیل، از جمله رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، با تهاجم زمینی به لبنان مخالف هستند.
آنان با توجه به تجربهشان در طول اشغال لبنان در دهههای ۱۹۸۰ و ۹۰ معتقدند که چنین عملیاتی میتواند به «تله مرگ» تبدیل شود.
او بر این نظر است که هدف از حملات این بوده است که حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله را وادار به موافقت با آتشبس کند بدون اینکه اسرائیل به جنگ غزه پایان داده باشد.
برگمن میگوید نصرالله تعهد کرده است تا زمانی که اسرائیل به جنگ خود در غزه پایان ندهد، دست از همبستگی با حماس برندارد در حالی که «نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، برای حفظ یکپارچگی دولت ائتلافی خود، نمیخواهد به جنگ با حماس پایان دهد.»
پس محاسبات این بود که حملات پیجر و واکیتاکی تعادل قوا را تغییر داده و به ارتش اسرائیل امکان میدهد تا بر غزه تمرکز کند. برگمن میگوید: «البته، خطر این است که این عملیات به مسیر دیگری بیفتد، یعنی به جای آتشبس و راهحل سیاسی، به جنگی همهجانبه منجر شود.»
پروفسور خطیب میگوید که تلاش اسرائیل در تهاجم زمینی به جنوب لبنان «کاملا احمقانه» خواهد بود زیرا حزبالله برای چنین حملهای به خوبی آماده است و تجربه طولانی در جنگ زمینی دارد.
اما جوشی میگوید که خطر تهاجم زمینی همچنان به قوت خود باقی است.
حملات هوایی اخیر علیه انبارهای تسلیحاتی حزبالله و همچنین حمله به ساختار فرماندهی این گروه «همه از آن نوع کارهایی است که باید قبل از یک عملیات زمینی بزرگ در داخل لبنان انجام گیرد.»
این نکته ما را به طرح این سؤال میرساند که آیا ظرفیت جنگی حزبالله در هفتههای اخیر چنان تنزل یافته و اعتماد به نفس آن چنان تضعیف شده است که در واقع دیگر در موقعیتی برای نبرد در یک جنگ تمامعیار قرار ندارد؟
جوشی میگوید که «حزبالله با مشاهده از بین رفتن بسیاری از افراد رده فرماندهی خود، ضربه شدیدی متحمل شده است. با این حال، من فکر می کنم اشتباه بزرگی است که فکر کنیم که این گروه دیگر قدرت موشکی قابل توجهی در اختیار ندارد.»
هزاران موشک حزبالله که تلآویو و حیفا و دیگر شهرها و شهرکهای اسرائیلی را نشانه گرفتهاند، میتواند یک دلیل اصلی این باشد که چرا اسرائیل ممکن است نخواهد درگیر یک جنگ تمام عیار شود، هزاران تن از ساکنان شمال اسرائیل که به خاطر درگیریهای مرزی خانههای خود را ترک کردهاند هم دلیل دیگر آن است.
پروفسور خطیب می گوید: «مردمی که باقی ماندهاند کسانی هستند که امکان فرار ندارند. اما مطمئنا به نظر نمیرسد که اوضاع به این زودیها آرام شود.»











