پیروزی بیلی جین بر بابی؛ مسابقهای عجیب که در آن بازیکنان به هم «بچه خوک» و «شوگر ددی» دادند

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, امی لافتهاوس
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی است که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا رویدادهایی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.

این تنها مسابقه تنیسی بود که با اهدای یک بچهخوک به یکی از بازیکنان آغاز شد، هرچند که هیچ چیز این مسابقه معمولی نبود.
تخمین زده میشود در۲۰ سپتامبر ۱۹۷۳ حدود ۹۰ میلیون نفر در سراسر جهان این بازی را دیدند؛ مسابقهای که در آن بیلی جین کینگ توانست بابی ریگز که خود را یک «مردسالار متعصب» مینامید، در ورزشگاه آسترودوم هوستون شکست دهد.
این رویدادی پر زرقوبرق بود که برندهاش چکی ۱۰۰ هزار دلاری میگرفت؛ دومین قسمت از مجموعه مسابقات موسوم به «نبرد جنسیتها»، هرچند که این نام فراتر از یک شعار تبلیغاتی ساده بود.
پیروزی کینگ بر ریگز، بخشی از جنبش حقوق زنان بود؛ اتفاقی که پتانسیل تاثیرگذاری بر سیاست و آینده تنیس زنان را داشت.
مسابقه یکشنبه شب (۷ دی/۲۸ دسامبر) آرینا سابالنکا و نیک کیریوس هم «نبرد جنسیتها» نامیده شد ولی حساسیت و اهمیت آن به اندازه مسابقهای نبود که کینگ ۵۲ سال پیش در آن حاضر شد.
کینگ در پاسخ به سئوال بخش ورزشی بیبیسی درباره مسابقه اخیر گفت: «تنها شباهت این است که یکی پسر است و آن یکی دختر، همین و بس. بقیه موارد اصلا شباهتی ندارند. مسابقه ما درباره تغییرات اجتماعی بود؛ درباره جایگاه فرهنگی ما در سال ۱۹۷۳. مسابقه من واقعا سیاسی بود. میدانستم که برای تغییر در جامعه باید او را شکست دهم. دلایل زیادی برای برنده شدن داشتم.»
در سال ۱۹۷۳، کینگ ۲۹ ساله بود، ۱۰ بار قهرمان گرند اسلمها شده بود و در اوج دوران ورزشیاش به سر میبرد. در سوی دیگر ریگز ۵۵ ساله بود که سال ۱۹۳۹ و پیش از متوقف شدن مسابقات به دلیل جنگ جهانی دوم، قهرمان انفرادی، دو نفره و مختلط ویمبلدون شده بود.
کینگ سال ۲۰۱۷ به بیبیسی گفت: «دو سال دنبالم بود و میخواست با من بازی کند. مدام میگفتم: "بابی، من با تو بازی نمیکنم." بعد هم فقط به این دلیل قبول کردم که مارگارت باخت.»
مارگارت کورت استرالیایی، قهرمان ۲۴ گرند اسلم و زن شماره یک جهان در آن زمان، یکی از سرسختترین رقبای کینگ بود. او در اولین «نبرد جنسیتها» در مه ۱۹۷۳ به مصاف ریگز رفت. آن مسابقه پس از پیروزی قاطعانه ریگز مقابل کورت ۳۰ ساله (با نتایج ۶-۲ و ۶-۱)، به «کشتار روز مادر» معروف شد.
کینگ خیلی خوب میدانست که برد یا باخت در این مسابقه چه معنایی دارد.
مسابقات معتبر تنیس از سال ۱۹۶۸ به صورت «اوپن» برگزار میشد، به این معنا که بازیکنان حرفهای هم میتوانستند کنار آماتورها در گرنداسلمها بازی کنند. اما هنگامی که کینگ قهرمان اولین دوره ویمبلدون در دوران جدید شد، ۷۵۰ پوند جایزه گرفت در حالی که راد لیور برای قهرمانی در انفرادی مردان همان دوره ۲۰۰۰ پوند جایزه گرفت.
بیلی جین کینگ و هشت زن دیگر که اکنون با نام «۹ اوریجینال» شناخته میشوند، خواستار شرایط بهتری بودند.

منبع تصویر، Getty Images
آنها تورنمنتهای اختصاصی زنان راه انداختند و برای رقابت در مسابقاتی در تگزاس، قراردادی نمادین به ارزش یک دلار امضا کردند.
در پی این اقدام، از شرکت در گرند اسلمها محروم شدند اما شجاعتشان نتیجه داد. آنها سال ۱۹۷۳ اتحادیه تنیس زنان (WTA) را تاسیس کردند؛ نهادی برای ترویج و مدیریت بازیهای زنان.
در همین حال، ریگز که یک «شومن» آمریکایی تمامعیار بود، بخش زیادی از سال ۱۹۷۳ را به انجام مصاحبههای جنجالی گذراند. او میگفت که: «کیفیت بازی زنان ۲۵ درصد مردان است، پس باید ۲۵ درصد پولی که مردان میگیرند را دریافت کنند» و «اگر قرار است من یک خوک مردسالار باشم، میخواهم خوک شماره یک باشم.»
ریگز بهخوبی معنای به چالش کشیدن کینگ را میدانست؛ بازیکنی که چهره عمومیاش با جنبش روبهرشد حقوق زنان گره خورده بود، هرچند که کینگ هم خیلی خوب میدانست پیروزی بر ریگز چقدر نمادین خواهد بود.
کینگ میگوید: «آن مسابقه بیانگر خیلی چیزها بود: برابری، آزادی و دستمزد مساوی برای کار مساوی. میدانستم که باید پیروز شوم اما من فشار روانی را دوست دارم و برای چنین مسابقاتی ساخته شدهام.»

منبع تصویر، Getty Images
ریگز یکی از قهرمانان دوران کودکی کینگ بود اما او خودش را از نظر جسمی و ذهنی برای این مسابقه آماده کرد.
بیلی جین کینگ فیلم بازی ریگز با کورت را بارها تماشا کرد. در شروع آن مسابقه، ریگز یک دسته گل رز به کورت هدیه داده بود و کورت در پاسخ، در برابر او تعظیم کرده بود؛ حرکتی که کینگ معتقد بود دقیقا همان چیزی بود که ریگز میخواست و کورت با این کار «در زمین او بازی کرد.»
کینگ سال ۱۹۷۳ به مجله تایم گفت: «اگر من بودم، او را میگرفتم و میبوسیدم. اگر بخواهد بازی کثیف راه بیندازد، من هم پا پس نمیکشم.»
از سوی دیگر به نظر میرسید که ریگز آمادهسازیاش را چندان جدی نگرفته بود. او اوایل همان سال به ویمبلدون رفته بود تا بازی کینگ را از نزدیک ببیند، اما اصلا تحت تأثیر قرار نگرفته بود.
ریگز به مجله تایم گفت: «بیلی جین کینگ یکی از بزرگترینهای تاریخ تنیس است ولی جلوی من کوچکترین شانسی ندارد. کمی روی اعصابش راه میروم و تمرکز روانیاش را به هم میریزم؛ صدایش درنمیآید اما همین حالا هم میبینم که دارد از درون فرو میپاشد...»

منبع تصویر، Getty Images
کینگ با روحیه بالا وارد زمین شد و حتی نحوه راه رفتن ریگز در زمین که شبیه به اردک بود را دست انداخت، هرچند که بهخوبی میدانست مرز شوخی و جدی کجاست.
ریگز در یکی از جلسات تمرینی با پیراهنی ظاهر شد که دو دایره روی سینهاش (در محل نوک پستانها) بریده شده بود. او به شوخی گفت که این لباس در تن کینگ، قشنگتر از تن او به نظر میرسد.
روز بعد، در آخرین کنفرانس خبری پیش از مسابقه، کینگ با همان صراحت لهجه همیشگیاش، او را یک «آدم حالبههمزن» خطاب کرد. ریگز از او خواست که حرفش را پس بگیرد اما کینگ مستقیم به چشمان او زل زد و گفت: «حرفم همان است؛ حالبههمزن.»
او بعدها به وبسایت دبلیوتیای گفت: «میدانستم که برخی از مردم واقعا حرفهای جنسیتزده او را قبول دارند؛ برای همین میخواستم با قاطعیت و صراحت نشان دهم که این رفتارها اصلا پذیرفتنی نیست.»

منبع تصویر، Getty Images
روز مسابقه ورزشگاه آسترودوم لبریز از جمعیت شد. تماشاگرانی که در صندلیهای ممتاز ۱۰۰ دلاری نشسته بودند، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «ویسکی، زنان و ریگز» و «چه کسی به زنان نیاز دارد؟»
کینگ میدانست که باید نقش خود را در نمایش پیش از مسابقه به خوبی ایفا کند. او ابتدا بر روی یک «تخت روان» که با پر تزئین شده بود و توسط چهار مرد بدون پیراهن در لباس بردگان مصری حمل میشد، وارد زمین شد.
کینگ به بیبیسی گفت: «برگزارکننده مسابقه گفت: "وای، تو فمینیستی ، احتمالا سوار این تخت روان مصری نمیشوی. من هم گفتم: "شوخی میکنی؟ فمینیست بودن چه ربطی به این موضوع دارد؟ ما عاشق سرگرمی و نمایش هستیم. من را بلند کنید و برویم.»

منبع تصویر، Getty Images
پس از آن، ریگز سوار بر یک «ریکشا» (کالسکه دستی) وارد زمین شد؛ ریکشایی که زنانی با تیشرتهای تبلیغاتی «شوگر ددی» (نام یک برند آبنبات) آن را میکشیدند.
آن دو هدایایی را رد و بدل کردند. ریگز به کینگ یک آبنباتچوبی غولپیکر داد که روی آن نام «شوگر ددی» نوشته شده بود. کینگ هم در مقابل، یک بچهخوک به او داد؛ اشارهای طعنهآمیز به شهرت ریگز به عنوان یک «خوک مردسالار.»
کینگ گفت: «نام بچهخوک را رابرت لاریمور ریگز گذاشتم که نام واقعی خود بابی بود. به برگزارکننده گفتم، باید قول بدهی که این بچهخوک کشته نمیشود. نباید از آن ژامبون یا گوشت خوک درست کنید و باید بگذارید در یک مزرعه زندگی کند؛ آنها هم همین کار را کردند.»

منبع تصویر، Getty Images
برخلاف مسابقه سابالنکا و کیریوس، هیچ تغییری در قوانین ایجاد نشده بود. کینگ و ریگز قرار بود در یک زمین استاندارد و در مسابقهای پنج ستی (درست مثل مسابقات انفرادی مردان گرند اسلمها) بازی کنند.
در چنین فضای پرهیاهویی، پیروزی در ست اول حیاتی بود. ریگز به رغم استعداد ذاتیاش، مردی ۵۵ ساله بود که سالها در سطح حرفهای بازی نکرده بود. با این حال در همان ابتدا توانست سرویس حریف را برک (پیروزی در گیمی که حریف سرویس میزند) کند.
کینگ گفت: «حس میکردم ست اول از نظر روانی برای او بسیار تعیینکننده است، بنابراین باید آن را میبردم. افتضاح بازی میکردم، اشتباه داشتم و اساسا داشتم بازی را تقدیمش میکردم.»
«سپس با خودم گفتم: "این لحظه حقیقت است؛ اگر این ست را نبری، همین میتواند مرز بین پیروزی و شکست نهایی باشد."»
کینگ در حالی که ۳-۲ عقب بود، موفق شد بازی را برگرداند. در امتیاز ۵-۴، زمانی که کینگ روی سرویس ریگز به امتیازِ نهایی ست (Set Point) رسیده بود، این مرد آمریکایی که روز قبل ادعا کرده بود «اصلا استرس ندارد»، با یک خطای مضاعف روی سرویس نتیجه را واگذار کرد. ست اول را کینگ برد.
کینگ در این باره گفت: «آن لحظه بسیار کلیدی بود. از نظر روانی ضربه سختی به بابی خورد. وقتی زمین را عوض کردیم، از چهرهاش میتوانستم بفهمم که باورش نمیشود ست اول را باخته است.»

منبع تصویر، Getty Images
کینگ که ذاتا بازیکنی تهاجمی بود مقابل ریگز استراتژیاش را تغییر داد. او بازی را از انتهای زمین به حریف دیکته میکرد و با دواندن ریگز از این گوشه به آن گوشه، او را از نفس انداخت. طبق یکی از گزارشها از ۱۰۹ امتیازی که کینگ به دست آورد، ۷۰ مورد آن «وینر» (گرفتن امتیاز بدون این که حریف بتواند توپ را لمس کند) بود.
کینگ که با نتایج ۵-۳ و ۶-۴ پیش بود، دو «مچ پوینت» (امتیاز منجر به برنده شدن در بازی) را از دست داد. اما ریگز که حالا برای بقا در مسابقه سرویس میزد، دوباره لغزید. در حالی که امتیاز در حالت «دیوس» (۴۰-۴۰) و بازی ۵-۳ بود، یک خطای مضاعف از سوی ریگز، سومین مچ پوینت را به کینگ هدیه داد و سرانجام ریگز با زدن یک ضربه والی به تور، پیروزی کینگ را قطعی کرد.
کینگ دستانش را به نشانه شادی در هوا بلند کرد و سپس ریگز را در کنار تور در آغوش گرفت. او در حالی که جام قهرمانی را بالای سر میبرد، میدانست که پای ورزش زنان ایستاده و پیروز شده است: «پیروزی همیشه باعث آرامش است. خیلی خوشحال بودم که تمام شد.»
«آن زمین تنیس صحنه نمایش من است؛ تو آن را با بقیه شریک میشوی و میخواهی بهترین نمایش را ارائه دهی اما این مسابقه بار سنگینی بر دوش داشت. مدتها بود که برای آن لحظه زندگی کرده بودم.»

منبع تصویر، Getty Images
در همان دقایق اول پس از مسابقه، ریگز اعتراف کرد که کینگ را دستکم گرفته بود: «هر بار که در تبادل ضربات فکر میکردم امتیاز را گرفتهام، او توپ را برمیگرداند و خودش را نجات میداد.»
سپس ادعاهایی مطرح شد مبنی بر اینکه ریگز عمدا باخته است تا بدهیهای سنگین شرطبندی خود به مافیا را تسویه کند. با این حال، تحت هر شرایطی که بود، پیروزی کینگ در ذهن مردم ماندگار شد. کمتر روزی است که کسی درباره «نبرد جنسیتها» با او صحبت نکند.
کینگ میگوید: «برای اولین بار که رئیسجمهور اوباما را در دفتر بیضی (کاخ سفید) ملاقات کردم، گفت: "آن مسابقه را وقتی ۱۲ ساله بودم تماشا کردم. الان دو دختر دارم و آن بازی روی نحوه تربیت آنها تاثیر گذاشت."»
«زنانی که آن مسابقه را دیدند، احساس قدرت کردند و اعتمادبهنفس گرفتند. مردان هم سراغ من میآیند و اتفاقا آنها هستند که خیلی احساساتی میشوند و گاهی حتی گریه میکنند.»
کینگ و ریگز (که اکتبر ۱۹۹۵ درگذشت) پس از آن مسابقه با هم در ارتباط ماندند و ریگز برای کینگ همچنان یک قهرمان ورزشی باقی ماند.
کینگ گفت: «ما با هم در تماس بودیم و شب قبل از درگذشتش، گفتگوی فوقالعادهای داشتیم. او سرانجام فهمید که آن مسابقهای تاریخی بود. همیشه به او میگفتم این یک اتفاق تاریخی است و او میگفت نه، فقط بحث پول است. او به من گفت که دوستم دارد و روز بعد، از دنیا رفت.»
کینگ دوران حرفهایش را با ۳۹ قهرمانی گرند اسلم (در مجموع انفرادی، دو نفره و مختلط) تمام کرد؛ او به همان اندازه که برای قهرمانیهایش شناخته میشود، به خاطر مبارزهاش برای برابری در ورزش در یادها مانده است و شکست دادن ریگز، بخش حیاتی آن مبارزه بود.

































