کانر بن: کلیسا در ۱۲ سالگی گفت که شیطان روحم را تسخیر کرده است

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بابی جکسون
- شغل, بیبیسی
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی است که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا رویدادهایی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.

هشدار: این مقاله حاوی جزئیاتی است که ممکن است برای برخی ناراحتکننده باشد.
در مرکز بالاتنه پر از خالکوبی کانر بن، یک صلیب بزرگ دیده میشود و در پایین شکمش عبارت «از خدا بترس» خالکوبی شده است.
بن از دوران کودکی یک مسیحی معتقد بوده اما پایبندی به ایمانش با آزمونهای سختی روبهرو شده است. بن در کودکی به همراه والدین و خواهر و برادرانش به مایورکا در جنوب اسپانیا رفت و ۱۲ سال را در آنجا گذراند. از بیرون، زندگی او تمام مظاهر تجمل را داشت ولی واقعیت بسیار متفاوت بود.
بن به بخش ورزشی بیبیسی گفت: «من در یک خانه زیبا، یک عمارت زیبا، زندگی میکردم و به مدرسه خصوصی میرفتم. فضا به شدت مسیحی و بسیار مذهبی بود. هم مدرسه بسیار افراطی بود و هم کلیسا. کریسمس را کفر میدانستند و اجازه نداشتیم آن را جشن بگیریم. همه چیز بیش از حد سختگیرانه بود.»
بن که الان ۲۹ ساله است، در یک مدرسه مسیحی بنیادگرا تحصیل میکرد و به او گفته شده بود که «دنیا در آستانه پایان است.» والدین او کاملا به زندگی انجیلی (اوانجلیکال) روی آورده بودند و زخمهایی که این تجربه بر بن برجای گذاشت، بسیار عمیقتر از آسیبهایش در رینگ بوکس است.
حدود ۱۲ سال داشت که مدرسه به این نتیجه رسید که «شیطان، روح بن را تسخیر کرده است.»
بن گفت: «تجربه بسیار آسیبزایی بود. صبح از خواب بیدار میشدی و نمیدانستی که آیا دجال (anti-Christ) اینجاست یا نه. بچه که باشید به راحتی تحت تاثیر افراد صاحب قدرت قرار میگیرید. با نگاهی به گذشته، میبینید که چقدر شرورانه بوده است.»
نایجل، پدر بن، قهرمان سابق جهان در دو وزن مختلف بود و برای شروعی تازه، خانوادهاش را از انگلستان دور کرد.
نایجل پس از خداحافظی از بوکس با مشکلات شخصی دستوپنجه نرم میکرد؛ از جمله اعتیاد جنسی و یک اقدام به خودکشی. او تصور میکرد کلیسا میتواند به مسیر درست هدایتش کند.
بن گفت: «آن زمان پدرم با توجه به همه اتفاقاتی که در زندگیاش میگذشت، بسیار آسیبپذیر بود. پدرم چیزهایی را در زندگی تجربه کرده بود که من قادر به درکشان نبودم. خیلی کم سن و سال بودم. او از خانه بیرون رفت و یک سال با کشیشها زندگی کرد.»
با نفوذی که مدرسه بر والدینش داشت، بن منزوی شده بود و حس میکرد کسی نیست که بتواند به او پناه ببرد: «نمیتوانم بگویم پدر و مادرم لزوما حرفهای مدرسه را باور کرده بودند اما باید در نظر گرفت که کشیشها در قدرت بودند و کاری میکردند که حس کنید شاید واقعا ایرادی وجود دارد. آنها مرا فریب داده بودند، چون فکر میکردم مشکل دارم.»
بن حتی زمانی که پیش خانواده بازگشته بود هم نمیتوانست از افکار تیره رها شود: «کابوس میدیدم؛ یک کابوس تکراری که باعث میشد وحشتزده از خواب بپرم. من فقط یک بچه بودم و نباید چنین رویاها یا ترسهایی را تجربه میکردم.»
«برای بخشیدن به جلسات درمانی زیادی نیاز داشتم»

منبع تصویر، Getty Images
آن تربیت غیرمعمول، باعث شد بن در بزرگسالی فردی «آشفته و خشمگین» باشد. در ۱۸ سالگی، بن و خانوادهاش به استرالیا رفتند و تنها آن زمان بود که او شروع به درک تاثیر کامل تجربیاتش کرد.
بن گفت: «شما در تلاشید تا هویت خود را پیدا کنید و بفهمید کی هستید، در حالی که به شما گفته شده است شاید تسخیر شده باشید.»
او از پدرش دلخور بود ولی پس از آنکه بن دستگیر شد، آنها دوباره به هم نزدیک شدند و شروع به بازسازی رابطهشان کردند: «در ۱۸ سالگی در استرالیا به دردسر افتادم. فکر کردم "باید به خانه برگردم و به پدرم بگویم چه اتفاقی افتاده است." او من را در آغوش گرفت و گفت، "ما از این بحران با هم عبور خواهیم کرد" و متوجه شدم که من را دوست دارد.»
بن در ۲۱ سالگی با همسرش ویکتوریا ازدواج کرد و تقریباً یک سال بعد متوجه شد برای این که بتواند با ترومای خود کنار بیاید، نیاز به کمک دارد.
او حالا دو فرزند دارد و همچنان مسیحی باقی مانده است: «من به ایمانم متعهد هستم و هر روز دعا میکنم تا اجازه ندهم آنها اعتقاداتم را از من بگیرند. میخواهم کلیسایی پیدا کنم که واقعاً خدا را بپرستد و اصول و مبانی مسیحیت را داشته باشد.»
بن در مورد رابطه با پدرش نیز میگوید: «چطور رابطهمان را ترمیم کردیم؟ فقط با صداقت، نشستن کنار هم، ما دست در دست هم گریه کردیم و همدیگر را در آغوش گرفتیم.»
«ما درهمشکستهایم و در برابر هم آسیبپذیر بودهایم. اگر فقط میتوانستم به شما بگویم چند بار روی شانههای هم گریستهایم. زمان طولانی و جلسات درمانی متعددی صرف شد تا بتوانم ببخشم. الان که به پدرم نگاه میکنم، فکر میکنم "تو قهرمان منی." او همیشه قهرمان من بود.»
«عبور بن از یک فصل تاریک زندگی»

منبع تصویر، Getty Images
شکست بن مقابل یوبنک در ماه آوریل حاصل دو سال و نیم انتظار و کشمکش بود. قرار بود این دو در اکتبر ۲۰۲۲ با هم روبهرو شوند ولی به دنبال مثبت شدن جواب آزمایش داوطلبانه دوپینگ بن، مبارزه لغو شد. این اتفاق به نبردی دوساله با نهادهای مبارزه با دوپینگ انجامید تا اینکه در نهایت محرومیت او در نوامبر لغو شد.
بن همواره اتهام دوپینگ عمدی را رد کرده و در تمام این مدت از حمایت پدرش برخوردار بوده است: «بدون پدرم هرگز نمیتوانستم از پسش بربیایم. راستش هر دو با هم داشتیم غرق میشدیم؛ با هم در تقلا بودیم.»
«بارها پیش میآمد که گریان به خانه برمیگشتم، واقعا مثل یک بچه کوچک؛ درست مثل پسر چهارسالهام که پیش من گریه میکند. به پدرم میگفتم، نمیدانم میتوانم دوام بیاورم یا نه و او همیشه کنارم بود.»
بن به دلیل آن چه بخشهایی از مردم بریتانیا آن را دوپینگ میدانستند، بدنام شد و هنگامی که برای رویارویی با یوبانک وارد رینگ شد، هواداران او را هو کردند. اما پس از شکست در آن مبارزه، وقتی برای کنفرانس خبری وارد اتاق شد، حاضران تشویقش کردند.
به نظر میرسد پس از آن نمایش شجاعانه، او کمکم دوباره حمایت افکار عمومی را به دست میآورد و امیدوار است آن فصل تاریک را پشت سر بگذارد: «من برای مردم میجنگم و میخواهم آنها را سرگرم کنم؛ این برایم اولویت بسیار مهمی است.»
«هر بار که وارد رینگ میشوم، هرچه دارم میگذارم؛ تکتک قطرههای خونم را میدهم و با تمام وجود میجنگم. سالها طول کشید تا بفهمم که هرگز برای مردم کافی نخواهم بود. چرا؟ در حالی که دارم نهایت تلاشم را میکنم. من فقط پسری هستم که تمام توانش را میگذارد شبیه پدرش باشد، چون او الگو و قهرمان من است.»










