«نیروی مثبت»؛ چرا رقابت دوستانه به نفع ماست؟
دیوید روبسون، روزنامهنگار

منبع تصویر، Getty Images
یکی ازاثرگذارترین لحظههای مسابقات تنیس ویمبلدون ۲۰۲۲، مسابقهٔ انس جابر و تاتیانا ماریا در رقابت نیمهنهایی زنان بود.
فارغ از جریان مسابقات، این دو بازیکن دوستان صمیمی هستند تا حدی که فرزندان ماریا، جابر را «خاله انس» صدا میزنند و جابر از مهر و علاقه به رقیبش در مسابقات چنین میگوید: «من عاشق تاتیانا هستم و خانوادهٔ او دوستداشتنی هستند».
مسابقه برای رسیدن به دور نهایی گرند اسلم هم تغییری در مسیر دوستی آنها ایجاد نکرد و هر دو بازیکن موفقیتهای یکدیگر با شادمانی جشن میگرفتند.
ماریا میگوید: «در زمین تنیس هر دو میدانیم که موفق میشویم و بیشترین تلاش خودمان را میکنیم و پس از بازی هم اطمینان داریم که همچنان دوستان خوب یکدیگر باقی خواهیم ماند».
ایجاد و تداوم دوستی با رقیب حرفهای کار آسانی نیست. حتی اگر این آشنایی به خوبی پا بگیرد، حسادت و رشکورزی رقابتآمیز روابط را کدر میکند و منجر به آزردگیهای نهفته یا درگیریهای آشکار میشود.
اینکه رقابت انگیزهبخش باشد و باعث شکوفایی تواناییهای فردی شود یا فرد را دچار تردید و دودلی نسبت به تواناییهایش کند بستگی به شخصیت هر فرد و شیوه و خمیرهٔ رابطهٔ دوستی با رقیب دارد.
هرچند این موضوعی است که دربارهٔ آن چندان تحقیق نشده است اما تحقیقات روانشناسی به ما کمک میکند تا دریابیم روابط دوستانهٔ رقابتآمیز چه تأثیری بر عملکرد ما میگذارند و با درنظرگرفتن نکاتی بتوانیم مانند انس و ماریا روابط صمیمانه دوستی با رقبای خود را حفظ کنیم.
تهدید یا چالش؟
تا حدودی روشن است که احساسات دوستانهٔ ضدونقیض و رقابتآمیز میان همکاران نزدیک اجتنابناپذیر است.
شما بیشتر مایل هستید که با فردی در سطح خودتان دوست باشید که بتوانید دربارهٔ تجربههای مشترکتان با هم گفتگو کنید اما این احساس شباهت که افراد را به هم نزدیک میکند ناگزیر باعث بروز مقایسهٔ اجتماعی هم میشود.
این قیاس در شروع دوستی شاید چندان بهچشم نیاید اما اگر دیگری که همزمان با شما کاری را شروع کرده است سریعتر پیشرفت کند طبیعی است که از خودتان بپرسید چرا باید اینطور باشد و البته با کمی تلاش بیشتر شما هم میتوانید به موفقیتهای بیشتری دست پیدا کنید.

منبع تصویر، Getty Images
پژوهشگران سازمانی مدتها بر این باور بودند که رقابت باعث افزایش انگیزه میشود در نتیجه هر دو طرف بیشترین تلاش خود را میکنند.
به همین دلیل است که بسیاری از شرکتها بهعمد با رتبهبندی و درجهبندی کاراییها و اعطای جایزه و پاداش به افرادی که دستاوردهای بیشتری دارند، در میان کارکنان رقابت ایجاد میکنند.
بنابر آخرین پژوهش کریستوفر توو، استاد مدیریت منابع انسانی دانشگاه راتگرز در مجلهٔ مطالعات روانشناسی در مورد شواهد چنین امری تردیدهای وجود دارد.
او به گروهی از پژوهشگران اشاره میکند که از اعضای یک کلوپ دومیدانی خواستند تا رقبای خود در گروه را نام ببرند.
بهطور معمول شرکتکنندگان با حضور رقیب انگیزهٔ بیشتری پیدا میکردند که بر مدت زمان دو آنها اثر میگذاشت و بهطور متوسط با حضور رقیب ۲۵ ثانیه در مسابقهٔ ۵ کیلومتر نسبت به زمانی که رقیب حضور نداشت سریعتر میدویدند.
درحالیکه در پژوهش دیگری نتوانستند ارتباطی میان رفتارهای رقابتآمیز و بهبود کارایی افراد پیدا کنند.
برای مثال در برخی موارد ایجاد حس رقابت با مشخص کردن و درخواست از شرکتکننده برای شکست دادن رقیب حتی کارایی فرد را کاهش داده است. در این آزمایشها شرکتکنندگان بدون رقابتهای اجتماعی و فقط وقتی از آنها خواسته میشد که تلاش کنند کارایی بهتری داشتند.
کریستوفر توو معتقد است میتوان این نتایج ناهمگون را با هم تلفیق کرد. نظریهٔ او بر مبنای «ارزیابی استرس» شرکتکنندگان در پژوهشهاست. اینکه آنها رقابت را پاداش ببینند یا تهدید.
پژوهشهای گوناگونی نشان داده است که وقتی موقعیتی را به عنوان تهدید میبینیم بیشتر تمایل داریم که فکر کنیم توان ادامه دادن نداریم و بر موضوعات منفی که میتوانند باعث ناکامی ما شوند متمرکز میشویم مواردی مانند تحقیر و بیاحترامی. این نگرانی باعث عدم کارایی بدنی و ذهنی میشود.
درمقابل، وقتی موقعیتی را «چالش» ببینیم اعتمادبهنفس بیشتری پیدا میکنیم و آمادگی بیشتری برای نشان دادن تواناییهای خود داریم و بهجای فکر کردن به ناکامی و شکست به آنچه بر اثر تلاشهای خود به دست میآوریم فکر میکنیم.
درنتیجه استرسی که ایجاد میشود سازنده و انرژیبخش است نه درهمشکننده و فرساینده. توو میگوید: «مسئله این است که رقابت شما را سرحال کند یا حالتان را بگیرد».
عوامل گوناگونی بر اینکه رقابت با رقیب را چالش یا تهدید ببینیم وجود دارد از جمله حس «خودکارآمدی» فرد. اگر به توانایی خود در رویارویی با مشکلات اعتماد داشته باشید بیشتر احتمال دارد که رقابت را چالش ببینید.
تاریخچهٔ روابط با رقیب هم بر این موضوع تأثیر دارد. اگر شما و رقیبتان به طور برابر با هم رقابت کنید و هر دو همزمان تشویق شوید همانند انس و ماریا، با اعضای آن باشگاه دوومیدانی، هیچ احساس شرمساری با تحقیر در صورت شکست به شما دست نخواهد داد. در چنین مواردی مسابقه فرصتی است برای هرکدام از شما تا بدرخشید. این نگرش باعث کارایی بهتر میشود.
اما اگر از شخص موردنظر رنجشها و آزردگیهایی داشته باشید دیدن جنبههای مثبت او دشوارتر میشود. شاید رقیب شما حمایتگر یا مغرور یا حتی آزارنده باشد و باعث شود در برابر او احساس حقارت کنید. بهتدریج این هراس شکل میگیرد که هر پیروزی فقط باعث بدتر شدن وضعیت شما میشود.
نتیجهٔ احساس تهدید این است که کارآمدی خود را از دست میدهید و همهٔ احساسات منفی که دارید تشدید میشود.
او در مقالهٔ خود اشاره میکند نتایج منفی بهطورمعمول در موقعیتهایی رخ میدهد که نگرش تهدید به رقابت داریم و انگیزه و فواید آن زمانی ایجاد میشود که شرکتکنندگان بتوانند رقابت را چالش مثبتی ببینند.
مهار خودشیفتگی
اثرات بینفردی رقابت بر روابط شما با همکاران بستگی به شخصیت افراد درگیر ماجرا دارد.
انس و ماریا توانستهاند جاهطلبیهای میدان مسابقه را از فضای دوستی خود منفک و جدا نگه دارند اما برای مثال افرادی که شخصیت خودشیفته دارند بیشتر احتمال دارد که رقابت را منفی برداشت کنند.
افرادی که دارای ویژگی شخصیتی خودشیفته هستند احساس حقبهجانب بودن و نیاز فراوانی به تحسینشدن دارند، آنها نسبت به موقعیت خود بسیار حساس هستند و به طور مداوم خود را با دیگران مقایسه میکنند.
این رفتار به طور مشخص منجر به مقایسهٔ دستاوردها و موفقیتهای اطرافیان با خودشان میشود و اگر احساس کنند از اطرافیان عقب افتادهاند رحم و گذشتی نشان نخواهند داد.
ویرژیل زیگلر هیل، استاد بخش روانشناسی دانشگاه اوکلند در ایالت میشیگان، ایالات متحدهٔ آمریکا میگوید: «افراد خودشیفته همه چیز را به صورت رقابت میبینند و احساس ارزشمند بودن در آنها با ناکارآمدیهای دیگران درهمتنیده شده است».
لازم است بگوییم که همهٔ خودشیفته همانند و همسان نیستند، نگرش آنها به افراد دیگر گوناگون است.
زیگلر هیل میگوید برخی از آنها از خود محافظت میکنند و رفتار دفاعی دارند. آنها در پرسشنامهها بیشتر با گزینههایی مانند «از شکست رقبای خود لذت میبرم» را انتخاب میکنند.
این افراد در صورتی که موقعیت خود را در معرض تهدید ببینند بیشتر احتمال دارد که نابکاری و رذالت کنند.
گروه دیگری از آنها به جای تحقیر دیگران بیشتر در تلاش برای ارتقای خود هستند. (در پرسشنامهها گزینههایی مانند «من عالی هستم» را انتخاب میکنند).
آنها مراقب موقعیت خودشان هستند اما کمتر احتمال دارد که در دوستی شرارت و بدجنسی کنند.
اگر متوجه تنشهایی میان خود با دوست یا همکاری شدید توجه به این تنشهای ظریف مهم است. خودشیفتههایی که از خود محافظت میکنند بیشتر احتمال دارد که در هر موقعیت رقابتآمیزی احساس رقابت کنند.
زیگلر هیل هشدار میدهد: «باید مراقب باشید که چطور حتی مسائل ساده و پیشپاافتاده ممکن است از نظر آنها به رقابت تعبیر شود».
در این موارد گاهی کمی نوازش غرور و خودخواهی فرد کمک فراوانی میکند. «اگر دوست یا همکاری دارید که خیلی اهل رقابت است و میخواهید این رابطه را حفظ کنید باید راهی پیدا کنید که نشان دهید برای آنها ارزش قائل هستید».
پرهیز از درگیری
اگر در رقابت مستقیم با دوستان و همکاران قرار گرفتید توو پیشنهاد میکند از این موقعیت بیشترین بهره را ببرید. ابتدا «ارزیابی استرس» کنید، باید راهی پیدا کنید تا موقعیت را چالش ببینید نه تهدید.
باید این موقعیت را فرصتی برای نشان دادن تواناییهای خود و دستیابی به یکی از بلندپروازیهای خود ارزیابی کنید و بیش از حد به آسیب احتمالی به موقعیتتان یا شرمساری در صورت شکست فکر نکنید.
پیشنهاد دیگر توو این است که «افراد را از مشکل تفکیک کنید».
اگر احساس استرس میکنیم بهراحتی ممکن است به ذهن اجازه دهیم هولناکترین موقعیتهای را تجسم کند که شامل نگرانی از رفتار طرف مقابل و تلاش او برای ویرانی همه تواناییهای شما میشود.
این نگرش راه به سوی موفقیت نمیبرد و فقط باعث درهمشکستگی میشود. توو میگوید: «فقط بر آنچه بهنفع خود شماست تمرکز کنید».
در پایان باید بهخاطر داشته باشید که آیا رفتار خودتان هم پذیرنده و مبتنی برهمکاری دوطرفه بوده است؟ برای مثال اگر شما به دنبال همان ارتقای شغلی همکار نزدیک خود باشید باید در مورد آن صریح و روشن گفتگو کنید.
اگر هر دو با هم روشن و شفاف گفتگو کنید کمتر احتمال دارد که نسبت به نارو و نارواهای همدیگر بدگمان باشید، رفتارهایی که به طور مارپیچی رابطه را به سوی نابودی سوق میدهد.
اگر با مهارت و ظریفاندیشی برخورد کنیم رقابت دوستانه باعث بروز بهترینها در هر فرد میشود همانطور که انس و ماریا امسال در مسابقات تنیس ویمبلدون به ما نشان دادند.
در پیروزی یا شکست، احترام متقابل و تحسین و حفظ رابطهٔ دوستانهٔ حمایتگر و دوطرفه را پاس بداریم.














