|
پرده اسرار: نی نواز | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کمال در تپه سر سبز، کنار سنگی نشسته و منتظر آمدن فريد دوستش هست. کمال با همه هوش، گوش به راديو داده است و بيتی (من نی نوازم، نی می نوازم) را می شنود. درهمين حال فريد هم با ترمش می رسد و علت سودايی بودن دوستش را می پرسد. کمال می خندد و از توله می گويد که صدای خيلی مقبولی دارد. فريد ترمش را کشيده، می گويد که اين هم کم از توله نيست. کمال با ديدن ترم اشتياقش بيشتر شده، ترم را می نوازد تا صدای آن را با چيزيکه در راديو می شنود به مقايسه گيرد که يکباره کاکا پرده دار حضور می يابد. او پس از سلام عليکی به بچه ها می گويد: حتما باز هم دنبال دريافتی رازی هستيد که من را حاضر کرديد. اطفال با يک صدا جواب مثبت می دهند و می پرسند تا هر چه زودتر پرده از روی راز ديگر بردارد. کمال می گويد حتما چوب است دگه! پرده دار نمی پذيرد و با اشاراه های بيشتر می گويد مردم ازش قلم می سازند.
اطفال از عقب پرده رمه چران (شبان) را می نگرند که دور تر از جمع رمه هايش زير درخت سبز نشسته و توله می زند. اطفال يکجا با کاکا پرده دار نزد کريم چوپان رفته و با او سلام عليکی می کنند. پرده دار از توله نواختن کريم توصيف می کند و ازش می پرسد آيا می داند که توله از چه ساخته می شود؟ کريم پاسخ می دهد که او توله اش را از نی ساخته است. فريد می گويد توله سوراخ های دارد و او متوجه می شود که انگشتان کريم هنگام توله زدن روی سوراخ های توله می رقصند. کريم توله می زند و برای اطفال عملا به اثبات می رساند که هر سوراخ توله صدای جداگانه دارد. اطفال از پرده دار در مورد می پرسند. پرده دار می گويد که سرعت و حرکت هوا باعث برآمدن اين صدا می شود. اطفال تعجب می کنند. پرده دار برای بهتر فهماندن اطفال، بوتل (شيشه) کوچکی را از جيبش بر آورده سرپوش آن را می گيرد و بوتل را به اطفال می دهد. سپس از آنها می خواهد تا دهانه بوتل را مايل گونه نزديک دهن شان گرفته و آن را پف کنند. اطفال چنان می کنند و آوازی از درون بوتل می شنوند. پرده دار می گويد هوای که به شدت داخل بوتل می شود و دوباره برمی آيد شما آنرا به گونه همين صدا می شنويد. او به ادامه سخنانش می گويد: "وقتی نی را منحيث يکی از آله های موسيقی کار می گيرند آنرا هم مانند توله ميان تهی می کنند و سوراخ های بر آن می نهند.
فريد می گويد از نی چيغ يا پرده می بافند و در تابستان برای (جلوگيری از تابش آفتاب) در دم کلکين ها و دروازه ها کار می گيرند. کمال می گويد نی را در ساختن خانه بالای دستک ها می اندازند تا از ريختن خاک جلوگيری به عمل آيد چون نی از يک سو سبک است و از طرف ديگر محکم است. پرده دار با اشاره به دور دست ها می گويد، کوچی ها از نی چپری يا خانه های گرد گرد (مدور) می سازند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||