BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 07:42 گرينويچ - جمعه 23 ژوئن 2006 - 02 تیر 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
پرده اسرار: نی نواز

پرده دار در مورد نی معلومات می دهد
کمال در تپه سر سبز، کنار سنگی نشسته و منتظر آمدن فريد دوستش هست. کمال با همه هوش، گوش به راديو داده است و بيتی (من نی نوازم، نی می نوازم) را می شنود.

درهمين حال فريد هم با ترمش می رسد و علت سودايی بودن دوستش را می پرسد. کمال می خندد و از توله می گويد که صدای خيلی مقبولی دارد. فريد ترمش را کشيده، می گويد که اين هم کم از توله نيست.

کمال با ديدن ترم اشتياقش بيشتر شده، ترم را می نوازد تا صدای آن را با چيزيکه در راديو می شنود به مقايسه گيرد که يکباره کاکا پرده دار حضور می يابد. او پس از سلام عليکی به بچه ها می گويد: حتما باز هم دنبال دريافتی رازی هستيد که من را حاضر کرديد.

اطفال با يک صدا جواب مثبت می دهند و می پرسند تا هر چه زودتر پرده از روی راز ديگر بردارد.
پرده دار خنديده می گويد پيش از اينکه شعر پرده را بخوانم، بگوئيد که آن چيست که ازش توله می ساختند؟

کمال می گويد حتما چوب است دگه! پرده دار نمی پذيرد و با اشاراه های بيشتر می گويد مردم ازش قلم می سازند.
فريد می گويد آهنست آهن! باز هم پرده دار سرش را به علامت منفی تکان می دهد. او در امتداد نقل هايش می گويد بعضی کس ها ازش خانه هم می سازند.

درمورد نی
 . پرده دار برای بهتر فهماندن اطفال، بوتل کوچکی را از جيبش بر آورده سرپوش آن را می گيرد و بوتل را به اطفال می دهد. سپس از آنها می خواهد تا دهانه بوتل را مايل گونه نزديک دهن شان گرفته و آن را پف کنند. اطفال چنان می کنند و آوازی از درون بوتل می شنوند. پرده دار می گويد هوای که به شدت داخل بوتل می شود و دوباره برمی آيد شما آنرا به گونه همين صدا می شنويد. او به ادامه سخنانش می گويد: "وقتی نی را منحيث يکی از آله های موسيقی کار می گيرند آنرا هم مانند توله ميان تهی می کنند و سوراخ های بر آن می نهند
از گفته های پرده دار
بازهم اطفال اظهار بی اطلاعی می کنند. سرانجام کاکا پرده دار شعر پرده را خوانده، پرده جادوی با وزش نسيم ملايمی کنار می رود.

اطفال از عقب پرده رمه چران (شبان) را می نگرند که دور تر از جمع رمه هايش زير درخت سبز نشسته و توله می زند.

اطفال يکجا با کاکا پرده دار نزد کريم چوپان رفته و با او سلام عليکی می کنند. پرده دار از توله نواختن کريم توصيف می کند و ازش می پرسد آيا می داند که توله از چه ساخته می شود؟

کريم پاسخ می دهد که او توله اش را از نی ساخته است. فريد می گويد توله سوراخ های دارد و او متوجه می شود که انگشتان کريم هنگام توله زدن روی سوراخ های توله می رقصند.

کريم توله می زند و برای اطفال عملا به اثبات می رساند که هر سوراخ توله صدای جداگانه دارد. اطفال از پرده دار در مورد می پرسند. پرده دار می گويد که سرعت و حرکت هوا باعث برآمدن اين صدا می شود.

اطفال تعجب می کنند. پرده دار برای بهتر فهماندن اطفال، بوتل (شيشه) کوچکی را از جيبش بر آورده سرپوش آن را می گيرد و بوتل را به اطفال می دهد. سپس از آنها می خواهد تا دهانه بوتل را مايل گونه نزديک دهن شان گرفته و آن را پف کنند.

اطفال چنان می کنند و آوازی از درون بوتل می شنوند. پرده دار می گويد هوای که به شدت داخل بوتل می شود و دوباره برمی آيد شما آنرا به گونه همين صدا می شنويد. او به ادامه سخنانش می گويد: "وقتی نی را منحيث يکی از آله های موسيقی کار می گيرند آنرا هم مانند توله ميان تهی می کنند و سوراخ های بر آن می نهند.

اشیای که از نی ساخته می شود
از نی چپری يا خانه های گرد گرد (مدور)، چيغ يا پرده می بافند و در تابستان برای (جلوگيری از تابش آفتاب) در دم کلکين ها و دروازه ها کار می گيرند. نی را در ساختن خانه بالای دستک ها می اندازند تا از ريختن خاک جلوگيری به عمل آيد چون نی از يک سو سبک است و از طرف ديگر محکم است.
کمال می پرسد بدون نی و توله دگر چه چيزهای از نی ساخته می شود؟ پرده دار با اشاره به گفته قبلی خود، يک عدد نی را گرفته ضمن اينکه عملا آنرا با چاقو می تراشد به اطفال می گويد از نی اينطور قلم می سازند باز آنرا در رنگ زده روی کاغذ در فرا گرفتن خطاطی و مشق کار می گيرند. پرده دار تاکيد می کند تا در تراشيدن نی به گونه قلم نبايد احتياط را با دستان خود فراموش کرد.

فريد می گويد از نی چيغ يا پرده می بافند و در تابستان برای (جلوگيری از تابش آفتاب) در دم کلکين ها و دروازه ها کار می گيرند. کمال می گويد نی را در ساختن خانه بالای دستک ها می اندازند تا از ريختن خاک جلوگيری به عمل آيد چون نی از يک سو سبک است و از طرف ديگر محکم است.

پرده دار با اشاره به دور دست ها می گويد، کوچی ها از نی چپری يا خانه های گرد گرد (مدور) می سازند.
درهمين حال بازهم باد وزيدن می گيرد و پرده دار، کمال و فريد با کريم خدا حافظی می کند و با عجله به طرف پرده اسرار می شتابند.


دریای هریروديک قصر و هزار دريچه
هريرود
گوسفند جادوگرقصه های زندگی
گوسفند جادوگر
بازار کاسه های گلی استالفچهره ها و جايها
بازار کاسه های گلی استالف
از برنامه های آموزشی بی بی سی برای کودکان افغانخورجين بنجاره
از شیر تا قروت
کارخانه توليد واسلينپرده اسرار
کارخانه توليد واسلين
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران