|
چهره ها و جا ها : بازار کاسه های گلی استالف | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جميله و نجيب در حالی سراغ نظيفه را می گيرند، که او مصروف شستن ظرف ها در کنار چمشه است. آنها پس از سلام عليکی با نظيفه از ظروف قشنگش تعريف می کنند. نظيفه واضح می سازد که اين ظرف ها را کاکايش از جای برايشان تحفه آورده است. نجيب از نقش و نگار که با ظرافت تمام روی يکی از کاسه ها کار شده به خواهرش می گويد. آنها در همين مورد گرم صحبت اند و آرزوی خريد همچو کاسه و دريافت نام اين آن را می کنند که خاله گاديران حضور می يابد. قبل ازاينکه اطفال درمورد کاسه گلی چيزی به خاله گاديران بگويند، خاله گاديران می گويد: "حتما در مورد کاسه استالفی حرف می زديد".
اطفال با اشتياق می پرسند: "از کجا"؟ خاله گاديران با کلمات جادويی گادی جادوييش را می خواهد و اطفال را با خود به طرف بازار کاسه های گلی جانب استالف (يکی از ولسوالی های شمالی کابل) می برد. ولی نظيفه بنا بر مصروفيت شستن ظروف و نگرفتن اجازه از مادرش، با آنها نمی رود. درطول راه نجيب و جميله با خاله گاديران در مورد بازار کاسه های استالفی حرف می زنند که ناگهان توجه نجيب را تپه بلند با انبوهی از درخت ها جلب می کند. او درمورد می پرسد. خاله گاديران می گويد که فعلا آنها در استالف رسيده اند و اين تپه تخت استالف نام دارد. او ادامه می دهد که استالف يکی از بهترين تفريجگاه های افغانستان به شمار می رود که اغلبا مردم از نقاط مختلف به ديدن آن می آيند. سرانجام گادی در بازار کاسه های گلی استالف فرو می نشيند. وقتی اطفال از گادی پياده شده به دکان های بازار ژرف می شوند، اشيای مختلف با رنگ و رنگ آميزی های مقبول آن، آنها را به طرف خود می کشاند.
فروشنده کوچک خودش را غلام معرفی کرده، در برابر پرسش جميله می گويد: "دراينجا رقم، رقم چيزها پيدا می شود مانند: شيرينيدانی های خورد و بزرگ، کاسه های شوربا خوری و دوغ خوری، غوری های پلو خوری جک آب، چاينک، پياله، شمع دانی، ميوه دانی، سگرت دانی، قلمدانی، دخلک برای پس انداز پول، گلدانی و انواع بازيچه های طفلانه". نجيب هم از بازيچه های مانند: طوطی، اسپک، شير و سگ، فيل کوچک، کبوتر و بقيه پرندگان نام می برد. جميله می پرسد که اين همه اشيا را در کجا می سازند؟ فروشنده کوچک می گويد: "تمامی اشيای که نام گرفته شد درهمين بازار ساخته می شود". درهمين هنگام اطفال برای دريافت معلومات بيشتر به دکان ديگر رفته از دکاندار ديگر که مرد کهن سال است در مورد ساخت اشيای استالفی می پرسند. مرد فروشنده می گويد درپهلوی اينکه همه اين اشيا در همينجا ساخته می شود، همه را خود کارگر های ما رنگ آميزی می کنند، به همين منظور اين اجناس خاص است. او در برابر تعجب و پرسش اطفال به توضيحاتش ادامه می دهد: " کاسه های استالفی را در پاکستان هم به تقليد از کاسه های استالفی می سازند ولی به ساده گی می توان آن را از نگاه رنگ آميزی و ظرافت نقش و نگار، تفکيک کرد". نجيب و جميله از ازدحام مشتريان و بازار پر فروش اجناس استالفی به خاله گاديران می گويند. خاله گاديران بعد از گفت و شنيد با مشتريان سرانجام در می يابد که روزانه مردم برای خريد اشيای طرف ضرورت شان از نقاط مختلف به اين بازار می آيند. درمورد اينکه آيا اشيای استالفی تنها در افغانستان به فروش می رسد يا اينکه به خارج هم صادر می شود از يکی از فروشنده ها طالب معلومات می شوند. مرد فروشنده ضمن اينکه مصروف فروش کاسه هاست می گويد: "برعلاويکه اشيای استالفی به ولايت هرات، مزار، ننگرهار، کندهار، کندز، کابل و بقيه ولايات افغانستان صادر می شود، حتی در خارج هم مانند انگلستان، اطريش، پاکستان، ايران، هند، جاپان (ژاپان) و ديگر ممالک صادر می شود". مرد فروشنده با خرسندی تمام می گويد در هرگوشه دنيا اشيای استالفی به نام استالف افغانستان می رود چون ما تاپه يا ليبلAfghanistan Made in Estalif (ساخت استالف) را به آنها می زنيم.
فروشنده کهن سالی که مصروف پاک نمودن گرد کاسه های جلو دکانش است، می گويد: "درمورد قدامت اين بازار معلومات درست در دست ندارم، اما شنيده ام که اين بازار بيشتر از ۹۰ يا ۱۰۰ سال قدامت دارد و در حدود ۲۳ ، ۲۴ دکان مخصوص فروش اشيا و اجناس استالفی است". در اخير اطفال اشيای طرف ضرورت شان را از بازار خريداری کرده يکجا با خاله گاديران ذريعه گادی جادوی طرف خانه هايشان راه می افتند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||